اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
شما ويس ميدين صداي دهنتون نمياد؟ من ويس ميدم صداي موسين ترشح كردنِ سلول هايِ جدارِ حفره هايِ معدم هم مياد، حتا صداي هم انتقاليِ گلوكز با سديم براي ورود ب سلول هايِ پوششيِ استوانه ايِ روده م.
يك نفر آدمم و چند نفر ناناحن..
دوباره ميشينم دستاتو ميگيرم نميپرسم ميموني، ميدونم ميگي ن..
امروز كسي ك عطر تو را زده بود در خيابان از كنارم رد شد، و اين يعني قتل غير عمد!
انگار متصل ب دنياي ماوراي مني..
حوصله ي اوني ك حوصله تونو نداره، نداشته باشين.
اوني ك بلاكتون ميكنه رو بلاك كنين.
حرف اوني ك حرفاتون براش مهم نيست، براتون مهم نباشه
Forwarded from fazism (ғαeze)
" به اونایی ک بهمون اهمیت نمیدن اهمیت ندیم "
خیلی ساده به نظر میاد . ساده و نشدنی
زندگي را رنگِ ديگر ميدهد زندان عشق
آسمان از لابِلايِ ميله ها آبي تر است..
اينكه ما توسط كسايي خورد و ضايع ميشيم ك تصورشم نميكنيم ي چيز عاديِ و اينكه كِي قراره من بهش عادت كنمو نميدونم راستش
كاش ي خاننده بودم ك سرمو با زندگي هنري خودم گرم كرده بودم و هيچوقت درگير اين احساسات كوفتي نميشدم، هيچوقت اين اتفاقات رو تجربه نميكردم و سرمو گرم گيتار و كوك صدام ميكردم..
وقتي نيازتون دارن بهتون پيام ميدن؟ مارو نيازم ندارن.
اونكه يبار دلتو شكست بازم ميتونه، صدبارم ميتونه، كافيه ي بار ديگه دلتو دو دستي بدي بهش و فرصتشو بهش تقديم كني تا اين كارو بكنه.
“You could break my heart into
tiny
little
pieces
and i'd still pick them up
and put them back in your hands.”
خب، امتحاناتون تامام شد پس رمانمو براتون ميزارم و اميدوارم ك واقعا خوشتون بياد و بخونين. نظر بدين. و نكات ريزي ك توي متن گنجونده شده رو بفهمين:) و البته پخش كنين رمانو تا كسايي ك ميخان بيان و بخونن
#ناپلوني #الماه (كاش اسمم #الياس بود)
براي بار بيستم سيم پرينتر رو چك ميكنم و روي گزينه پرينت كليك ميكنم. صدايي از پرينتر خسته م خارج ميشه و دوباره سه تا چراغاش رنگ قرمزو ب خودشون ميگيرن. دستامو روي چشمام ميزارم و پاهامو ميكوبم روي زمين. حسابي كفري شدم.
ي مشت ب پرينتر حواله ميكنم و سعي ميكنم ي راهي براي درست كردنش پيدا كنم. ميتونم خيلي راحت زنگ بزنم ب آيدا و ازش مشكل اين كوفتي رو بپرسم اما رو انداختن ب آيدا آخرين چيزيه ك ميخام.
ياد جمله ارغوان ميوفتم «واي سرمه اگه بتوني زمانبندي كلاسارو برام پرينت كني ك خيلي ممنونت ميشم، نميدوني چ لطف بزرگي بهم ميكني.» لطف بزرگ كن ب اون تنها چيزيه ك الان ميخام چون اصولا لطفاي بزرگ (ك لزوما خيلي هم بزرگ نيستن) باعث نزديك شدن آدما ب همديگه ميشه و ارغوان دوست خوبي ب نظر مياد.
تويِ گوشِ حسِ مقاومتم براي زنگ نزدن ب آيدا يدونه كشيده محكم ميزنم و گوشيمو برميدارم. صداش خيلي خندون توي گوشي ميپيچه و باعث ميشه براي هزارمين بار ب اون شادي اي ك هميشه توش در حال غرق شدنه، حسودي كنم: جانم دخترخاله؟
ميگم: سلام! شرط ميبندم صداي راميارو از اونور گوشي ميشنوم ك ميگه: كيه آيدا؟ صداي ناواضح آيدا ميپيچه تو گوشم: سرمه س! (يادم باشه بهش بگم دفعه بعد دستشو درست بگيره جلوي ميكروفون گوشي)
ميگه: سلام! جانم كاري داشتي؟ ميگم: راستش ي فايلي رو ميخام پرينت بگيرم اما... نميزاره حرفم تموم شِ، داد ميزنه: فرزين انقد اون جوجه هارو باد نزن ميسوزه.
ناراحتي مثه ي هيولا از تاريكي پشت در اتاقم ميپره بيرون و خيمه ميزنه روم! همشون رفتن خوشگذروني و منو يادشون رفته.. يادشون نرفته، منو نميخاستن..
دوباره صداش ميپيچه تو گوشي ك ميگه: ببخشيد عزيزم گفتي پرينت نميشه؟ بغضمو قورت ميدم و ميگم: بله. -سيماش وصله؟ +بيشتر از شيش بار چكش كردم! -خاموش روشنش كردي؟ +سه بار! -خب پس مشكل از لپتابته. ببين برو تو كنترل پنل اونجا ي بار ديگه پرينترتو شناسايي كن. +فرقيم ميكنم؟! -عاره ببين من الان كار دارم جايي هستم. تو امتحان كن نشد باز باهام تماس بگير هوم؟ +باشه دستت دردنكنه. -خدافس.. و قبل از زدن اندكال داد زد:مرجان دو دقه خفه شو اومدم..
دست روي رطوبت چشمام ميكشم و از اون كشيده اي ك ب حسم زدم پشيمون ميشم. حتا ب من نگفت ك با بچه ها بيرونه.
حس اضافي بودني ك اين سالها فقط كارش تشر زدن ب من بود اين بارم منو شامل مرهمتش كرد!
عاشق جوجه كباب بودم من! كي ميدونست؟ كي اهميت ميداد؟
#پارت_اول #زندگي_سرمه_اي #الماه
هركي خوند تو ناشناس اعلام كنه و نظراتشو درباره شروع داستان، شخصيت پردازي، فضا سازي و اينا بگه، اگرم خاستين بزارين چانالاتون تا شايد كسي ا ممبراتون خاستن بخونن^-^