افرین وقتی میبینین ما از یکی خوشمون نمیاد برین ته دوستی با طرفو در بیارین.
وقتی بیاحترامی میکنین، حرمتا رو میشکونین، همهچیز رو خراب میکنین و باز هم روتون میشه و میاید پیام میدین دلم میخواد بتونید به خودتون از دید من نگاه کنید.
یه جوری تو توییتر غریبم که دارم روحیه خودم رو توی بدون لایک و فالوئر ادامه دادن تحسین میکنم.
همونجور که ماهی برای تنفس و ادامهٔ زندگی به آب نیاز داره، من به چایی نیاز دارم.
مرد رویاهای من میدونه اگر وقت غذا ملچ مولوچ کنه یا قاشقش بخوره به دندوناش چیجوری مورد عنایت قرارش میدم.
درسته که از دماغ فیل نیوفتادم. اما حس میکنم یه دماغ فیل افتاده روم که انقدر خسته و لِهم همیشه.
استفادهٔ من از بستههای اینترنتی ماهانه اینجوریه که تو دو روز اول ۸۰ درصد از حجم بسته رو استفاده میکنم و تو بیست و هشت روز آینده با همون ۲۰ درصد باقیمونده زندگیمو میگذرونم.
Forwarded from حالِ دل
یه مشت معتادِ چایی دورِ هم جمع شدیم
یه مشت تمساحِ در کمین..
یه مشت تمساحِ در کمین..
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
همیشه ته همهچیز بده. اگر هنوز خوبه چون به تهش نرسیده عزیزدلم.
تهِ همه چیو خودمون مشخص میکنیم :)
بستگی داره کِی بخوایم برسیم ب ته.
بستگی داره کِی بخوایم برسیم ب ته.