اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
وقتي انقد بچه ايد و فك ميكنيد همه چي بچه بازيه، جواب وجدانِ خودتونم با صداي بچگونه ميدين؟
دوست داشتنِ تو
طبيعتِ من
قضاوت نكنين، ايدز داره.
از عادت كردن فرار ميكردُ ب فرار كردن عادت داشت.
انتخاب از بين چندين اجبار
هميشه سرنوشت ا من چيزيو ميخاد ك ميدونه خيلي دوسش دارم؛
حق دارن اون چشات
اگه پرتوقعن
ماهيو هروقت از آب بگيري تازه س، ماهيِ ما تو آبِ، مُرده ولي راستش!
تو همون خاطره اي هستي ك با ب يادآوردنش ي لبخند ميشينه رو لبم و دو ثانيه بعدش بغضم ميگيره.
دنيا منتظر نشست من عاشق شم ك اسم همه كوچه هاش "اميد" بشه.. #ايهام
من هنوزم دوسِت دارمُ بهت فكر ميكنم، ثانيه ب ثانيه؛ دلمم ب دوست داشتنِ تو خوشه، اگه هنوزم داريش بيا بده بم نشونه، من هنو گردنبندمونو ميندازم.
من هنوزم ب حرفامون فكر ميكنمُ عكساتُ نگا، هنوزم تو خيابون چشام دنبال چشاتِ، اين حرفارم مسلما نميتونم جلو روت يا پيويت بگم و ميدونم اينجارم چك ميكني، ميدوني اين درست نيست من اينهمه حرف بزنم و تو سكوت كني و سكوت؛ و سكوت.
تو "نميفهمم آخه برا چي" ترين حالتِ ممكنم.
ته تهش بالاخره يكي مياد ك شما ب اندازه تموم گشادياتون واسش تلاش ميكنين.
اشكال نداره بشكونيد، دل نيست ك، استخون جناغِ!
همه دارن ميرن؟
تو بمون، تو ثابت كن خودتو
من همونيم ك نقاش خوبي نبود اما طرح لبخنداتو هزاربار رو قلبش كشيد. #المآه
تو تنها باوري بودي ك آدم ب داشتنش شك ميكرد؛
اصولا من آدمِ خيلي چسناله كني نيسم، كسيم نيسم ك تا تقي ب توقي ميخوره بخام همه چيُ بهم ربط بدم. اما يكي از ويژگي هايي ك بعد از تو روي من فعال شد اين بودش ك دقيقن تا تقي ب توقي ميخوره يادِ تو مي افتم و همش دارم ب اين فكر ميكنم ك الان داري ب چي فك ميكني يا داري چيكار ميكني. نميدونم اينا نشونه چيه ك بخام نگرانش باشم يا ن.. الان ك از خاب بلند شدم و برفارُ ديدم اولش خيلي ذوق كردم چون بالاخره برف ديده بودم! ب دو ثانيه نكشيد گفتم يني الان اون داره چيكار ميكنه؟ اونم خوشحال شده؟ چيجوري لبخند زده؟ خاهرش كنارش بوده از خوشحالي بغلش كرده؟ اونم ياد من افتاده؟ اونم ب اين فكر كرده ك من چيجوري لبخند زدم يا كي كنارم بوده ك با بغل خوشحاليمو بهش منتقل كنم؟ بعد با خودم گفتم خب ن مسلما احمق، اون بهت فكرم نميكنه، اون فراموشت كرده، اون دوسِت نداره. واقعن نميفهمي؟ يادت نمياد اون اواخرُ؟ يادت نمياد چيجور سرد و بي اهميت بود؟ بعد ياد حرفاي گرمش ميوفتم. ياد خاطرات قشنگمون. ياد وقتي ك بهم ميگفت: عشق يبار مرگ يبار! بعدش وجودم دو قسمت ميشه، ي قسمت طرفدار سرديشِ ي طرف گرميش. منم اين وسط ديوونه ميشم و ب اين فكر ميكنم ك يني اين امكان وجود داره ك ي روزي اون بيدارم كنه بگه: پاشو ببين چ برفي اومده و وقتي ميرم كنار پنجره و ذوق ميكنم اون باشه ك خوشاليمُ ا راه بغل بهش منتقل كنم؟ مياد يني؟
#تخيلاتيكخاكميخورند #المآه