Forwarded from خط سوم
کاش میشد آدمها، موقع خداحافظی، یه تیکه از قلبشون رو به همدیگه بدن، که بعد اون تیکه رو بکاریم و بزرگ بشه و گل بشه. تا هروقت به اون گل نگاه کنیم، از حال دل همدیگه خبردار بشیم.
انقد حواسمون بود بقیه ناراحت نشن حواسمون نبود خودمون ناراحت نشیم.
باز بابام مراعات میکنه. من اگر دخترم انقدر بخوره پرتش میکنم از خونه بیرون.
هر بار که میخواهم دوباره به سمتت بیایم، یادم میافتد که دلتنگی هرگز بهانهی خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست.
کل شهر خوابن. کوهها رو یه مه قشنگی پوشونده و یه بارون نمنم و خوشبویی در حال باریدنه.
بعضی وقتا میخوام که ازش بدم بیاد.
بعضی وقتا بدم میاد که اونو میخوام.
بعضی وقتا بدم میاد که اونو میخوام.
Forwarded from Gabbro
اصلا اهمیتی نداشت که چه کاری بکنم، فقط دلم میخواست نه کسی مرا بشناسد و نه من کسی را بشناسم. بعد باید نقش یک آدم کر و لال را بازی میکردم، چون اینجوری دیگر مجبور به حرف زدن با آدم های ابله نمیشدم.
Forwarded from Gabbro
سال ۹۸
نمیتونم پیشبینی کنم، اما میخوام به خودم و فکرام جهت بدم.
تلاش هدفدار، پیدا کردن چیزهایی که ارزش داره، انتخابی عمل کردن، سودمندی موقعیت هارو سنجیدن، درگیر حاشیه و آدم هاش نشدن، اهمیت ندادن به غیر از خود، دست کشیدن از چیزهایی که دست من نیست، ثبات فکری و عملکردی، تعادل و پافشاری در متعادل ماندن، لبخند زدن به محیط، واکنش نشون ندادن، نظم شخصی، حفظ دایره ی امن، حفظ فاصله با آدم ها، اثر پذیری کمتر از محیط، دست کم نگرفتن درون، ضعف نشون ندادن، تغییر چهره ی افسرده به بیخیال.
نمیتونم پیشبینی کنم، اما میخوام به خودم و فکرام جهت بدم.
تلاش هدفدار، پیدا کردن چیزهایی که ارزش داره، انتخابی عمل کردن، سودمندی موقعیت هارو سنجیدن، درگیر حاشیه و آدم هاش نشدن، اهمیت ندادن به غیر از خود، دست کشیدن از چیزهایی که دست من نیست، ثبات فکری و عملکردی، تعادل و پافشاری در متعادل ماندن، لبخند زدن به محیط، واکنش نشون ندادن، نظم شخصی، حفظ دایره ی امن، حفظ فاصله با آدم ها، اثر پذیری کمتر از محیط، دست کم نگرفتن درون، ضعف نشون ندادن، تغییر چهره ی افسرده به بیخیال.