اینجا جوین نده، نیستم دیگه
الآنم دارم «قلعهی حیوانات» رو میخونم. قشنگه اما خیلی سیمپله درواقع. نمیدونم شایدم خیلی قویه و من درک و فهمم نمیرسه. حالا تموم که شد نظرمو میگم راجع بهش.
حالا که تمومش کردم حرفم رو پس میگیرم و با افتخار میگم که کتاب فوقالعادهای بود. اگر حوصله کنی و بخونیش خیلی نکته میتونی از توش در بیاری که تو شناختن آدمها (درواقع حیوانها) بهت کمک میکنه.
مقایسه کردن قلعهی حیوانات با قلعهی آدمایی که جمع کردیم دور خودمون کار سختی نیست.
مقایسه کردن قلعهی حیوانات با قلعهی آدمایی که جمع کردیم دور خودمون کار سختی نیست.
آدما از خورشت شور بدشون میاد حتی اگ شوریِ خورشت از دوس داشتن باشھ.
یه دخترخالهی خیلی رو مخ دارم. داشتیم سفره مینداختیم اومده میگه الهه مامانت میخواد ماستا رو چیکار کنه؟ منم چون احساس کردم سوالش خیلی مسخره و بیخوده گفتم لابد میخواد بریزه تو قیمهها. رفت ریخت تو قیمهها:))
هرچقدرم تنفر و دوری پیش بیاد رشته نازک خاطره پاره نمیشه.
مطمئن باش.
مطمئن باش.
when the party's over
Billie Eilish
چقدر یه آهنگ میتونه کشنده باشه؟
اگر نظریهی تکامل واقعیت دارد، پس چطور است که مادرها فقط دو دست دارند؟
فقط به این دلیل که من نتونستم مچت رو بگیرم، به این معنی نیست که تو آدم خوبیای.
و فقط به این دلیل که تو مچم رو گرفتی، نمیشه نتیجه گرفت که من آدم بدیام.
و فقط به این دلیل که تو مچم رو گرفتی، نمیشه نتیجه گرفت که من آدم بدیام.
وقتی سریالِ حماقتهام از جلوی چشمام رد میشه دلم نمیاد حتی یِ تیر حروم خودم کنم.