این نامردیه که یه غریبه بتونه عطر یه آشنا رو بزنه و تمام روح و روان ما رو به هم بریزه!
با شوق و ذوق خودمو قشنگ کردم و لباسای خوشگلمو پوشیدم و اومدم خرید. بعد اونوقت هندزفری نازنینم خراب شد.💔
پایان دنیا برای من.
پایان دنیا برای من.
جانم!
دیوانگی و حماقت است اگر بخواهی فکر کنی من حاضرم روزهای جوانی و دقایق تنهاییام را با تو به اشتراک بگذارم.
هر کسی که میخواهی باش؛ دیوانه و احمق نباش!
دیوانگی و حماقت است اگر بخواهی فکر کنی من حاضرم روزهای جوانی و دقایق تنهاییام را با تو به اشتراک بگذارم.
هر کسی که میخواهی باش؛ دیوانه و احمق نباش!
یک روز لباسهای دلبر را از ماشین لباسشویی در میآورم و میروم روی رختآویز خانهمان پهن میکنم. هر تیشرتش را بو میکنم و برایم سوال میشود که چرا عطر تنش حتی با وجود نرمکننده لباسمان که با رایحهی خامه و توت فرنگی است هم از لباسهایش پاک نمیشود.
اما خب قبل از همهی اینها باید ابتدا برای خودم دلبری دست و پا کنم. عجب گیری افتادهایم ها!
اما خب قبل از همهی اینها باید ابتدا برای خودم دلبری دست و پا کنم. عجب گیری افتادهایم ها!
آدم با یه سری افراد که ملاقات میکنه تازه میفهمه بله! متاسفانه خدا آشغالاشو ریخته زمین!
بوی تخم مرغ و کره که توی خونه میپیچه باعث میشه چشمام به شکل قلب تغییر حالت بدن.✨
Forwarded from LAUS
چه کارها که میکردم تنها اگر دوست داشتنت حس غالب من نبود.
چیلدرن!
عینکم بالاخره رسید! باورتان میشود من عینکی شدم؟؟؟ درست است، در بچگی خیلی دوست داشتم عینکی شوم. اما از وقتی دیگر اجسام دور را به وضوح ندیدم احساس کردم بخشی از قلبم را از دست دادهام. اگر دلبر دور باشد و او را درست نبینم و برای همیشه دیگر پیدایش نکنم چه؟
عینکم بالاخره رسید! باورتان میشود من عینکی شدم؟؟؟ درست است، در بچگی خیلی دوست داشتم عینکی شوم. اما از وقتی دیگر اجسام دور را به وضوح ندیدم احساس کردم بخشی از قلبم را از دست دادهام. اگر دلبر دور باشد و او را درست نبینم و برای همیشه دیگر پیدایش نکنم چه؟
خواهرم بهم میگه الهه با عینک شبیه پیپی دو پا شدی! هنوزم روش کراش دارید؟ :)))
به مامانم میگم حالا اشکال نداره این قیافهم، همه با عینک پختهتر میشن، میگه آره دیگه توام خیلی پُخخخخختهتر شدی. :)))