اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
Forwarded from elio (Lele)
دست از نشخوار کردن بردار باشه؟
حالتان خوب می‌شود اگر کاری به کارش نداشته باشید.
بوی تخم مرغ و کره که توی خونه می‌پیچه باعث می‌شه چشمام به شکل قلب تغییر حالت بدن.
Forwarded from LAUS
چه کارها که می‌کردم تنها اگر دوست داشتنت حس غالب من نبود.
« تلخی‌ام نیست شود از شکرم یاد کنند. »
چیلدرن!

عینکم بالاخره رسید! باورتان می‌شود من عینکی شدم؟؟؟ درست است، در بچگی خیلی دوست داشتم عینکی شوم. اما از وقتی دیگر اجسام دور را به وضوح ندیدم احساس کردم بخشی از قلبم را از دست داده‌ام. اگر دلبر دور باشد و او را درست نبینم و برای همیشه دیگر پیدایش نکنم چه؟
خواهرم بهم می‌گه الهه با عینک شبیه پی‌پی دو پا شدی! هنوزم روش کراش دارید؟ :)))
به مامانم می‌گم حالا اشکال نداره این قیافه‌م، همه با عینک پخته‌تر می‌شن، می‌گه آره دیگه توام خیلی پُخخخخخ‌ته‌تر شدی. :)))
هنوز باورم نمی‌شه قراره از این به بعد دیگه دنیا رو از توی این دو تا قاب ببینم.
خبر بد! یا عینکم قرینه نیست یا چشمام. خیلی خب عالیه دارم دیوونه می‌شم.
بد دردی هستم.
اگر می‌شد هنگام دفنم همراهم چیزی را به خاک بسپارند از آنها می‌خواستم آن چیز ماه باشد.
دلم می‌خواهد چیزی پررنگ در روزهایم پیدا کنم، اما چیزی نیست واقعاً.
چیلدرن!

هر کسی از شما که به نحوی اینو فهمید شوکه شد چون نمی خواست باور کنه من از لحاظ سنی 18 سالمه! اما خب واقعیت همینه که من امسال کنکور دارم. و می خوام مطمئن باشم که تمام تلاشم رو برای رسیدن به هدفم می کنم که نتیجه بگیرم و اگرم نگرفتم از خودم شاکی نباشم یا عذاب وجدان نداشته باشم که کاش فلان کاش بیسار. به همین خاطر به رغم اینکه مثل هاپو به گوشیم وابسته م اما دیروز رفتم و دادمش به استاد ادبیاتمون و گفتم بعد کنکور ازش می گیرم. و الان دارم با گوشی مادرم و خط جدیدم اینجا می نویسم. هر اکانت، لینک ناشناس و رباتی که از من دارید رو بریزید دور چون من دیگه بهشون دسترسی ندارم و نمی تونم اگر پیامی بهم دادید، اونو بخونم.

توی این تقریبا یه سال که گوشیم دستم نیست، کانالاتون رو هم ندارم که بخونم متاسفانه و اینجا هم طبیعتا فعالیتش نسبت به وقتی که گوشی خودم بیسچار ساعته دستم بود کمتر می شه. اما در هر صورت سعی می کنم شبا بیام و اینجا بنویسم و شما هم اگر خواستید می تونید لفت بدید یا هر کاری دلتون می خواد کنید. اگر موندین دمتون گرم و اگه رفتین فدا سرتون. -.-

علی ای حال مطمئنم خیلی زود این روزا می گذره و من یه روز که خیلی هم دور نیست بر می گردم و این پست رو تو گوشی خودم رپلای می کنم و می گم که چیلدرن! دان!
《 شاید ما همه ذهنیات خدا باشیم. 》
درس خوندن تو مدرسه ی ما اینطوریه که تو با سرعت نور می دویی، بر می گردی می بینی دراما با سرعت نور دنبالته.
واقعا چرا فکر کردید با انکار شما به حقیقت خدشه ای وارد می شه؟
می خوام دلیل طولانی نوشتنام تو باشی.
《 Time for a new start 》