اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
185 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
وقتی از یکی از برنامه‌هام عقب می‌مونم و نظم پیش‌ساخته‌م دچار اختلال می‌شه، انقدر به هم می‌ریزم و عصبانی می‌شم که بقیه‌ی کارامم نمی‌تونم درست حسابی انجام بدم. چه وضعشه واقعا؟
این وسواس فکری مرا می‌کشد، آخر.
Forwarded from LAUS
سر کلاس نشسته بودیم. داشت آنالیز ترکیبی درس می‌داد. داد زد:

توی حل مسئله‌ها یهو می‌بینی داره سخت می‌شه، داری بد بهش نگاه می‌کنی، از یه زاویه دیگه نگاه کن!
از صُب داره به خودش می‌گه: اشکال نداره عوضش شب می‌ری هیئت یه دل سیر گریه می‌کنی!
اصلا معلوم نیست چی تو این هیئتاس که چارتا دونه " یا زهرا (س) " می‌گی و چارتا قطره اشک می‌ریزی و بعدش یهو می‌بینی انقدر سبک و خالی و روشن شدی که انگار تازه همین الآن به دنیا اومدی!شکر!👀

-🌊-
-هشت بهمن ماه نود و هشت-
[ دل‌‌بسته‌‌ی عشق، بسته‌‌ی دنیا نیست. ]
والا ما پامونم که خواب رفت خواب شما رو دید!
همان انسانهایی که سالها پیش که احمق بودم خودم را می‌کشتم تا شبیه‌شان شوم بلکه شاید دوستم داشته باشند، الان به این دلیل دوستم دارند که شبیه خود و آدمهای اطرافشان نیستم.

زیبا نیست؟
جای خالیت دیگه برام دردآور نیست. دیگه اذیتم نمی‌کنه. هر روز می‌بینمش. بهش سلام عرض می‌کنم و لبخند می‌زنم، یه لبخند گرم و غمگین. غمگین برای اینکه وای اگر بودی چقدر خوشگل‌تر بود اونجا. اما می‌دونی؟ دیگه مثل قدیما کل روزم رو نمی‌شینم کنارش. دیگه مثل قدیم نیست که بشینم هی با اشکام گرد و خاکاشو بگیرم و به عمقش فکر کنم. دیگه زخمام رو نمی‌شمرم. چون خوب شدن. چون خوب شدم. فقط براش دستمو تکون می‌دم و ازش دور می‌شم تا برم پی کاری که اون روز توی برنامه‌م قرار داره و برای رسیدن به رویاها و اهدافم تنظیم شده.

توی اون حفره که قبلا خونه‌ی تو بود و چه جای قشنگی هم بود، بعد از تو، بعد از خرابی و این داستانا، چندتا گل کاشتم. قشنگش کردم. خوشبوش کردم. چون توام قشنگ بودی و قشنگ بود کنارت بودن، هر چند کوتاه، ولی عمیق. و من می‌خوام تا ابد تو رو همونجوری قشنگ که بودی به یاد بیارم. همونجوری قشنگ که بودیم. هر روز، به جای تو، به گلایی که با رفتنت تو وجودم کاشتی آب می‌دم. خیلی رشد کردن. خیلی قشنگ شدن و خوشبو کردن گل‌خونه‌ی قلبمو! قلبمم قرمزتر شده. دیگه هر جایی ازش که برم یه ریشه‌ای از تو اونجا هست. اون گلا حتی از قلبم هم زدن بیرون. اومدن تو سرم، تو چشمام، تو دستام. تو لبام وقتی لبخند می‌زنم. که اصلا دوست داشتن هم همینه تعریفش فک کنم. اینکه ریشه کردی توی جونم و جریان داری توی خونم.

فقط جای خودت این وسط خیلی خالیه. اما خب بیشتر از این کاری از دستم برنمی‌آد. خودتم می‌دونی. قبلا هم برای نگه داشتنت کاری از دستم برنیومد. حالا اشکال هم نداره. خودتو ناراحت نکن. فدای سرت. من عوضش خودمو پیدا کردم زیر دست و پاهای تو. که این، ارزششو داشت. پس نه که فکر کنی دلم برات تنگ نشده و توی این روزای جوونیم جات خالی نیست، خالیه اتفاقا. تا ابد هم خالیه و فقط کافیه بهش فکر کنم تا تمام وجودمو بگیره. اما دیگه برام دردآور نیست. برام یادآور یه خاطره‌ی شیرینه. یادآور چیزای قشنگ. همین.

ملکه‌ی سابق فرمانروایی‌ات - الهه.
اگر کسی رو از دست دادی ولی خودتو پیدا کردی، بردی.
روی یکی از دیوارای طبقه پیش دانشگاهی نوشته بود: کنکوری زندگی کن. خطش زدم، کنارش نوشتم: کنکوری، زندگی کن!
« ... ثُمّ قالَ هَوَّنَ علیَّ ما نَزَلَ بی، أَنَّهُ بِعَینِ الله. »

... سپس گفت: آنچه بر من وارد می‌آید، چون پیش چشم خداست، آسان می‌گردد.
پس چرا هر چی مراقب این شعله‌ایم، جون نمی‌گیره؟
یه وقت یادت نره زنده‌‌ای!
Forwarded from آبي
منم فک کن کبوترم دیگھ پر زدم!🙆🏼‍♀
دل قوی دار !
بلد نیستیم همو؛ که اگر بلد بودیم هیچوقت نمی‌پرسیدیم کدوم کارم ناراحتت کرده.
راف می‌پرسه: گریه کردی؟ می‌گم: چی؟ گریه؟ نه. می‌گه: آره بابا جان می‌دونم. گریه چیه اصن؟ اون مژه‌هاتم من چسبوندم به هم! :)))
چو عاشق می‌شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا چه موج خون‌فشان دارد.