کاش یه کتاب بنویسن تحت این عنوان که "چگونه بگوییم نه بدون اینکه افراد ناراحت شوند".
یکی از کارایی که میخوام قبل از مرگ حتماً انجام داده باشم، رانندگی توی جادهی چالوس، کنار یک دلبر نیکوسیرت و نیکوصورته. رها'.
ساکت بودنم رو پای نفهمیدنم نذارید. منتظرم ببینم تا کجاها میخواید پیش برید.
چرا هنوز ویساش رو گوش میدی؟
سوالی که هر روز، روزی هزار بار از خودم میپرسم:
سوالی که هر روز، روزی هزار بار از خودم میپرسم:
صدای نفس کشیدن، وقتی ورزشت تموم شده و راحت دراز کشیدی روی تختهی ورزش و قلبت داره در تمام نواحی بدنت میتپه، از بهترین صداهاست.
خُلاصه اینجوری بگیم که:
«یک سینه حرف موج میزند در دهان ما»
«یک سینه حرف موج میزند در دهان ما»
Forwarded from -یک از هزار-
خدایا
شُکرت برای اشک که دل رو سبک میکنه.
شُکرت برای اشک که دل رو سبک میکنه.
حیدر حیدر
حاج محمود کریمی
لذت ببریم؛ برای هزارمین بار!
@Pullp
@Pullp
اگر بخوام هر سری وقتمو صرف این کنم که با هر کس مثل خودش برخورد کنم، پس کی میتونم مثل خودم باشم؟
Forwarded from خط سوم
تو را هزاران اسم است اما هیچ یک، تو نیست. عظیمتری از دستان و زبان و ذهن و جان ما. اما باز هم با تمام نامها میخوانمت تا پیدا کنم آن اسمی را که مناسب است برای نقش خالی داستانم. میخوانمت تا نامی را پیدا کنم که خوش مینشیند بر دلم، بر قصیده نیمهسروده وجودم، بر اوضاع جهانم، بر بلندای آسمانم. نام تو، بستگی دارد به چیستی من، به اینکه کجای داستانم هستم و چهگونه جایت خالی است. هنگامهی وحشتم هستم که بخوانم «یا مونسی عند وحشتی» یا در چاه تنهایی که بگویمت «یا حبیب من تحبّب الیه». در بحبوبه غم نشستهم که بخوانم «یا فارج کل مهموم» یا راندهشدهای هستم که پناهی میخواهد و بگویم «یا ملجأ کل مطرود». چون نمیدانمت، تو را به تمام نامها، آن قدر میخوانم که یکی را پاسخ دهی.
وقتی میگن: «ببخشید، یه زحمتی واست داشتم» باید چگونه جواب داد که نه سیخ بسوزه و نه کباب؟
بلند شدن از زمین یه تصمیم کاملا درونیه. من نمیتونم به جات اون تصمیم رو بگیرم. اما اگه ببینم دستاتو دراز کردی، شک نکن دستاتو میگیرم.