بلند شدن از زمین یه تصمیم کاملا درونیه. من نمیتونم به جات اون تصمیم رو بگیرم. اما اگه ببینم دستاتو دراز کردی، شک نکن دستاتو میگیرم.
میدونستید خیلی بوسیدنی و زرنگ به نظر میرسید وقتی بعد از هزار سال بهمون با لفظ «یه وقت یه پیام ندی» پیام میدید؟
من همونیام که میبینه و هیچی نمیگه و فک میکنی ندید.
-Unknown-
-Unknown-
چون نمیتونم مشتم رو توی فک تو بکوبم، میکوبمش توی دیوار.
وقتی تویی که باید باشی نیستی که بهم بگی آروم باشم و به این چیزا اهمیت ندم، از بقیه چه توقعی باید داشت؟
سلام خرداد!🌿
خوب باش، سبز باش، گل داشته باش. گلهای دو بعدی خصوصاً. بخند و بذار بخندیم. روزا زود بلندم کن، شبا زود بخوابونم. پر از صدای گنجیشک باش؛ پر از خنده از ته دل، از حال خوب، از قدمای بزرگ. از دعا، از خدا. از امید. از چمنهای سبز. از خوب شدن مریضا و واکسن همون بیماریای که نمیخوام اسمشو بیارم بس که زشته. از خندههای مامان و بابا. از ادامه دادن. از زمین خوردن و بلند شدن. از زخمهای کوچیک روی زانو که جاشون میمونه، اما دردشون میره. از تصمیمهای بزرگ و کوچیک. از توفیق، از محکم دوئیدن. از آدمای امنم و حال خوبشون. از جزئیات قشنگ، از نور خورشید روی نوشتههام. از تمیزی، از قرینگی، از ورزش. از دریا. از آسمون، چه شب، چه روز، چه ستارهها و ماه، چه ابرها و خورشید. شبا انقد خسته بشم که فقط نخوابم، بلکه بیهوش شم! صبا انقد سرحال باشم که فقط بیدار نشم، بلکه متولد شم!
حال خودت خوب باشه، حال ما خوب میشه؛ بذار به یاد بسپارمت. بذار از اول زاده شم، دوباره شم!
-برای خرداد-
-31'
خوب باش، سبز باش، گل داشته باش. گلهای دو بعدی خصوصاً. بخند و بذار بخندیم. روزا زود بلندم کن، شبا زود بخوابونم. پر از صدای گنجیشک باش؛ پر از خنده از ته دل، از حال خوب، از قدمای بزرگ. از دعا، از خدا. از امید. از چمنهای سبز. از خوب شدن مریضا و واکسن همون بیماریای که نمیخوام اسمشو بیارم بس که زشته. از خندههای مامان و بابا. از ادامه دادن. از زمین خوردن و بلند شدن. از زخمهای کوچیک روی زانو که جاشون میمونه، اما دردشون میره. از تصمیمهای بزرگ و کوچیک. از توفیق، از محکم دوئیدن. از آدمای امنم و حال خوبشون. از جزئیات قشنگ، از نور خورشید روی نوشتههام. از تمیزی، از قرینگی، از ورزش. از دریا. از آسمون، چه شب، چه روز، چه ستارهها و ماه، چه ابرها و خورشید. شبا انقد خسته بشم که فقط نخوابم، بلکه بیهوش شم! صبا انقد سرحال باشم که فقط بیدار نشم، بلکه متولد شم!
حال خودت خوب باشه، حال ما خوب میشه؛ بذار به یاد بسپارمت. بذار از اول زاده شم، دوباره شم!
-برای خرداد-
-31'
که یاد بگیرم دیوار باشم؛ اما نه اون دیواری که با یه ضربه بریزه. دیواری که بتونم وقتی هیچ جایی روی این کرهی زمین امن نبود، دست خودم و آدمای امنم رو بگیرم ببرم کنارش و بگم بفرمائید. این هم حاصل تلاشای من. تکیه بدید، راحت باشید! خونهی خودتونه.
ما رو نه ولی این تفکر «همهی دنیا نه، فقط من آره» خودتونو در انتها میکشه.
و من عاشق اون لحظهای هستم که یکی کاری که ازش توقع نداشتم رو میکنه و کل تصورات خوبم رو به هم میریزه و دیگه از دایرهی امنیتم خارج میشه و من میتونم با فراغ بال با آدمای معدودتری معاشرت کنم. :)))
بعد از یکی دو سال دیروز دوباره رانندگی کردم و رقیق شدم از این همه لذت که توی گاز دادن، دنده عوض كردن و نیم کلاژ وجود داره. :)))