سلام خرداد!🌿
خوب باش، سبز باش، گل داشته باش. گلهای دو بعدی خصوصاً. بخند و بذار بخندیم. روزا زود بلندم کن، شبا زود بخوابونم. پر از صدای گنجیشک باش؛ پر از خنده از ته دل، از حال خوب، از قدمای بزرگ. از دعا، از خدا. از امید. از چمنهای سبز. از خوب شدن مریضا و واکسن همون بیماریای که نمیخوام اسمشو بیارم بس که زشته. از خندههای مامان و بابا. از ادامه دادن. از زمین خوردن و بلند شدن. از زخمهای کوچیک روی زانو که جاشون میمونه، اما دردشون میره. از تصمیمهای بزرگ و کوچیک. از توفیق، از محکم دوئیدن. از آدمای امنم و حال خوبشون. از جزئیات قشنگ، از نور خورشید روی نوشتههام. از تمیزی، از قرینگی، از ورزش. از دریا. از آسمون، چه شب، چه روز، چه ستارهها و ماه، چه ابرها و خورشید. شبا انقد خسته بشم که فقط نخوابم، بلکه بیهوش شم! صبا انقد سرحال باشم که فقط بیدار نشم، بلکه متولد شم!
حال خودت خوب باشه، حال ما خوب میشه؛ بذار به یاد بسپارمت. بذار از اول زاده شم، دوباره شم!
-برای خرداد-
-31'
خوب باش، سبز باش، گل داشته باش. گلهای دو بعدی خصوصاً. بخند و بذار بخندیم. روزا زود بلندم کن، شبا زود بخوابونم. پر از صدای گنجیشک باش؛ پر از خنده از ته دل، از حال خوب، از قدمای بزرگ. از دعا، از خدا. از امید. از چمنهای سبز. از خوب شدن مریضا و واکسن همون بیماریای که نمیخوام اسمشو بیارم بس که زشته. از خندههای مامان و بابا. از ادامه دادن. از زمین خوردن و بلند شدن. از زخمهای کوچیک روی زانو که جاشون میمونه، اما دردشون میره. از تصمیمهای بزرگ و کوچیک. از توفیق، از محکم دوئیدن. از آدمای امنم و حال خوبشون. از جزئیات قشنگ، از نور خورشید روی نوشتههام. از تمیزی، از قرینگی، از ورزش. از دریا. از آسمون، چه شب، چه روز، چه ستارهها و ماه، چه ابرها و خورشید. شبا انقد خسته بشم که فقط نخوابم، بلکه بیهوش شم! صبا انقد سرحال باشم که فقط بیدار نشم، بلکه متولد شم!
حال خودت خوب باشه، حال ما خوب میشه؛ بذار به یاد بسپارمت. بذار از اول زاده شم، دوباره شم!
-برای خرداد-
-31'
که یاد بگیرم دیوار باشم؛ اما نه اون دیواری که با یه ضربه بریزه. دیواری که بتونم وقتی هیچ جایی روی این کرهی زمین امن نبود، دست خودم و آدمای امنم رو بگیرم ببرم کنارش و بگم بفرمائید. این هم حاصل تلاشای من. تکیه بدید، راحت باشید! خونهی خودتونه.
ما رو نه ولی این تفکر «همهی دنیا نه، فقط من آره» خودتونو در انتها میکشه.
و من عاشق اون لحظهای هستم که یکی کاری که ازش توقع نداشتم رو میکنه و کل تصورات خوبم رو به هم میریزه و دیگه از دایرهی امنیتم خارج میشه و من میتونم با فراغ بال با آدمای معدودتری معاشرت کنم. :)))
بعد از یکی دو سال دیروز دوباره رانندگی کردم و رقیق شدم از این همه لذت که توی گاز دادن، دنده عوض كردن و نیم کلاژ وجود داره. :)))
من در حین چک کردن پاسخنامه: درست، درست، درست، درست، اوه مای گاد، درست، درست، همه رو درست زدم. لنتی تو خدای این مبحثی چرا موندی ایران؟
پاسخنامه بعد از این اظهار جسارت من: غلط، غلط، غلط، نزده ولی اگر میزدی هم غلط میزدی، غلط، غلط، این سوال حذف شده ولی تو چیکار داری؟ غلط، غلط. غلط.
پاسخنامه بعد از این اظهار جسارت من: غلط، غلط، غلط، نزده ولی اگر میزدی هم غلط میزدی، غلط، غلط، این سوال حذف شده ولی تو چیکار داری؟ غلط، غلط. غلط.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
دارم رنگای مورد علاقهم رو میزنم به در و دیوار زندگیم. اگر چشمتون رو میزنه ممنون میشم برید کنار که یه وقت رنگی هم نشید.
میشنوم صداشو، هی داره میگه:
بابا جان؛ بندهی من!
«با درد صبر کن که دوا میفرستمت!»
بابا جان؛ بندهی من!
«با درد صبر کن که دوا میفرستمت!»
انسانها گاهاً عادت دارن که حرف خودشون رو بذارن توی دهن طرف مقابل.
کاش بفهمید که آدما همیشه منتظر شما نمیمونن. یکم که ببینن وجودشون نادیده گرفته میشه، یکم که بیاهمیتی از حد بگذره، یکم که امنیتشون در معرض خطر قرار بگیره و غرورشون له بشه، همه چیز رو میذارن و میرن سراغ اونی که متوجهشون باشه، اونی که حواسش باشه و مراقب حال خوبشون باشه.
حتی اگر این رفتن فیزیکی رخ نده.
حتی اگر این رفتن فیزیکی رخ نده.
بالاخره باید به روی آدما بیاریم که دروغاشون رو میفهمیم یا نباید؟
میگم حالا که دستت رو دستگیرهی دره، یا بازش کن و برای همیشه برو، یا قفلش کن و تا ابد پیشم بمون. این نصفه نیمه بودنت اصلا قشنگ نیست.