Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
شبها برای خودم فاتحه میخوانم تا خوابم ببرد.
شاید تو مسیر اشتباهی داری دنبال هدفت میگردی؛
هدفای بزرگ مسیرشون پر پیچ و خمه!
هدفای بزرگ مسیرشون پر پیچ و خمه!
تا من رومو میکنم اونور تو یه دو دقه اون نقابو بردار بنده خدا اجزای صورتت یکم هوا بخورن.
چیجوریه که با x مشکل دارید اما میرید به کل الفبا مشکلتون رو میگید بجز خود x؟
عزیزم!
نگران نباش، تو قرار نیست فرصت دوبارهای داشته باشی که بخوای برای از دست ندادنش تلاش کنی!
نگران نباش، تو قرار نیست فرصت دوبارهای داشته باشی که بخوای برای از دست ندادنش تلاش کنی!
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
وقت بذار انقدر حرفای خودتو به خودت بزن که تبدیل بشن به یه باور برات.
دلم برای تا نصفههای شب بیدار موندن، برای دراز کشیدن روی چمن، برای سایه، برای نمایشگاه کتاب، برای آببازی کردن، برای ده قسمت سریال پشت سر هم دیدن، برای آشپزی، برای فوتبال بازی کردن، برای انقلاب و تئاتر شهر، برای کارای گرافیکی، برای عکاسی، برای خرید، برای اسکیتسواری، برای زیارت، برای ته و توی یه قضیه رو در آوردن، برای ساعتها توی پینترست و اینستا گشتن و پیدا کردن عکسای قشنگ، برای کتاب خوندن وای برای کتاب خوندن، برای نوشتن زیاد، برای هیجان شبای قبل اردو، برای عزاداری توی هیئت، برای با خانواده رفتن به یه پارک یا فضای باز، برای ارم، برای تونل، برای فستفود، برای مفتخوری، برای ولگردی، برای انگل جامعه بودن، برای اذیت کردن بچههای فامیل، برای خوابیدنهای طولانی تنگ شده. خدافظ.
آره خب، درست که میشه.
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
تویی که وقتی میری دستشویی شلنگو میندازی زمین، تو خیلی شلنگی.
تو ازم معذرت میخوای و بهم میگی ازت ناراحت نباشم اما در واقع چیزی که منو ناراحت و بیش از اندازه عصبی میکنه اینه که چرا جوری باهات رفتار کردم که پیش خودت فکر میکنی اونقدری برای من ارزش و اهمیت داری که بتونی ناراحتم کنی و من ممکنه یک درصد از حرفی که میزنی ناراحت بشم. رها کن بابا بزرگوار.