Forwarded from ماکیاتو ☾
" معالاسف تو این دنیا باید آسیب ببینی تا قوی بشی. "
بیا بریم رو چمنا دراز بکشیم تا بهت قصهی آسمون و ستارههاشو بگم.
باورتون بشه یا نه، روزایی که سرم شلوغتره و باید تا شب هزارتا کار رو تحویل بدم، حالم بهتره و انرژی بیشتری دارم.
بچهها راهش به لطف دو نفرتون پیدا شد :))
نمیتونید همینجوری سرعتش رو زیاد کنید، اما میتونید دانلودش کنید و بعد با VLC یا MX سرعتش رو بیشتر کنید. برای دانلودش باید بگم اولا که صوته فقط، پاور استاد نمایش داده نمیشه، دوما که تیکه تیکه هم هستش. حجمشم خیلی نمیشه، تقریبا دو ساعت میشه ۳۰ مگابایت.
به این صورت که اگر لینک جلسه ضبط شده اینجوریه
http://vclas6.ut.ac.ir/pbnobokawc4x/?session=breezbreezf9f7nhi2s5uecw3i&proto=true
تغییرش میدید به این
http://vclas6.ut.ac.ir/pbnobokawc4x/output/filename.zip?download=zip
و فایل زیپش براتون دانلود میشه.
نمیتونید همینجوری سرعتش رو زیاد کنید، اما میتونید دانلودش کنید و بعد با VLC یا MX سرعتش رو بیشتر کنید. برای دانلودش باید بگم اولا که صوته فقط، پاور استاد نمایش داده نمیشه، دوما که تیکه تیکه هم هستش. حجمشم خیلی نمیشه، تقریبا دو ساعت میشه ۳۰ مگابایت.
به این صورت که اگر لینک جلسه ضبط شده اینجوریه
http://vclas6.ut.ac.ir/pbnobokawc4x/?session=breezbreezf9f7nhi2s5uecw3i&proto=true
تغییرش میدید به این
http://vclas6.ut.ac.ir/pbnobokawc4x/output/filename.zip?download=zip
و فایل زیپش براتون دانلود میشه.
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
Gulsen – Delikanlim
یکی بیاد نجاتم بده
از صبح هزار بار اینو گوش دادم :))
از صبح هزار بار اینو گوش دادم :))
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
Gulsen – Delikanlim
از اون موقع که ارسالش کردم تا حالا شد هزار و سه بار بچهها.
امروز واقعا فشردهست.
۸ ساعت کلاس دارم، یه ارائه دارم، دو تا طرح ددلاینشون رسیده و تا شب باید تحویل بدم، دو تا کلاس آفلاین باید ببینم، خودمو واسه سختترین پرسش کلاسی عمرم که فرداست آماده کنم، و اگر حمام نرم دیگه واقعا کپک میزنم.
انرژیاتونو واسم فوت کنید :))
۸ ساعت کلاس دارم، یه ارائه دارم، دو تا طرح ددلاینشون رسیده و تا شب باید تحویل بدم، دو تا کلاس آفلاین باید ببینم، خودمو واسه سختترین پرسش کلاسی عمرم که فرداست آماده کنم، و اگر حمام نرم دیگه واقعا کپک میزنم.
انرژیاتونو واسم فوت کنید :))
هر دختری حداقل یبار تو زندگیش آرزو کرده کاش بجز گریه کردن کار دیگهای هم از دستش برمیومد.
مرحلهی بعد این گریه کردنا و دل شکستنا، سرد شدن و سنگ شدنه؛ اونجا که همه فک میکنن جدیدا چقد زود عصبی میشی. اما نه، عصبانیت نیست. یه بیحسیه، یه سنگ بودنه.
بعد از گذشت این روزا، یا میمیرم و همه چیز تموم میشه، یا تبدیل به یه ورژن نامیرا از خودم میشم که دیگه هیچی نمیتونه از پا درش بیاره.