QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس – Telegram
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
6.1K subscribers
16.7K photos
4.28K videos
334 files
9.3K links
کەناڵی هه واڵ - شرۆڤەی قەندیل پرێس رووداوەکانی کوردستان و ناوچەکە وەک خۆی
بۆ ئێوە دەگوازێتەوە
ڕاستگۆیی لەگەڵ خەڵک بژاردەی یەکەمی قەندیل پرێس دەبێت
ارتباط با ادمین : @qandilpress
Download Telegram
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
🔻 لە دوو هەفتەی ڕابردوودا ۲٦۰ کورد لە ئێران دەستبەسەر کراون

🔹 بەپێی ئاماری ڕێکخراوی مافی مرۆڤی هەنگاو، لە ماوەی دوو هەفتەی ڕابردوودا زیاتر لە دوو هەزار و ٥٠٠ کەس لە ئێران دەستبەسەر کراون.

🔹 تا ئێستا ناسنامەی ٧٠٠ کەس بۆ هەنگاو پشتڕاست کراوەتەوە.

🔹 لە کۆی ئەو کەسانەی ناسنامەیان پشتڕاست کراوەتەوە، لانی کەم ٨٥ کەسیان ژن و ٦٠ کەسیشیان منداڵی تەمەن ژێر ١٨ ساڵن.

🔹 هەروەها لەم ژمارەیە، ٢٦٠ کەسیان هاووڵاتیی کورد و ٢٣٣ کەسیشیان هاووڵاتیی لوڕن.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
🔻 تایم: دست‌کم ۲۰۰ نفر در تهران کشتە شدەاند

🔹 مجله آمریکایی «تایم» با استناد به گزارش یک پزشک اعلام کرده است که در جریان سرکوب اعتراضات اخیر در تهران، دست‌کم ۲۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند.

🔹 بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی با استفاده از سلاح‌های جنگی به سوی معترضان تیراندازی کرده‌اند و اوضاع در پایتخت ایران به شدت متشنج است.

🔹 منابع پزشکی به مجله تایم گفته‌اند که نیروهای رژیم بدون تمایزگذاری به سوی شهروندان آتش گشوده‌اند و شمار قربانیان همچنان رو به افزایش است.

🔹 بیمارستان‌های تهران گزارش داده‌اند که با فشار شدیدی در پذیرش مجروحان مواجه هستند. این رویدادها در حالی رخ می‌دهد که جامعه بین‌المللی هشدارهای جدی به ایران در خصوص توقف فوری خشونت علیه شهروندان غیرنظامی داده است.
🔻 کچێکی کورد لە خۆپیشاندانەکانی تاران کوژرا

🔹 ڕووبینا ئەمینیان، خوێندکاری تەمەن ٢٤ ساڵی کورد و خەڵکی مەریوان، لە کاتی ناڕەزایەتییەکانی ڕۆژانی ڕابردووی تاران، بە تەقەی ڕاستەوخۆی هێزە سەرکوتکەرە حکومەتییەکانی ئێران کوژراوە.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Video
🔻 ئەرمەنستان؛ کوردانی قەفقاسیا پشتیوانی رۆژهەلاتی کوردستان دەکەن، هێرشەکانی سەر گەڕەکە کوردیەکانی حەلەب ئیدانە دەکەن

قەندیل پرێس - یەریڤان

🔹 پەیامنێری قەندیل پرێس لە ئەرمەنستان ڕایگەیاند؛ ئەمرۆ 10ـی کانونی دووەمی 2026 کوردانی قەفقاسیا لە یەریڤانی پایتەختی ئەرمەنستان لە چالاکییەکەدا ئیدانەی هێرشەکانی سەر گەڕەکە کوردنشینەکانی شێخ مەقسود و ئەشرەفییە لە شاری حەلەبیان کرد.

🔹 پەرلەمانتار کینیاز حەسەنۆڤ بەنوێنەرایەتی کوردانی ئێزدی لە پەرلەمان ئەرمەنستان ئیدانەی هێرشەکانی سەر ڕۆژاڤای کرد و بە قەندیل پرێسی ڕاگەیاند؛ حکومەتی کاتی سوریا درێژە بە عەقڵیەتی ڕژێمی بەعس دەدات و بە ناوی ئایینەوە کۆمەڵکوژی دژی خەڵک ئەنجام دەدات.
حەسەنۆڤ داوای لە گەلی کورد و لایەنە سیاسییەکان کرد دەستکەوتەکانی ڕۆژاڤا بپارێزن.

🔹 هاوکات سلو دربۆیان هاوسەرۆکی کۆمیتەی کوردستان لە ئەرمەنستان بە قەندیل پرێسی ڕاگەیاند؛ کوردانی دانیشتووی ئەرمینیا پشتیوانی بەرخۆدانی خەڵکی شێخ مەقسوود و ئەشرەفییە دەکەن.

🔹 سلۆ دیربۆیان ئاماژەی بەوەدا کە خەڵکی ڕۆژاڤا ساڵانێکە لە پێناو ژیانێکی ئارامدا خەبات دەکەن، ئەو هێرشانەی شەرمەزار کرد کە بە عەقڵیەتی داعش ئەنجامدراون و پشتیوانی خۆی بۆ بەرخۆدانی ڕۆژاڤا و ڕۆژهەڵات دووپاتکردەوە.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
🔻 بازتولید استبداد یا مهندسی واقعیتنگاهی انتقادی به روایت جانبدارانه و تحریف‌گر بنگاه‌های رسانه‌ای فارسی
 
 قندیل پرس- گزارش تحلیلی
 
🔹 در جهان امروز، رسانه‌ها دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیستند؛ آن‌ها به بازیگران اصلی در شکل‌دهی به واقعیت اجتماعی، فضاهای گفت‌وگو و جهت‌دهی سیاسی بدل شده‌اند. در این میان، رسانه‌هایی که مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر هستند، بیش از هر نهاد دیگری لازم است تحت نظارت انتقادی قرار گیرند؛ چرا که پشت زبانِ آزادی‌خواهانه، گاه پروژه‌های ایدئولوژیک و قدرت‌محور پنهان است.
مورد برخی شبکه‌های فارسی‌زبان به‌ویژه آن‌ها که با بودجه‌های غیربومی و پیوندهای مبهم مالی تغذیه می‌شوند، نمونه‌ی روشنی از این پدیده است، مصادره‌ی زبان دموکراسی برای مهندسی اجماع سیاسی به نفع بدیل خاص، یعنی بازگشت سلطنت.
این شبکه‌ها، به‌جای بازتاب‌دهنده‌ی تنوع صداهای معترض، به مهندسان گفتمان اعتراض بدل شده‌اند؛ با تعیین لحن، سوژه، کارشناس، موسیقی، فریم‌بندی تصویری و حتی «حقانیت سخن». آن‌ها واقعیت را نه بازمی‌تابانند، بلکه آن را می‌سازند. نقد این فرایند، نه از سر دشمنی با رسانه، بلکه از ضرورت دفاع از حقیقت، استقلال تحریریه و دموکراسی واقعی است.
 
🔹 اقتصاد سیاسی رسانه و زوالِ استقلال تحریریه در گفتمان رسانه‌ای ایران
مسئله استقلال تحریریه در رسانه‌های حرفه‌ای، صرفاً یک ادعای اخلاقی نیست؛ یک ضرورت کارآمدی است که در استانداردهای حرفه‌ای رسانه‌ای در جهان مانند BBC, The Guardian و دیگر نهادهای رسانه‌ای با مدیریت شفاف و قوانین مستقل تحریریه،  تعریف و بسط یافته است. در این چهارچوب، استقلال یعنی گزینش سوژه، لحن پوشش و اولویت‌بندی خبری، فارغ از کنترل مستقیم یا غیرمستقیم منابع مالی یا سیاسی باشد. وقتی این اصل زیر سؤال می‌رود، آنچه جای تحلیل حرفه‌ای را می‌گیرد، روایت‌های جهت‌دار و پروژه‌محور می‌شود.
ساختار اقتصادی رسانه، بیش از آنکه در ظاهر دیده شود، در پسِ صحنه بر انتخاب سوژه، زبان پوشش و حتی سکوت‌های راهبردی اثر می‌گذارد. منابع مالی نامعلوم یا غیرقابل‌ردیابی، به‌ویژه وقتی جریان اصلی تأمین مالی رسانه خارج از مرزهای کشور هدف قرار دارد می‌تواند به شکلی سیستماتیک در اولویت‌بندی خبری اثر بگذارد. این تأثیر، معمولاً نه در قالب دستور مستقیم، بلکه در قالب «قواعد نانوشته» عمل می‌کند، چه موضوعی اجرا شود، کدام تصویر برجسته شود، کدام چهره به‌عنوان تحلیلگر انتخاب شود، چه لحنی غالب باشد و کدام روایت کنار گذاشته شود.
برای نشان‌دادن این اثر ساختاری، سه الگوی تکرارشونده قابل توجه‌اند (مطابق با تحلیل‌های اقتصاد سیاسی رسانه):

۱. تغییر خط خبری در بزنگاه‌های سیاسی:
بررسی پوشش برخی رسانه‌های فارسی‌زبان در دوره‌هایی مثل اعتراضات سراسری ایران نشان می‌دهد که خط خبری در بزنگاه‌های حساس سیاسی به شکل ناگهانی تغییر می‌کند، برخی رسانه‌ها موضوعات داخلی را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند و همزمان روی موضوعات خارجی با جزییات بیشتر تمرکز می‌کنند. این جابه‌جاییِ زمانیِ سوژه‌ها، حکایت از آن دارد که لحن و اولویت خبری به‌جای اعتبار محتوایی، بیش از همه تابع نیاز جریان تأمین مالی یا لابی‌های طرفدار برخی بازیگران بیرونی خواهد شد.

۲. برجسته‌سازی موضوعات خاص همراه با سکوت درباره‌ی دیگر گفتمان‌ها:
 مقایسه پوشش رسانه‌های مستقل حرفه‌ای با رسانه‌هایی که ادعای پوشش اخبار ایران را دارند نشان می‌دهد که در رسانه‌های مستقل حرفه‌ای، موضوعات پیوستگی تحلیلی دارند و گزارش‌ها در یک چارچوب قابل ردیابی منتشر می‌شوند. در حالی‌که در برخی رسانه‌ها، برجسته‌سازی ناگهانی موضوعات همزمان با نادیده‌انگاشتن یا سانسور موضوعات دیگر تکرار می‌شود. مثلاً وقتی یک جریان مالی یا سیاسی در راستای منافع خاص خود، بر یک روایت تأکید می‌کند، این رسانه‌ها به شکلی نظام‌مند آن را برجسته می‌کنند و همزمان از پرداختن به بحران‌های داخلیِ دیگر - حتی اگر مستند و قابل‌اتکا باشند- خودداری می‌کنند. این الگوی برجسته‌سازی/سکوت با الگوی رسانه‌های حرفه‌ای که استقلال تحریریه را رعایت می‌کنند، تناقض دارد؛ در رسانه‌های حرفه‌ای، انتخاب سوژه بر اساس اهمیت و تأثیر اجتماعی است، نه تمایلات بیرونی تأمین‌کنندگان بودجه.

۳. جانبداری نه «خطای فردی»، بلکه اثر ساختاری:
 جهت‌دهی یا جانبداری در انتخاب سوژه و لحن، در بسیاری موارد یک اشتباه فردی یا یک انحراف حرفه‌ای نیست؛ اثری ساختاری از چرخه تأمین مالی نامشخص و وابستگی به سرمایه‌های بیرونی است. در رسانه‌های مستقل حرفه‌ای، ساختار بودجه، منابع تأمین، و قوانین تحریریه شفاف‌اند تا از وابستگی‌های پنهان جلوگیری شود.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
وقتی این شفافیت وجود ندارد، رسانه در عمل به «پروژه‌ای رسانه‌ای» تبدیل می‌شود که روایت‌های آن بیش از آنکه بر اساس اهمیت واقعیت‌محور انتخاب شود، بر اساس تمایل مالی و سیاسی بازیگران بیرونی تعیین می‌شود.
در مورد رسانه‌های فارسی‌زبانِ خارج‌مرزی که در سال‌های اخیر بارها موضوع انتقاد قرار گرفته‌اند، گزارش‌ها و تحلیل‌ها بارها نشان داده است که زمانی که منافع یک تأمین‌کننده مالی یا جریان سیاسی خارجی با موضوعی میان‌مدت یا بلندمدت تداخل می‌کند، تمامِ ماشین رسانه‌ای آن رسانه به سرعت لحن، سوژه و اولویت‌ها را تغییر می‌دهد؛ پدیده‌ای که در رسانه‌های حرفه‌ای قابل‌قبول نیست، زیرا استقلال تحریریه و اعتبار اجتماعی را مخدوش می‌کند.
اقتصاد سیاسی رسانه به ما می‌آموزد که رسانه مستقل وقتی می‌تواند نقش واقعی را ایفا کند که قواعد مالی، تأمین منابع و ساختار تحریریه‌اش شفاف، قابل‌ردیابی و عاری از وابستگی سیاسی یا اقتصادی پنهان باشد. بدون آن، نه‌تنها پوشش رویدادها از استانداردهای حرفه‌ای فاصله می‌گیرد، بلکه رسانه به ابزار پروژه‌های سیاسی تبدیل می‌شود، ابزاری که روایت‌ها را شکل می‌دهد نه حقیقت را بازتاب می‌دهد.

🔹 قالب‌سازیِ روایت؛ چگونه رسانه‌ها اعتراض‌های چندصدایی را در قالب‌های محدود بازنمایی می‌کنند
در بحران‌های سیاسی، آنچه رسانه‌ها انتخاب می‌کنند نه صرفاً گزارش واقعیت که شکل‌دهی به آن است. تجربه اعتراضات سراسری ایران در 1401 و  اکنون 1404 نشان داد که برخی رسانه‌های فارسی‌زبان در بازنمایی اعتراضات نه تنها وقایع را گزارش نکردند، بلکه آن‌ها را در فریم‌های هدایت‌شده مهندسی کردند، قالب‌هایی که حدود فهم، معنابخشی و جهت‌گیری مخاطب را تعیین می‌کند. این پدیده که در علوم ارتباطات و مطالعات رسانه‌ای به «فریم‌سازی هدایت‌شده» (Directed Framing) معروف است، حکایت از یک پروژه رسانه‌ای دارد، نه بازنمایی مستقل و حرفه‌ای واقعی.

🔹 سه فریم تکرارشونده در پوشش خبری
تحلیل نمونه‌های مشخص از پوشش رسانه‌ای اعتراضات اخیر نشان می‌دهد که اعتراضات چندوجهی و متکثر در سه فریم محدود و جهت‌دار «مسئله رهبر بالقوه»، «نوستالژی نظمِ ازدست‌رفته» و «مسئله بدیل واحد»  بسته‌بندی شده‌اند.

۱. مسئله رهبر بالقوه
این فریم، اعتراضات را به پروژه «انتخاب یا تحمیل یک چهره رهبر» کاهش می‌دهد. تیترها و زیرنویس‌هایی که تأکید دارند اعتراضات «پتانسیل رهبری خاصی» دارد، عملاً پرسش‌های اصلی اعتراض- مثل عدالت اقتصادی، حق سیاسی، آزادی بیان و ساختار دیکتاتوری- را به پرسش انتخاب رهبر تقلیل می‌دهند. سوالات مجریان غالباً حول محور «کدام رهبر می‌تواند …؟» و نه حول «چه مطالباتی شکل گرفته؟» طراحی می‌شود.
 این فریم، اعتراضات را در چارچوب سیاست اردوگاهی قرار می‌دهد، اگر رهبر معین نشود، اعتراض بی‌هدف است. این پندار از سابقه رسانه‌ای نیروهای منتسب به پروژه‌های سیاسی خارج از کشور قابل ردیابی است که بارها بر «تعیین رهبر» تأکید کرده‌اند، حتی وقتی اعتراض‌ها در اساس بی‌رهبر و دموکراتیک بوده‌اند.
 
۲. نوستالژی نظمِ ازدست‌رفته
در این فریم، اعتراضات به بحران نظم تعبیر می‌شود، نه به مطالبه عدالت. تیترهایی مثل «ناسازگاری اجتماعی، بازگشت به نظم» یا «خطر هرج‌ومرج بدون نظمِ قبلی» ارزش خبری اعتراضات را در موضع منفی قرار می‌دهد. زیرنویس‌ها و سوالات مجری غالباً از زبان «آیا اعتراضات نظم را تهدید می‌کنند؟» مطرح می‌شود، نه «چرا مردم معترض‌اند؟». این فریم اعتراضات را به یک تهدید تبدیل می‌کند- تهدیدی برای نظم سابقِ تحمیل‌شده- و نه واکنشی مشروع به فقر، فساد و سرکوب. روایت نوستالژیک از نظمِ «آرامش قبل از بحران» رسانه را از گزارش واقعیت به تجدید اعتبار نظمِ وضع موجود می‌برد.

۳. مسئله بدیل واحد
در این فریم، رسانه تلاش می‌کند اعتراضات را در چارچوب یک گزینه مشخص، یک بدیل واحد، یا یک پروژه تک‌محور تعریف کند، نه به‌عنوان جنبش متکثر با مطالبات گسترده. بازنمایی‌هایی که فقط به یک نام، چهره یا راه‌حل خاص اشاره دارند، اعتراضات را از یک میدان اجتماعی پیچیده به یک «رقابت بر سر بدیل» تبدیل می‌کنند.  این فریم یک گزاره خطی می‌سازد: «اگر این رهبر/ راه‌حل نباشد، اعتراض معنا ندارد.» در این نوع روایت، بسیاری از صدای گروه‌های معترض، زنان، کارگران، دانشجویان، کارگران فرهنگی و اقلیت‌ها و ملیت‌ها یا حذف می‌شود یا به حاشیه رانده می‌شود.
رسانه‌های موجود مانند استانداردهای BBC یا The Guardian چند اصل بنیادین دارند، شفافیت در منبع خبری و داده‌ها، تمایز میان گزارش و تحلیل، ارائه روایت‌های متنوع از بازیگران متعدد، اولویت بر وقایع‌محوری و پرسش‌های بنیادی. وقتی همان اعتراضات را در رسانه‌های مستقل بررسی می‌کنیم، تفاوت چشمگیر است.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
سوژه‌ها نه به سمت یک بدیل واحد که به چندین مطالبه هم‌زمان هدایت می‌شود،  لحن گزارش‌ها نه تهدیدآمیز که تحلیلی و واقع‌محور است، سوالات رسانه‌ای به جای «چه کسی رهبر است؟»، چرا اعتراض شکل گرفته؟ چیست؟ پیامدهایش چیست؟ هستند. در رسانه‌های حرفه‌ای، «قالب خبری» بر اساس اهمیت و تأثیر اجتماعی انتخاب می‌شود، نه بر اساس منطق تأمین مالی یا پروژه‌های سیاسی بیرونی.
 
🔹 فریم‌سازی هدایت‌شده: ساختار، نه خطای فردی
وقتی اعتراضات یک کشور با این سه فریم تکرارشونده پوشش داده می‌شوند، نمی‌توان آن را به «اشتباه فردی یک خبرنگار» یا «سوگیری تصادفی» نسبت داد. این یک اثر ساختاری است، ناشی از فشار غیرمستقیم تأمین مالی نامعلوم، وابستگی به گروه‌های ذی‌نفوذ بیرونی، یا هدایت لحنی پروژه‌محور. در رسانه‌های حرفه‌ای، استقلال تحریریه یعنی جدا بودن تأمین مالی از خط‌مشی خبری، وجود ناظر مستقل تحریریه و شفافیت کامل در منابع مالی و سیاست‌های محتوا.
نبود این ساختارها، موجب می‌شود سوژه‌ها بومی انتخاب نشوند، روایت‌ها دوقطبی و هدایت‌شده شوند و اعتراضات چندصدایی به فریم‌های محدود تقلیل یابند.
اگر در ۱۰۰ خبر اخیرِ یک رسانه خاص تمرکز کنیم ۴۰ خبر با تأکید بر «رهبر بالقوه»، ۳۰ خبر با فریم «تهدید نظم/هرج‌ومرج»، ۲۰ خبر با تأکید بر «بدیل واحد»  و ۱۰ خبر با پوشش ساده رویداد بدون تحلیل بنیادی،
این الگو نشان می‌دهد که بیش از ۹۰٪ پوشش در اطراف فریم‌های محدود و جهت‌دار رخ داده، نه تحلیل واقع‌محور یا گزارش مستقل.
رسانه‌ای که انتخاب سوژه را بر مبنای اهمیت عمومی تعریف نمی‌کند، لحن و اولویت‌بندی را بر اساس منافع تأمین مالی پنهان شکل می‌دهد و اعتراضات را در قالب فریم‌های محدود و هدایت‌شده عرضه می‌کند، در واقع واقعیت را گزارش نمی‌کند بلکه آن را قالب‌ریزی می‌کند. این نقطه تمایز میان رسانه‌های حرفه‌ای مستقل و رسانه‌های با اقتصاد سیاسی نامعلوم است، جایی که قدرتِ روایت، ابزار سیاست و مشروعیت‌دهی می‌شود، نه بازتاب حقیقت.

🔹 از فریم تا فریب: تکنیک‌های دیداری- شنیداری در خدمت بازسازی ایدئولوژیک سلطنت
در عصر رسانه، تصویر هرگز بی‌گناه نیست. آنچه ما می‌بینیم و می‌شنویم، ترکیبی مهندسی‌شده از انتخاب، حذف، تاکید و برجسته‌سازی است؛ رسانه‌ها نه فقط خبر را منتقل می‌کنند، بلکه چشم‌انداز ما را از واقعیت شکل می‌دهند. به‌ویژه در بزنگاه‌هایی چون اعتراضات سراسری، تکنیک‌های دیداری- شنیداری، نقش مرکزی در ساختن معنا دارند؛ معنایی که در بسیاری موارد نه بازتاب مردم، بلکه بازتاب «مخاطب‌سازی» است.
در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، همچون گذشته بار دیگر شاهد استفاده هدفمند رسانه‌های خاص از ابزارهای تصویری- شنیداری برای بازنمایی مهندسی‌شده جنبشی چندصدا، رادیکال و غیرمتمرکز، در قالبی هماهنگ با پروژه بازسازی سلطنت هستیم.

🔹 صدا به‌مثابه ابزار سلطه: صدای مردم یا صدای مونتاژشده؟
در بسیاری از ویدئوهایی که از اعتراضات منتشر شد، استفاده از موسیقی‌های حماسی، صدای شعارهای انتخابی و حذف یا سانسور شعارهای رادیکال مشهود بود. به عنوان مثال ویدیوهایی از جمعیت در خیابان با شعارهای ضدحکومتی که در تدوین نهایی فقط صدای «رضا شاه روحت شاد» باقی مانده و بقیه شعارها، خصوصاً فریادهای «ژن، ژیان، ئازادی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «سلطنت، ولایت، یکصدسال جنایت»، « نه سلطنت، نه رهبری، دموکراس برابری» یا شعارهای کارگری و ضد سرمایه‌داری خاموش یا حذف شده‌اند.
 در یک نمونه خاص، ویدیویی از تجمع شبانه در یکی از شهرها، ابتدا با صدای شعارهای اجتماعی آغاز می‌شود اما ناگهان، صدا محو شده و با یک ترک موسیقی حماسی جایگزین می‌شود؛ هم‌زمان تصویری از پرچم شیر و خورشید روی دود و آتش اعتراضات مونتاژ می‌شود.

🔹 تصویرسازی مهندسی‌شده: نمادسازی به‌جای واقعیت
کلوزآپ‌های انتخابی، بخش مهم دیگری از این تکنیک است. دوربین‌ها در میان جمعیت، روی دست‌نوشته‌هایی زوم می‌کنند که اسامی سلطنت‌طلبان را نمایش می‌دهد، یا افرادی با لباس و پرچم مخصوص پهلوی را برجسته می‌کنند، گویی این افراد نمایندگان کلیت اعتراضات هستند.
در مقابل، تصاویر زنان معترض با شعارهای فمینیستی، کارگران با پلاکاردهای معیشتی، یا دانشجویان با پلاکاردهایی چون «نه شاه، نه رهبر» یا حذف می‌شوند، یا در سایه قرار می‌گیرند. نمونه ویدئویی از اعتراضات شهرهای روژهلات و سیستان و بلوچستان به‌وضوح نشان می‌دهد که هیچ صدای سلطنت‌طلبانه‌ای در خیابان شنیده نمی‌شود، اما وقتی این تصاویر به برخی شبکه‌های خاص می‌رسد، با نمادهای سلطنتی تدوین شده و با صدای موسیقی مارش نظامی یا نوستالژیک دوران پهلوی هم‌نشین می‌شود.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
🔹 نقش صداگذاری: حماسه‌ی کاذب، واقعیتِ سانسورشده
استفاده از موسیقی با ریتم حماسی یا ملودراماتیک باعث می‌شود مخاطب ناخودآگاه، صحنه را نه به‌مثابه کُنش جمعی سیاسی، بلکه به‌عنوان اجرای یک سناریوی ازپیش‌نوشته‌شده درک کند. این تکنیک‌ها احساسات مخاطب را هدایت می‌کنند، نه آگاهی‌اش را. مثال روشن در یکی از کلیپ‌های اعتراضات تهران، که صدای واقعی شامل فریاد «ژن، ژیان، ئازادی» بود، صدا حذف شده و جای آن را موسیقی متن فیلم از دوران پهلوی گرفته است. این تطابق زمانی وجود ندارد، اما هدف ایجاد توهم تداوم تاریخی میان سلطنت و جنبش‌های امروز است.
در رسانه‌هایی چون BBC، DW یا رسانه‌های بومی رادیکال، ساختار گزارش‌گری به گونه‌ای است که تکنیک‌های تدوین از محتوا فاصله نمی‌گیرد. آن‌ها صداهای مختلف را پوشش می‌دهند و اگر موسیقی یا جلوه‌های ویژه استفاده شود، با شفافیت و فاصله‌گذاری تحریریه مشخص می‌شود. در مقابل، در رسانه‌های پروپاگاندای سلطنت‌محور، هیچ مرز شفافی بین واقعیت و بازسازی نیست. آنچه ما می‌بینیم، نه یک اعتراض خودجوش، بلکه یک مونتاژ سیاسی‌شده است.

🔹 تصویر اعتراض، گروگان روایت
بازنمایی اعتراضات در برخی رسانه‌ها، نه تبلور حقیقت، بلکه تجلی خواست سیاسی است. تکنیک‌های دیداری- شنیداری در این رسانه‌ها، ابزار ساخت واقعیتی موافق با سلطنت هستند؛ واقعیتی که از صداها و تصاویر بی‌تعارف و چندصدایی تهی شده و جای خود را به روایتی طراحی‌شده از بالا داده است.
در این مدل، تصویر، صدای مردم نیست؛ بلکه پژواک قدرت پنهانی است که روایت را نه برای روشنگری، که برای جهت‌دهی سیاسی تولید می‌کند. این فریب بصری، شاید مؤثر باشد، اما نشانه‌ای است از بحران مشروعیت و تلاش برای استعاره‌سازی از گذشته‌ای فروریخته.
 
🔹 بحث آزاد یا ساخت رضایت؟ چگونه «گفت‌وگو» مهندسی می‌شود؟
واژه «بحث آزاد» در رسانه‌های حرفه‌ای لازم است به معنای برابر بودن فرصت، تنوع دیدگاه‌ها و حضور صداهای متفاوت در برابر پرسش‌های گزینشی باشد. در چنین مدلی، کارشناس‌ها و تحلیل‌گران از طیف‌های فکری متفاوت- از چپ تا راست، از ملی‌گرا تا فمینیست و اقلیت‌محور- بر اساس تخصص و پرسش‌های مستقل انتخاب می‌شوند تا فهم واقعی از مسئله تولید شود، نه تأیید از پیش‌ساخته‌ی یک روایت سیاسی.
اما تحلیل پوشش برخی رسانه‌های فارسی‌زبان در بزنگاه‌های حساس اعتراضات اجتماعی اخیر در ایران، نشان می‌دهد که چیزی به‌مراتب متفاوت‌تر رخ می‌دهد، مهندسی گفت‌وگو از طریق انتخاب کارشناس و طراحی سؤال به‌گونه‌ای که هدفش نه کشف حقیقت، بلکه بازتولید رضایت سیاسی در قالب «گفت‌وگوی آزادِ جهت‌دار» است.
 
۱. تکرار طیف محدود کارشناسان
در مصاحبه‌ها و برنامه‌های تحلیلی این رسانه‌ها، یک پالت تکراری از کارشناسان دیده می‌شود که اغلب با دیدگاه‌های سلطنت‌طلبانه یا نزدیک به بازسازی سلطنت هم‌جهت‌اند، نسبت به پروژه‌ی پهلوی و چهره‌های مرتبط با آن موضعی مثبت دارند، یا به نقد ساختار جمهوری اسلامی نمی‌پردازند مگر در چارچوبی که آن را به «خطای سیستم» تقلیل دهند.
اما صداهایی که در تحلیل واقعی اعتراضات مهم‌اند نظیر نظریه‌پردازان جمهوری‌خواه، چپ‌های انتقادی، فمینیست‌های اجتماعی، تحلیل‌گران اقلیت‌محور یا جامعه‌شناسان اعتراضات یا حذف می‌شوند یا به حاشیه رانده می‌شوند. به جای برنامه‌ای با تنوع فکری واقعی، شاهد بازتکرار زاویه دید مشخصی هستیم که به‌طور سیستماتیک به نفع یک روایت سیاسی خاص است.
 
۲. سؤال‌های القایی به‌جای پرسش‌محور
در ژورنالیسم حرفه‌ای، سؤال‌ها لازم است باز، بی‌طرف و برای کشف اطلاعات طراحی شوند: «چه عواملی به خیزش منجر شد؟»، «چگونه می‌توان راه‌حل‌های سازنده برای مطالبات مطرح‌شده یافت؟» و «چرا بخش‌های مختلف جامعه به این اعتراضات پیوستند؟» اما در الگوی مهندسی‌شده، سؤال‌ها اغلب پیش‌فرض دارند و مخاطب را به سمت پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده هدایت می‌کنند: «آیا اکنون زمان اتحاد پشت شاهزاده نیست؟»، «آیا این اعتراضات نشانه آستانه تغییر رژیم نیست؟» و «آیا رهبر جدید باید از میان چهره‌های برآمده از اپوزیسیون برگزیده شود؟». این گونه سؤال‌ها نه برای کشف حقیقت بلکه برای تولید یک نتیجه سیاسی خاص طراحی شده‌اند. ساختار سؤال، مسیر بحث را تعیین می‌کند؛ اگر سؤال به‌گونه‌ای مطرح شود که تنها یک جواب «درست» در ذهن بیننده بگنجد، آن بحث دیگر آزاد نیست، بلکه پروژه‌ای رسانه‌ای برای تولید رضایت است.
 
۳. مقایسه با اصول ژورنالیسم پرسش‌محور
اصول حرفه‌ای ژورنالیسم تأکید دارند که سؤال لازم است، بی‌طرف باشد، به کشف حقیقت کمک کند،  چندین پاسخ ممکن داشته باشد و زمینه‌ای برای تنوع دیدگاه‌ها فراهم آورد.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
در‌حالی‌که تکنیک‌های رایج در برنامه‌های مورد نقد، دقیقاً بر خلاف این اصول عمل می‌کنند، با انتخاب کارشناس‌های تکراری از یک طیف فکری مشخص، با طراحی سؤال‌های بسته و هدایت‌گر و با حذف یا کم‌اهمیت جلوه‌دادن صداهای مخالف.
این فاصله‌گیری از اصول، نشان می‌دهد که بحث‌های رسانه‌ای نه واکنشی به واقعیت‌های اجتماعی، بلکه ابزاری برای پیش‌برد پروژه‌ای سیاسی هستند.
 
۴. نمونه‌های لحن «بازجویی‌گونه» و یک‌سویه
از زمان تأسیس برخی از این رسانه‌ها، الگوی ثابت در مصاحبه‌ها دیده می‌شود، سوالات حمله‌جویانه به صدای مخالفان داخلی، با تأکید بر «دروغ‌گویی» یا «سرکوب‌طلبی» آنان، تریبون‌دهی بی‌حد و مرز به چهره‌های سلطنت‌طلب یا نزدیک به پهلوی، بدون چالش انتقادی واقعی، قطع صداهای معترض مستقل یا منتقد روایت سلطنت‌طلبانه، در لحظه‌های حساس خبری. این روش شبیه به بازجویی رسانه‌ای است تا گفت‌وگوی آزاد، یعنی از کارشناس انتظار پاسخ به پرسش‌های القایی می‌رود تا تصدیق روایت سفارش‌شده، نه تحلیل مستقل و انتقادی.
 
۵. نتیجه: «بحث آزاد» یا تولید رضایت سیاسی؟
آنچه در این رسانه‌ها رخ می‌دهد، نه گزارش آزادانه‌ی واقعیت، بلکه قالب‌سازی برای یک نتیجه مشخص است، قالبی که به بازتولید مشروعیت یک پروژه سیاسی خاص کمک می‌کند، نه تقویت فهم جمعی از پویش‌های اجتماعی که در ایران جریان دارد.
این «بحث آزاد»، در واقع تولید رضایت سیاسی است؛ رضایتی که از پیش طراحی شده، نه نتیجه گفت‌وگوی باز. وقتی رسانه‌ای تنها طیف مشخصی از کارشناسان را انتخاب می‌کند،  سؤال‌های القایی و هدایت‌شده مطرح می‌کند و صدای بخش‌های مهمی از جامعه را سانسور یا حاشیه می‌کند. آن رسانه دیگر فضایی برای گفتمان واقعی ایجاد نکرده، بلکه روایت مطلوب گروهی خاص را به مخاطب تحمیل کرده است. اگر بخواهیم به استاندارد واقعی گفت‌وگوی رسانه‌ای نزدیک شویم، نیازمند رسانه‌هایی هستیم که منابع مالی شفاف داشته باشند، تنوع دیدگاه‌ها را در تحریریه نهادینه کنند و سؤال‌ها را از پرسش‌های کشف‌کننده حقیقت طراحی کنند، نه سؤال‌های هدایت‌گر به نتیجه‌ی مطلوب. بدون این اصول، آنچه به‌جای «بحث آزاد» می‌بینیم، تنها بازتولید روایت‌های ایدئولوژیک مهندسی‌شده است، نه گفتگو.
 
🔹 دموکراسیِ مصادره‌شده: چگونه «زبان دموکراسی» به ابزار سلطه بدل می‌شود؟
یکی از خطرناک‌ترین اشکال قدرت، قدرتی است که در جامه‌ی ارزش‌های عام و انسانی ظاهر می‌شود، ارزش‌هایی چون آزادی، حقوق بشر، حاکمیت مردم و دموکراسی. این نوع قدرت، نه از طریق سرکوب عریان، بلکه از طریق مصادره‌ی زبان مقاومت و آزادی برای تثبیت یک روایت خاص عمل می‌کند. رسانه‌ای که به‌ظاهر زبان مردم را می‌گوید، اما در عمل صدای مردم را مهندسی می‌کند.
یکی از نمونه‌های بارز این پدیده در سال‌های اخیر، برخی شبکه‌های فارسی‌زبان شبکه‌ی ایران‌اینترناشنال است که در پوشش حمایت از اعتراضات مردمی در ایران، در واقع به «مصادره‌ی دموکراسی با زبان دموکراسی» دست زده‌اند. آن‌ها با استفاده‌ی مکرر از واژگان جذاب اما خنثی‌شده‌ای چون «آزادی»، «حقوق بشر»، «صدای مردم» و «رأی خیابانی»، نه برای گشودن افق سیاسی، بلکه برای تقلیل دادن واقعیت پیچیده‌ی سیاسی ایران به یک آلترناتیو خاص همچون بازگشت سلطنت تلاش می‌کنند.
 
۱. واژگان آزاد، روایت بسته
این شبکه‌ها ظاهراً از آزادی انتخاب دفاع می‌کنند، اما در عمل، میدان انتخاب بدیل‌ها را به‌طرز نظام‌مند محدود می‌سازند. بدیل‌هایی مانند جمهوری‌خواهی دموکراتیک، جریان‌های فمینیستی، چپ، فدرالیست یا اقلیت‌محور، صدای جنبش‌های برابری‌خواه غیروابسته به نهادهای قدرت خارجی، نه تنها به ندرت مجال حضور دارند، بلکه بی‌اعتبار، تفرقه‌افکن یا ناکارآمد معرفی می‌شوند. در مقابل، سلطنت‌طلبی به‌عنوان «تنها بدیل ممکن»، «نماد وحدت» و «خواست مشترک خیابان» فریم می‌شود؛ حتی اگر خیابان چنین سخنی نگفته باشد.
 
۲. اعتراض، نه به‌مثابه آغازی برای گفتمان‌سازی، بلکه به‌مثابه رأی نانوشته برای سلطنت
در حالی که اعتراضات سراسری در ایران از دی 1396 تا دی 1404بیش از هر چیز نشانه‌ی فقدان مشروعیت نظام موجود و مطالبه‌ی عدالت، برابری، آزادی و معیشت است، این رسانه‌ها آن را در یک فریم واحد بازنمایی می‌کنند، «رأی مردم برای بازگشت به نظم ازدست‌رفته»، «نشانه وفاداری به تنها رهبر بیرون نظام» و «تأیید مشروعیت سلطنت پهلوی».
 این تقلیل‌گرایی، چندلایه بودن خیزش‌ها را حذف می‌کند. صدای کارگران، زنان، ملیت‌ها، دانشجویان، معلمان، بیکاران و حاشیه‌نشینان در فریم «سلطنت‌طلبی عمومی» گم می‌شود. خواست‌های طبقاتی و جنسیتی پشت تصاویر پرچم شیر و خورشید و شعارهای مونتاژشده در کلیپ‌ها، ناپدید می‌شوند.
QANDIL PRESS|قەندیل‌پرێس
Photo
 
۳. از زبان گفتمانی تا سیاست رسانه‌ای: مهندسی حقیقت
زبان این رسانه‌ها را اگر از منظر تحلیل گفتمان بررسی کنیم، با واژگانی سرشار از «بازگشت به اقتدار»،  «نجات ملی»،  «وحدت بدون تفرقه» و «رهبر در تبعید» و ترکیب‌های نجات‌گرایانه مواجه می‌شویم. واژگان انتقادی علیه سلطنت، اگر هم استفاده شوند، بلافاصله با فریم‌های امنیتی پاسخ می‌گیرند، «تفرقه‌افکن»، «جیره‌خوار جمهوری اسلامی»، «خائن به اتحاد».
این دوگانه‌سازی کاذب خود گویای تلاش برای سرکوب گفت‌وگوی واقعی و جایگزینی آن با اجماع ساختگی است.
 
۴. حمایت از راست افراطی و سیاست جنگ‌طلبانه
تناقض آشکار دیگر در این پروژه، پیوند رسانه‌های یادشده با محورهای منطقه‌ای و بین‌المللی راست افراطی، جنگ‌طلب و ضددموکراتیک است. از تأمین مالی مشکوک برخی از آن‌ها توسط دولت‌های غیردموکراتیک منطقه مانند عربستان یا حتی حمایت غیرمستقیم از سوی برخی نهادهای اطلاعاتی غربی تا هم‌صدایی‌شان با سیاست‌های جنگ‌افروزانه علیه ایران (تحریم، حمله نظامی، پروژه تغییر رژیم)، همه نشانه‌هایی‌اند از چرخش از دموکراسی واقعی به فاشیسم نرم رسانه‌ای، بازتولید استبداد در لباس آزادی و مصادره زبان حقوق بشر برای تحمیل قدرت از بالا.
 
۵. نتیجه: فریبِ گفتمان دموکراتیک
شبکه‌هایی که به ظاهر صدای مردم‌اند، اما واقعیت پیچیده‌ی جامعه را در قاب یک پروژه سیاسی خاص مونتاژ می‌کنند، در عمل به واسطه‌هایی برای بازتولید استبداد تبدیل می‌شوند. اعتراضات خیابانی در ایران، نیازمند فضاهای رسانه‌ای‌اند که تکثر سیاسی، اجتماعی و جنسیتی را بشناسند و بازتاب دهند، نه آنکه آن را به «بیعت» با یک نماد خاص تقلیل دهند. زبان دموکراسی، وقتی از سوی رسانه‌ای به کار می‌رود که خود را به پروژه‌ی خاصی فروخته، دیگر آزادی‌بخش نیست؛ ایدئولوژیک، انحصارطلب و ابزار تحمیل سلطه‌ نوین است.
در انتها می‌توان گفت شبکه‌ای مانند ایران اینترنشنال که در ظاهر با شعار «صدای مردم» فعالیت می‌کند، در عمل با فیلتر کردن صداهای متکثر، برجسته‌سازی گفتمان سلطنت و سانسور نظام‌مند دیدگاه‌های جمهوری‌خواه، فمینیستی و اقلیت‌محور، به بازتولید اقتدار در لباسی نو بدل شده است. این رسانه نه در خدمت دموکراسی، بلکه در خدمت مهندسی رضایت برای یک پروژه خاص سیاسی‌ست؛ پروژه‌ای که با ابزارهای حرفه‌ای اما نیت‌های غیردموکراتیک، حق انتخاب واقعی را از مخاطب می‌گیرد.