می‌تراود رحمان! – Telegram
می‌تراود رحمان!
1.37K subscribers
1.46K photos
214 videos
238 files
641 links
این‌جا گنجه مجازی من است!
درباره ادبیات، کتاب، کپی‌رایتینگ، محتوانویسی، موسیقی، و... می‌نویسم.
#رحمان_نقیزاده

📩 @Rahman9999
Download Telegram
دعای خیر مادر:

طرف (Kato) 15 سال پیش یه آهنگی ساخته. امروز این آهنگ تو سریال Your Friends and Neighbors استفاده شده. (همون‌جایی که جان هَم تو کلاب داره می‌رقصه و دوربین رو صورتشه!) و یهو بعد از 15سال، چون میم شده در تیک‌تاک، شده رتبۀ یک آهنگ‌های ترند دنیا.


حال نداشتم میم رو پیدا کنم!
همونی که یهو دوربین روی صورت جان هَم میاد و می‌خونه:

I said ooh-ooh
Come on, baby, turn the lights off


خلاصه که اگر ترندباز هستید، این‌جا بشنویدش.


💰 @RahmanNG
3👍1

'Cause I wished you the best of
All this world could give
And I told you when you left me
There's nothing to forgive
But I always thought you'd come back, tell me all you found was
Heartbreak and misery
It's hard for me to say, I'm jealous of the way
You're happy without me


پووووووف. ❤️‍🩹
💘2
Jealous
Labrinth
It's hard for me to say, I'm jealous of the way you're happy without me.

☕️ @MCintheWZ
1

و گفت:
«غریب آن بود که در هفت آسمان و زمین کس با وی به یک تاره موی موافق نبود؛ و من نگویم غریبم، من آنم که با زمانه نسازم و زمانه با من نسازد.»


-تذکره‌الاولیا-
-ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی-

▪️ @RahmanNG
👍4👏1
سال 1321 احمد بهمنیار گرامی، بدون منبع و کاملاً سلیقه‌ای، مطرح کرد که بیاید به‌جای «ۀ» از «ی» استفاده کنیم.


چی شد؟
در ادامه آن گروه کم‌خرد عربی‌گریز متحجّر با ذهن‌های مرداب‌وارشون، بدون این‌که متوجه باشن که «ۀ» عربی نیست و اون شش‌کوچولو هم همزه نیست، صورتِ نازیبا و جاگیر «ی» رو وارد نوشته‌هاشون کردن تا فریاد بزنن که آی مردم! ببنیید ما هخامنشی هستیم و عربی نمی‌نویسیم!

ببینید؛
اون شش کوچک، صورت کوتاه‌شدۀ «ی»ست و همزه نیست.
در متون کهن هم «ی» نیومده.


پس؛
اگر خواستید مضاف و مضاف‌الیه بنویسید با های ناملفوظ:

خانۀ من: این درست‌ترین حالته.
خانه من: اگر کژخوانی نمی‌سازه، این حالت هم درسته. مثل مواقعی که کسره رو نمی‌نویسیم چون «کتاب من» معنا رو می‌رسونه و معنای دومی ازش در جمله برداشت نمی‌شه.

خانه‌ی من: اگر زبان و نگارش رو نمی‌فهمید و دوست دارید نشون بدید با یک اشتباه نگارشی، می‌تونید آریایی اصیل باشید، این حالت رو بنویسید.

▪️ @RahmanNG

تو از کدوم گروه هستی؟
💯4🔥3👏1
دختره نوشته امسال ۱۲۰ جلد کتاب خونده‌م. بعد یارو رفته عنوان کتاب‌ها رو گوگل کرده، دیده بیشترش رمان‌های اروتیکه! بهش گفته تو کتاب‌خون نیستی، تو معتاد پورنی!

🗿 @RahmanNG
🤣10😁3👍2🗿2
قصه‌های کوچک رحمان اول زمستان.pdf
4 MB
این قسمت:
رحمان پاسخ می‌دهد!


🗿 @RahmanNG
1🔥1🦄1
تکه‌ای چکش‌نخورده از یک شعر خیلی طولانی درباره جنگ


از مردن من
موجی بر ساحل
افزوده خواهد شد و
ریشه‌ای بر جنگل
نفس آخرم
نسیمی خواهد شد
وَ نگاه غمگینم تکه‌سنگی
بر سینۀ کوهساران
-خیره بر کهن‌سرمای ابدیت-
خون من
باران خواهد شد
وَ از دست‌هایم
ستاره‌ای به آسمان شاخه خواهد کشید
نغمۀ خشکیده بر لب‌هام
فریادی خواهد شد
در حنجرۀ
جوجه‌گنجشک‌های مانده بی‌مادر
وَ سینه‌ام
کویری خواهد شد
در مسیر هرزه‌گردی شن‌ها
اسلحه
خشاب
شلیک
پوتین
کلاه‌خود
سینۀ شکافته
این‌ها من نیستم
من
پیش از نشستن گلوله بر سینه‌ام
دریا شده‌ام
کوهستان شده‌ام
جنگل شده‌ام
وَ با بادها از این‌جا رفته‌ام...


🫀 @RahmanNG
👍31🐳1
می‌تراود رحمان!
تکه‌ای چکش‌نخورده از یک شعر خیلی طولانی درباره جنگ از مردن من موجی بر ساحل افزوده خواهد شد و ریشه‌ای بر جنگل نفس آخرم نسیمی خواهد شد وَ نگاه غمگینم تکه‌سنگی بر سینۀ کوهساران -خیره بر کهن‌سرمای ابدیت- خون من باران خواهد شد وَ از دست‌هایم ستاره‌ای به آسمان…

یک‌تکۀ دیگر از همان شعر:




- نمی‌ترسی از مردن سرباز؟
- من؟ ترس؟
من بارها مرده‌ام
من ایستاده‌ام در جبهۀ متفقین وُ شلیک کرده‌ام
وَ در آن‌سوی
به‌گلولۀ خودم
در ردیف متحدین به خاک افتاده‌ام
در نورماندی
برای پیشوا جنگیده‌ام وُ در انتها
با هم‌رزمان فرانسوی‌ام
فریاد پیروزی سر داده‌ام
من در جزیرۀ مجنون فراموش شده‌ام وُ
تندیس برنزی‌ام
نماد پایان محاصرۀ بوداپست شده است
من
پشت همۀ خاکریزها
گریه کرده‌ام
در تاریکی سنگرها
برای صلح دعا کرده‌ام
وَ پیش از آن‌که به خانه برگردم
بر سر مزار سرباز دشمن
شاخه‌گلی گذاشته‌ام
👍2
می‌خوام داستان آموزنده‌ترین 4 ساعت زندگیم رو تعریف کنم؛ که 2تا درس مهم بهم آموخت و تا آخر عمر فراموش نمی‌کنم.

وقتی منو گرفتن و درگیر دادسرا و دادگاه شدم؛

اون یک‌وسال‌خرده‌ای که درگیر بودم و پس‌اندازم تموم شد و اعصابم متلاشی شد و دوستانم رهام کردن که اسمشون کنار اسمم نیاد و حتی یک‌نفر نمی‌اومد دنبالم که بهم تو مسیر اوین دل‌گرمی بده و اون ساعت‌های کمرشکن جلسۀ دادگاه و این‌ها...
فدای سرم.


من ماه‌ها درگیر بودم و به خانواده‌م نگفته بودم.
تا این‌که دادسرای اوین پرونده‌م رو فرستاد دادگاه انقلاب و دیگه یا باید می‌رفتم بازداشتگاه تا روز دادگاه، یا وثیقه می‌ذاشتم.
این‌جا دیگه مجبور شدم به خانواده‌م اطلاع بدم.

خلاصه داداشم سند خونۀ شهرستان رو برداشت و آورد تهران.
دادیار گفت این باید برگرده شهرستان و اون‌جا قیمت‌گذاری بشه و بیاد.
این رفت‌وبرگشت 48 ساعت طول می‌کشید.


و این همون 48 ساعتیه که از کل پروسۀ دوساله بیشتر اذیتم کرد.


دوتا راه داشتیم:
یا من برم بازداشتگاه اوین بمونم تا برادرم بره و برگرده.
یا یک سند موقت بذاریم تا سند خودمون بره و قیمت‌گذاری بشه و برگرده.


اون‌روز، 4 ساعت من و برادرم جلوی دادسرای اوین مشغول بودیم؛
اون با آشنایان تماس می‌گرفت،
و من با دوستان.


حتـــــــــــــــــــــــــــی ### خودم با سه‌تا بهونۀ مختلف سند نیاورد و راضی نشد 48 ساعت ضامن من باشه!

حتــــــــــــــــــــــــــی دادیار دلش سوخت گفت در حد سند موتور هم چیزی بیاری کافیه؛ و هیچ‌کس حاضر نشد در حد یک موتور 48 ساعت ضامن من باشه!


آخرش هم دیگه دید من و داداشم چقدر تلاش کردیم، گفت صد میلیون پول بریزید به حساب دادگستری و برید تا روز دادگاه.


اون چهارساعت بهم دوتا درس مهم داد که من هم به‌رایگان بهتون منتقل می‌کنم!


▪️یک: بهترین دوست تو، موجودی حساب بانکی توئه.

▪️دو: هرکاری می‌کنی یا نمی‌کنی برای خودت بکن یا نکن. هیچ‌کدوم از اون‌هایی که دارن ادای «همراهِ تو بودن» درمیارن، قرار نیست تو مسیر جهنم همراه تو بمونن.



خلاصه که، این روزها هم اگر کاری می‌کنی یا نمی‌کنی، برای خودت بکن یا نکن؛ نه برای هم‌مسیربودن با جریان و جلب رضایت دیگران. اگر قرار بشه بری جهنم، هیچ‌کدوم از این‌هایی که با «بی‌طرف بی‌شرف» و گزاره‌های مشابه، تو رو تحت فشار می‌ذاشتن قرار نیست بیان بگن «مرسی که طرف ما رو انتخاب کردی. الان ما هم برای تو جبران می‌کنیم.»


پ‌ن: نمی‌گم منفعل باشید؛ می‌گم اگر قراره فاعل باشید، فاعلِ تصمیم‌گیر باشید، نه جریان‌سوارِ تحت‌تاثیرقرارگیرنده.
👍7💯5🤔1👌1
‌‌
این‌جا یه دختربچه گوگولی داریم دستمال و فال می‌فروشه. هرجا هم منو می‌بینه میاد اول یه فال رایگان بهم می‌ده، بعد یه فال دیگه می‌ده، می‌گه عمو اگر اون خوب درنیومد، اینو بخون.

بعدش می‌گه عمو غذا می‌خوام!


دیروز جلوی پاساژ وایساده بودم. از دور دیدم بدوبدو میاد.



گفت: عمو روزت مبارک.

گفتم: روز من چرا؟

گفت: روز مَرده دیگه!



بعد گفت: عمو خیلی‌وقته ازم چیزی نمی‌خری.

گفتم: چیزی نمی‌خوام. می‌خوای بیا بریم کافه خوراکی بخوریم.

گفت: نه. میل ندارم.





دلیل این‌که این «سین» کوچولو رو دوست دارم همینه که بچه‌پررو نیست. چشم‌ودل‌سیره. وقتی نمی‌خواد، می‌گه نمی‌خوام.





بعد گفت: خوراکی از رفاه می‌خوام!

گفتم: اگر قول می‌دی فقط خوراکی برای خودت برداری و خرید آشپزخونه‌ای نکنی، بیا بریم.





با هم رفتیم رفاه.

تو راه می‌گه: عمو رفتیم اون‌جا بگو من با توام. نگهبان رفاه منو راه نمی‌ده.

گفتم: نگهبان گوه می‌خوره.





بچه ان‌قدر ذوق داشت.

تا وارد شدیم، گفت عمو می‌شه چرخ بردارم؟!

گفتم: بردار.





با چرخ تو راهروها دور می‌زدیم و خرید می‌کردیم.

می‌گم مودب و خانمه؛

هرچی برمی‌داشت اول به من نشون می‌داد که اجازه بدم و بعد بندازه تو چرخ.



گفتم: هرچی دلت می‌خواد بردار، اجازه نگیر.



کوچولو قیمت‌ها رو هم نگاه می‌کرد.

می‌گفت: عمو این گرونه، می‌تونم بردارم؟





می‌گه: عمو تو بچه داری؟

می‌گم: نه، من زن ندارم که بچه داشته باشم.

می‌گه: چرا ازدواج نمی‌کنی؟

می‌گم: پول ندارم. هرچی پول درمیارم تو میای ازم می‌گیری!

می‌گه: پس من برات دعا می‌کنم یه زن خوشگل پیدا کنی!





آخرشم با یه ذوقی اومد تو صف وایساد. خریدهاشو خالی کرد. چید تو پلاستیک و بدوبدو با خنده رفت خونه‌شون.


🫀 @RahmanNG


می‌خوام بگم تو این شرایط اقتصادی، یکی از راه‌های حفظ ارزش ریال، خریدن خوشحالی برای دیگرانه. پس‌انداز روحی-روانی خوبی هم برای خود آدمه.
❤‍🔥198😍4🕊1🐳1
دیگه هیچی قیمت نداره.

یعنی دیگه هیچی رو برچسب (لیبل) قیمت نمی‌زنن.


می‌خواستم هدفون بگیرم. پشت ویترین یکی از همین مغازه‌های پردیس، یکی از مدل‌ها رو پسندیدم، آنلاین زدم و قیمتش رو دیدم.

رفتم داخل.
پرسیدم «این چند؟»

نگفت.
سریع گوشی برداشت و اون هم رفت سرچ کرد!


بعد ذهنی حساب‌وکتاب کرد، 700 هزار تومن کشید روی قیمت فروشگاه‌های آنلاین و بهم قیمت داد.


مثلاً آنلاین 2100 بود، گفت «با احترام 2800 تقدیم می‌شه.»

با احترام ریدم به اونی که به تو گفت زرنگ.



فعلاً دارم فقط بوکمارک می‌کنم! بهار که برگرده، همه رو می‌خرم.
👍123💯1

این پارچه مشکی چیه دور اتاق فرماندهی حمله به ونزوئلا کشیده‌ن؟

اون‌ور مجلس زنونه‌ست؟


@RahmanNG
😁7👎2🤣2
Edge Of A Revolution
Nickelback
No, we don't wanna hear another word you say; 'Cause we know they're all depending on mass confusion.

☕️ @MCintheWZ
👌3
Don't tread On Me
Cain Walker
I'm built from blood, sweat, and pain.

☕️ @MCintheWZ
💯3

یکی از بچه‌پولدارترین دوستانم در اینستاگرام، که هزینۀ ماهانۀ پِت‌هاش از خرج دوتا خانوادۀ چهارنفره بیشتره، و هیچ شغلی جز تفریح نداره، استوری کرده:


من گرسنگی در دوران گذار رو به سیری در دوران ستم ترجیح می‌دم.


این جمله در بافت درستش، خیلی هم عمیق و تاثیرگذاره؛ ولی باید ببینیم از چه‌کسی صادر شده. ما باید یاد بگیریم منطق رو بر هیجان مقدم بداریم.

‌‌
مثلاً فرق هست بین کسی که در دل ماجرا حضور داره و حرفی می‌زنه، با کسی که یک نصفه‌روز در استرالیا با اسکورت پلیس و یک برگۀ آچاهار در دست، با ریسک 0% رفته تا جلوی سفارت و برگشته خونه.


این یکی از معضلات سانتی‌مانتالیسم بود؛ جملات زیبا از آدم‌های زیبا و بی‌ربط.


معضل دوم -به‌زعم حقیر- تلاش برای حضور بی‌خطره.


مثال می‌زنم:
بغل‌کردن نقشۀ ایران.
اعتراض به گرانی.


اینا رو چرا گذاشتم تو دستۀ سانتی‌مانتال‌ها؟
عرض می‌کنم.


یک کُل این‌جا مطرح و محل اعتراضه، که پرداختن بهش هزینه داره. ما می‌تونیم بیایم به یک جزء کم‌خطرتر از این کُل بپردازیم، و بدون هزینه، خودمون رو فعّال نشون بدیم.


مثلاً من میام می‌گم فلان‌چیز 100 تومن بود، شد 1000 تومن. اگر بگیربگیری صورت بگیره، راه فرار من بازتره تا اونی‌که اسم برده، یا مشخصاً به کُل تاخته. ولی در ظاهر، هردو ما داریم یک کار رو انجام می‌دیم.


همین مسئله در اینستاگرام هم هست.
از این اداهای «به‌علت برودت هوا پست نمی‌ذاریم» یا «چیزی نمی‌گیم حرف‌های مهم‌تر شنیده بشن» و از این‌دست خوشگل‌بازی‌های مجازی.


این‌ها هیچ ارزش افزوده‌ای برای هدفی که امروز مطرح می‌شه، ندارن. فقط ترسِ هم‌زمان از دوست و دشمن رو نشون می‌دن.

این‌جا دوست کیه و دشمن کی؟
چرا باید از دوست بترسیم؟
متوجهی؟


نظر من اینه که شاید شاید شاید بهتر این باشه که اجازه بدیم هرکسی به فعالیت خودش ادامه بده. این‌جوری ما یک‌سری واکنش خالص داریم که واکنش‌دهنده خودش انتخاب کرده که اون واکنش رو واکنه!



قبل از این‌که بگی «رحمان پس تو فلان...» بذار خودم بگم که تمام حرف من، دوری از هیجان و جوزدگی، و بهره‌مندی از منطقه.


☕️ @RahmanNG


در آخر، مثلاً همین پست رو درنظر بگیرید.
من هیچ اسمی نبردم، هیچ اعتراضی -به‌جز تازش نرم به‌سوی مردم- نکردم، ولی طوری همه‌چیز رو پیچوندم به‌هم که هر طرفی پیروز باشه، من بتونم این پست رو بذارم وسط و بگم ببینید من از روز اول با شما بودم.
💯11👍4👎3😁21

از این دوستی که زیر پست‌های «نظر شخصی» من 👎🏿 می‌ذاره تشکر می‌کنم؛

ایشون معنای واقعی «شنیدن نظر مخالف»ـه.


با این‌که با تمام نظرات من مخالفه، ولی هم‌چنان این‌جا مونده، می‌خونه، و مسالمت‌آمیز مخالفت می‌کنه!
😁43👍3👏3👎2🤣2
یعنی هم برای خودش دنبال کار می‌گرده، هم برای مامانش؟

یا شاید در این یک‌هفته با معجزۀ ناناموز آشنا شده؟

یا شاید مسیر حاجت‌گرفتن رو در یک هفته فراآموخته؟ (مقایسه آمار دو پست، با کپشن و هشتگ‌های یکسان)

یا شاید اکانت فیکه و داره معمولی رفتار می‌کنه تا زمان مناسبش برسه؟

☕️ @RahmanNG

خلاصه که این‌روزها در هر شبکه‌ای فعالید، حواستون به اکانت‌هایی باشه که دارن فالوئر جذب می‌کنن. شاید الان بگی فلان اکانت که کاری نمی‌کنه، ولی بدان و آگاه باش که به‌وقتش کارش رو هم شروع می‌کنه.
👍6💯1