Forwarded from Debauchery (هوری)
ریچل سنات شبیه اون آدماس که همه میگن وای خیلی کوله و فلان ولی وقتی میبینیش میفهمی چقدر لیمه و آدما چقدر کسشر شدن
کوندرا و استیون ددلسِ جویس مثل نیچه معتقدند که بار حافظه و مسئولیت چنان سنگین است که ما را خرد میکند و آن کابوسی است که میکوشیم از آن بیدار شویم. اما کوندرا «سنگینی» را به «سبکی» ترجیح میدهد همانطور که جویس پذیرش وجود آن را. در جایجای رمان یولسیز شخصیتها به این بار سنگین اشاره میکنند و جویس نشان میدهد که مردم ایرلند آگاهانه با این گذشته در ستیزند، اما نمیخواهند آن را از حافظهی ملیشان بزدایند.
👍1