This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ پلاسیبو و قدرت تلقین
➕دکتر آذرخش مکری
➕دکتر آذرخش مکری
❤1
Forwarded from کارزار جهانی نه به اعدام در ایران
این کار را برای نجات معترضین بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ لطفا انجام دهید!
یک وظیفه مهم در شرایط کنونی تلاش برای نجات معترضین است که در اسارت جمهوری اسلامی بشر می برند. عده ای از مبارزین و فعالین سیاسی مبادرت به ایجاد یک وبسایت کرده اند که می تواند ما را در این زمینه کمک کند.در به وب سایت زیر
www.sosiran.eu
ایمیلهای رسمی و مستند برای تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به ۲۷ زبان مختلف آماده شده است. شهروندان کشورهای مختلف میتوانند تنها با یک کلیک، درخواست را به زبان کشور خودشان مستقیماً برای نمایندگان کشورشان در اتحادیه اروپا ارسال کنند. هدف این اقدام، جلب توجه فوری مقامات اروپایی به هزاران معترض بازداشتشده در ایران است که بسیاری از آنها در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند. این کمپین از شهروندان میخواهد با استفاده از این ابزار ساده اما مؤثر، از نمایندگان خود بخواهند برای جلوگیری از اعدامها و کشتار گسترده زندانیان اقدام عملی انجام دهند. لطفاً این لینک را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کنید و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق کنید. هر صدا مهم است، هر کلیک میتواند جانی را نجات دهد.
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#دادخواهی
یک وظیفه مهم در شرایط کنونی تلاش برای نجات معترضین است که در اسارت جمهوری اسلامی بشر می برند. عده ای از مبارزین و فعالین سیاسی مبادرت به ایجاد یک وبسایت کرده اند که می تواند ما را در این زمینه کمک کند.در به وب سایت زیر
www.sosiran.eu
ایمیلهای رسمی و مستند برای تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به ۲۷ زبان مختلف آماده شده است. شهروندان کشورهای مختلف میتوانند تنها با یک کلیک، درخواست را به زبان کشور خودشان مستقیماً برای نمایندگان کشورشان در اتحادیه اروپا ارسال کنند. هدف این اقدام، جلب توجه فوری مقامات اروپایی به هزاران معترض بازداشتشده در ایران است که بسیاری از آنها در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند. این کمپین از شهروندان میخواهد با استفاده از این ابزار ساده اما مؤثر، از نمایندگان خود بخواهند برای جلوگیری از اعدامها و کشتار گسترده زندانیان اقدام عملی انجام دهند. لطفاً این لینک را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کنید و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق کنید. هر صدا مهم است، هر کلیک میتواند جانی را نجات دهد.
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#دادخواهی
👍2
📌 این کلمات درد دارد اما صدا ندارد
✍🏻 علی نیکجو
انا لله و انا الیه راجعون
▫️بعد از مدتی سر در جبین خفهگی فرو بردن و جگر خونین بر دندان گزیدن، به احترام مخاطبین این سالها و با کمال خضوع و در نهایت شرم و با ناامیدی چند سطری را به اشتراک میگذارم.
یکم) بیتردید چه در ساحت حیات فردی و چه در ساحت اجتماعی و سیاسی، روزها و شبهایی که گذشت رنجآورترین و هولانگیزترین ایام همه عمر راقم و کثیری از همفکران و همراهان در تمام طول عمر بوده است. بارها در نیمههای شب با تپش قلب از خواب برخاستم با این امید عبث که همه این "کیسههای سیاه" تلنبار شده، همه این حجم دهشتناکِ "سنگینیِ سیاهِ خونینِ داغِ یخزده" کابوسی بیش نبوده است. اما واقعیت، هولناکتر از هر حادثهای از دوران مشروطه تا کنون است.
آنچه بر جوانان نورسیده در آن سه شبِ ننگین و چرکین رفت، به هیچ روی قابل جبران نیست.
جان عزیزِ ازدست رفته، کجا احیا میشود؟ چشم زیبای کورشده، کجا به جهان باز میشود؟ شکستگی مهرهها و آسیبهای نخاعی و فلجهای دو اندام و چهار اندام کجا میتواند باردیگر بر زمین سفتِ زیرپا بایستد؟ آرزوهای کابوس شده، کجا میتواند باز به رویا بدل شود؟ رویای لگدمال شده در کف هر خیابان و کوچه، هر شهر و قصبه کجا باز روایت میشود؟ حاشا! هرگز!
دوم) بی شک مسولیت اصلی این تراژدیِ تاریخی با کلیت حاکمیت است. حتی اگر روایت رسمی را هم بپذیریم؛ مسولیتِ خرابکاری و جنایت گروههای تروریستی -چه در این ایام و چه در جنگ دوازده روزه- تماما بر عهده نیروهای اطلاعاتی-امنیتی است.
سوم) حاکمیت باید این میزان از - نه دیگر سبکی تحمل ناپذیر هستی- بلکه "سنگینی تحمل ناپذیر هستی" را فهم کند و برای میلیونها هموطن سوگمند به طور نسبی جایی برای تاب آوردن این همه حرمان بگشاید. نه آنکه همچنان بر سبیل سابق براند و با صدا و سیمای لمپن پرور و لجن پراکن و وقیح، نمک بر زخمهای داغ و همچنان داغ و همیشه داغِ مردمانِ "جگرگوشه از دست داده" و کودکان یتیم شده بپاشد. حاکمیت باید هر چه زودتر -به ویژه- نوجوانان بازداشتی را آزاد کند و از ایذا و آزار مجروحینی که در منازل، با دل نگرانی دوران نقاهت را پشت سر میگذارند، دست بردارد. نظام باید تکلیف خود را با فلان آقازادهای که به طور صریح میگوید "همه باید به دَرَک واصل میشدند و نباید هیچ کس به اسارت گرفته میشد چون بازداشتیها تبدیل به پرونده حقوق بشری میشوند" مشخص کند. نظام باید تکلیف خود را با فلان "خودخداانگاری" که در گعدههای شبه نظامی صفت شنیع "حرام..." را به معترضین نسبت میدهد، مشخص کند. باید نسبت خود را با رییس بیشرم شورای شهر تهران -که از شرافت و حریت برادرش فقط نام خانوادگیاش را به ارث برده' و میگوید "حتی یک نفر معترض هم کشته نشده، همه کشتهها محارب هستند" مشخص سازد. باید تکلیف آن مشهدیِ "خود شریعتی پندار" را که بیست و چهار ساعته در تلوزیون رجز میخواند و میگوید ما برای انقلاب شهید دادیم شما هم اگر میخواهید انقلاب کنید شهید بدهید، مشخص کند. از این مثالهای خانه برافکن و ویران ساز که همگی مصداق تفرقه و نفاق و نقار و تشویش اذهان عمومی و جریحهدار کردن عواطف ملی و ریختن بنزین بر هیمنه خشم و استیصال مردمانی تا بن استخوان تحقیر شده است، بسیار میتوان گفت. اما هزاران دریغ که همگی این تئوریسینهای تروریسم در تمام این سی سال از امنیت قضاییِ فولادین بهرهمند بودهاند.
📌 ادامه در INSTANT VIEW
مشاهده فوری
@alipsychiatrist
✍🏻 علی نیکجو
انا لله و انا الیه راجعون
▫️بعد از مدتی سر در جبین خفهگی فرو بردن و جگر خونین بر دندان گزیدن، به احترام مخاطبین این سالها و با کمال خضوع و در نهایت شرم و با ناامیدی چند سطری را به اشتراک میگذارم.
یکم) بیتردید چه در ساحت حیات فردی و چه در ساحت اجتماعی و سیاسی، روزها و شبهایی که گذشت رنجآورترین و هولانگیزترین ایام همه عمر راقم و کثیری از همفکران و همراهان در تمام طول عمر بوده است. بارها در نیمههای شب با تپش قلب از خواب برخاستم با این امید عبث که همه این "کیسههای سیاه" تلنبار شده، همه این حجم دهشتناکِ "سنگینیِ سیاهِ خونینِ داغِ یخزده" کابوسی بیش نبوده است. اما واقعیت، هولناکتر از هر حادثهای از دوران مشروطه تا کنون است.
آنچه بر جوانان نورسیده در آن سه شبِ ننگین و چرکین رفت، به هیچ روی قابل جبران نیست.
جان عزیزِ ازدست رفته، کجا احیا میشود؟ چشم زیبای کورشده، کجا به جهان باز میشود؟ شکستگی مهرهها و آسیبهای نخاعی و فلجهای دو اندام و چهار اندام کجا میتواند باردیگر بر زمین سفتِ زیرپا بایستد؟ آرزوهای کابوس شده، کجا میتواند باز به رویا بدل شود؟ رویای لگدمال شده در کف هر خیابان و کوچه، هر شهر و قصبه کجا باز روایت میشود؟ حاشا! هرگز!
دوم) بی شک مسولیت اصلی این تراژدیِ تاریخی با کلیت حاکمیت است. حتی اگر روایت رسمی را هم بپذیریم؛ مسولیتِ خرابکاری و جنایت گروههای تروریستی -چه در این ایام و چه در جنگ دوازده روزه- تماما بر عهده نیروهای اطلاعاتی-امنیتی است.
سوم) حاکمیت باید این میزان از - نه دیگر سبکی تحمل ناپذیر هستی- بلکه "سنگینی تحمل ناپذیر هستی" را فهم کند و برای میلیونها هموطن سوگمند به طور نسبی جایی برای تاب آوردن این همه حرمان بگشاید. نه آنکه همچنان بر سبیل سابق براند و با صدا و سیمای لمپن پرور و لجن پراکن و وقیح، نمک بر زخمهای داغ و همچنان داغ و همیشه داغِ مردمانِ "جگرگوشه از دست داده" و کودکان یتیم شده بپاشد. حاکمیت باید هر چه زودتر -به ویژه- نوجوانان بازداشتی را آزاد کند و از ایذا و آزار مجروحینی که در منازل، با دل نگرانی دوران نقاهت را پشت سر میگذارند، دست بردارد. نظام باید تکلیف خود را با فلان آقازادهای که به طور صریح میگوید "همه باید به دَرَک واصل میشدند و نباید هیچ کس به اسارت گرفته میشد چون بازداشتیها تبدیل به پرونده حقوق بشری میشوند" مشخص کند. نظام باید تکلیف خود را با فلان "خودخداانگاری" که در گعدههای شبه نظامی صفت شنیع "حرام..." را به معترضین نسبت میدهد، مشخص کند. باید نسبت خود را با رییس بیشرم شورای شهر تهران -که از شرافت و حریت برادرش فقط نام خانوادگیاش را به ارث برده' و میگوید "حتی یک نفر معترض هم کشته نشده، همه کشتهها محارب هستند" مشخص سازد. باید تکلیف آن مشهدیِ "خود شریعتی پندار" را که بیست و چهار ساعته در تلوزیون رجز میخواند و میگوید ما برای انقلاب شهید دادیم شما هم اگر میخواهید انقلاب کنید شهید بدهید، مشخص کند. از این مثالهای خانه برافکن و ویران ساز که همگی مصداق تفرقه و نفاق و نقار و تشویش اذهان عمومی و جریحهدار کردن عواطف ملی و ریختن بنزین بر هیمنه خشم و استیصال مردمانی تا بن استخوان تحقیر شده است، بسیار میتوان گفت. اما هزاران دریغ که همگی این تئوریسینهای تروریسم در تمام این سی سال از امنیت قضاییِ فولادین بهرهمند بودهاند.
📌 ادامه در INSTANT VIEW
مشاهده فوری
@alipsychiatrist
Telegraph
این کلمات درد دارد اما صدا ندارد
✍🏻 علی نیکجو انا لله و انا الیه راجعون ▫️بعد از مدتی سر در جبین خفهگی فرو بردن و جگر خونین بر دندان گزیدن، به احترام مخاطبین این سالها و با کمال خضوع و در نهایت شرم و با ناامیدی چند سطری را به اشتراک میگذارم. یکم) بیتردید چه در ساحت حیات فردی و چه در…
👍3
Forwarded from دكتر فیروزآبادی (Ali Firoozabadi)
📎داستان آسیب(۲)
✔️بدترین چیزها همیشه از درون آدم اتفاق میافتد. اگر اتفاق در بیرون بیفتد مثل زمانی که اردنگی میخوریم میشود زد به چاک اما از درون غیرممکن است. وقتی به این حالت دچار میشوم میخواهم بروم بیرون و دیگر برنگردم. مثل این است که وجود دیگری در من باشد. شروع میکنم به زوزه کشیدن، خود را روی زمین میاندازم، سرم را به این طرف و آن طرف میکوبم تا بیرون برود
زندگی پیشرو، رومنگاری ترجمه لیلی گلستان
🔺همانگونه که گفته شد، علایم اختلالات مرتبط با آسیب نتیجه مستقیم عدم توانایی سیستم روان در هضم و جذب تجربه آسیبزایی است که به شکل کیفی فراتر از تجارب زندگی روزمره است. این تجربه باید "تجزیه" و از سایر تجارب جدا نگه داشته شود چون قابل درک و هضم نیست. طیف وسیعی از پدیدههای تجزیهای موجب بروز دستهای از علائم میشوند که در این بخش به انها اشاره میکنیم:
۱) اختلال در هشیاری: تغییر در حالتهای هشیاری (منگی، گیجی، گوش به زنگی، احساس دگرگونه شدن محیط و خود که از ان به عنوان مسخ محیط و شخصیت یاد میشود)
۲) اختلال در حافظه: فراموشی، وقفه در یاداوری، افزایش یاداوری، فلاشبک، یاداوری از طریق حافظه بدنی(بدن داستان آسیب را در قالب حسهای مختلف بازگو میکند)
۳)اختلال در ادراک: توهمات دیداری و شنوایی
۴) اختلالات حرکتی: رفتارهای کلیشهای و تکراری، بیحسی و فلج اندامها
۵) مشکلات شناختی: اختلال در توجه و تمرکز، افکار غیرمنطقی و گاه هذیانی
۶)اختلال در هیجانات: نوسانات خلقی، افسردگی، بیتفاوتی و از دست رفتن علاقه
۷) اختلال در درک از خویشتن: تجارب خارج از بدن، تغییرات شخصیتی و هویتی
🔺همگی این علائم بیانگر احتراز ناخودآگاه از صورت بندی برخی از جنبههای تجربه در قالب یک ساختار معنیدار هستند. چرا که تجربه چنان دهشتناک است که برای مغز قابل پردازش نیست و به ناچار به تجزیه به عنوان دفاعی که بتواند به بقای او کمک کند متوسل میشود.
https://news.1rj.ru/str/alifiroozabadi1344
✔️بدترین چیزها همیشه از درون آدم اتفاق میافتد. اگر اتفاق در بیرون بیفتد مثل زمانی که اردنگی میخوریم میشود زد به چاک اما از درون غیرممکن است. وقتی به این حالت دچار میشوم میخواهم بروم بیرون و دیگر برنگردم. مثل این است که وجود دیگری در من باشد. شروع میکنم به زوزه کشیدن، خود را روی زمین میاندازم، سرم را به این طرف و آن طرف میکوبم تا بیرون برود
زندگی پیشرو، رومنگاری ترجمه لیلی گلستان
🔺همانگونه که گفته شد، علایم اختلالات مرتبط با آسیب نتیجه مستقیم عدم توانایی سیستم روان در هضم و جذب تجربه آسیبزایی است که به شکل کیفی فراتر از تجارب زندگی روزمره است. این تجربه باید "تجزیه" و از سایر تجارب جدا نگه داشته شود چون قابل درک و هضم نیست. طیف وسیعی از پدیدههای تجزیهای موجب بروز دستهای از علائم میشوند که در این بخش به انها اشاره میکنیم:
۱) اختلال در هشیاری: تغییر در حالتهای هشیاری (منگی، گیجی، گوش به زنگی، احساس دگرگونه شدن محیط و خود که از ان به عنوان مسخ محیط و شخصیت یاد میشود)
۲) اختلال در حافظه: فراموشی، وقفه در یاداوری، افزایش یاداوری، فلاشبک، یاداوری از طریق حافظه بدنی(بدن داستان آسیب را در قالب حسهای مختلف بازگو میکند)
۳)اختلال در ادراک: توهمات دیداری و شنوایی
۴) اختلالات حرکتی: رفتارهای کلیشهای و تکراری، بیحسی و فلج اندامها
۵) مشکلات شناختی: اختلال در توجه و تمرکز، افکار غیرمنطقی و گاه هذیانی
۶)اختلال در هیجانات: نوسانات خلقی، افسردگی، بیتفاوتی و از دست رفتن علاقه
۷) اختلال در درک از خویشتن: تجارب خارج از بدن، تغییرات شخصیتی و هویتی
🔺همگی این علائم بیانگر احتراز ناخودآگاه از صورت بندی برخی از جنبههای تجربه در قالب یک ساختار معنیدار هستند. چرا که تجربه چنان دهشتناک است که برای مغز قابل پردازش نیست و به ناچار به تجزیه به عنوان دفاعی که بتواند به بقای او کمک کند متوسل میشود.
https://news.1rj.ru/str/alifiroozabadi1344
Telegram
دكتر فیروزآبادی
@AliFiroozabadi
👍1
وقتی بهار برسد
از نوک هر درخت
گلها خواهند شکفت
اما
آن بچهها
که با آخرین برگ افتادند
هرگز باز نخواهند گشت ...😭🖤
#ریوکان_تای_گو
از نوک هر درخت
گلها خواهند شکفت
اما
آن بچهها
که با آخرین برگ افتادند
هرگز باز نخواهند گشت ...😭🖤
#ریوکان_تای_گو
😭1
هر ایرانی باید به گذشته خود افتخار کند ؛
نه برای فخر فروختن،
بلکه برای آنکه بداند چه مسئولیت سنگینی بر دوش دارد تا این نامِ بلند را حفظ کند ...
استاد #محمدعلی_فروغی
🖤
نه برای فخر فروختن،
بلکه برای آنکه بداند چه مسئولیت سنگینی بر دوش دارد تا این نامِ بلند را حفظ کند ...
استاد #محمدعلی_فروغی
🖤
👏1
#ماکسیم_گورکی در گفت و گویی پیرامون رمان #مادر جمله ای می گوید که به خوبی وضعیت مادران داغدار شهدای اخیر را توصیف می کند آن جا که می گوید:
«پرچمی که از دست فرزندی فرو می افتد و سپس مادری آن را برمی دارد ، هرگز دیگر بر زمین نخواهد افتاد ...
🖤
«پرچمی که از دست فرزندی فرو می افتد و سپس مادری آن را برمی دارد ، هرگز دیگر بر زمین نخواهد افتاد ...
🖤
مقالهی جدیدی با عنوان "فراخوان به همه دانشمندان: از همکاران ایرانی خود حمایت کنید" در مجله Nature منتشر شده است:
پژوهشگران ایرانی در شرایط دشواری قرار دارند. آنهایی که در ایران هستند با دستمزدهای پایین، تورم بالا، بیثباتی اجتماعی و سیاسی، سوءمدیریت منابع، فشار و سرکوب از سوی حاکمیت و تحریمهای بینالمللی طولانیمدت مواجهاند.
هزینههای بالا حضور در کنفرانسهای علمی را دشوار کرده و مشکلات دریافت ویزا نیز مانعی جدی است. ناپایداری اینترنت، قطعیهای مکرر برق و عدم دسترسی به منابع علمی، همکاریهای پژوهشی را به خطر میاندازد. پژوهشگران همچنین با انزوا و گاهی با برخورد های تبعیضآمیز از سوی جامعه بینالمللی مواجه میشوند. برای کسانی هم که خارج از ایران کار میکنند، رفتوآمد به ایران حتی با داشتن ویرا یا تابعیت دوگانه با خطر همراه است.
تنشهای اخیر این وضعیت را بیش از پیش تشدید کرده است. دانشمندان که در شوک و نگرانی به سر میبرند، خشونت علیه غیرنظامیان را محکوم کردهاند.
پژوهش علمی نیازمند تمرکز، آرامش ذهنی و ثبات است. چیزهایی که در این روزها کمیاب شدهاند.
جامعه بینالمللی پژوهشی میتواند از همکاران ایرانی حمایت کند: پیامی بفرستید و نشان دهید که فراموش نشدهاند. اگر سیاستهای موسسه شما اجازه میدهد، بکوشید با پژوهشگران داخل ایران همکاری کنید. همکاریهای بینالمللی به ظرفیتسازی کمک میکند، جامعه مدنی را تقویت میکند و امکان مواجهه با چالشهای ساختاری و سیستمیک را فراهممی آورد.
برای مشارکت در دیپلماسی علمی نیازی نیست سیاستمدار باشید. منتظر ابتکار ها و طرحهای بزرگ نمانید تا پلها ساخته شوند. در این مقطع، پژوهشگران ایرانی بیش از هر زمان دیگری به اقدامات محبت آمیز نیاز دارند. همبستگی خود را نشان دهید.
این مقاله Correspondence کوتاه به قلم محمد حسینی، از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن آمریکا نوشته شده است.
دسترسی به مقاله: لینک
@Sceientometric
پژوهشگران ایرانی در شرایط دشواری قرار دارند. آنهایی که در ایران هستند با دستمزدهای پایین، تورم بالا، بیثباتی اجتماعی و سیاسی، سوءمدیریت منابع، فشار و سرکوب از سوی حاکمیت و تحریمهای بینالمللی طولانیمدت مواجهاند.
هزینههای بالا حضور در کنفرانسهای علمی را دشوار کرده و مشکلات دریافت ویزا نیز مانعی جدی است. ناپایداری اینترنت، قطعیهای مکرر برق و عدم دسترسی به منابع علمی، همکاریهای پژوهشی را به خطر میاندازد. پژوهشگران همچنین با انزوا و گاهی با برخورد های تبعیضآمیز از سوی جامعه بینالمللی مواجه میشوند. برای کسانی هم که خارج از ایران کار میکنند، رفتوآمد به ایران حتی با داشتن ویرا یا تابعیت دوگانه با خطر همراه است.
تنشهای اخیر این وضعیت را بیش از پیش تشدید کرده است. دانشمندان که در شوک و نگرانی به سر میبرند، خشونت علیه غیرنظامیان را محکوم کردهاند.
پژوهش علمی نیازمند تمرکز، آرامش ذهنی و ثبات است. چیزهایی که در این روزها کمیاب شدهاند.
جامعه بینالمللی پژوهشی میتواند از همکاران ایرانی حمایت کند: پیامی بفرستید و نشان دهید که فراموش نشدهاند. اگر سیاستهای موسسه شما اجازه میدهد، بکوشید با پژوهشگران داخل ایران همکاری کنید. همکاریهای بینالمللی به ظرفیتسازی کمک میکند، جامعه مدنی را تقویت میکند و امکان مواجهه با چالشهای ساختاری و سیستمیک را فراهممی آورد.
برای مشارکت در دیپلماسی علمی نیازی نیست سیاستمدار باشید. منتظر ابتکار ها و طرحهای بزرگ نمانید تا پلها ساخته شوند. در این مقطع، پژوهشگران ایرانی بیش از هر زمان دیگری به اقدامات محبت آمیز نیاز دارند. همبستگی خود را نشان دهید.
این مقاله Correspondence کوتاه به قلم محمد حسینی، از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن آمریکا نوشته شده است.
دسترسی به مقاله: لینک
@Sceientometric
Telegram
Scientometrics
تلگرام آپدیت داده کلی خفن شده .
استوری گذاشتن برای ایرانی ها رو هم باز کرده .
استوری گذاشتن برای ایرانی ها رو هم باز کرده .
❤1
«[زیگموند فروید] در مرحلهی پایانی سرطان فک خود، در حالی که هیچ باوری به جهان پس از مرگ نداشت، خاطرنشان کرد که رخت بربستنِ او از این زندگی، پیامدِ ناچیزی خواهد داشت؛ چراکه او قطعهای از پازل را که در توانش بود، [به تاریخِ اندیشه] اهدا کرده بود و دیگر سخنی برای گفتن نداشت. به نظر میرسد او توانسته بود پایان خویش را با آرامشی ژرف، شجاعت و قطعیت بپذیرد. امیدوارم در این سفرِ مشترک به سوی ناشناختهها، راهِ او را در پیش بگیرم.»
— جیمز هالیس، روانکاو یونگی، کتاب «تیمارِ آتش»
|
— جیمز هالیس، روانکاو یونگی، کتاب «تیمارِ آتش»
|
❤4