باز هم تقلید از خواننده ها در #مداحی ...
🗣 این بار، همه تشنه لبیم ساقی کجایی از خانم هایده 😐😂
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
🗣 این بار، همه تشنه لبیم ساقی کجایی از خانم هایده 😐😂
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هرچی فک کردم نتونستم این شترُ به هیچ جای محرم ربط بدم
فک نمیکنم امام حسین راضی به آزار یه حیوون بی گناه باشه
یزیدم فک نمیکنم انقد پاک باشه که بگم این حیوون زبون بسته یزیده
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
فک نمیکنم امام حسین راضی به آزار یه حیوون بی گناه باشه
یزیدم فک نمیکنم انقد پاک باشه که بگم این حیوون زبون بسته یزیده
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نسخه کامل ویدئویی که این روزها در تلگرام دست به دست می شود.
نوحه خوانان:
مصطفی محسن زاده، سروش رحمانی
شاعر: محمدعلی کریمی
هیئت کوچه بیوک یزد
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
نوحه خوانان:
مصطفی محسن زاده، سروش رحمانی
شاعر: محمدعلی کریمی
هیئت کوچه بیوک یزد
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
🎥 حادثه ای ناگوار در مراسم شیرخوارگان حسینی برخورد بچه به پنکه 😒😱🙈😔 Join 🔜 @RedLineTel 🔞
این حادثه درحالی اتفاق افتاد که در روز ۱۱ آذر ماه سال 90 در مراسم سوگواری محرم و شیرخوارگان حسینی در مسجد امام حسین بندر عباس، یک مداح، محمد ایمان ۲ ماهه را برای بیان و تصویر سازی شهادت علی اصغر در روز عاشورا به بالای سر خود می برد که این حرکت باعث برخورد سر نوزاد با پنکه سقفی می شود.به گفته پرستاران بخش مغز و اعصاب بیمارستان شهید محمدی به خبرنگار آتینیوز، بعد از انجام معاینات، سی تی اسکن و اقدامات اولیه مشخص شد که محمد ایمان از ناحیه سر دچار آسیب دیدگی و خونریزی مختصری شده است. این پرستار همچنین گفت: در مدت ۵ روزی که نوزاد در بیمارستان بستری بود سطح هشیاری او اندازه گیری می شد و در آخر با جذب خونریزی در بدنش مرخص شد. ولی بعد از گذشت یک هفته باید دوباره برای انجام دیگر معاینات به بیمارستان مراجعه کند.با وجود اینکه این حادثه منجر به مرگ محمد ایمان نشد ولی بسیاری از سایت ها فیلم این حادثه را با عنوان مرگ دلخراش نوزاد دو ماهه درمراسم عاشورا انتشار دادند.همچنین پدر محمد ایمان در گفتگو با ایرنا درباره شب حادثه گفت: یازدهم آذرماه و درحالی که همسر و کودکم در مسجد امام حسین (ع ) بندرعباس در مراسم شیرخوارگان حسینی به سر می بردند ناگهان صدای فریاد حاضرین در مجلس بلند شد و همسرم با تلفن به من اطلاع داد که محمد ایمان با پنکه سقفی مسجد برخورد کرده و مجروح شده است. بعد از اینکه پسرم را به بیمارستان بردم پزشکان با درمان دارویی چند روزه و بدون آنکه حتی نیاز به عمل جراحی نیز پیدا کند او را مرخص کرده و اکنون نیز بدون کوچکترین مشکلی و در سلامت کامل در منزل و کنار خانواده است.دکتر فاطمه نوروزیان در گفت و گوی با ایرنا اضافه کرد: پزشک متخصص وجود خالی بسیار کوچک و ناچیز از خون در ناحیه سر این نوزاد را تشخیص داد و از همان ابتدا عدم نیاز به جراحی را اعلام کرد.
خوشبختانه پس از تجویز دارو این مشکل برطرف شد و کودک یاد شده شانزدهم آذرماه از بیمارستان مرخص شده و وضعیت جسمی او کاملا رضایت بخش است.
۲۰ آذر ۱۳۹۰
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
خوشبختانه پس از تجویز دارو این مشکل برطرف شد و کودک یاد شده شانزدهم آذرماه از بیمارستان مرخص شده و وضعیت جسمی او کاملا رضایت بخش است.
۲۰ آذر ۱۳۹۰
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
اگر GTA رو با کد تقلب بازی کرده باشید میدونید که بهشت فقط یکی دو روز اولش خوش میگذره. بعدش عادی میشه.
👤 گوسفند خدا
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
👤 گوسفند خدا
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
میرفتیم نجف پیرزنه گفت مادر دعات کنم تو حرم؟ گفتم حتما حاج خانوم، گفت آره دعات میکنم شوهر کنی دیگه سنت بالاس. نمیدونم محبت کرد یا رید پس کله م.
👤 یغما
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
👤 یغما
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
زیباترین جمله ی که تا حالا دیدم روی یک سنگ قبر بود ؛
نوشته بود : ای رهگذر، من هم روزی از اینجا رهگذر بودم…
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
نوشته بود : ای رهگذر، من هم روزی از اینجا رهگذر بودم…
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
آدم میره یه دور تو اینستاگرام میزنه میاد بیرون و به زندگی خودش نگاه میکنه انگار از اروپا وارد سومالی شدی!
👤 S a e i D
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
👤 S a e i D
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
راستی می دانستید که
🔴 @RedLineTel 🔞
در روز تاسوعا عراق هم به مصاف تایلند میرود و تاکنون هیچ یک از مراجع نجف اعتراضی به این مساله نکردهاند!؟
🔴 @RedLineTel 🔞
در روز تاسوعا عراق هم به مصاف تایلند میرود و تاکنون هیچ یک از مراجع نجف اعتراضی به این مساله نکردهاند!؟
تو مراسم خاستگاری...💬
پدر و مادر عروس یه طوری میگن دختر بزرگ کردیم و زحمتشو کشیدممم
🔴 @RedLineTel 🔞
انگار پدر مادر داماد پسرشونو از کــونِ خَــر آوردن ! والاااا 😅😜😂
پدر و مادر عروس یه طوری میگن دختر بزرگ کردیم و زحمتشو کشیدممم
🔴 @RedLineTel 🔞
انگار پدر مادر داماد پسرشونو از کــونِ خَــر آوردن ! والاااا 😅😜😂
🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در شرکت هواپیمایی KLM، اگر مسافری وسایل شخصی خود را گذاشته باشد این سگ، وسیله را بو کرده و به صاحبش برمیگرداند.👌
بعد اینجا افتادیم به جون سگهامون☹️
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
بعد اینجا افتادیم به جون سگهامون☹️
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ دیگری از کنار چمن گذشت. چون این منظره را دید تعجب کرد و ایستاد. آخر هرگز ندیده بود که سگ علف بخورد! ایستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟!
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
من؟ من سگ قاسم خان هستم!
🔴 @RedLineTel 🔞
سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛ حالا که علف میخوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
من؟ من سگ قاسم خان هستم!
🔴 @RedLineTel 🔞
سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛ حالا که علف میخوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شلاق خوردن دانش آموزان کرمانی به جرم بیپولی⁉️
کودکانی جلوی دوربین ایستادهاند با لباسهای زیبای محلی و به زبان شیرین کودکانهشان ماجرایی تلخ را بازگو میکنند!!
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
کودکانی جلوی دوربین ایستادهاند با لباسهای زیبای محلی و به زبان شیرین کودکانهشان ماجرایی تلخ را بازگو میکنند!!
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
@RedLineTel
چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم.
خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم و نامه را بگیرم، او پشتش به من بود.
وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگی ام ، برای نامه های سفارشی می رفت. تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز؛ یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که می شد، می دانستم الان زنگ میزند! پله ها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند ، میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند. حس میکردم پسرک کم کم متوجه شده است. آنقدر خودکار در دستم می لرزید که خنده اش میگرفت. هیج وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد. فقط یک بار گفت : چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان !
و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانه ترین جمله ی دنیا بود. چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! عاشقانه تر از این جمله هم بود؟ تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد. مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا. ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است. جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود. آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند! مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟ مردم آنها را از هم جدا کردند. از لبش خون می آمد و می لرزید. موهای طلاییش هم کمی خونی بود. یادش رفت خودکار را پس بگیرد. نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود. همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد. از ترس در را بستم. احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم ! روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟
گفت: بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد. به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد! کاش عاشقش نشده بودم
از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم: من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.
دخترم یکروز گفت: یک جمله عاشقانه بگو لازم دارم
گفتم :چقدر نامه دارید. خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!
👤 چیستا یثربی
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم.
خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم و نامه را بگیرم، او پشتش به من بود.
وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگی ام ، برای نامه های سفارشی می رفت. تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز؛ یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که می شد، می دانستم الان زنگ میزند! پله ها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند ، میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند. حس میکردم پسرک کم کم متوجه شده است. آنقدر خودکار در دستم می لرزید که خنده اش میگرفت. هیج وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد. فقط یک بار گفت : چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان !
و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانه ترین جمله ی دنیا بود. چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! عاشقانه تر از این جمله هم بود؟ تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد. مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا. ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است. جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود. آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند! مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟ مردم آنها را از هم جدا کردند. از لبش خون می آمد و می لرزید. موهای طلاییش هم کمی خونی بود. یادش رفت خودکار را پس بگیرد. نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود. همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد. از ترس در را بستم. احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم ! روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟
گفت: بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد. به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد! کاش عاشقش نشده بودم
از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم: من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.
دخترم یکروز گفت: یک جمله عاشقانه بگو لازم دارم
گفتم :چقدر نامه دارید. خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!
👤 چیستا یثربی
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
در شهر سئول ، کره ای ها با تحویل یک کیلو زباله خشک به دستگاه ، کارت اعتباری مترو و اتوبوس دریافت می کنند.
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Join 🔜 @RedLineTel 🔞