🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴 – Telegram
🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
114K subscribers
90.2K photos
68.5K videos
20 files
3.25K links
ناگفته‌ها را باما دنبال کنید
✔️ کلیپ و مطالب جنجالی و داغ
✔️ خطوط قرمز جامعه
✔️ بخندین و تأمل کنین
مناسب برای بالای ۱۸سال

تبلیغات👈 @adsredline
.
کانال خط قرمز هیچ مسئولیتی در قبال محتوای تبلیغات انجام شده ندارد
Download Telegram
نذری هم میخوایین بدین،یه چی بدین خلق الله،عشق کنند...
اینجا فقط سیب زمینی سرخ کرده نذری میدن

"لرستان دورود اول پل هوایی"

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی میگن :
امشب هیئت شام نمیده

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سینه‌زدن سینه‌‌زنانِ زن در یکی از کشورهای اسلامی!

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
٨١ ميليارد تومان هزينه شام هيئت دركشور!
ك بعداز خوردن نذريهاي ميلياردي
آرزو شفاعت بيماراني راميكنن ك
ب دليل نداشتن هزينه درمان ميميرند ..

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
بابا خود امام حسین هم گفت چراغا رو خاموش کنید هرکی نخواست بمونه بره
اما تو این دوره زمونه ظاهرا قضیه فرق می‌کنه!

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
چند وقت پیش ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ میلیارد ناقابل برداشت و رفت ودیگه هم برنگشت ..!!!!!!!

و اون یکی دوازده هزار ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ تومن ﮔﺮفت ﻭ ﺭفت ودیگه هم برنگشت!!!!!!

والان یکی دیگه 94هزارمیلیارد و.....و.....و...!!!!!!!

وهیچکدومشون برنگشتن .....!!!!!!!!!!


اما...سی ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ میخواستن با جونشون ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ....
یکیشون ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ رفتﺑﺮﮔﺸﺖ !!!!

🔴 @RedLineTel 🔞

همه فکر کردن ترسیده !!

ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭدرآورد؛ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
« ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛نو حیفه ؛مال بیت الماله»ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ اتفاقا ؛ اونم ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ....!!!!!!!
+ صراط مستقیم می خوره ؟؟؟

- آره حاجی ولی "آزادی" رو دور می زنم

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
خاطره ای از شادروان دکتر کاتوزیان
(پدر علم حقوق ایران)

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :
خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چه کارش کردید ؟؟؟
گفت: سرش را بریدیم !
همسایه ها همه شاکی بودند و می گفتند:
خروس شما ما را صبح از خواب بیدار می کند...

🔴 @RedLineTel 🔞

آنجا بود که فهمیدم هرکه مردم را از خواب بیدار کند
سرش باید بریده شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در شرکت هواپیمایی KLM، اگر مسافری وسایل شخصی خود را گذاشته باشد این سگ، وسیله را بو کرده و به صاحبش برمیگرداند.👌

بعد اینجا افتادیم به جون سگهامون☹️

Join 🔜 @RedLineTel 🔞
تصویر بالا : رژه در ایران 🇮🇷
تصویر پایین : رژه در چین 🇨🇳
#ارسالی

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
دارن بين پاهاشو گل ميگيرن 🤦🏻‍♂️😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
عاشورا تمام شد ...

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
#مامون_قشوع بازیکن فلسطینی به تیم ملی جوانان اسرائیل پیوست،اونوخ برنامه #نود آیتم لژیونر یونان رو بخاطر #مسعود_شجاعی کنسل میکنه

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
سوتی سنگین محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون در استوری اینستاگرامش

امان از بادهای پاییزی که اینارو انداخته استوری این بنده خدا 😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
‏شما فک کن یه عده محسن افشانی رو نمیشناختن الان به واسطه شورت سوتین باهاش آشنا شدن و اینجوری به خاطر میسپرنش...
بارالها تعز من تشاء وتذل من تشاء

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
و طبق ‌معمول حمله به پیج محسن افشانی و کامنت های متفکرانه!

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
اینجا هوا طوفانیه باد این شورت و سوتین و انداخت استوری من

#محسن_افشانی

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شنوندگان عزیز توجه فرمایید📣
شنوندگان عزیز توجه فرمایید📣

سه روز تعطیلی به پایان رسید.. 😩😢😭

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @Jafarabad 📍
سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ دیگری از کنار چمن گذشت. چون این منظره را دید تعجب کرد و ایستاد. آخر هرگز ندیده بود که سگ علف بخورد! ایستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟!
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
من؟ من سگ قاسم خان هستم!

🔴 @RedLineTel 🔞

سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛ حالا که علف می‌خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!
@RedLineTel

چهارده ساله که بودم؛ عاشق پستچی محل شدم.
خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم و نامه را بگیرم، او پشتش به من بود.
وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود! شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد. با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگی ام ، برای نامه های سفارشی می رفت. تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز؛ یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم، که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود. نزدیک یازده صبح که می شد، می دانستم الان زنگ میزند! پله ها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند ، میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند. حس میکردم پسرک کم کم متوجه شده است. آنقدر خودکار در دستم می لرزید که خنده اش میگرفت. هیج وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد. فقط یک بار گفت : چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان !
و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانه ترین جمله ی دنیا بود. چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! عاشقانه تر از این جمله هم بود؟ تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد. مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا. ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است. جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود. آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند! مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟ مردم آنها را از هم جدا کردند. از لبش خون می آمد و می لرزید. موهای طلاییش هم کمی خونی بود. یادش رفت خودکار را پس بگیرد. نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود. همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد. از ترس در را بستم. احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم ! روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟
گفت: بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد. به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد! کاش عاشقش نشده بودم
از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم: من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.
دخترم یکروز گفت: یک جمله عاشقانه بگو لازم دارم
گفتم :چقدر نامه دارید. خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!

👤 چیستا یثربی

Join 🔜 @RedLineTel 🔞