بوفه دار مدرسه بچه دوستم اينو بهش داده و گفته پسرت نشسته پول نقاشي كرده هزارتومني اومده باهش خريد😂
ايكاش دنيا به همين سادگى بود
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
ايكاش دنيا به همين سادگى بود
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
از این گوشواره ها هم که بزنی به گوشهات بازم یه عده هستن که بپرسن از کجا خریدی؟ چند خریدی؟ چرا خریدی؟
میخام بگم فضولی جزئی از زندگی بعضیا شده
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
میخام بگم فضولی جزئی از زندگی بعضیا شده
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
در اسلام طلا برای مرد حرام است ولی طلاکاری حرم امامان شیعه از واجبات است. حتی واجبتر از فراهم کردن امکانات تحصیل برای کودکان محروم سرزمینم.
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
🤬1
ساخت ۱۲ درب طلا برای کاظمین توسط جمهوری اسلامی
و آینده سازانی که در خرابه ها، آینده ایران را میسازند!
مدرسه ای در سیستان و بلوچستان
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
و آینده سازانی که در خرابه ها، آینده ایران را میسازند!
مدرسه ای در سیستان و بلوچستان
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
قبلاً خانمها می گفتند دکتر محرم آدمه.
بعد گفتن روحانی مسجد محرمه☹️☹️
🔴 @RedLineTel 🔞
بعدش کم کم عکاس و فیلمبردار و عاقد و پسرخاله و برادر شوهر و شوهر خواهر و همکار و رئیس هم محرم شدن....
الان که فقط موقع نماز چادر سر میکنن ظاهراً فقط خدا نامحرمه!
یه صلوات عنایت بفرمایین
😉😐😐😐😐😂
بعد گفتن روحانی مسجد محرمه☹️☹️
🔴 @RedLineTel 🔞
بعدش کم کم عکاس و فیلمبردار و عاقد و پسرخاله و برادر شوهر و شوهر خواهر و همکار و رئیس هم محرم شدن....
الان که فقط موقع نماز چادر سر میکنن ظاهراً فقط خدا نامحرمه!
یه صلوات عنایت بفرمایین
😉😐😐😐😐😂
میگما ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺣﻮﺭﯼ ﺍﻻﻥ ﺑﻔﺮﺳﺘﻦ
.
.
.
.
.
🔴 @RedLineTel 🔞
.
.
بعد ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﺣــــــــــﺴﺎﺑﻤﻮﻥ
ﮐﻢ ﮐﻨﻦ؟
خونمون خالیه 😂😕
.
.
.
.
.
🔴 @RedLineTel 🔞
.
.
بعد ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﺣــــــــــﺴﺎﺑﻤﻮﻥ
ﮐﻢ ﮐﻨﻦ؟
خونمون خالیه 😂😕
قديما دخترا تو عكساشون ميگفتن سيييييب
الان هرچي دقت ميكنم انگار ميگن :
کوووووووون 😚
🔴 @RedLineTel 🔞
نميدونم مال پروتز زياده؟
نميدونم ژستشون جديده؟؟
نميدونم واقعأ گيج شدم!!😐
الان هرچي دقت ميكنم انگار ميگن :
کوووووووون 😚
🔴 @RedLineTel 🔞
نميدونم مال پروتز زياده؟
نميدونم ژستشون جديده؟؟
نميدونم واقعأ گيج شدم!!😐
ﺯﻧﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺮﺍ ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻗﻠﺐ ﻭ ﮐﺒﺪ ﻭ ﺭﯾﻪ ﻭ ﻣﻌﺪﺕ
ﺳﺎﻟﻤﻪ
ﺣﺎﻻ ﺑﺰﺍﺭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺘﻨﻪ ﺑﻪ
ﻋﺎﻟﻢ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺗﯿﺶ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ !!
.
.
..
.
.
🔴 @RedLineTel 🔞
.
ﺯﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﻩ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺎﻻ !
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ! ﺯﺑﻮﻧﺘﻮ ﮔﻔﺘﻢ 😂😂😂
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻗﻠﺐ ﻭ ﮐﺒﺪ ﻭ ﺭﯾﻪ ﻭ ﻣﻌﺪﺕ
ﺳﺎﻟﻤﻪ
ﺣﺎﻻ ﺑﺰﺍﺭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺘﻨﻪ ﺑﻪ
ﻋﺎﻟﻢ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺗﯿﺶ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ !!
.
.
..
.
.
🔴 @RedLineTel 🔞
.
ﺯﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﻩ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺎﻻ !
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ! ﺯﺑﻮﻧﺘﻮ ﮔﻔﺘﻢ 😂😂😂
خاک تو سرت کثافت آشغال...
بخاطر تو صد تومن پول اپیلاسیون دادم!
گمشو!
🔴 @RedLineTel 🔞
چیزی نیس زن همسایه داره با شوهرش دعوا میکنه!!
کلید اسرار: این قسمت زود انزالی!
😂😂😂
بخاطر تو صد تومن پول اپیلاسیون دادم!
گمشو!
🔴 @RedLineTel 🔞
چیزی نیس زن همسایه داره با شوهرش دعوا میکنه!!
کلید اسرار: این قسمت زود انزالی!
😂😂😂
اومدم خونه هواسم نبود به بابام گفتم خستم دو نخ سیگار داری؟
🔴 @RedLineTel 🔞
خلاصه فندکو دیشب یه جراح متخصص از تو کونم دراورد😂😂😂
🔴 @RedLineTel 🔞
خلاصه فندکو دیشب یه جراح متخصص از تو کونم دراورد😂😂😂
کلئوپاترا آخرين فرعون مصر، رژ لب مخصوص خودش را داشت که برای ساخت آن از مورچه های له شده و سوسک های بسیار قرمز استفاده میشده است😬😐
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
نمازخونه دانشگاه خوابیده بودم اومده میگه پاشو نماز جماعته
گفتم مگه خواب دانشجو عبادت نبود؟
اون فحش ها از یه آخوند بعید بود
👤 بروس
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
گفتم مگه خواب دانشجو عبادت نبود؟
اون فحش ها از یه آخوند بعید بود
👤 بروس
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
يه زمانيم دندون شكن ترين جوابمون: "آينه آينه" بود
چيشد كه به اين فحشا رسيديم؟
👤 اون منم
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
چيشد كه به اين فحشا رسيديم؟
👤 اون منم
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی تیمچه ای خراب شد.
🔴 @RedLineTel 🔞
مرد به سمت تیمچه حرکت کرد و به رئیس تیمچه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم
شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس تیمچه بلافاصله او را دعوت کرد. شب به
او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.
شب هنگام وقتی مرد می خواست
بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از
مردمان تیمچه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی
گفتند:
« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم .
چون تو یک از اعضای تیمچه نیستی»
مرد با نا امیدی از
آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در
مقابل همان تیمچه خراب شد .
مردمان تیمچه بازهم وی را به تیمچه دعوت کردند
، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت
کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا
چیست اما مردمان بازهم گفتند:
« ما نمی توانیم
این را به تو بگوییم . چون تو از اعضای تیمچه نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم.
اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم
این است که عضو باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم عضو بشوم؟»
مردمان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی
چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین
را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یکی از ما خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در تیمچه را زد.
مرد گفت :*« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری
که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232 عدد
است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
مردمان پاسخ
دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یکی از ما هستی.
ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم..»
رئیس تیمچه
مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در
بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید
این در را به من بدهید؟»
مردمان کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به
او بدهند..
مردمان کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت
در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست کلید کرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در
دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در
نهایت رئیس تیمچه گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که از در های بی پایان
خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در راباز
کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او
دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.
.....اما من نمی توانم بگویم او چه
چیزی پشت در دید ، چون شما از اعضای تیمچه نیستید .
🔴 @RedLineTel 🔞
لطفا لطفا عصبانی نشین ،خودمم دارم دنبال اون کسی که اینو برای من فرستاده میگردم تا حقشو کف دستش بذارم! 😡😡
به جان خودم می خواستم تو یه گروه دیگه بذارمش ترسیدم.
چون شما خیلی فرهنگ دارید و بد و بیراه نمی گید گذاشتم اینجا
😄😄😄
🔴 @RedLineTel 🔞
مرد به سمت تیمچه حرکت کرد و به رئیس تیمچه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم
شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس تیمچه بلافاصله او را دعوت کرد. شب به
او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.
شب هنگام وقتی مرد می خواست
بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از
مردمان تیمچه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی
گفتند:
« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم .
چون تو یک از اعضای تیمچه نیستی»
مرد با نا امیدی از
آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در
مقابل همان تیمچه خراب شد .
مردمان تیمچه بازهم وی را به تیمچه دعوت کردند
، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت
کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا
چیست اما مردمان بازهم گفتند:
« ما نمی توانیم
این را به تو بگوییم . چون تو از اعضای تیمچه نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم.
اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم
این است که عضو باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم عضو بشوم؟»
مردمان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی
چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین
را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یکی از ما خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در تیمچه را زد.
مرد گفت :*« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری
که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232 عدد
است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
مردمان پاسخ
دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یکی از ما هستی.
ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم..»
رئیس تیمچه
مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در
بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید
این در را به من بدهید؟»
مردمان کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به
او بدهند..
مردمان کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت
در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست کلید کرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در
دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در
نهایت رئیس تیمچه گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که از در های بی پایان
خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در راباز
کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او
دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.
.....اما من نمی توانم بگویم او چه
چیزی پشت در دید ، چون شما از اعضای تیمچه نیستید .
🔴 @RedLineTel 🔞
لطفا لطفا عصبانی نشین ،خودمم دارم دنبال اون کسی که اینو برای من فرستاده میگردم تا حقشو کف دستش بذارم! 😡😡
به جان خودم می خواستم تو یه گروه دیگه بذارمش ترسیدم.
چون شما خیلی فرهنگ دارید و بد و بیراه نمی گید گذاشتم اینجا
😄😄😄
دارم سیاوش قمشی گوشمیدم، واسه همه حالتها خوونده، طرف رفته، رفته برگشته، رفته میخواد برگرده، نرفته ولی میخواد بره، رفته و نمیخواد برگرده …
👤 Mastoureh Nasiri
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
👤 Mastoureh Nasiri
Join 🔜 @RedLineTel 🔞