هنگاميکه خدا زن و مرد را از گِل آفريد ودر آفتاب گذاشت تاخشک شوند،
ناگهان زن جیغی کشيد وبه خدا گفت: که مرد مشتی گِل از لای پای من برداشت و لای پای خودش گذاشت.!!!
خدافرمود:عيبی نداره، کاری ميکنم که مرد همه عمرش برای گذاشتن آن سر جايش به تو التماس کند.
🔴 @RedLineTel 🔞
کلید اسرار
250گرم گوشت دزدی
😂😂😂
ناگهان زن جیغی کشيد وبه خدا گفت: که مرد مشتی گِل از لای پای من برداشت و لای پای خودش گذاشت.!!!
خدافرمود:عيبی نداره، کاری ميکنم که مرد همه عمرش برای گذاشتن آن سر جايش به تو التماس کند.
🔴 @RedLineTel 🔞
کلید اسرار
250گرم گوشت دزدی
😂😂😂
این پسر با عملهای فراوان خواسته خودشو شبیه کیم کارداشیان کنه ولی متاسفانه هدف رو اشتباه گرفته جای کون رو لبش کار کرده ☹️😔
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
حقوق آبرومندانه برای سربازان حداقل حق آنان است. امنیت کشور در سایه آرامش ذهنی سرباز محقق می شود.
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
کون اگر در ثریا هم باشد
مردانی از سرزمین پارس برای کردن، به آنجا خواهند رفت... 🙄😑
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
مردانی از سرزمین پارس برای کردن، به آنجا خواهند رفت... 🙄😑
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
من چند سال پیش افسرده بودم رفتم پیش روانشناس. پول ویزیت یه جلسه اس شد ۱۵۰ هزارتومن. اومدم بیرون و تصمیم گرفتم دیگه گه بخورم افسرده شم.
👤 مهاجر
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
👤 مهاجر
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
چند روز پیش رفتم زبان ثبت نام کردم
اولین جلسه معلم اومد بهمون گفت توى برگه هر چى از انگلیسى بلدین بنویسید
منم نوشتم:
OH, OH YES, OH MY GOD, YESSS, OH COME ON BABY, YEEESSSS
معلم گفت گمشو از کلاس بیرون😐😐😐
🔴 @RedLineTel 🔞
فکر کنم فهمید من چقدر انگلیسیم خوبه
نیازى به این کلاسا ندارم😂😂😂
اولین جلسه معلم اومد بهمون گفت توى برگه هر چى از انگلیسى بلدین بنویسید
منم نوشتم:
OH, OH YES, OH MY GOD, YESSS, OH COME ON BABY, YEEESSSS
معلم گفت گمشو از کلاس بیرون😐😐😐
🔴 @RedLineTel 🔞
فکر کنم فهمید من چقدر انگلیسیم خوبه
نیازى به این کلاسا ندارم😂😂😂
مهسا مجرد☝️
عڪس چپ مربوط میشه به ۶ سال پیش تلویزیون ایران 👈
عڪس سمت راست الان ڪه توی جم تی وی فعالیت میڪنه
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
عڪس چپ مربوط میشه به ۶ سال پیش تلویزیون ایران 👈
عڪس سمت راست الان ڪه توی جم تی وی فعالیت میڪنه
Join 🔜 @RedLineTel 🔞
بعضی از دخترا احساس می کنن یه دونه کـــــیـــــون کمه!
🔴 @RedLineTel 🔞
واسه همین انقدر لب شون رو تزریق می کنن تا اون هم شبیه کیون بشه!
سلااام دو ک*ون 😁😂😂🖐
🔴 @RedLineTel 🔞
واسه همین انقدر لب شون رو تزریق می کنن تا اون هم شبیه کیون بشه!
سلااام دو ک*ون 😁😂😂🖐
#داستانک
🔴 @RedLineTel 🔞
زنی به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ می توانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری , این کار بسیار آسان است !
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند , اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد .
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد .
سپس زن گفت : اکنون آن چه اتفاق می افتد را ببین و تماشا کن !
🔴 @RedLineTel 🔞
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا می خواهم , پسرم می خواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد .
خیاط پارچه را به زن داد .
سپس آن زن به خانه مرد خیاط رفت و در زد و زن خیاط در را باز کرد .
زن به او گفت : ممکن است برای ادای نماز وارد خانه تان شوم ?
زن خیاط گفت : بفرمایید ، خوش آمدید .
پس از آن که نمازش تمام شد , بدون آنکه زن خیاط متوجه شود , آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت و سپس از خانه خارج شد .
🔴 @RedLineTel 🔞
هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت , آن پارچه را دید , فورا داستان آن زن و معشوقه پسرش را به یاد آورد و همان موقع به فکرطلاق همسرش افتاد.
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم .
آن زن گفت : کمی صبر کن ,
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم ؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟
روز بعد آن زن پیش خیاط رفت و به او گفت : از همان پارچه زیبایی که دیروز از شما خریدم , کمی دیگر می خواهم , زیرا دیروز برای ادای نماز به خانه زنی محترم رفتم و آن پارچه را آن جا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم .
اینجا بود که مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را به خانه برگرداند .
🔴 @RedLineTel 🔞
الان شیطان در بیمارستان روانی به سر می برد و هر زنی را که می بیند , جیغ می کشد ....😂😂
🔴 @RedLineTel 🔞
زنی به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ می توانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری , این کار بسیار آسان است !
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند , اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد .
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد .
سپس زن گفت : اکنون آن چه اتفاق می افتد را ببین و تماشا کن !
🔴 @RedLineTel 🔞
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا می خواهم , پسرم می خواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد .
خیاط پارچه را به زن داد .
سپس آن زن به خانه مرد خیاط رفت و در زد و زن خیاط در را باز کرد .
زن به او گفت : ممکن است برای ادای نماز وارد خانه تان شوم ?
زن خیاط گفت : بفرمایید ، خوش آمدید .
پس از آن که نمازش تمام شد , بدون آنکه زن خیاط متوجه شود , آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت و سپس از خانه خارج شد .
🔴 @RedLineTel 🔞
هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت , آن پارچه را دید , فورا داستان آن زن و معشوقه پسرش را به یاد آورد و همان موقع به فکرطلاق همسرش افتاد.
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم .
آن زن گفت : کمی صبر کن ,
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم ؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟
روز بعد آن زن پیش خیاط رفت و به او گفت : از همان پارچه زیبایی که دیروز از شما خریدم , کمی دیگر می خواهم , زیرا دیروز برای ادای نماز به خانه زنی محترم رفتم و آن پارچه را آن جا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم .
اینجا بود که مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را به خانه برگرداند .
🔴 @RedLineTel 🔞
الان شیطان در بیمارستان روانی به سر می برد و هر زنی را که می بیند , جیغ می کشد ....😂😂
خط ریش به انگلیسی میشه(لاپات)....
🔴 @RedLineTel 🔞
دوتا دختر سوارتاکسی میشن براهم تعریف میکردن که نیما لاپات گذاشته خیلی دوست دارم. اون یکی میگه داریوشم لاپات گذاشته بود خوب بود.....
راننده میگه عجب ب..کن ب...کنیه....!!
ببخشید خانم منم میتونم لاپات بذارم؟
دخترامیگن:باید بذاری بلند بشه!
راننده میگه: خیلی وقته بلند شده الان رسیده به فرمون 😐😂😂😂😂
🔴 @RedLineTel 🔞
دوتا دختر سوارتاکسی میشن براهم تعریف میکردن که نیما لاپات گذاشته خیلی دوست دارم. اون یکی میگه داریوشم لاپات گذاشته بود خوب بود.....
راننده میگه عجب ب..کن ب...کنیه....!!
ببخشید خانم منم میتونم لاپات بذارم؟
دخترامیگن:باید بذاری بلند بشه!
راننده میگه: خیلی وقته بلند شده الان رسیده به فرمون 😐😂😂😂😂