🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴 – Telegram
🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
115K subscribers
90.2K photos
68.5K videos
20 files
3.25K links
ناگفته‌ها را باما دنبال کنید
✔️ کلیپ و مطالب جنجالی و داغ
✔️ خطوط قرمز جامعه
✔️ بخندین و تأمل کنین
مناسب برای بالای ۱۸سال

تبلیغات👈 @adsredline
.
کانال خط قرمز هیچ مسئولیتی در قبال محتوای تبلیغات انجام شده ندارد
Download Telegram
دنیای مجازی رو زیاد جدی نگیرید

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
‏تا حالا شنيدین يه مرد متأهل روز پنجشنبه بهتون بگه زن نگير دردسره اينه اونه...؟!

بيشترين آمار شنيدنش واسه صبح شنبه س!

🔴 @RedLineTel 🚩
‏تندیس بسیجی آر پی جی زن در فلکه پاسداران سراوان

‏با گذاشتن " ⁧لاستیک پراید " روی سرش تبدیل کردند به یک آخوند آر پی جی زن😂😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ویل اسمیت از بچه های بندر تقدیم میکند😂😍👌

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 منظورش از سکسی اینا بوده😁

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وقتی با پارتی استخدام میشی 😂

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یک راه حل ساده برای کسانی که تو خودرو گیر افتادن ...

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
خار شباهت :)))))

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دوتا پیک کمتر زندگیه سالم تر 😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
تبليغات داره به جاهاى خطرناكى كشيده ميشه

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیرمرد دست‌فروش روی کاپوت ماشین سدمعبر بخاط جمع کردن بساطش! /شیروان

+دیگه مردم از رو ناچاری دست به کارایی میزنن که قبلا بدلکارا تو فیلما انجام میدادن !|:

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
صفحه اینستاگرام برخی ازنوازندگان زن همچون آسو کهزادی و نغمه مرادآبادی مسدود و اعلام شده است که تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند .

خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید
که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع
ببین که رقص کنان می‌رود به ناله چنگ
کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع

حافظ

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
هیجده درصد به حقوق سربازای کشور اضافه شد، الان حقوقم از دویست تومن شد دویست و سی و شیش تومن
پول مول خواستین بگین حتما🚬

🔴 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین تلاش‌های صداوسیما برای جذب مخاطب 😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 این یه نمونه از مردم ایران ، پول اینا خوردن داره آخه؟
چرا مجوز این شرکت ها لغو نمیکنن کی پشت این شرکت هاست به کجا وصل هستند خدا میدونه.

به اینا میگن حق الناس خوردن.

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وقتي بت شاباش نميدن توام تصميم ميگيري بريني تو فيلم عروسي 😂😂

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نشسته کنار خانمش و میگه اونی که میخواستم گیرم نیومد😐

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
ینی جِداً الان تیپای خودشو با تیپ برد پیت مقایسه کرد؟

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 توریست ترکیه‌ای اومده ایران خوشحاله میگه احساس پولدار بودن میکنم میگه ۱۰۰ دلار دادیم بهمون اینهمه پول داده این ۲۰۰۰تومان ۷۵ کوروش!! زندگی مجانیه! دستمزد یه کارگر در ماه ۵۰ تا ۱۰۰ دلار باورتون میشه؟ از خوشحالی داشت میمرد! همش میگفت تو بهترین و گرونترین رستوران مجانی غذا میخوریم...

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پروفسور کردوانی یک تنه صداو سیمارو به چالش کشید

تومیخوای کون منو بشوری!؟😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
🤣1
من و " اشکان" رفیق گرمابه و گلستان بودیم . تمام کودکی و نوجوانی مان با هم گذشته بود. همه جا با هم بودیم، فکر می کردیم هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند ما را از هم جدا کند، اما انقلاب ما رااز هم جدا کرد...
توی بلبشوی اوایل انقلاب، من به چپ گرایش پیدا کردم، او به راست! (هر دو هم از افراطی ترین نوع اش)، او شد عضو گروه مقاومت مسجد محل و بعد عضو بسیج، کمیته و سپاه. تمام کار آن روزهایش شده بود بزن و بکوب و بگیر و ببند ضد انقلابیون!

من هم با هزار مکافات و بدبختی (که گفتنش چندان لازم نیست) رفتم و رفتم و دوباره برگشتم به همان چهار دیواری تنگ خانه ...

من و " اشکان " دیگر به هم سلام هم نمی کردیم،
گاه که اتفاقی توی کوچه نگاهمان به هم گره می خورد بیشتر در چشمانمان خشم بود تا عطوفت.ما همسایه دیوار به دیوار بودیم اما انقلاب ما را اندازه دنیایی از هم جدا کرده بود!

اوایل دهه شصت، نیمه های شب با یکی از دوستان با پیکان قراضه اش از چاپخانه روزنامه به خانه برمی گشتیم. قبل از رسیدن به چهارراه، گشت کمیته جلومان را گرفت. برای بازرسی پیاده مان کردند.( دوباره همان سوالات همیشگی آن سالها که کجا بودید و کجا می رفتید و چرا؟).

همانجا کنار خیابان نیم ساعتی نگه مان داشتند، تا فرماندهشان بالاخره از پاترول پیاده شد. "اشکان" بود با ریشی بلند و سر و وضعی نه چندان مرتب! هیچکدام به هم آشنایی ندادیم. سَرَک کشید داخل ماشین و ضبط را روشن کرد.

" لیونل ریچی" با صدای بلند ترانه " هلو " را می خواند، نگاهی به من کرد بعد با قنداق تفنگش محکم کوبید به ضبط! نه یک بار و نه دوبار .آنقدر کوبید که داشبورد ماشین کاملا داغون شد.

"اشکان " همان سالها اسمش را عوض کرد و شد "صادق". (اخبار کارهایش را پدرش به من می داد که عین پدر خودم دوستش داشتم). از طریق سپاه، توی مخابرات استخدام شد. همانجا آموزش ضمن خدمت دید، لیسانس و فوق لیسانس هم گرفت. به قول پدرش او مسئول خرید تجهیزاتِ مخابرات از کشورهای خارج شده بود. در یکی از همان سفرها رفت و دیگر به ایران برنگشت، آخر کار هم سر از " کانادا " در آورد.

چند سال قبل که از خانه بیرون می رفتم، ماشین قشنگی را دیدم که داشت وارد خانه همسایه مان می‌شد. بی اعتنا می گذشتم که شنیدم کسی صدایم کرد. برگشتم، "اشکان" بود!

از ماشین پیاده شده بود و به سمت ام می آمد. گفت: "چطوری پیرمرد...؟! راست می‌گفت. خودش هنوز همان قیافه جوانی اش را داشت اما صورتش شش تیغه و کت و شلوارش مرتب و تمیز بود! من با ریش و موی انبوه سفید و شلوار جین رنگ و رو رفته ام بدجور در برابرش احساس شکسته گی کردم.

همدیگر را در آغوش گرفتیم. بوی ادکلن اش زیادی تند بود و اذیتم می‌کرد. احوالپرسی کردیم و حرفهای تکراری و کلیشه ای تحویل هم دادیم. گفت که برای سر زدن به پدرش آمده (که روزهای آخر را در بیمارستان می گذراند).

در طول صحبتهایمان (که تا بخواهی عذابم می‌داد) من بیشتر نگاهم متوجه پسر جوانی بود که توی ماشین نشسته بود و با شوق و ذوق ما را نگاه می کرد. "اشکان" مسیر نگاهم را خواند و گفت: این پسرم "آروید" است، فارسی‌اش چندان خوب نیست!
با انگشت به شیشه ماشین زد. "آروید" شیشه ماشین را که پایین داد، صدای پخش صوت ماشین توی کوچه بن بست پیچید: "لیونل ریچی" با صدای بلند ترانه " هلو " را می خواند...

✍️محراب مرادی

🔴 @RedLineTel 🚩