صفریک/صفرهفت/چهاردهدوصفر/بیستودووصفریک
این ششها دیگر طاقت سیگار ندارند. افیون تازه لازم است.
این ششها دیگر طاقت سیگار ندارند. افیون تازه لازم است.
صفردو/صفرهفت/چهاردهدوصفر/صفرسهصفرهشت
"زبانت و کلماتت آنقدر زیبا است که نمیدانم چگونه باید پاسخ بدهم..
جملاتت باعث میشود سکوت را ترجیح بدهم...بار ها مینویسم و دوباره پاک میکنم، به هرچیز فکر میکنم توانایی ایستایی در کنار جملات تو را پیدا نمیکنم.
تو خوب میدانی چه کلماتی را انتخاب کنی تا سحر کنی، تا با آنها عمیقترین احساساتت را بیان کنی..
این توانایی عجیبی است.. هم از آن خوشحالم هم ناراحت..
خوشحالم چرا که وقتی که خواندم لبخند زدم و سرشار از ذوق شدم.. ناراحتم چرا که زمان زیادی است که فکر میکنم چه کلماتی را باید انتخاب کنم..
در نهایت به ساده ترین زبان بگویم .. تا زمانی که بخواهی بمانی، قلبم را با تو به اشتراک خواهم گذاشت تا همه پروانهها را زنده کنیم... و دستانم را خواهم گشود که نه شاخه بر زمین بیافتد و حیوانی بتواند نزدیک شود..
آسوده به خواب زمستانی ادامه بده.."
"زبانت و کلماتت آنقدر زیبا است که نمیدانم چگونه باید پاسخ بدهم..
جملاتت باعث میشود سکوت را ترجیح بدهم...بار ها مینویسم و دوباره پاک میکنم، به هرچیز فکر میکنم توانایی ایستایی در کنار جملات تو را پیدا نمیکنم.
تو خوب میدانی چه کلماتی را انتخاب کنی تا سحر کنی، تا با آنها عمیقترین احساساتت را بیان کنی..
این توانایی عجیبی است.. هم از آن خوشحالم هم ناراحت..
خوشحالم چرا که وقتی که خواندم لبخند زدم و سرشار از ذوق شدم.. ناراحتم چرا که زمان زیادی است که فکر میکنم چه کلماتی را باید انتخاب کنم..
در نهایت به ساده ترین زبان بگویم .. تا زمانی که بخواهی بمانی، قلبم را با تو به اشتراک خواهم گذاشت تا همه پروانهها را زنده کنیم... و دستانم را خواهم گشود که نه شاخه بر زمین بیافتد و حیوانی بتواند نزدیک شود..
آسوده به خواب زمستانی ادامه بده.."
صفردو/صفرهفت/چهاردهدوصفر/هفدههجده
خوابیدن برای بیدار نبودن. بیدار نبودن برای زندگی نکردن. زندگی نکردن برای انگیزه نداشتن. انگیزه نداشتن برای ...
خوابیدن برای بیدار نبودن. بیدار نبودن برای زندگی نکردن. زندگی نکردن برای انگیزه نداشتن. انگیزه نداشتن برای ...
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوصفرنوزده
غیبت صغری میل به کبری دارد. اینگونه است که در سکوت دوست داشتنیتر میشوی.
غیبت صغری میل به کبری دارد. اینگونه است که در سکوت دوست داشتنیتر میشوی.
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوصفرچهل
"ژیل دلوز در ستایش دوستیش با میشل فوکو یه تعبیر قشنگی داره که من امشب با تمام وجودم در قبال تک تک شما حسش کردم، دلوز میگه؛
"آدم های کمی در جهان وجود دارند که می توان با آنها از چیزهای بیاهمیت سخن گفت. سپری کردن دو ساعت با یک نفر بی آن که حتی یک کلمه حرف بزنی نقطهء اوج دوستی است. تنها با دوستانِ بسیار خوب میتوانی از اموری مهمل سخن بگویی. فوکو نه تنها مرا به ستایش وا میداشت، بلکه مرا میخنداند. ما اغلب با یکدیگر سخن نمیگفتیم. بیهیچ اندوهی حس میکردم که دست آخر من به او نیاز داشتم و او به من نیاز نداشت."
خطابهای از سمت همسر دعای توسل بخوان مجلس که ساکت نشسته بود و به خجالت کشیدنهای من میخندید.
"ژیل دلوز در ستایش دوستیش با میشل فوکو یه تعبیر قشنگی داره که من امشب با تمام وجودم در قبال تک تک شما حسش کردم، دلوز میگه؛
"آدم های کمی در جهان وجود دارند که می توان با آنها از چیزهای بیاهمیت سخن گفت. سپری کردن دو ساعت با یک نفر بی آن که حتی یک کلمه حرف بزنی نقطهء اوج دوستی است. تنها با دوستانِ بسیار خوب میتوانی از اموری مهمل سخن بگویی. فوکو نه تنها مرا به ستایش وا میداشت، بلکه مرا میخنداند. ما اغلب با یکدیگر سخن نمیگفتیم. بیهیچ اندوهی حس میکردم که دست آخر من به او نیاز داشتم و او به من نیاز نداشت."
خطابهای از سمت همسر دعای توسل بخوان مجلس که ساکت نشسته بود و به خجالت کشیدنهای من میخندید.
اشکهای قرمز
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوصفرچهل "ژیل دلوز در ستایش دوستیش با میشل فوکو یه تعبیر قشنگی داره که من امشب با تمام وجودم در قبال تک تک شما حسش کردم، دلوز میگه؛ "آدم های کمی در جهان وجود دارند که می توان با آنها از چیزهای بیاهمیت سخن گفت. سپری کردن دو…
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/صفرنهچهلوشش
پشت میز کارم، به این رسمی بودن روزانه فکر میکنم و اتفاقات دیشب. دلم راضی نمیشود که ما دکتر و مهندس و حسابدار و استاد دانشگاههای امروز، همان کثافتکارهای دیشبیم که شعرهای ایرجمیرزا از حفظ میخواندیم و میخندیدیم. همان جماعت مست که نمیشود احدی را درش راه داد. خندههای بلندی که به ثانیه تمام میشوند و صبح فردا حتی فراموش.
میان خندههای بلند دیشبم، به خندههایشان نگاه میکردم. این جماعت بهترین دوستان من هستند. کسانی که در کنارشان بیشتر از آنکه بخواهم حرف بزنم رها هستم.
من، برای داشتن چنین دوستان خوبی خرسندم. این جفتهای ناهمگون و ماه دوم پاییز بهترینهای منند. انجمنی که من در میان آنها بیرحمانه خودمم.
پشت میز کارم، به این رسمی بودن روزانه فکر میکنم و اتفاقات دیشب. دلم راضی نمیشود که ما دکتر و مهندس و حسابدار و استاد دانشگاههای امروز، همان کثافتکارهای دیشبیم که شعرهای ایرجمیرزا از حفظ میخواندیم و میخندیدیم. همان جماعت مست که نمیشود احدی را درش راه داد. خندههای بلندی که به ثانیه تمام میشوند و صبح فردا حتی فراموش.
میان خندههای بلند دیشبم، به خندههایشان نگاه میکردم. این جماعت بهترین دوستان من هستند. کسانی که در کنارشان بیشتر از آنکه بخواهم حرف بزنم رها هستم.
من، برای داشتن چنین دوستان خوبی خرسندم. این جفتهای ناهمگون و ماه دوم پاییز بهترینهای منند. انجمنی که من در میان آنها بیرحمانه خودمم.
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوازدهچهل
این بازی کثیف میان منو تو هرگز تمام نمیشود. ما هر دو در تکرار خود و خاطره شدن استاد بودیم. تو خودت را برای من در خیابانها و کوچهها تکرار کردی، من خودم را در کلمات و دیالوگها.
امروز فهمیدم این نخ نامرئی هرگز بریده نمیشود مگر به مرگ. اگر من تو را در هزار نقطه جوری پنهان کردم که روزی خودم سرنخها را جمع کنم و دوباره به تو برسم، تو هم اینکار را کردهای. هرکدام به یک شکل. هر کدام به یک رنگ. من نمیتوانم به تو پایان دهم. تو پایان ندادنیترین موجود زندگی من هستی. و این ظاهرا خاصیت دوست داشتنهاییست که حتی با چاشنی نفرت، هرگز انکارکردنی یا پشیمان شدنی نیستند.
این بازی کثیف میان منو تو هرگز تمام نمیشود. ما هر دو در تکرار خود و خاطره شدن استاد بودیم. تو خودت را برای من در خیابانها و کوچهها تکرار کردی، من خودم را در کلمات و دیالوگها.
امروز فهمیدم این نخ نامرئی هرگز بریده نمیشود مگر به مرگ. اگر من تو را در هزار نقطه جوری پنهان کردم که روزی خودم سرنخها را جمع کنم و دوباره به تو برسم، تو هم اینکار را کردهای. هرکدام به یک شکل. هر کدام به یک رنگ. من نمیتوانم به تو پایان دهم. تو پایان ندادنیترین موجود زندگی من هستی. و این ظاهرا خاصیت دوست داشتنهاییست که حتی با چاشنی نفرت، هرگز انکارکردنی یا پشیمان شدنی نیستند.
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/پانزدهچهلوهشت
مثل همه از چیزی که اسمی نداشته باشد خوشم نمیآید. بیشتر از آن از کسی که مرا بخواهد اما نباشد.
مثل همه از چیزی که اسمی نداشته باشد خوشم نمیآید. بیشتر از آن از کسی که مرا بخواهد اما نباشد.
صفرسه/صفرهفت/چهاردهدوصفر/هفدهپانزده
دمدمهای پایان کار آبدارچی مهربان در اتاقم را باز میکند و یادآوری میکند که چیزی به پایان برنامههای ما نمانده. تشکر میکنم و همیشه میگویم که بیشتر میمانم. امروز پرسید: خونه کسی ناراحت نمیشه؟
جواب دادم که نه. میدانند مسئولیت و کار دارم. درک میکنند.
این اولین دروغ من به آبدارچیمان بود.
دمدمهای پایان کار آبدارچی مهربان در اتاقم را باز میکند و یادآوری میکند که چیزی به پایان برنامههای ما نمانده. تشکر میکنم و همیشه میگویم که بیشتر میمانم. امروز پرسید: خونه کسی ناراحت نمیشه؟
جواب دادم که نه. میدانند مسئولیت و کار دارم. درک میکنند.
این اولین دروغ من به آبدارچیمان بود.
صفرچهار/صفرهفت/چهاردهدوصفر/صفرنهچهلوهفت
امروز تلاش میکنم زنده بمانم. همین!
امروز تلاش میکنم زنده بمانم. همین!
صفرچهار/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوازدهصفردو
هیچ چیز بدتر از آن نیست که رها کردن را بسیار خوب بلد باشی.
هیچ چیز بدتر از آن نیست که رها کردن را بسیار خوب بلد باشی.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صفرچهار/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دوازدهسیوچهار
اشکهای قرمز
صفرچهار/صفرهفت/چهاردهدوصفر/صفرنهچهلوهفت امروز تلاش میکنم زنده بمانم. همین!
صفرچهار/صفرهفت/چهاردهدوصفر/بیستوسهده
زنده ماندم. با درد.
زنده ماندم. با درد.
صفرپنج/صفرهفت/چهاردهدوصفر/دهچهلوپنج
هزار روز عروسی اصلان بود. حالا هزار روز است که عزای کربلایی خداداد.
هزار روز عروسی اصلان بود. حالا هزار روز است که عزای کربلایی خداداد.
صفرپنج/صفرهفت/چهاردهدوصفر/یازدهچهل
الویتهای ما، انتخابهای ما را میسازند. انتخابهای ما اتفاقهای زندگی را میسازند.
من، دلم میخواست الویت تو، انتخاب تو و اتفاق زندگی تو شوم.
نشد. اینبار گذاشتند. نخواستی.
الویتهای ما، انتخابهای ما را میسازند. انتخابهای ما اتفاقهای زندگی را میسازند.
من، دلم میخواست الویت تو، انتخاب تو و اتفاق زندگی تو شوم.
نشد. اینبار گذاشتند. نخواستی.
صفرشش/صفرهفت/چهاردهدوصفر/یازدهدوصفر
این توانایی رجیم در نوشتن از من موجودی عجیب میسازد که دیگران را به فکر میاندازد. آنها اسیر کلمات میشوند و یادشان میرود، من چقدر در ابراز خودم ناتوان بودم.
این توانایی رجیم در نوشتن از من موجودی عجیب میسازد که دیگران را به فکر میاندازد. آنها اسیر کلمات میشوند و یادشان میرود، من چقدر در ابراز خودم ناتوان بودم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صفرشش/صفرهفت/چهاردهدوصفر/شانزدهبیستونه