Science and Religion – Telegram
Science and Religion
3.14K subscribers
385 photos
211 videos
246 files
807 links
🔷در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی آتئیسم و پرداختن به علم و فلسفه علم است.
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
Download Telegram
Channel created
📌سلام و درود خدمت همراهان گرامی.

🔷 در این کانال هدف ما نقد و بررسی شبهات الحاد است. همچین به مطالب علمی و فلسفه علم و ابزارهای علمی نیز پرداخته می شود. از اینکه ما را در این کانال همراهی می کنید از شما سپاسگزاریم.

همچنین از جناب دکتر ناصر بروجردیان ( استاد و مدرس ریاضیات محض دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران ) که زحمت مدیریت کانال را تقبّل فرمودند کمال تشکر و قدردانی را داریم.

امید است که با انتقادات و پیشنهادات و همچنین به اشتراک گذاشتن مطالب مفید خود ما را در جهت ارتقاء و بازدهی مناسب این کانال یاری دهید.
6
Science and Religion pinned «📌سلام و درود خدمت همراهان گرامی. 🔷 در این کانال هدف ما نقد و بررسی شبهات الحاد است. همچین به مطالب علمی و فلسفه علم و ابزارهای علمی نیز پرداخته می شود. از اینکه ما را در این کانال همراهی می کنید از شما سپاسگزاریم. همچنین از جناب دکتر ناصر بروجردیان ( استاد…»
"سال های دراز غفلت، تأثیر عمیقی که در جوانی و در طی تلاش های درازمدت برای پاسخ دادن به ضروری ترین سوالات ذهن بشری بدست آورده ام را پاک نکرده است. سوال هایی دربارۀ معنای نهایی وجود، دربارۀ جهان بزرگ و نقش ما در آن، دربارۀ زندگی و مرگ، حقیقت و خطا، خوب و بد، خدا و ابدیت. اما به همان اندازه ای که اهمیت این سوالات روی من مؤثر بود، خاطرۀ بی ثمر بودن تلاش ها (برای یافتن پاسخ) نیز بر من اثر گذار بود. به نظر می رسید پیشرفت پیوسته ای که در علوم خاص وجود داشت در این زمینه وجود نداشته باشد و (به همین خاطر من نیز) مانند خیلی از افراد دیگر به فلسفه پشت کردم و رضایت را در یک رشتۀ محدود یافتم که عملا مسائل درآن حل می شد. با این حال، با پیر شدن، مانند بسیاری دیگر که قوای تولیدی شان رو به زوال است، احساس می کنم که مایلم دوباره نتایج تحقیقات علمی را که در طی دهه ها انجام شده و من نقش کوچکی در آن داشتم را جمع بندی کنم و این موضوع به صورت غیر قابل اجتنابی مرا به همان سوالات ابدی، که تحت متافیزیک قرار می گیرند، سوق می دهد."

👤 ماکس بورن (برندۀ نوبل فیزیک)

@ReligionandScience2021
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤پلانتینگا:

اجابت دعا و معجزات با قوانین فیزیک سازگارند!

#معجزه


@ReligionandScience2021
👍1
جوردانو برونو: شهید راه علم؟
🔷اغلب مردم فکر می‌کنند
برونو(1548-1600) به علت حمایت از مدل کپرنیک(خورشید مرکزی) در آتش سوخت اما در حقیقت او کافری بود که به خاطر عقاید مذهبی‌اش اعدام شد؛ درگیر شدن مدل کپرنیک در این ماجرا تنها یک بدشانسی برای «مدل خورشیدمرکزی» بود.
دلیل اصلی آنکه برونو در مقابل کلیسا قرار گرفت، پیروی او از جنبشی به نام هرمتیسم بود. عقاید این فرقه بر مستنداتی قرار داشت که از نظر اعضای آن همسنگ با کتاب مقدس بود و از مصر باستان سرچشمه می‌گرفت(هرچند بعدا مشخص شد مدارک مورد استفاده‌ی این فرقه اینقدرها هم باستانی نیست).
از نظر برونو مذهب قدیم مصر مظهر ایمان واقعی بوده است و کلیسای کاتولیک باید راهی برای بازگشت به باورهای قدیمی بیابد. دیگر نیازی به گفتن نیست که این اظهارات برونو در رُم بازتاب خوبی نداشت و او پس از مدتی سرگردانیِ پرفراز و نشیب(پیوستن به دومینیکن‌ها 1565-1576|اقامت در انگلیس1583-1585) در سال 1591 در ونیز دستگیر شد.
برونو پس از دوره طولانیِ زندان و دادگاه، به اتهام مشخص گرایش به آریانیسم و بکار بستن شیوه‌های مخفی جادوگری(پس از رد کردن فرصتهای بسیار برای ندامت) محکوم و اعدام شد.
در واقع برونو نه شهید راه علم بلکه شهید راه جادوگری بود. نظرات او که یکی از طرفداران سرسخت خورشیدمرکزی (زیرا این عقیده با نظر مصریان باستان در مورد خورشید هماهنگی داشت) و ایده‌های توماس دیگز(مبنی بر اینکه جهان مملو از دسته‌های فراوان ستارگانِ خورشید مانند است؛ 1576) بود، سروصدای بسیاری ایجاد و کلیسا نیز او را محکوم کرد. از این رو تمام این اندیشه‌ها از یک قماش به حساب آمدند و کتاب کوپرنیک [اولین گزارش درباره انقلاب کوپرنیکی؛ 1543] در سال 1616 در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفت.
به خاطر جنجالهای برونو، از سال 1600 به بعد ایده‌های کوپرنیک از نظر کلیسا ناپسند محسوب می‌شد. اگر ماجرای برونو پیش نمی‌آمد شاید ایده‌های کوپرنیک هرگز با نظر مخالفت کلیسا روبرو نمی‌شد، گالیله مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گرفت و پیشرفت علمی در ایتالیا آرام‌تر ادامه پیدا می‌کرد.



📚تاریخ علم غرب 1543-2001، جان گریبین، ترجمه: رضا خزانه، تهران: انتشارات فاطمی، 1389

#تاریخ_علم

@ReligionandScience2021
2
چرا جهان اینقدر بزرگ است؟

🔹از ساختار ریاضی قوانین طبیعت میتوان فهمید که "خلقت ما از ابتدای جهان طراحی و برنامه ریزی شده بود"
اما اگر در برخی از شبهای روشن بیرون برویم و به آسمان نگاه کنیم ، طبیعی است که از عظمت و بی کران بودن آن شوکه شویم و احساس بی اهمیتی به ما دست دهد. چقدر جهان پهناور است و چقدر ما کوچکیم! چگونه می توانیم اینقدر مغرور باشیم که فکر کنیم همه اینها به خاطر ما ساخته شده است؟ آیا این مسخره نیست که فکر کنیم کل اقیانوس آرام به خاطر وجود یک میکروب شناور در اعماق آن وجود دارد؟! مطمئناً در اینجا حداقل یک پارادوکس وجود دارد.

به بیان زبور:
"وقتی آسمانها ، که کار انگشتان توست و ماه و ستارگان را که تو مقدر کرده ای ، در نظر می گیرم. انسان چیست که تو مراقب او باشی و پسرآدم چیست ، که تو او را ملاقات کنی؟"
....
با این وجود ، یک سوال همچنان باقی است. چرا جهان اینقدر بزرگ است؟ اگر واقعاً به خاطر ما ساخته شده باشد ، آیا همه آن "فضاهای بی نهایت" لازم بوده است؟

یک فرد مذهبی با موضوعی که توسط کتاب مقدس بیان میشود پاسخ میدهد که عظمت و بزرگی که در جهان فیزیکی مشاهده می کنیم ، عظمت و جلال خود خداوند را نشان می دهد:
"آسمانها جلال خدا را اعلام می کنند" (زبور 19)
اما اگر آنها شکوه خدا را اعلام کنند ، دلیلی ندارد که انتظار داشته باشیم که آنها مقیاس صرفاً انسانی داشته باشند.
در قرن پانزدهم ، متکلم نیکولاس کوزا این فرضیه را پیشنهاد کرد که اندازه جهان ممکن است بی نهایت باشد، دقیقاً به این دلیل که فکر می کرد چنین جهانی بهتر نشان دهنده بی نهایت بودن خالق آن است.

با این حال ، روش دیگری برای پاسخ به این سوال در مورد وسعت جهان ، (هم از نظر سن و هم از نظر اندازه) وجود دارد. به نظر می رسد برای به وجود آمدن زندگی در جهان ، گستردگی عالم هستی ضروری است و بنابراین ممکن است به جای اینکه با اهمیت زندگی انسان در طرح طبیعت مغایرت داشته باشد ، بلکه کاملا در تایید آن قرار داشته باشد.

📚برگرفته از فصل 13 کتاب Modern physics and ancient faith
👤پرفسور استیون ام بار


@ReligionandScience2021
👍31
🔷تقریری جدید از برهان نظم:
👤ناصر بروجردیان

برهان نظم یکی از مهمترین برهان‌ها برای دیدن نشانه های خدا در عالم است. قرآن نیز بر این برهان تکیه دارد و انسان را به دیدن نظم شگفت جهان به عنوان نشانه های خود دعوت می‌کند.

اگرچه این برهان بسیار طبیعی است، ولی اگر با دقت تنظیم نشود می‌توان ایرادات منطقی بر آن وارد کرد. با توجه به انواع اشکالات منطقی که بر این برهان وارد شده است، در مقاله زیر 👇👇 تقریر جدیدی از این برهان تنظیم شده است که دقت کافی و منطقی به این برهان بدهد و اشکالات قبلی، بر آن وارد نباشد. در این تقریر مفهوم نظم بر اساس نظریه اطلاعات تبیین شده است تا به روشنی بتوان از نظم و نتایج آن سخن گفت.

#برهان_نظم_جدید

@ReligionandScience2021
2👍2
برهان نظم جدید.pdf
881 KB
2
🔷خود همسان پنداری با خدا
(مشکل همیشگی آتئیست های عاقل)

آتئیست هایی که سعی می‌کنند خیلی معقولانه با مفهوم خدا برخورد کنند، معمولا از طریق انواع مفاهیم رایج انسانی در باره خدا (مانند هدفمندی، رحمانیت، ...) اظهارنظر و استدلال می‌کنند و البته بسیار هم معقولانه به تضاد در مفاهیم و تناقض می‌رسند و بسیار معقولانه نتیجه می‌گیرند، پس خدایی وجود ندارد.

اما، ایشان توجه ندارند که در این استدلالات معقولانه خود دچار یک خبط بزرگ شده‌اند که همان همسان پنداری خدا با انسان و صفات خدا با صفات انسان است. چرا چنین فرض می‌کنند که خدا موجودی مشابه انسان با همان روحیات و صفات انسانی است که فقط بزرگتر است؟؟ اگر قرار است وجود خدای خالق را مفروض بگیرند و بر اساس آن استدلال کنند، خدای خالق که در چارچوب مفاهیم مخلوق خود جا نخواهد گرفت!! خدای خالق که مقهور منطق فکری مخلوق نمی‌شود!! راه منطقی برای تجزیه و تحلیل خالق توسط مخلوق بسته است و مخلوق نمی‌تواند برای خالق تعیین تکلیف کند که او چگونه است و چگونه باید باشد.

برای مثال فرض کنید ما انسانها ربات‌هایی بسازیم و به او یاد داده باشیم که همواره دنبال پریز های برق بگردد تا در صورت اتمام انرژی، ‌دو شاخه خود را به یک پریز برق وصل کند. حال این ربات وقتی به سازنده خود فکر می‌کند می‌گوید پریز برقی که قرار است سازنده ما از آن استفاده کند کجاست؟ فقط امثال ما هستند که پریز برق به آنها انرژی می‌دهد و اگر سازنده ای باشد که بخواهد از این پریزهای برق استفاده کند یکی مانند خود ما است و نمی‌تواند سازنده ما باشد. بنابراین هیچ سازنده ای وجود ندارد.

آتئیست های عاقل ما توجه ندارند که تعقل آنها محدوده خاصی دارد و فراتر رفتن از آن محدوده، فقط موجب حرفهای بی معنا می‌شود. مگر آنکه در این فکر باشند که همه عالم در محدوده تعقل آنها است و اگر چیزی با تعقل آنها فهمیده نشود، یعنی باطل است و وجود ندارد. این طرز فکر را تکبر در تعقل می‌نامند. در این طرز فکر، تعقل من ملاک وجود یا عدم وجود و درستی و نادرستی همه چیز است. درست مانند ربات‌هایی که فکر می‌کنند تنها چیزهای درست همانهایی است که در چارچوب اعمال آنها جاسازی شده است.

پاشنه آشیل آتئیست ها مفهوم اختیار در انسان است. اگر آتئیست های عاقل گمان می‌کنند که وجود یا عدم وجود هر چیزی در حوزه تعقل آنها تعیین تکلیف می‌شود، نظر خودشان را در باره اختیار انسان بفرمایند که آیا اختیاری برای انسان هست یا نه و به چه دلیل؟؟ این سوال آزمون خوبیست تا نشان دهد تعقل آتئیست های عاقل چه نتایجی در بر خواهد داشت.

👤ناصر بروجردیان


@ReligionandScience2021
👍51
🔷در باره تعریف خدا و ماهیت خدا:

این مسأله تعریف خدا و چگونگی پی بردن به خدا ظاهراً مشکل مهمی برای آتئیست های معقول است که لازم دارند ابتدا خدا تعریف شود و ماهیت او مشخص شود و بعد در باره آن بحث کنند.

اما واقعیت آن است که ما هر چیزی را از آثار او می‌شناسیم، حتی همین اجسام آشنای اطراف خودمان را. ما هر چه می‌بینیم آثار است نه خود اشیا، چه مادی و چه غیر مادی. بعضی از این آثار ممکن است مستقیم باشند و برخی غیر مستقیم. مثلا ذرات بنیادی مانند الکترون را هیچکس مستقیما ندیده است و فقط ازطریق آثارش قابل شناخت شده است. بعضی از ذرات مانند نوترینو اصلا آثار مستقیمی هم ندارند و بسیار غیرمستقیم و از طریق آثار فرعی آن شناخته می‌شوند.

بنابراین حتی این ذرات مادی فیزیکی هم از طریق آثار شناخته می‌شوند. خداوند عالم نیز از طریق آثار به وجودش پی می‌بریم نه آنکه یک شناخت کامل و دقیق بیابیم که برخی آتئیست های معقول از ما طلب تعریف دقیق کامل می‌کنند. ما هیچگاه تعریف دقیق و کامل از خدا نداریم و فقط آثار او و مطالبی که خودش بیان می‌کند، می‌دانیم.

همین وصف که مانند هیچ چیز نیست، خودش به معنای آن است که قرار نیست ما به درک واقعیت او برسیم. این نکته مشکلی در وجود خدا و پی بردن به او ندارد‌. مثلا همین الکترون ناقابل را هم ما درک کامل از آن نداریم و هیچکس نمی‌تواند واقعیت الکترون را برای ما بیان کند.

تا اینجا روشن شد بحث از خدا چگونه است و از چه طریق است. اما آثار خدا همین جهان و وقایع آن است. آنچه که در این جهان می‌گذرد، بدون حضور خدا قابل تبیین نیست. نمونه‌های مشخص این آثار: پیدایش حیات، فرگشت هوشمند، انسان دارای تفکر، انسان دارای اختیار، انسان دارای عشق، قوانین دقیق که نشان از یک ریاضیدان قهار دارد، تنظیم شدگی ثابت های جهان، .... اگر این مشاهدات را به درستی بفهمیم فقط دست قدرتمند و هوشمند خدا توضیح آن است و هر توضیح دیگری فقط نفی انسان و فهم انسان است.

بدون خدا انسان موجودی پوک و پوچ است که در توهمات عقل و دانایی و والایی، خودش را چیزی پنداشته است و جهان فقط تصادفی از حرکات بدون هدف است که موقتا موجودی را ساخته است و بزودی هم او را نابود خواهد ساخت و این بازی را خاتمه خواهد داد. اگر کسی می‌خواهد اینگونه فکر کند مختار است ولی با اینکار خودش و فهم خودش و عقل خودش را نفی کرده است و بهتر است سکوت پیشه کند و بگذارد حداقل بقیه عقل خود را ضایع نکنند.

👤ناصر بروجردیان


@ReligionandScience2021
👍3🔥1