Mario_Beauregard,_Denyse_O'leary_The_Spiritual_Brain_A_Neuroscientist's.pdf
2.1 MB
📚 #معرفی_کتاب
The Spiritual Brain: A Neuroscientist’s Case for the Existence of the Soul.
عنوان:
🔺مغزِ معنوی: مورد یک عَصَبشناس برای وجودِ روح🔺
Amazon. com , APA psycnet.
نویسنده:
👤 پروفسور ماریو بوریگارد «Mario Beauregard»《دانشمندِ برجستهی عَصَبشناسیِ شناختی «Cognitive Neuroscience» از دانشگاه مونترآل کانادا، انجام تحقیقات فوق دکترا یا «Postdoctoral research» در دانشگاه تگزاس و مؤسسهی علوم مغز-اعصابِ مونترآل دانشگاه مکگیل》
Wikipedia , ResearchGate.
@ReligionandScience2021
The Spiritual Brain: A Neuroscientist’s Case for the Existence of the Soul.
عنوان:
🔺مغزِ معنوی: مورد یک عَصَبشناس برای وجودِ روح🔺
Amazon. com , APA psycnet.
نویسنده:
👤 پروفسور ماریو بوریگارد «Mario Beauregard»《دانشمندِ برجستهی عَصَبشناسیِ شناختی «Cognitive Neuroscience» از دانشگاه مونترآل کانادا، انجام تحقیقات فوق دکترا یا «Postdoctoral research» در دانشگاه تگزاس و مؤسسهی علوم مغز-اعصابِ مونترآل دانشگاه مکگیل》
Wikipedia , ResearchGate.
@ReligionandScience2021
👍11👏1
Forwarded from آثار دکتر روزبه توسرکانی
❇️تفاوت زبان علمی با زبان متن دینی
🔸زبان علم با زبان روزمرهای که ما با آن حرف میزنیم تفاوت دارد. زبان روزمره ی ما "فنومنال" است.
زبان فنومنال یعنی زبانی که پدیدهها را توصیف میکند. مثلا درباره خورشید، میگوییم خورشید از شرق وارد میشود و به وسط آسمان میرسد و در غرب غروب میکند. در مورد مکانیزم و نحوهی ایجاد حرکت اما توضیحی نمیدهیم و کاری به آن نداریم. ما فقط در مورد خود پدیدار صحبت میکنیم.
🔸 تفاوت بین زبان فنومنال و علمی را میتوان در تعارض بین علم و متن قرآن مثلا در مورد خورشید مشاهده کرد. در قرآن هم در مورد طلوع و غروب خورشید به در آمدن آن از شرق و فرو رفتنش در غرب اشاره می کند. (بقره/۲۵۸)
🔸در واقع وقتی ما در مورد پدیدههای طبیعی و تفاوت آنها در متون دینی و علم صحبت میکنیم، باید توجه کنیم که ما داریم با دو زبان متفاوت در مورد این پدیدهها صحبت میکنیم.
ما در زبان روزمره و شاعرانه داریم با زبانی متفاوت از زبان علم صحبت میکنیم.
🔸اصولاً زبان شعر و متن دینی به خاطر درپی معنا بودن خیلی از استعاره و تمثیل و تشبیه صحبت میکند که ما در زبان علمی از آن ها استفاده نمیکنیم. به قول ویتگتنشتاین میتوان گفت علم یک بازی زبانی است و بازیهای زبانی دیگری هم وجود دارد و نباید بین قواعد زبانها خلط کرد.
🔸یک مثال دراینباره همانطورکه بیان شد کیهانشناسی قرآنی است. در قرآن دربارهی آسمانها، ماه، خورشید، ستارهها، آسمانهای هفتگانه و عرش عظیم و شهاب صحبت میشود. در مورد معانی هفت آسمان اختلافات زیادی وجود دارد. هفت آسمان بطلمیوسی به عنوان افلاک هفتگانه شناخته میشد. در قرآن اسمی به عنوان فلک نیامده است ولی دلایل واضح متنی برای این ادعا وجود دارد که مراد از هفت آسمان، منظومهی شمسی است. دلیل اصلیای که در جلسات گذشته هم به آن اشاره شد این است که حضرت نوح به قوم خودش میگوید: « أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا » (نوح/۱۵). این ظاهراً چیزی است که همه روی آن توافق دارند و چون از نظر زمانی بسیار قبل از بطلمیوس است، میتوان گفت چیزی است که از اول برای بشر در آسمان قابل مشاهده بوده است.
انسان قدیم بسیار به آسمان نگاه میکرده است. تمام تمدنهای باستانی کاملاً مشخص است که سرگرم آسمانها و صور فلکی بودهاند و این نظم چیزی بوده که تشخیص میدادهاند. مثل حرکت صور فلکی با تغییر فصول. بنابراین تصورشان از آسمان، وجود طبقاتی در آسمان بوده است که باهم تداخل پیدا نمیکنند.
در واقع هفت آسمان یک توصیف فنومنال از منظومهی شمسی است و نظمی است که بالای سر ما قابل مشاهده است و میتوان گفت هرجا که از هفت آسمان در قرآن صحبت میشود به نظمی که شبانه بالای سرمان مشاهده میکنیم مربوط است. این فارغ از این بحث است که چه تعداد سیاره و سیارک وجود دارند که در حال گشتن دور خورشید هستند. زیرا همین تعداد منظومهی شمسی هم از نظر علمی، قراردادی و برمبنای اندازه و جاذبه است. بعضی از سوءتفاهمها از اینجا ناشی میشود که انتظار داریم قرآن با همان زبانی که دانشمندان صحبت میکنند صحبت کند.
#_تضاد_علم_و_دین
📖دفاع عقلانی از دین، جلسه 27
🔸زبان علم با زبان روزمرهای که ما با آن حرف میزنیم تفاوت دارد. زبان روزمره ی ما "فنومنال" است.
زبان فنومنال یعنی زبانی که پدیدهها را توصیف میکند. مثلا درباره خورشید، میگوییم خورشید از شرق وارد میشود و به وسط آسمان میرسد و در غرب غروب میکند. در مورد مکانیزم و نحوهی ایجاد حرکت اما توضیحی نمیدهیم و کاری به آن نداریم. ما فقط در مورد خود پدیدار صحبت میکنیم.
🔸 تفاوت بین زبان فنومنال و علمی را میتوان در تعارض بین علم و متن قرآن مثلا در مورد خورشید مشاهده کرد. در قرآن هم در مورد طلوع و غروب خورشید به در آمدن آن از شرق و فرو رفتنش در غرب اشاره می کند. (بقره/۲۵۸)
🔸در واقع وقتی ما در مورد پدیدههای طبیعی و تفاوت آنها در متون دینی و علم صحبت میکنیم، باید توجه کنیم که ما داریم با دو زبان متفاوت در مورد این پدیدهها صحبت میکنیم.
ما در زبان روزمره و شاعرانه داریم با زبانی متفاوت از زبان علم صحبت میکنیم.
🔸اصولاً زبان شعر و متن دینی به خاطر درپی معنا بودن خیلی از استعاره و تمثیل و تشبیه صحبت میکند که ما در زبان علمی از آن ها استفاده نمیکنیم. به قول ویتگتنشتاین میتوان گفت علم یک بازی زبانی است و بازیهای زبانی دیگری هم وجود دارد و نباید بین قواعد زبانها خلط کرد.
🔸یک مثال دراینباره همانطورکه بیان شد کیهانشناسی قرآنی است. در قرآن دربارهی آسمانها، ماه، خورشید، ستارهها، آسمانهای هفتگانه و عرش عظیم و شهاب صحبت میشود. در مورد معانی هفت آسمان اختلافات زیادی وجود دارد. هفت آسمان بطلمیوسی به عنوان افلاک هفتگانه شناخته میشد. در قرآن اسمی به عنوان فلک نیامده است ولی دلایل واضح متنی برای این ادعا وجود دارد که مراد از هفت آسمان، منظومهی شمسی است. دلیل اصلیای که در جلسات گذشته هم به آن اشاره شد این است که حضرت نوح به قوم خودش میگوید: « أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا » (نوح/۱۵). این ظاهراً چیزی است که همه روی آن توافق دارند و چون از نظر زمانی بسیار قبل از بطلمیوس است، میتوان گفت چیزی است که از اول برای بشر در آسمان قابل مشاهده بوده است.
انسان قدیم بسیار به آسمان نگاه میکرده است. تمام تمدنهای باستانی کاملاً مشخص است که سرگرم آسمانها و صور فلکی بودهاند و این نظم چیزی بوده که تشخیص میدادهاند. مثل حرکت صور فلکی با تغییر فصول. بنابراین تصورشان از آسمان، وجود طبقاتی در آسمان بوده است که باهم تداخل پیدا نمیکنند.
در واقع هفت آسمان یک توصیف فنومنال از منظومهی شمسی است و نظمی است که بالای سر ما قابل مشاهده است و میتوان گفت هرجا که از هفت آسمان در قرآن صحبت میشود به نظمی که شبانه بالای سرمان مشاهده میکنیم مربوط است. این فارغ از این بحث است که چه تعداد سیاره و سیارک وجود دارند که در حال گشتن دور خورشید هستند. زیرا همین تعداد منظومهی شمسی هم از نظر علمی، قراردادی و برمبنای اندازه و جاذبه است. بعضی از سوءتفاهمها از اینجا ناشی میشود که انتظار داریم قرآن با همان زبانی که دانشمندان صحبت میکنند صحبت کند.
#_تضاد_علم_و_دین
📖دفاع عقلانی از دین، جلسه 27
👍3
Forwarded from آثار دکتر روزبه توسرکانی
دفاع عقلانی از دین ۲۷.mp3
73 MB
🎙درسگفتارهای دفاع عقلانی از دین
✅دکتر روزبه توسرکانی
🔹جلسهی بیستوهفتم
▫️پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۱۳۹۸/۴/۲۵
@Touserkani
#دفاع_عقلانی
#فایل_صوتی
✅دکتر روزبه توسرکانی
🔹جلسهی بیستوهفتم
▫️پژوهشگاه دانشهای بنیادی
۱۳۹۸/۴/۲۵
@Touserkani
#دفاع_عقلانی
#فایل_صوتی
Audio
برشی از جلسه ۳۲ دفاع عقلانی از دین دکتر توسرکانی
در این قسمت به گفتگوهای گروه پژواک در مورد آیهای از قرآن که به سستی خانه عنکبوت اشاره می کند، پرداخته شده است .
#عنکبوت
@ReligionandScience2021
در این قسمت به گفتگوهای گروه پژواک در مورد آیهای از قرآن که به سستی خانه عنکبوت اشاره می کند، پرداخته شده است .
#عنکبوت
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👤دکتر مهدی گلشنی :
▪️مفهوم علم دینی
▪️دیدگاه های غلط در مورد پوپر و نیوتن
▪️الحاد،چیزهایی را به نام علم میفروشد که علم نیست.
▪️حدود علم، جایی که اصول متافیزیک وارد می شوند.
▪️علم دینی نقدناپذیر نیست.
▪️علم دینی بردو موضوع تاثیر دارد : نتیجه گیری کلی و کاربرد
▪️قرآن دائره المعارف علمی نیست.
▪️دانشمندان اسلامی همان مسیر علمی را پیش می رفتند اما سرنخ ها و الهاماتی از قرآن می گرفتند.
@ReligionandScience2021
▪️مفهوم علم دینی
▪️دیدگاه های غلط در مورد پوپر و نیوتن
▪️الحاد،چیزهایی را به نام علم میفروشد که علم نیست.
▪️حدود علم، جایی که اصول متافیزیک وارد می شوند.
▪️علم دینی نقدناپذیر نیست.
▪️علم دینی بردو موضوع تاثیر دارد : نتیجه گیری کلی و کاربرد
▪️قرآن دائره المعارف علمی نیست.
▪️دانشمندان اسلامی همان مسیر علمی را پیش می رفتند اما سرنخ ها و الهاماتی از قرآن می گرفتند.
@ReligionandScience2021
👍12👎2
clideo.com
♦️ «باور به خدا بر اساس دلیل است یا علت؟» بریدهای ۵۵ دقیقهای از بحثی کلابهاوسی در «نسبت خداباوری با دلیل یا علت» به تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی. در این بحث با اشاره به ضرورت نقد خداناباوری، دوگانهی علت و دلیل را به نقد کشیدم و به سه رویکردی اشاره کردم که این دوگانه را از میان برمیدارند یا کمرنگ میکنند: ۱. رویکرد پستمدرن، ۲. رویکردی که برای برخی احساسات و عواطف، تحت شرایطی، ارزش معرفتی قائل است، ۳. رویکردهای برونگرا در ساختار توجیه.
فایل صوتی آن ضمیمه است ☝️ (حجم: ۱۸ مگ). آن را میتوان اینجا روی یوتیوب یا اینجا روی اینستاگرام هم دنبال کرد. @YMirdamadi
فایل صوتی آن ضمیمه است ☝️ (حجم: ۱۸ مگ). آن را میتوان اینجا روی یوتیوب یا اینجا روی اینستاگرام هم دنبال کرد. @YMirdamadi
👍2
Science and Religion
♦️ «باور به خدا بر اساس دلیل است یا علت؟» بریدهای ۵۵ دقیقهای از بحثی کلابهاوسی در «نسبت خداباوری با دلیل یا علت» به تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی. در این بحث با اشاره به ضرورت نقد خداناباوری، دوگانهی علت و دلیل را به نقد کشیدم و به سه رویکردی اشاره کردم… – clideo.com
قسمتهایی از فایل صوتی:
🔹️جان گری فیلسوف آتئیست ۴ سال قبل کتابی با عنوان seven types of atheism تالیف کرده است، او در این کتاب شش نوع اتئیسم و از جمله اتئیسم نو (داوکینز و هریس و هیچنز و ... ) را نقد کرده است.
🔹️خداناباوران ایران تمایل دارند از خداناباوری تاریخزدایی کنند، نباید از خداناباوری، تاریخزدایی کرد، خداناباوری تاریخ دارد و گونههای تاریخی مختلف داشته است، همانگونه که بررسی تاریخی خداباوری مفید بلکه ضروری است، بررسی تاریخی خداناباوری نیز ضروری است.
🔹️بین علت و دلیل فاصله قطعی وجود ندارد، رواقیون با احساسات و عواطف مخالف و دشمن بودند، فیلسوفان سنت قارهای با احساسات و عواطف مشکلی نداشته اند، فلسفه تحلیلی هم در دهههای اخیر برای احساسات جا باز کرده است و تحت عنوان "معرفتشناسی احساسات" به بررسی آن پرداخته است.
🔹️دو نوع falibilism یا خطاپذیرانگاری (جایزالخطائیت ):
خطاپذیرانگاری حداکثری و رادیکال که مدعی است همه باورها حتی بدیهیات میتواند خطا باشد.
خطاپذیرانگاری نسخه حداقلی که مدعی است به جز بدیهیات سایر باورها میتوانند خطا باشند.
#Fallibilism (from Medieval Latin: fallibilis, "liable to err") is the philosophical principle that propositions can be accepted even though they cannot be conclusively proven or justified, or that neither knowledge nor belief is certain
🔹️پرسش: آیا به وجود خدا یقین دارید؟
دو دسته یقین:
۱- یقین روانشناختی ( یقین عارفانه از این دست است )
۲- یقین معرفتی
در خطاپذیرانگاری بطور طبیعی باور به خدا نمیتواند یقینی باشد.
🔹️آیا ایمان مساوی یقین است، بنا به قول میردامادی و با استناد به آیه درخواست ابراهیم از خدا برای نشان دادن حشر مردگان (اولم تومن؟ قال نعم و لکن لتطمئن قلبی ) پاسخ منفی است.
🔹️نزد پست مدرن ها دلایل به علل فرو میکاسته میشوند (مانند دیدگاه فروید و فوکو )، در چنین حالتی عملا عقلانیت بیمعنا خواهد بود و بدون عقلانیت نیز البته گفتگو بیمعنا خواهد شد.
🔹️در معرفتشناسی معرفت را باور صادق موجه تعریف کردهاند، برای توجیه دو دسته نظریه وجود دارد: درونگروانه و برونگروانه
Externalism
Internalism
در نظریه درونگروانه توجیه به دلایل گزارهای پرداخته میشود.
در نظریه برونگروی دلیل اصلا از جنس علت است، اگر ما در موقعیتی هستیم که ان موقعیت معمولا باور صادق بوجود میاورد انگاه ما موجه خواهیم بود حتی اگر دلیلی نداشته باشیم. دسترسی به دلایل برای موجه بودن ضرورت ندارد.
پس در برونگرایی به دلایل گزارهای که به ان اگاه باشیم نیاز نیست.
در نظریه درونگروی توجیه (internalism ) تاکید میشود من زمانی در باورهایم موجه هستم که به دلایلی دسترسی داشته باشم و وظایف معرفتی خود را در برابر آنها انجام داده باشم.
ارزش معرفتی قائل شدن برای احساسات و عواطف به مدل برونگروانه نزدیکتر است.
@ReligionandScience2021
🔹️جان گری فیلسوف آتئیست ۴ سال قبل کتابی با عنوان seven types of atheism تالیف کرده است، او در این کتاب شش نوع اتئیسم و از جمله اتئیسم نو (داوکینز و هریس و هیچنز و ... ) را نقد کرده است.
🔹️خداناباوران ایران تمایل دارند از خداناباوری تاریخزدایی کنند، نباید از خداناباوری، تاریخزدایی کرد، خداناباوری تاریخ دارد و گونههای تاریخی مختلف داشته است، همانگونه که بررسی تاریخی خداباوری مفید بلکه ضروری است، بررسی تاریخی خداناباوری نیز ضروری است.
🔹️بین علت و دلیل فاصله قطعی وجود ندارد، رواقیون با احساسات و عواطف مخالف و دشمن بودند، فیلسوفان سنت قارهای با احساسات و عواطف مشکلی نداشته اند، فلسفه تحلیلی هم در دهههای اخیر برای احساسات جا باز کرده است و تحت عنوان "معرفتشناسی احساسات" به بررسی آن پرداخته است.
🔹️دو نوع falibilism یا خطاپذیرانگاری (جایزالخطائیت ):
خطاپذیرانگاری حداکثری و رادیکال که مدعی است همه باورها حتی بدیهیات میتواند خطا باشد.
خطاپذیرانگاری نسخه حداقلی که مدعی است به جز بدیهیات سایر باورها میتوانند خطا باشند.
#Fallibilism (from Medieval Latin: fallibilis, "liable to err") is the philosophical principle that propositions can be accepted even though they cannot be conclusively proven or justified, or that neither knowledge nor belief is certain
🔹️پرسش: آیا به وجود خدا یقین دارید؟
دو دسته یقین:
۱- یقین روانشناختی ( یقین عارفانه از این دست است )
۲- یقین معرفتی
در خطاپذیرانگاری بطور طبیعی باور به خدا نمیتواند یقینی باشد.
🔹️آیا ایمان مساوی یقین است، بنا به قول میردامادی و با استناد به آیه درخواست ابراهیم از خدا برای نشان دادن حشر مردگان (اولم تومن؟ قال نعم و لکن لتطمئن قلبی ) پاسخ منفی است.
🔹️نزد پست مدرن ها دلایل به علل فرو میکاسته میشوند (مانند دیدگاه فروید و فوکو )، در چنین حالتی عملا عقلانیت بیمعنا خواهد بود و بدون عقلانیت نیز البته گفتگو بیمعنا خواهد شد.
🔹️در معرفتشناسی معرفت را باور صادق موجه تعریف کردهاند، برای توجیه دو دسته نظریه وجود دارد: درونگروانه و برونگروانه
Externalism
Internalism
در نظریه درونگروانه توجیه به دلایل گزارهای پرداخته میشود.
در نظریه برونگروی دلیل اصلا از جنس علت است، اگر ما در موقعیتی هستیم که ان موقعیت معمولا باور صادق بوجود میاورد انگاه ما موجه خواهیم بود حتی اگر دلیلی نداشته باشیم. دسترسی به دلایل برای موجه بودن ضرورت ندارد.
پس در برونگرایی به دلایل گزارهای که به ان اگاه باشیم نیاز نیست.
در نظریه درونگروی توجیه (internalism ) تاکید میشود من زمانی در باورهایم موجه هستم که به دلایلی دسترسی داشته باشم و وظایف معرفتی خود را در برابر آنها انجام داده باشم.
ارزش معرفتی قائل شدن برای احساسات و عواطف به مدل برونگروانه نزدیکتر است.
@ReligionandScience2021
👍5
Forwarded from انجمن علمی فلسفه علم شریف
کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" با دبیری علمی نیما نریمانی و زیر نظر دکتر سید حسن حسینی از سوی نشر پارسیک منتشر شد.
این کتاب به مهمترین مسئله های کنونی پیش روی اراده آزاد/اختیار از منظر علمی و فلسفی می پردازد، از جمله:
- تقابل اراده آزاد و جبر/موجبیت فلسفی
- برهان پیامد علیه سازگاری اراده آزاد و موجبیت مبتنی بر قوانین طبیعی
- برهان شانس
- آزمایش های علمی طرح شده علیه واقعیت اراده آزاد
- بستار علّی فیزیکی و علّیت ذهنی
- تقابل کنشگری انسان و نظریه استاندارد علّی
این کتاب به مهمترین مسئله های کنونی پیش روی اراده آزاد/اختیار از منظر علمی و فلسفی می پردازد، از جمله:
- تقابل اراده آزاد و جبر/موجبیت فلسفی
- برهان پیامد علیه سازگاری اراده آزاد و موجبیت مبتنی بر قوانین طبیعی
- برهان شانس
- آزمایش های علمی طرح شده علیه واقعیت اراده آزاد
- بستار علّی فیزیکی و علّیت ذهنی
- تقابل کنشگری انسان و نظریه استاندارد علّی
👍4🔥1
Forwarded from 🌹"کانال حلقه دوستداران حقیقت"🌹 (سعید توفیقی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻حلقه دوستداران حقیقت برگزار میکند🔻
✍️🏻 نئوداروینیسم؛ طبیعت گرایی در برابر شواهد تجربی
جلسه دوم
#دکتر_نیما_نریمانی
۲۲ دی ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۱۰
به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/moRsKJ8l/mW1O529Y?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-528745
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
✍️🏻 نئوداروینیسم؛ طبیعت گرایی در برابر شواهد تجربی
جلسه دوم
#دکتر_نیما_نریمانی
۲۲ دی ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۱۰
به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/moRsKJ8l/mW1O529Y?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-528745
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
👍2
Forwarded from Science and Religion (.)
1652696984-9787-37-11.pdf
1.5 MB
Neo-Darwinism; Naturalism against Empirical Evidence.
نئوداروینیسم؛ طبیعت گرایی در برابر شواهد تجربی.
نویسنده: دکتر نیما نریمانی
رزومه علمی درخشان دکتر نریمانی را در اینجا و دیگر مقالات ایشان را در اینجا ببینید.
@ReligionandScience2021
نئوداروینیسم؛ طبیعت گرایی در برابر شواهد تجربی.
نویسنده: دکتر نیما نریمانی
رزومه علمی درخشان دکتر نریمانی را در اینجا و دیگر مقالات ایشان را در اینجا ببینید.
@ReligionandScience2021
👍2👎1
ایده ای که به ان توجهی نشده .
ایا میتوانیم از این ایده که دنیای ما یک شبیه سازی کامپیوتری نیست به این نتیجه برسیم که ماتریالیسم یا طبیعت گرایی غلط است؟
وقتی ما با ایده شبیه سازی دنیای فیزیکی اطرافمان مواجه میشویم این ایده را زیاد جدی نمیگیریم چرا که ما طبق شناختی که از شبیه ساز ها داریم کیفیت انهارا بسیار پایین و دارای محدودیت هایی میبینیم که انهارا به وضوح از دنیای واقعی ما جدا می کند درواقع دنیای ما شباهتی به یک شبیه ساز کامپیوتر ندارد ؛ در واقع اگر به فیلم ماتریکس هم نگاه بکنیم در انجا ما سعی میکنیم تخیل خود را به کار ببریم و دنیای واقعی که سینما به تصویر کشیده مجازی تصور کنیم .
اما چرا فکر میکنم این ایده با ماتریالیسم یا طبیعت گرایی معاصر سازگار نیست ؟
1 اگر ماتریالیسم صادق باشد انگاه کامپیوتر های شبیه به مغز میتوانند بی اندیشند و اگاه باشند ( زیرا بهترین نظریه ماتریالیستی ذهن کارکردگراییfunctionalism است).
2 اگر یک شبیه سازی کامپیوتری از مغز بتواند بی اندیشد انگاه اکثر متفکران باید در شبیه ساز های کامپیوتری زندگی کنند.
نتیجه : اینکه استدلال که ما در شبیه ساز های کامپیوتری زندگی نمیکنیم نشان می دهد ماتریالیسم غلط است .
این استدلال را صرفا به عنوان یک ایده جالب مطرح کردم که جای کار دارد و میتواند بهتر شود و یک پروژه تحقیقاتی را تشکیل دهد .
ایا میتوانیم از این ایده که دنیای ما یک شبیه سازی کامپیوتری نیست به این نتیجه برسیم که ماتریالیسم یا طبیعت گرایی غلط است؟
وقتی ما با ایده شبیه سازی دنیای فیزیکی اطرافمان مواجه میشویم این ایده را زیاد جدی نمیگیریم چرا که ما طبق شناختی که از شبیه ساز ها داریم کیفیت انهارا بسیار پایین و دارای محدودیت هایی میبینیم که انهارا به وضوح از دنیای واقعی ما جدا می کند درواقع دنیای ما شباهتی به یک شبیه ساز کامپیوتر ندارد ؛ در واقع اگر به فیلم ماتریکس هم نگاه بکنیم در انجا ما سعی میکنیم تخیل خود را به کار ببریم و دنیای واقعی که سینما به تصویر کشیده مجازی تصور کنیم .
اما چرا فکر میکنم این ایده با ماتریالیسم یا طبیعت گرایی معاصر سازگار نیست ؟
1 اگر ماتریالیسم صادق باشد انگاه کامپیوتر های شبیه به مغز میتوانند بی اندیشند و اگاه باشند ( زیرا بهترین نظریه ماتریالیستی ذهن کارکردگراییfunctionalism است).
2 اگر یک شبیه سازی کامپیوتری از مغز بتواند بی اندیشد انگاه اکثر متفکران باید در شبیه ساز های کامپیوتری زندگی کنند.
نتیجه : اینکه استدلال که ما در شبیه ساز های کامپیوتری زندگی نمیکنیم نشان می دهد ماتریالیسم غلط است .
این استدلال را صرفا به عنوان یک ایده جالب مطرح کردم که جای کار دارد و میتواند بهتر شود و یک پروژه تحقیقاتی را تشکیل دهد .
👍2🤔2❤1
طبیعت گرایی و تجارب معنوی و دینی :
شخصی که به طبیعت گرایی معتقد است باید بگویید تجارب معنوی ناشی از توهم هستند ( واضح است چون در نظر طبیعت گرا خدایی وجود ندارد ) اما این انکار به اندازه خیلی زیادی برای یک نظریه بد است و این انکار تجارب معنوی کار را برای نظریه های طبیعت گرایانه بسیار دشوار می کند .
اما چرا اینگونه است ؟
اگر طبیعت گرا چنین حکمی را راجع تجارب مذهبی و معنوی بشر بدهد ناچار است چنین حکمی را راجع طبقه بسیار بزرگی از تجارب انسانی بدهد .
اما بنظر می رسد این طبقه از تجاربیات در زندگی بشر محوری هستند ؛ این تجربیات به زندگی طعم می بخشند . بنظر می رسد اگر نگوییم تمام تجربیات بشر اما اکثر انها بسیار معنوی و راز الود هستند که البته واقع نما بنظر می رسند .
شما وقتی به بدن ظریف معشوقه تان چشم میدوزید یک تجربه از یک جسم یک نواخت و شهوت برانگیز دارید که بنظر نمی رسد فقط شیمی الی بتواند ان را توضیح دهد ؛ وقتی به اسمان مهتابی شب و عظمت کیهان نگاه می کنید و نور خیرکننده ان را می ببینید نوعی از راز الودگی و معنویت عمیق در ان ادراک دارید این راز الودگی بسیار عمیق تر از یک معما بازی ساده بنظر می رسد .
یک طبیعت گرا باید بنیادین ترین تجربیات بشر را یک توهم بداند و مطمئنن این یک مشکل برای نظریه پردازان ماده گرا یا طبیعت گرا خواهد بود .
شخصی که به طبیعت گرایی معتقد است باید بگویید تجارب معنوی ناشی از توهم هستند ( واضح است چون در نظر طبیعت گرا خدایی وجود ندارد ) اما این انکار به اندازه خیلی زیادی برای یک نظریه بد است و این انکار تجارب معنوی کار را برای نظریه های طبیعت گرایانه بسیار دشوار می کند .
اما چرا اینگونه است ؟
اگر طبیعت گرا چنین حکمی را راجع تجارب مذهبی و معنوی بشر بدهد ناچار است چنین حکمی را راجع طبقه بسیار بزرگی از تجارب انسانی بدهد .
اما بنظر می رسد این طبقه از تجاربیات در زندگی بشر محوری هستند ؛ این تجربیات به زندگی طعم می بخشند . بنظر می رسد اگر نگوییم تمام تجربیات بشر اما اکثر انها بسیار معنوی و راز الود هستند که البته واقع نما بنظر می رسند .
شما وقتی به بدن ظریف معشوقه تان چشم میدوزید یک تجربه از یک جسم یک نواخت و شهوت برانگیز دارید که بنظر نمی رسد فقط شیمی الی بتواند ان را توضیح دهد ؛ وقتی به اسمان مهتابی شب و عظمت کیهان نگاه می کنید و نور خیرکننده ان را می ببینید نوعی از راز الودگی و معنویت عمیق در ان ادراک دارید این راز الودگی بسیار عمیق تر از یک معما بازی ساده بنظر می رسد .
یک طبیعت گرا باید بنیادین ترین تجربیات بشر را یک توهم بداند و مطمئنن این یک مشکل برای نظریه پردازان ماده گرا یا طبیعت گرا خواهد بود .
👍9❤1👎1🤔1
عاشق ؛ معشوق و شبه الوهیت .
وقتی به کسی عشق می ورزیم این استعداد در ما پیدا میشود که او را تا مقام شبه الوهیت بالا ببریم .
اگر طبیعت گرایی صادق باشد این مسئله یگ خطا و یک غلط است چرا که معشوقه ما چیزی جز یک توده تکامل یافته از ذرات نیست و این توده ذرات وضعیت شبه الوهیت ندارد .
اما اگر خداباوری صادق باشد این وضعیت متناسب و قابل توضیح است چرا که افراد بشری همچون معشوقه ما در کار خدا وارد مشارکت میشوند تا شبیه خدا شوند ( عشق بورزند عالم باشند کار های اخلاقی انجام دهند ) در خداباوری اگر چه این به شبه الوهیت رساندن معشوقمان یا امامان یا پیشوایمان غلط نیست اما خطرناک است چرا که در لب بت پرستی و شرک قرار میگیرد .
در نهایت میخواهم این نتیجه را بگیرم دیدگاه خداباورانه برای ما عشق را بهتر از یک طبیعت گرا توضیح می دهد چرا که این نوع عشق عمیق و البته خطرناک را به خوبی توضیح می دهد و نشان می دهد چرا میتواند خطا باشد و چرا بشر عشق های عمیق می ستاید اما در طبیعت گرایی اینگونه نیست این نوع عشق صرفا کاذب است معشوقه ما نمیتواند شبه الوهی باشد .
وقتی به کسی عشق می ورزیم این استعداد در ما پیدا میشود که او را تا مقام شبه الوهیت بالا ببریم .
اگر طبیعت گرایی صادق باشد این مسئله یگ خطا و یک غلط است چرا که معشوقه ما چیزی جز یک توده تکامل یافته از ذرات نیست و این توده ذرات وضعیت شبه الوهیت ندارد .
اما اگر خداباوری صادق باشد این وضعیت متناسب و قابل توضیح است چرا که افراد بشری همچون معشوقه ما در کار خدا وارد مشارکت میشوند تا شبیه خدا شوند ( عشق بورزند عالم باشند کار های اخلاقی انجام دهند ) در خداباوری اگر چه این به شبه الوهیت رساندن معشوقمان یا امامان یا پیشوایمان غلط نیست اما خطرناک است چرا که در لب بت پرستی و شرک قرار میگیرد .
در نهایت میخواهم این نتیجه را بگیرم دیدگاه خداباورانه برای ما عشق را بهتر از یک طبیعت گرا توضیح می دهد چرا که این نوع عشق عمیق و البته خطرناک را به خوبی توضیح می دهد و نشان می دهد چرا میتواند خطا باشد و چرا بشر عشق های عمیق می ستاید اما در طبیعت گرایی اینگونه نیست این نوع عشق صرفا کاذب است معشوقه ما نمیتواند شبه الوهی باشد .
👍6👎3❤1
خداباوری ؛ طبیعت گرایی و مسئله سادگی .
طبیعت گرایان ادعا می کنند طبیعت گرایی نسبت به خداباوری نظریه ساده تری است ؛ هرچند متفکرین برجسته ای با این ایده موافق نیستند و مدعی اند اگر خوب مفهوم سادگی را درک کنیم خداباوری نظریه ساده تری است (The Existence of God Richard Swinburne).
اما بیایید فرض کنیم طبیعت گرایی نظریه ای ساده تر است ؛ ایا این فضیلت نظری باعث میشود فکر کنیم که طبیعت گرایی صادق است ؟
این ادعا از نظر من بسیار مشکوک است چرا که فکر میکنم این خداباوری است که میتواند به ما توضیح دهد که چرا سادگی ملاک صدق نظریات ماست چرا که میتوان فرضیه های مطرح کرد که چرایی فضیلت بودن این فضیلت نظری را توضیح دهد مثل اینکه خدا زیباست یا خدا علاقه داشت جهانی زیبا خلق کند درست به مانند یک ریاضی دان اگاه منتها این ریاضی دان وجود بنیادین دارد .
در حالی که طبیعت گرایی نمیتواند توضیح خاصی راجع این مطلب بدهد که چرا سادگی مارا به صدق می رساند نهایتا ان را به عنوان یک فایده پراگماتیستی در مورد نظریه ها پذیرفته است ؛ در نتیجه استفاده ازسادگی برای طبیعت گرایی نوعی کشیدن زیر پای خودمان است زیرا سادگی را با خداباوری میشود فهمید نه طبیعت گرایی .
نویسنده : sadegh .
طبیعت گرایان ادعا می کنند طبیعت گرایی نسبت به خداباوری نظریه ساده تری است ؛ هرچند متفکرین برجسته ای با این ایده موافق نیستند و مدعی اند اگر خوب مفهوم سادگی را درک کنیم خداباوری نظریه ساده تری است (The Existence of God Richard Swinburne).
اما بیایید فرض کنیم طبیعت گرایی نظریه ای ساده تر است ؛ ایا این فضیلت نظری باعث میشود فکر کنیم که طبیعت گرایی صادق است ؟
این ادعا از نظر من بسیار مشکوک است چرا که فکر میکنم این خداباوری است که میتواند به ما توضیح دهد که چرا سادگی ملاک صدق نظریات ماست چرا که میتوان فرضیه های مطرح کرد که چرایی فضیلت بودن این فضیلت نظری را توضیح دهد مثل اینکه خدا زیباست یا خدا علاقه داشت جهانی زیبا خلق کند درست به مانند یک ریاضی دان اگاه منتها این ریاضی دان وجود بنیادین دارد .
در حالی که طبیعت گرایی نمیتواند توضیح خاصی راجع این مطلب بدهد که چرا سادگی مارا به صدق می رساند نهایتا ان را به عنوان یک فایده پراگماتیستی در مورد نظریه ها پذیرفته است ؛ در نتیجه استفاده ازسادگی برای طبیعت گرایی نوعی کشیدن زیر پای خودمان است زیرا سادگی را با خداباوری میشود فهمید نه طبیعت گرایی .
نویسنده : sadegh .
👍3❤1🙏1
یک روایت جالب از استدلال خرد کننده فرگشتی الوین پلانتینگا علیه طبیعت گرایی Evolutionary argument against naturalism :
اگر طبیعت گرایی صادق باشد ؛ انتظار نداریم که متافیزیک ما فراتر از قلمرو طبیعی قابل اعتماد باشد ؛ زیرا پرداختن به قلمرو طبیعی ( محیط پیرامونی که انسان در ان تکامل یافته ) تمام قدرت استدلالی ما برای تکامل است .
اما طبیعت گرایی یک تز متافزیکی است که فراتر از قلمرو طبیعی می رود ؛ یعنی چه؟
یعنی مدعیست چیزی فراتر از قلمرو علی طبیعی وجود ندارد .
در نتیجه عطف طبیعت گرایی و تکامل مارا با مشکل مواجه می کند زیرا اگر طبیعت گرایی صادق باشد ما انتظار نداریم در رسیدن به تز هایی مثل طبیعت گرایی صادق است ؛ قوای شناختی ما قابل اعتماد باشد !!.
نویسنده : sadegh
اگر طبیعت گرایی صادق باشد ؛ انتظار نداریم که متافیزیک ما فراتر از قلمرو طبیعی قابل اعتماد باشد ؛ زیرا پرداختن به قلمرو طبیعی ( محیط پیرامونی که انسان در ان تکامل یافته ) تمام قدرت استدلالی ما برای تکامل است .
اما طبیعت گرایی یک تز متافزیکی است که فراتر از قلمرو طبیعی می رود ؛ یعنی چه؟
یعنی مدعیست چیزی فراتر از قلمرو علی طبیعی وجود ندارد .
در نتیجه عطف طبیعت گرایی و تکامل مارا با مشکل مواجه می کند زیرا اگر طبیعت گرایی صادق باشد ما انتظار نداریم در رسیدن به تز هایی مثل طبیعت گرایی صادق است ؛ قوای شناختی ما قابل اعتماد باشد !!.
نویسنده : sadegh
❤1👍1
آیا حضور خدا مانع اختیار انسان است ؟
سخن از خدا و صفات خدا و استدلال روی آنها چندان ساده نیست و در این باره باید بسیار محتاطانه سخن گفت. زیرا ، خدا و چگونگی خدا، فراتر از عقل منطقی انسان است و عدم دقت در سخن از خدا، به سادگی فرد را دچار تناقض خواهد کرد.
نمونههای بسیاری از اینگونه استدلالات تناقص آمیز ساخته شده است. مثلا میگویند خدا قادر مطلق و دانای مطلق است. پس از آینده خبر دارد. چون قادر مطلق است باید بتواند آینده را تغییر دهد. ولی اگر آینده را تغییر دهد ، پس از آینده خبر نداشته است و دانای مطلق نبوده است!!!
یا مثلاً میگویند ، آیا خدا میتواند جهانی خلق کند که نتواند در آن دخالتی داشته باشد. هر گونه جواب مثبت و منفی به این پرسش، اعتراف به عدم توانایی خدا در برخی موارد است که با قدرت مطلق خداوندی در تناقص است!!
در جواب اینگونه استدلالات گفتهاند قدرت خدا بر امر محال تعلق نمیگیرد. به عبارت دیگر قرار نیست خدا بتواند در جهان، تناقض ایجاد کند!!! اگر این موضوع برای برخی ضعف تلقی میشود و از قدرت مطلق خداوندی کم میکند، مشکلی نیست، از این لحاظ میتوانید خدا را قادر مطلق ندانید . آن خدایی که ما در باره آن سخن میگوییم چنین قدرتی ندارد!!! ( البته سخن من در این باره چیز دیگریست که برای دور نشدن از بحث اصلی وارد آن نمیشوم)
پس در صفات خدا، مانند قدرت و خیر و علم و ....نباید به گونهای از لفظ مطلق بودن استفاده کرد که اینگونه تناقضات از آن در آورده شود. اما در باره رابطه خداوند با اختیار انسانی سخن از علم مطلق خداوندی است که چون همه چیز آینده و گذشته را یکجا میداند ، پس همین الان خبر دارد هر انسانی چه عملی را انجام خواهد داد و انسان چارهای جز انجام این عمل ندارد و انسان در واقع مجبور است!!! یا آنکه خدا به عنوان اصل و اساس علت همه وقایع جهان، خودش موجب بروز هر پدیدهای است ، از جمله اعمال انسانها ، بنابراین انسان، اختیاری از پیش خود ندارد!!!!
این نوع استدلالات در باره قدرتهای خداوندی هم، مشابه همان نوعهای قبلی است، اما جواب به آن کمی مفصلتر است. اولا وجود اختیار برای انسان، طبق نص صریح الهی برقرار است و سرتاسر کلام الهی بر این مطلب صحه میگذارد. این مطلب از محکمات دین و اساس دین است و چیزی نیست که نسبت به آن اگر و اما آورده شود. البته نسبت به جزئیات این اختیار باید دقت کرد و اینطور نیست که این اختیار بی در و پیکر باشد. در جاهای دیگری جزئیات این مطلب را بحث کردهام. در این صورت وقتی به استدلالی برخورد میکنیم که اختیار انسانی را زیر سوال میبرد، نتیجه گیری صریح آن است که بروید این استدلالات را دور بریزید یا بروید مشکلات آنرا پیدا کنید و آنرا اصلاح کنید. مثلا وقتی پارادکس زنون در نفی حرکت بیان میشود کسی نمیگوید پس فهمیدیم حرکت وجود ندارد و ما در توهم دیدن حرکت هستیم، بلکه میگویند این پارادکس را دور بریزید یا بروید ببینید مشکل آن در کجاست!!!
از آنجا که در اینجا نیز ما با یک استدلال روبرو هستیم به سادگی آنرا دور میاندازیم یا اگر توانستیم آنرا بررسی میکنیم تا ببینیم مشکل آن در کجاست. در مورد یافتن مشکلات این استدلال، حرفهای گوناگونی زده شده است که به نظر من بهترین حرف آن است که اگر قرار است علم خدا به آینده مانع اختیار انسانی شود، به سادگی چنین علمی را نفی میکنیم زیرا چنین علمی یعنی بروز تناقض بین اختیار داشتن انسان و مجبور بودن انسان!!! همگان پذیرفتهاند که قدرت خدا به امر محال تعلق نمیگیرد. بنابراین در اینجا نیز مطلق بودن علم الهی نباید به گونهای فهمیده شود که تناقض ایجاد کند. در این مورد نیز محدود کردن علم الهی به معنای ضعفی برای خداوند عالم نیست و دقیقا همان امر و اراده خداست که انسان را مختار آفریده است!!!
البته کسانی هم هستند که نمیخواهند برای علم الهی از این محدودیتها ایجاد کنند و به طریقهای دیگری میخواهند بین علم خدا و اختیار انسان سازگاری ایجاد کنند. ولی پیشنهاد من آن است که نگران اینگونه محدودیت ها برای صفات الهی نباشند ، زیرا درک محدود ما از خدا اجازه بیش از این را نمیدهد و در حقیقت ما به محدودیت های فکری خود اعتراف میکنیم و اصولا سخن از چگونگی خدا در حد و توان عقل انسانی نیست.
اما اگر در جایی نص صریحی یافت شد که به جبر اشاره داشت، در اینجا باید فهم خود را از آن نص اصلاح کنیم ، اگرنه باید بپذیریم دین ما متناقض است که هم نص صریح برای وجود اختیار و هم نص صریح برای جبر در آن است!! البته در باره جبر، من نص صریحی ندیدم ، ولی اگر چنین مطلبی یافت شد باید تاویل شود چون اختیار از محکمات و اساس دین است.
👤 ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
سخن از خدا و صفات خدا و استدلال روی آنها چندان ساده نیست و در این باره باید بسیار محتاطانه سخن گفت. زیرا ، خدا و چگونگی خدا، فراتر از عقل منطقی انسان است و عدم دقت در سخن از خدا، به سادگی فرد را دچار تناقض خواهد کرد.
نمونههای بسیاری از اینگونه استدلالات تناقص آمیز ساخته شده است. مثلا میگویند خدا قادر مطلق و دانای مطلق است. پس از آینده خبر دارد. چون قادر مطلق است باید بتواند آینده را تغییر دهد. ولی اگر آینده را تغییر دهد ، پس از آینده خبر نداشته است و دانای مطلق نبوده است!!!
یا مثلاً میگویند ، آیا خدا میتواند جهانی خلق کند که نتواند در آن دخالتی داشته باشد. هر گونه جواب مثبت و منفی به این پرسش، اعتراف به عدم توانایی خدا در برخی موارد است که با قدرت مطلق خداوندی در تناقص است!!
در جواب اینگونه استدلالات گفتهاند قدرت خدا بر امر محال تعلق نمیگیرد. به عبارت دیگر قرار نیست خدا بتواند در جهان، تناقض ایجاد کند!!! اگر این موضوع برای برخی ضعف تلقی میشود و از قدرت مطلق خداوندی کم میکند، مشکلی نیست، از این لحاظ میتوانید خدا را قادر مطلق ندانید . آن خدایی که ما در باره آن سخن میگوییم چنین قدرتی ندارد!!! ( البته سخن من در این باره چیز دیگریست که برای دور نشدن از بحث اصلی وارد آن نمیشوم)
پس در صفات خدا، مانند قدرت و خیر و علم و ....نباید به گونهای از لفظ مطلق بودن استفاده کرد که اینگونه تناقضات از آن در آورده شود. اما در باره رابطه خداوند با اختیار انسانی سخن از علم مطلق خداوندی است که چون همه چیز آینده و گذشته را یکجا میداند ، پس همین الان خبر دارد هر انسانی چه عملی را انجام خواهد داد و انسان چارهای جز انجام این عمل ندارد و انسان در واقع مجبور است!!! یا آنکه خدا به عنوان اصل و اساس علت همه وقایع جهان، خودش موجب بروز هر پدیدهای است ، از جمله اعمال انسانها ، بنابراین انسان، اختیاری از پیش خود ندارد!!!!
این نوع استدلالات در باره قدرتهای خداوندی هم، مشابه همان نوعهای قبلی است، اما جواب به آن کمی مفصلتر است. اولا وجود اختیار برای انسان، طبق نص صریح الهی برقرار است و سرتاسر کلام الهی بر این مطلب صحه میگذارد. این مطلب از محکمات دین و اساس دین است و چیزی نیست که نسبت به آن اگر و اما آورده شود. البته نسبت به جزئیات این اختیار باید دقت کرد و اینطور نیست که این اختیار بی در و پیکر باشد. در جاهای دیگری جزئیات این مطلب را بحث کردهام. در این صورت وقتی به استدلالی برخورد میکنیم که اختیار انسانی را زیر سوال میبرد، نتیجه گیری صریح آن است که بروید این استدلالات را دور بریزید یا بروید مشکلات آنرا پیدا کنید و آنرا اصلاح کنید. مثلا وقتی پارادکس زنون در نفی حرکت بیان میشود کسی نمیگوید پس فهمیدیم حرکت وجود ندارد و ما در توهم دیدن حرکت هستیم، بلکه میگویند این پارادکس را دور بریزید یا بروید ببینید مشکل آن در کجاست!!!
از آنجا که در اینجا نیز ما با یک استدلال روبرو هستیم به سادگی آنرا دور میاندازیم یا اگر توانستیم آنرا بررسی میکنیم تا ببینیم مشکل آن در کجاست. در مورد یافتن مشکلات این استدلال، حرفهای گوناگونی زده شده است که به نظر من بهترین حرف آن است که اگر قرار است علم خدا به آینده مانع اختیار انسانی شود، به سادگی چنین علمی را نفی میکنیم زیرا چنین علمی یعنی بروز تناقض بین اختیار داشتن انسان و مجبور بودن انسان!!! همگان پذیرفتهاند که قدرت خدا به امر محال تعلق نمیگیرد. بنابراین در اینجا نیز مطلق بودن علم الهی نباید به گونهای فهمیده شود که تناقض ایجاد کند. در این مورد نیز محدود کردن علم الهی به معنای ضعفی برای خداوند عالم نیست و دقیقا همان امر و اراده خداست که انسان را مختار آفریده است!!!
البته کسانی هم هستند که نمیخواهند برای علم الهی از این محدودیتها ایجاد کنند و به طریقهای دیگری میخواهند بین علم خدا و اختیار انسان سازگاری ایجاد کنند. ولی پیشنهاد من آن است که نگران اینگونه محدودیت ها برای صفات الهی نباشند ، زیرا درک محدود ما از خدا اجازه بیش از این را نمیدهد و در حقیقت ما به محدودیت های فکری خود اعتراف میکنیم و اصولا سخن از چگونگی خدا در حد و توان عقل انسانی نیست.
اما اگر در جایی نص صریحی یافت شد که به جبر اشاره داشت، در اینجا باید فهم خود را از آن نص اصلاح کنیم ، اگرنه باید بپذیریم دین ما متناقض است که هم نص صریح برای وجود اختیار و هم نص صریح برای جبر در آن است!! البته در باره جبر، من نص صریحی ندیدم ، ولی اگر چنین مطلبی یافت شد باید تاویل شود چون اختیار از محکمات و اساس دین است.
👤 ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
👍9👎2🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬅️ نقدی بر مسئلهی "چه کسی طراح را طراحی کرده است؟"، از ریچارد داوکینز.
با شرح و توضیحات دکتر ویلیام لین کریگ «William Lane Craig» (فیلسوف تحلیلی برجسته آمریکایی)
بازنشر شده از کانال تنیدگی.
#فلسفه_علم #طراحی_هوشمند
@ReligionandScience2021
با شرح و توضیحات دکتر ویلیام لین کریگ «William Lane Craig» (فیلسوف تحلیلی برجسته آمریکایی)
بازنشر شده از کانال تنیدگی.
#فلسفه_علم #طراحی_هوشمند
@ReligionandScience2021
👍4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬅️ آیا چیزی فراتر از طبیعت وجود دارد؟ آیا اطلاعات غیرفیزیکی است؟
👤 پاسخ از پروفسور جان لنوکس «John Lennox» (استاد ریاضیات محض دانشگاه آکسفورد انگلستان و پژوهشگر فلسفهی علم)
@ReligionandScience2021
👤 پاسخ از پروفسور جان لنوکس «John Lennox» (استاد ریاضیات محض دانشگاه آکسفورد انگلستان و پژوهشگر فلسفهی علم)
@ReligionandScience2021
👍4🔥2
Science and Religion
⬅️ نقدی بر مسئلهی "چه کسی طراح را طراحی کرده است؟"، از ریچارد داوکینز. با شرح و توضیحات دکتر ویلیام لین کریگ «William Lane Craig» (فیلسوف تحلیلی برجسته آمریکایی) بازنشر شده از کانال تنیدگی. #فلسفه_علم #طراحی_هوشمند @ReligionandScience2021
صفحات ۲۳۲ و ۲۳۳ گفتار پنجم کتاب طبیعتگرایی، چیستی و چالشها، برهان کیهانشناسی اکانر که در ان پاسخ کریگ به بیانی دیگر شرح داده شده است.
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1063
@ReligionandScience2021
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1063
@ReligionandScience2021
👍1