Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
در این مجموعه قصد داریم به کارل گوستاو یونگ، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای روانشناسی، بپردازیم. با استفاده از کتاب "مقدمهای بر شخصیت و رواندرمانی" نوشتهی ژوزف ریچلاک، زندگی، نظریههای نوآورانه و رویکرد منحصربهفرد یونگ به روان انسان را بررسی خواهیمکرد.
با مرور کلی بر زندگی یونگ آغاز میکنیم؛ از دوران کودکی او که تحت تأثیر خانوادهای مذهبی و مطالعات کلاسیک شکل گرفت تا کارهای پیشگامانهاش در روانشناسی. همچنین، به رابطه پر فراز و نشیب او با زیگموند فروید و رویدادهای مهمی که منجر به توسعهی روانشناسی تحلیلی او شد، خواهیم پرداخت. با درک زندگی و تجربیات یونگ، بینشهای ارزشمندی در مورد ریشهها و تکامل ایدههای تأثیرگذار او به دست خواهیمآورد.
🔖متن کامل نوشته:
کلیک کنید.
🎧نسخه صوتی:
کستباکس | تلگرام
#یونگ
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
با مرور کلی بر زندگی یونگ آغاز میکنیم؛ از دوران کودکی او که تحت تأثیر خانوادهای مذهبی و مطالعات کلاسیک شکل گرفت تا کارهای پیشگامانهاش در روانشناسی. همچنین، به رابطه پر فراز و نشیب او با زیگموند فروید و رویدادهای مهمی که منجر به توسعهی روانشناسی تحلیلی او شد، خواهیم پرداخت. با درک زندگی و تجربیات یونگ، بینشهای ارزشمندی در مورد ریشهها و تکامل ایدههای تأثیرگذار او به دست خواهیمآورد.
🔖متن کامل نوشته:
کلیک کنید.
🎧نسخه صوتی:
کستباکس | تلگرام
#یونگ
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
👍1
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 آشنایی با موضوعات مورد بحث در چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
4⃣ بخش چهارم: مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
مایکل بیهی استدلالهای خود را در دفاع از نظریه طراحی هوشمند به چند دسته کلی تقسیم میکند که هر کدام بر جنبههای مختلفی از زیستشناسی و بیوشیمی تمرکز دارند:
🟠 پیچیدگی تقلیلناپذیر (Irreducible Complexity)
این استدلال اصلی بیهی است و بر این اساس است که برخی از ساختارها و سیستمهای زیستی به قدری پیچیده هستند که نمیتوانند از طریق فرآیندهای تکاملی تدریجی (مانند انتخاب طبیعی) شکل گرفته باشند. بیهی ادعا میکند که این سیستمها فقط در صورتی کار میکنند که تمام اجزای آنها بهطور همزمان و کامل وجود داشته باشند. به عنوان مثال، او به سیستم انعقاد خون انسان اشاره میکند که بدون حضور تمام اجزای خود، عملکردشان متوقف میشود.
🟠 عدم امکان شبیهسازی تکاملی (Impossibility of Evolutionary Simulations)
بیهی معتقد است که تلاشهای موجود برای شبیهسازی رایانهای فرآیندهای تکاملی پیچیده (مانند الگوریتمهای ژنتیکی) نمیتوانند پیچیدگیهای تقلیلناپذیر زیستشناسی را بهطور کامل بازتولید کنند. او ادعا میکند که این شبیهسازیها، حتی با پیچیدهترین الگوریتمها، نمیتوانند نشان دهند که سیستمهای زیستی پیچیده چگونه میتوانند از طریق تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی ایجاد شوند.
🟠 محدودیتهای انتخاب طبیعی (Limitations of Natural Selection)
بیهی استدلال میکند که انتخاب طبیعی، به عنوان یک فرآیند تدریجی، نمیتواند بهتنهایی سازوکارهایی را ایجاد کند که نیازمند تغییرات هماهنگ و همزمان در چندین نقطه هستند. او بر این باور است که تغییرات کوچک و تدریجی نمیتوانند منجر به تشکیل ساختارهای پیچیدهای شوند که برای عملکرد صحیح خود به یکپارچگی کامل و همزمان اجزای خود نیاز دارند.
🟠 انتقاد از شواهد ژنتیکی و مولکولی (Critique of Genetic and Molecular Evidence)
بیهی به شواهد ژنتیکی و مولکولی که در حمایت از نظریه تکامل ارائه شدهاند انتقاد میکند. او معتقد است که بسیاری از دادههای ژنتیکی و مولکولی موجود نمیتوانند بهطور قاطعانه نشان دهند که تمامی ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تکامل داروینی ایجاد شدهاند. او استدلال میکند که بسیاری از مطالعات ژنتیکی هنوز نتوانستهاند به طور کامل توضیح دهند که چگونه تغییرات ژنتیکی تصادفی میتوانند منجر به ایجاد سیستمهای پیچیده تقلیلناپذیر شوند.
🟠 شواهد تاریخی و فسیلی (Historical and Fossil Evidence)
بیهی همچنین به شواهد فسیلی بهعنوان دلیلی برای وجود "شکافهای" تکاملی اشاره میکند. او ادعا میکند که در سوابق فسیلی، گاهی اوقات جهشهای ناگهانی در پیچیدگی موجودات زنده دیده میشود که نمیتوانند بهطور کامل توسط تغییرات تدریجی و تکاملی توضیح داده شوند. این امر بهعنوان مدرکی برای نیاز به یک "طراح هوشمند" در نظر گرفته میشود.
🟠 استدلالهای فلسفی و متافیزیکی (Philosophical and Metaphysical Arguments)
بیهی گاهی به استدلالهای فلسفی و متافیزیکی برای حمایت از دیدگاه خود متوسل میشود. او ادعا میکند که علم باید بهعنوان یک حوزه باز برای بررسی تمام احتمالات، از جمله امکان دخالت یک طراح هوشمند، در نظر گرفته شود. او استدلال میکند که پذیرش نظریه طراحی هوشمند لزوماً به معنای پذیرش مفاهیم مذهبی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک نظریه علمی بررسی شود.
🟠 استدلالهای احتمالاتی (Probabilistic Arguments)
بیهی از ریاضیات و تئوری احتمالات برای استدلال استفاده میکند که نشان میدهد تشکیل ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تغییرات تصادفی بسیار نامحتمل است. او معتقد است که احتمال وقوع تغییرات تصادفی که منجر به شکلگیری ساختارهای پیچیده مانند سیستم ایمنی شود، به قدری پایین است که دخالت یک طراح هوشمند را محتملتر میکند.
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
4⃣ بخش چهارم: مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
مایکل بیهی استدلالهای خود را در دفاع از نظریه طراحی هوشمند به چند دسته کلی تقسیم میکند که هر کدام بر جنبههای مختلفی از زیستشناسی و بیوشیمی تمرکز دارند:
🟠 پیچیدگی تقلیلناپذیر (Irreducible Complexity)
این استدلال اصلی بیهی است و بر این اساس است که برخی از ساختارها و سیستمهای زیستی به قدری پیچیده هستند که نمیتوانند از طریق فرآیندهای تکاملی تدریجی (مانند انتخاب طبیعی) شکل گرفته باشند. بیهی ادعا میکند که این سیستمها فقط در صورتی کار میکنند که تمام اجزای آنها بهطور همزمان و کامل وجود داشته باشند. به عنوان مثال، او به سیستم انعقاد خون انسان اشاره میکند که بدون حضور تمام اجزای خود، عملکردشان متوقف میشود.
🟠 عدم امکان شبیهسازی تکاملی (Impossibility of Evolutionary Simulations)
بیهی معتقد است که تلاشهای موجود برای شبیهسازی رایانهای فرآیندهای تکاملی پیچیده (مانند الگوریتمهای ژنتیکی) نمیتوانند پیچیدگیهای تقلیلناپذیر زیستشناسی را بهطور کامل بازتولید کنند. او ادعا میکند که این شبیهسازیها، حتی با پیچیدهترین الگوریتمها، نمیتوانند نشان دهند که سیستمهای زیستی پیچیده چگونه میتوانند از طریق تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی ایجاد شوند.
🟠 محدودیتهای انتخاب طبیعی (Limitations of Natural Selection)
بیهی استدلال میکند که انتخاب طبیعی، به عنوان یک فرآیند تدریجی، نمیتواند بهتنهایی سازوکارهایی را ایجاد کند که نیازمند تغییرات هماهنگ و همزمان در چندین نقطه هستند. او بر این باور است که تغییرات کوچک و تدریجی نمیتوانند منجر به تشکیل ساختارهای پیچیدهای شوند که برای عملکرد صحیح خود به یکپارچگی کامل و همزمان اجزای خود نیاز دارند.
🟠 انتقاد از شواهد ژنتیکی و مولکولی (Critique of Genetic and Molecular Evidence)
بیهی به شواهد ژنتیکی و مولکولی که در حمایت از نظریه تکامل ارائه شدهاند انتقاد میکند. او معتقد است که بسیاری از دادههای ژنتیکی و مولکولی موجود نمیتوانند بهطور قاطعانه نشان دهند که تمامی ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تکامل داروینی ایجاد شدهاند. او استدلال میکند که بسیاری از مطالعات ژنتیکی هنوز نتوانستهاند به طور کامل توضیح دهند که چگونه تغییرات ژنتیکی تصادفی میتوانند منجر به ایجاد سیستمهای پیچیده تقلیلناپذیر شوند.
🟠 شواهد تاریخی و فسیلی (Historical and Fossil Evidence)
بیهی همچنین به شواهد فسیلی بهعنوان دلیلی برای وجود "شکافهای" تکاملی اشاره میکند. او ادعا میکند که در سوابق فسیلی، گاهی اوقات جهشهای ناگهانی در پیچیدگی موجودات زنده دیده میشود که نمیتوانند بهطور کامل توسط تغییرات تدریجی و تکاملی توضیح داده شوند. این امر بهعنوان مدرکی برای نیاز به یک "طراح هوشمند" در نظر گرفته میشود.
🟠 استدلالهای فلسفی و متافیزیکی (Philosophical and Metaphysical Arguments)
بیهی گاهی به استدلالهای فلسفی و متافیزیکی برای حمایت از دیدگاه خود متوسل میشود. او ادعا میکند که علم باید بهعنوان یک حوزه باز برای بررسی تمام احتمالات، از جمله امکان دخالت یک طراح هوشمند، در نظر گرفته شود. او استدلال میکند که پذیرش نظریه طراحی هوشمند لزوماً به معنای پذیرش مفاهیم مذهبی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک نظریه علمی بررسی شود.
🟠 استدلالهای احتمالاتی (Probabilistic Arguments)
بیهی از ریاضیات و تئوری احتمالات برای استدلال استفاده میکند که نشان میدهد تشکیل ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تغییرات تصادفی بسیار نامحتمل است. او معتقد است که احتمال وقوع تغییرات تصادفی که منجر به شکلگیری ساختارهای پیچیده مانند سیستم ایمنی شود، به قدری پایین است که دخالت یک طراح هوشمند را محتملتر میکند.
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
👍9👏2
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 خداباوری و تبیینهای تکاملی
ثبتنام چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف: شرق و غرب
دانشگاهصنعتیشریف
💢💢 همراه با ترجمه همزمان
با حضور ۱۶ استاد برجسته بینالمللی و ایرانی (به مدت ۵ روز)
🔸🔸 ۲۴ تا ۲۸ مهرماه ۱۴۰۳ (روز اول حضوری/ سایر روزها مجازی)
🟠 لینک اطلاعات رویداد:
📌 معرفی رویداد
📌 برنامه رویداد
📌 معرفی موضوعات رویداد
📌 معرفی سخنرانان رویداد
📌 مانیفست رویداد
🟠 مزایای دوره:
ترجمه همزمان
صوت و پاورپوینت جلسات
گواهینامه دانشگاه صنعتی شریف
کتابچه منابع برتر برای مطالعه موضوعات خداباوری و تکامل داروین
🔺مهلت ثبت نام: ۲۰ مهرماه ۱۴۰۳
💢 لینک ثبت نام:
https://theismschool.com/ثبت-نام/
ارتباط با ما:
🆔 @Ahb_y
کانال رویداد:
🆔 https://news.1rj.ru/str/theismschool
ثبتنام چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف: شرق و غرب
دانشگاهصنعتیشریف
💢💢 همراه با ترجمه همزمان
با حضور ۱۶ استاد برجسته بینالمللی و ایرانی (به مدت ۵ روز)
🔸🔸 ۲۴ تا ۲۸ مهرماه ۱۴۰۳ (روز اول حضوری/ سایر روزها مجازی)
🟠 لینک اطلاعات رویداد:
📌 معرفی رویداد
📌 برنامه رویداد
📌 معرفی موضوعات رویداد
📌 معرفی سخنرانان رویداد
📌 مانیفست رویداد
🟠 مزایای دوره:
ترجمه همزمان
صوت و پاورپوینت جلسات
گواهینامه دانشگاه صنعتی شریف
کتابچه منابع برتر برای مطالعه موضوعات خداباوری و تکامل داروین
🔺مهلت ثبت نام: ۲۰ مهرماه ۱۴۰۳
💢 لینک ثبت نام:
https://theismschool.com/ثبت-نام/
ارتباط با ما:
🆔 @Ahb_y
کانال رویداد:
🆔 https://news.1rj.ru/str/theismschool
👍3❤1
#سخن_بزرگان
#ایدهآلیسمعلمی
#Analytic_Idealism
#Dr_Bernardo_Kastrup
#Quantum_Mechanics
👤وِرنِر کارل هایزِنبرگ «Werner Heisenberg».
(فیزیکداننظری آلمانیالاصل، برندهٔنوبلفیزیک، از پيشگامان مکانیککوآنتومی و اثرگذارترینافراد در فیزیکنوین):
برخی فیزیکدانان ترجیح میدهند که به دنیایی باز گردند که در آن جهان عینی است و کوچکترین اعضای آن درست مثل سنگ و درخت چه آنها را ببینیم و چه نبینیم بهطور مستقل وجود داشتهباشند. اما چنین چیزی ممکن نیست.
Some physicists would prefer to come back to the idea of an objective real world whose smallest parts exist objectively in the same sense as stones or trees exist independently of whether we observe them. This however is impossible. Heisenberg W. Physics and Philosopht. Harper Collins. 2007. pp.103.
👤ماکس پلانک «Max Planck» [فیزیکدانآلمانیالاصل، برندهی جایزهنوبل، پدر کوانتومتئوری]:
'من آگاهی را بنیادی میدانم. من ماده را مشتقشده از آگاهی میدانم. ما نمیتوانیم از آگاهی عقبتر برویم [آگاهی مقدم بر همهچیز است]. هر آنچه راجع به آن صحبت میکنیم ، هر آنچه را موجود میدانیم ، در ابتدا آگاهی را مفروض میگیرد. '
“I regard consciousness as fundamental. I regard matter as derivative from consciousness. We cannot get behind consciousness. Everything that we talk about, everything that we regard as existing, postulates consciousness.”
The Observer (25 January 1931).
👤اِروین شرودینگر «Erwin Schrödinger» [فیزیکداننظری اُتریشی، برندهیجایزهٔ نوبلفیزیک، از انقلابیون و پیشکسوتان کوانتوممکانیک]:
آگاهی را نمیتوان با شرایط فیزیکی محاسبه کرد. زیرا آگاهی کاملاً بنیادی است. نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری محاسبه کرد.
“Consciousness cannot be accounted for in physical terms. For consciousness is absolutely fundamental. It cannot be accounted for in terms of anything else.”
From Schrödinger’s 1944 book, What Is Life?
@ReligionandScience2021
#ایدهآلیسمعلمی
#Analytic_Idealism
#Dr_Bernardo_Kastrup
#Quantum_Mechanics
👤وِرنِر کارل هایزِنبرگ «Werner Heisenberg».
(فیزیکداننظری آلمانیالاصل، برندهٔنوبلفیزیک، از پيشگامان مکانیککوآنتومی و اثرگذارترینافراد در فیزیکنوین):
برخی فیزیکدانان ترجیح میدهند که به دنیایی باز گردند که در آن جهان عینی است و کوچکترین اعضای آن درست مثل سنگ و درخت چه آنها را ببینیم و چه نبینیم بهطور مستقل وجود داشتهباشند. اما چنین چیزی ممکن نیست.
Some physicists would prefer to come back to the idea of an objective real world whose smallest parts exist objectively in the same sense as stones or trees exist independently of whether we observe them. This however is impossible. Heisenberg W. Physics and Philosopht. Harper Collins. 2007. pp.103.
👤ماکس پلانک «Max Planck» [فیزیکدانآلمانیالاصل، برندهی جایزهنوبل، پدر کوانتومتئوری]:
'من آگاهی را بنیادی میدانم. من ماده را مشتقشده از آگاهی میدانم. ما نمیتوانیم از آگاهی عقبتر برویم [آگاهی مقدم بر همهچیز است]. هر آنچه راجع به آن صحبت میکنیم ، هر آنچه را موجود میدانیم ، در ابتدا آگاهی را مفروض میگیرد. '
“I regard consciousness as fundamental. I regard matter as derivative from consciousness. We cannot get behind consciousness. Everything that we talk about, everything that we regard as existing, postulates consciousness.”
The Observer (25 January 1931).
👤اِروین شرودینگر «Erwin Schrödinger» [فیزیکداننظری اُتریشی، برندهیجایزهٔ نوبلفیزیک، از انقلابیون و پیشکسوتان کوانتوممکانیک]:
آگاهی را نمیتوان با شرایط فیزیکی محاسبه کرد. زیرا آگاهی کاملاً بنیادی است. نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری محاسبه کرد.
“Consciousness cannot be accounted for in physical terms. For consciousness is absolutely fundamental. It cannot be accounted for in terms of anything else.”
From Schrödinger’s 1944 book, What Is Life?
@ReligionandScience2021
👏11👍2
Forwarded from «صراط حق»
➖⃟⊑🔔 ⊒
◀️ معرفی تامس نِیگل:
تامس نِیگل (Thomas Nagel) زاده ۱۹۳۷ فیلسوف آمریکایی که در حال حاضر استاد فلسفه و حقوق در دانشگاه نیویورک است. او در زمینه فلسفه ذهن، فلسفه سیاسی، فلسفه اخلاق و معرفتشناسی پژوهش میکند. شهرت او بیشتر به خاطر نقد تبیینهای تقلیل گرایانه از ذهن به ویژه در مقاله «خفاش بودن چه کیفیتی دارد» و دستاوردهایش در زمینه اخلاق وظیفه گرا است. او در فلسفه اخلاق از امکان دیگرگزینی دفاع میکند.
◀️ تامس نِیگل، فیلسوف بیخدای آمریکایی:
من میخواهم بیخدایی حقیقت داشته باشد. این واقعیت که برخی از باهوشترین و آگاهترین افرادی که میشناسم مؤمن هستند مرا ناراحت میکند. این تنها برای آن است که من به خدا اعتقاد ندارم و طبیعتا امیدوارم که باورم درست باشد و خدایی نباشد! من نمیخواهم خدا وجود داشته باشد.
◀️ کلیک: سایت - ناخدا
ᴊᴏɪɴ:@seratehagh1 ོ
تامس نِیگل (Thomas Nagel) زاده ۱۹۳۷ فیلسوف آمریکایی که در حال حاضر استاد فلسفه و حقوق در دانشگاه نیویورک است. او در زمینه فلسفه ذهن، فلسفه سیاسی، فلسفه اخلاق و معرفتشناسی پژوهش میکند. شهرت او بیشتر به خاطر نقد تبیینهای تقلیل گرایانه از ذهن به ویژه در مقاله «خفاش بودن چه کیفیتی دارد» و دستاوردهایش در زمینه اخلاق وظیفه گرا است. او در فلسفه اخلاق از امکان دیگرگزینی دفاع میکند.
من میخواهم بیخدایی حقیقت داشته باشد. این واقعیت که برخی از باهوشترین و آگاهترین افرادی که میشناسم مؤمن هستند مرا ناراحت میکند. این تنها برای آن است که من به خدا اعتقاد ندارم و طبیعتا امیدوارم که باورم درست باشد و خدایی نباشد! من نمیخواهم خدا وجود داشته باشد.
منبع:
The Last Word, Oxford University Press, 1997, P. 130
ᴊᴏɪɴ:@seratehagh1 ོ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره زئوس با دکتر بروجردیان | ازلیت جهان مادی
https://www.youtube.com/watch?v=oKOwT4B52AQ
@ReligionandScience2021
https://www.youtube.com/watch?v=oKOwT4B52AQ
@ReligionandScience2021
👍4
Forwarded from علم و معنویت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 توانایی ذهنخوانی یک طوطی! (ویدئو زیرنویس فارسی دارد)
این ویدئو، بخشی از یک تحقیق علمی در مورد یک طوطی به اسم «کیسی» (N'kisi) است که توانایی ذهنخوانی/تلهپاتی خارق العادهای دارد. این طوطی با صاحب خود، «اِیمی مورگانا» (Aimee Morgana)، ارتباط تلهپاتیک قویای دارد.
🔺 در این آزمایش که توسط دکتر روپرت شلدریک (زیستشناس و پاراسایکولوژیست برجسته) و اِیمی مورگانا انجام شده، طوطی درون یک اتاق حضور دارد و صاحبش «اِیمی» نیز در یک اتاق دربستهی دیگر در طبقهی پایین است.
🔺 «اِیمی» باید هر دو دقیقه یک بار، به یکی از تصاویر تصادفی که درون پاکتهای مهر و موم شده قرار داده شدهاند، نگاه کند.
🔺 در هرکدام از دو اتاق، یک دوربین قرار دارد که به طور همزمان از طوطی و از تصاویری که «اِیمی» به آنها نگاه میکند، فیلمبرداری میکند.
🔹 در بسیاری از موراد، طوطی، جملاتی را میگوید که با تصویری که «اِیمی» به آن نگاه میکند، مطابقت شگفتانگیزی دارد.
📄 مقالهی این تحقیق توسط دکتر روپرت شلدریک و ایمی مورگانا در سال 2003، در ژورنال علمی «Scientific Exploration» منتشر شده است. (لینک دانلود مقاله در سایت ریسرچگیت)
➖➖➖➖
🆔@near_death
این ویدئو، بخشی از یک تحقیق علمی در مورد یک طوطی به اسم «کیسی» (N'kisi) است که توانایی ذهنخوانی/تلهپاتی خارق العادهای دارد. این طوطی با صاحب خود، «اِیمی مورگانا» (Aimee Morgana)، ارتباط تلهپاتیک قویای دارد.
🔺 در این آزمایش که توسط دکتر روپرت شلدریک (زیستشناس و پاراسایکولوژیست برجسته) و اِیمی مورگانا انجام شده، طوطی درون یک اتاق حضور دارد و صاحبش «اِیمی» نیز در یک اتاق دربستهی دیگر در طبقهی پایین است.
🔺 «اِیمی» باید هر دو دقیقه یک بار، به یکی از تصاویر تصادفی که درون پاکتهای مهر و موم شده قرار داده شدهاند، نگاه کند.
🔺 در هرکدام از دو اتاق، یک دوربین قرار دارد که به طور همزمان از طوطی و از تصاویری که «اِیمی» به آنها نگاه میکند، فیلمبرداری میکند.
🔹 در بسیاری از موراد، طوطی، جملاتی را میگوید که با تصویری که «اِیمی» به آن نگاه میکند، مطابقت شگفتانگیزی دارد.
📄 مقالهی این تحقیق توسط دکتر روپرت شلدریک و ایمی مورگانا در سال 2003، در ژورنال علمی «Scientific Exploration» منتشر شده است. (لینک دانلود مقاله در سایت ریسرچگیت)
➖➖➖➖
🆔@near_death
❤5
Testing-a-Language-Using-Parrot-for-Telepathy.pdf
143.8 KB
منبع کلیپ بالا:
Testing a language-using parrot for telepathy.
Rupert Sheldrake, Aimée Morgana. Journal of Scientific Exploration 17 (4), 601-616, 2003.
سایتیشن فعلی مقاله در گوگل اسکالر: 41
اطلاعات سایمگو (SJR) و ضریبتأثیر [Impact Factor]، سایتیشن، اچایندکس، کیوایندکس و غیره مجلهی داوریهمتاشده «peer-reviewed» انجمن اکتشافات علمی «Journal of Scientific Exploration»:
https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=23650&tip=sid&clean=0
@ReligionandScience2021
Testing a language-using parrot for telepathy.
Rupert Sheldrake, Aimée Morgana. Journal of Scientific Exploration 17 (4), 601-616, 2003.
سایتیشن فعلی مقاله در گوگل اسکالر: 41
اطلاعات سایمگو (SJR) و ضریبتأثیر [Impact Factor]، سایتیشن، اچایندکس، کیوایندکس و غیره مجلهی داوریهمتاشده «peer-reviewed» انجمن اکتشافات علمی «Journal of Scientific Exploration»:
https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=23650&tip=sid&clean=0
@ReligionandScience2021
❤6👍1
Forwarded from خانهٔ فلسفهٔ دین و الاهیات
فایل پیدیاف کتاب انسان و خدای محجوب اثر دکتر ابراهیم آزادگان
(توضیح: کتاب تا ص ۶۱ به ترتیب عادی است و ص ۶۲ به بعد از آخر فایل به صورت معکوس شروع میشود )
👇👇👇
(توضیح: کتاب تا ص ۶۱ به ترتیب عادی است و ص ۶۲ به بعد از آخر فایل به صورت معکوس شروع میشود )
👇👇👇
Forwarded from خانهٔ فلسفهٔ دین و الاهیات
انسان_و_خدای_محجوب،_ابراهیم_آزادگان.pdf
11.5 MB
انسان_و_خدای_محجوب،_ابراهیم_آزادگان.pdf
👍2
Science and Religion
منابع (References): جهان ذهنی: (ژورنال نیچر) The mental universe. Published: 06 July 2005 . Richard Conn Henry. (PDF) فیزیک کوآنتومی: مطالعه ما نشان میدهد که واقعیت عینی (ماهیتِ حقیقتِ مطلقِ مستقل از اثرناظر) وجود ندارد: Quantum physics: our study suggests…
🔺در باب مفهوم فلسفیعلمی《UNIVERSAL CONSCIOUSNESS》و مدلهای فیزیک کوآنتومی:🔺
مفهوم #آگاهی_کیهانی میتواند از نتایج فلسفیعلمی ایدهآلیستی تفسیر کپنهاگن «Copenhagen Interpretation» و غیره در کوآنتومتئوری باشد که در کتب و مقالات موجود حدود 6 نام برای آن هست:
1_ Universal Phenomenal Consciousness.
2_ Cosmos Consciousness.
3_ Universal Mind.
4_ Universal Memory.
5_ Mind at Large.
6_ Global consciousness
البته برخی فیزیکدانها همچون میچیو کاکو آن را《universal Intelligence》یا هوشجهانی نامیدهاند.
این به اینمعنا نیست که علمتجربی ادعای وجود این حوزهیآگاه در بستر هستی را میکند، بلکه این ادعای برخی فیلسوفانِفیزیک بر اساس آنچه علم فیزیکِکنونی ارائه میدهد میباشد.
در فیزیکِکوآنتوم در دههٔ اخیر بر اساس آزمایشات موجود:《آزمایش بل «Bell Experiment» که ادعای لوکال رئالیسم «Local Realism» را به چالش کشید ، نابرابری لگت «Legget Inequality»، آزمایش مؤسسه علمی وایزمن «Weisman» در تأیید نقش و اثرناظر «Observer Effect» ، آزمایشات دانشگاه (MIT) در تأیید (Wigner's Friend Experiment) ، 6 آزمایش عصبشناسان و فیزیکدانانِ مؤسسهی «Institute of Noetic Sciences» برای نشاندادنتأثیرآگاهی بر الکترون، آزمایشات مربوط به میکرو-روانجنبشی «Micro-PK» در آزمایشگاه (PEAR) دانشگاهپرینستونآمریکا ووو....》نشاندادهشده که دیدگاه "کُپنهاگی" و بسطدادهشدهٔ آن یعنی تفسیر «Von Neumann–Wigner interpretation»《جهت اطلاعات بیشتر به فصل 6 کتابمرجع (Mathematical Foundations of Quantum Mechanics) اثر جانفوننویمان «ریاضیفیزیکدان برجسته» رجوع بشود》سازگارتر است. در این دیدگاه ذهن که یک مقولهٔ غیرفیزیکی است بر روی فُروپاشی یا تقلیل تابعموجکوآنتومی و ظهورِ ذرات در "آزمایش دو شکافی" «double-slit experiment» و... تأثیر میگذارد!
The mind is postulated to be non-physical and the only true measurement apparatus.
به عبارت دیگر برای اولین بار یک مقولهٔمتافیزیکی به عنوان یک مُتغیر یا «Variable» در شکلگیری واقعیت «Reality» خاص نقشِجدیدی را بازی میکند یا به عبارت بهتر قادر به اثرگذاری بر واقعیت است. از پیامدهایفلسفی این نتایجِعلمی، رُشد یک مفهومِجدید به نام #آگاهیپدیداریجهانی《universal phenomenal consciousness》یا جهانشمول میباشد که در حدود 20 سال گذشته بیش از 600 مقاله و مُدلهایعلمی در حوزههای مختلف از قبیل:
1_ Science Philosophy.
2_ Quantum Models.
3_ Physical Models.
4_ Zero-Point Energy Models.
5_ Holographic Models.
6_ Neurological Models.
7_ Space-time Models.
به تحقیق کشیده شده که لیست کامل این تحقیقات توسط پروفسور «Dirk K F Meijer» در لینک زیر جمعبندی شده است:
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
فلسفهٔ آگاهیجهانی بر اساس نتایج کوآنتومتئوریمدرن توسط فیلسوفانِعلم معاصر و معتبر از قبیل دکتر برناردوکستروپ بسط و توسعه دادهشدهاست. این دیدگاه که به ایدهآلیسمِتحلیلی «Analytic Idealism» مشهور است مُنسجمترین مدل فلسفیعلمی موجود در ارائهٔ تبیینی سازگار (Parsimonious) از هستی است. همچنین رابطه آگاهیانسان که《dissociative consciousness》نامیده میشود با "آگاهیکُل" هماکنون مورد بحث بین برخی فیریکدانان و فلاسفهعلم کنونی میباشد که در لینک بالا تجزیهتحلیل شده است. تحقیقات کنونی از قبیل نقش و رابطهی آگاهیِکهکشانی و آگاهیِانسان در آزمایشدوشکافی و امثالهم، همچنین نقش و أثر آن در منشأقوانینحاکم بر طبیعت و ایضاً منشأاولینماده و آغازهستی نیز مورد تحقیقات است. آنچه که میتوان ادعا کرد این است که کوآنتومتئوری و نقشآگاهی بر ماده، بهترینتبیین «Best Explanation» را از هستی میدهد که فیزیکالیسم از آن عاجز است. در خاتمه بگوییم که در مقالهای که توسط 2 نفر از دانشمندان "فیزیک نظری" با نامهای پروفسور هنریاستپ «Henry Stapp» از دانشگاهبرکلیکالیفرنیا و دکتر مناسکافاتوس «Menas Kafatos» از دانشگاهإمآیتی، همچنین دانشمند علومکامپیوتر و فیلسوفِتحلیلی برجسته دکتر برناردو کَستروپ «Bernardo Kastrup» در ژورنال (Scientific American) به چاپ رسید، آنان با ارائه شواهدمتعدد، از نقش یا اثرذهن بر واقعیتفیزیکی و همچنین وجود یک《transpersonal mentation》یا (universal consciousness) در هستی دفاع کردند.
Coming to Grips with the Implications of Quantum Mechanics. May 29, 2018.
The Nature of the Heisenberg-von Neumann Cut: Enhanced Orthodox Interpretation of Quantum Mechanics. 27 April 2019.
مفهوم #آگاهی_کیهانی میتواند از نتایج فلسفیعلمی ایدهآلیستی تفسیر کپنهاگن «Copenhagen Interpretation» و غیره در کوآنتومتئوری باشد که در کتب و مقالات موجود حدود 6 نام برای آن هست:
1_ Universal Phenomenal Consciousness.
2_ Cosmos Consciousness.
3_ Universal Mind.
4_ Universal Memory.
5_ Mind at Large.
6_ Global consciousness
البته برخی فیزیکدانها همچون میچیو کاکو آن را《universal Intelligence》یا هوشجهانی نامیدهاند.
این به اینمعنا نیست که علمتجربی ادعای وجود این حوزهیآگاه در بستر هستی را میکند، بلکه این ادعای برخی فیلسوفانِفیزیک بر اساس آنچه علم فیزیکِکنونی ارائه میدهد میباشد.
در فیزیکِکوآنتوم در دههٔ اخیر بر اساس آزمایشات موجود:《آزمایش بل «Bell Experiment» که ادعای لوکال رئالیسم «Local Realism» را به چالش کشید ، نابرابری لگت «Legget Inequality»، آزمایش مؤسسه علمی وایزمن «Weisman» در تأیید نقش و اثرناظر «Observer Effect» ، آزمایشات دانشگاه (MIT) در تأیید (Wigner's Friend Experiment) ، 6 آزمایش عصبشناسان و فیزیکدانانِ مؤسسهی «Institute of Noetic Sciences» برای نشاندادنتأثیرآگاهی بر الکترون، آزمایشات مربوط به میکرو-روانجنبشی «Micro-PK» در آزمایشگاه (PEAR) دانشگاهپرینستونآمریکا ووو....》نشاندادهشده که دیدگاه "کُپنهاگی" و بسطدادهشدهٔ آن یعنی تفسیر «Von Neumann–Wigner interpretation»《جهت اطلاعات بیشتر به فصل 6 کتابمرجع (Mathematical Foundations of Quantum Mechanics) اثر جانفوننویمان «ریاضیفیزیکدان برجسته» رجوع بشود》سازگارتر است. در این دیدگاه ذهن که یک مقولهٔ غیرفیزیکی است بر روی فُروپاشی یا تقلیل تابعموجکوآنتومی و ظهورِ ذرات در "آزمایش دو شکافی" «double-slit experiment» و... تأثیر میگذارد!
The mind is postulated to be non-physical and the only true measurement apparatus.
به عبارت دیگر برای اولین بار یک مقولهٔمتافیزیکی به عنوان یک مُتغیر یا «Variable» در شکلگیری واقعیت «Reality» خاص نقشِجدیدی را بازی میکند یا به عبارت بهتر قادر به اثرگذاری بر واقعیت است. از پیامدهایفلسفی این نتایجِعلمی، رُشد یک مفهومِجدید به نام #آگاهیپدیداریجهانی《universal phenomenal consciousness》یا جهانشمول میباشد که در حدود 20 سال گذشته بیش از 600 مقاله و مُدلهایعلمی در حوزههای مختلف از قبیل:
1_ Science Philosophy.
2_ Quantum Models.
3_ Physical Models.
4_ Zero-Point Energy Models.
5_ Holographic Models.
6_ Neurological Models.
7_ Space-time Models.
به تحقیق کشیده شده که لیست کامل این تحقیقات توسط پروفسور «Dirk K F Meijer» در لینک زیر جمعبندی شده است:
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
فلسفهٔ آگاهیجهانی بر اساس نتایج کوآنتومتئوریمدرن توسط فیلسوفانِعلم معاصر و معتبر از قبیل دکتر برناردوکستروپ بسط و توسعه دادهشدهاست. این دیدگاه که به ایدهآلیسمِتحلیلی «Analytic Idealism» مشهور است مُنسجمترین مدل فلسفیعلمی موجود در ارائهٔ تبیینی سازگار (Parsimonious) از هستی است. همچنین رابطه آگاهیانسان که《dissociative consciousness》نامیده میشود با "آگاهیکُل" هماکنون مورد بحث بین برخی فیریکدانان و فلاسفهعلم کنونی میباشد که در لینک بالا تجزیهتحلیل شده است. تحقیقات کنونی از قبیل نقش و رابطهی آگاهیِکهکشانی و آگاهیِانسان در آزمایشدوشکافی و امثالهم، همچنین نقش و أثر آن در منشأقوانینحاکم بر طبیعت و ایضاً منشأاولینماده و آغازهستی نیز مورد تحقیقات است. آنچه که میتوان ادعا کرد این است که کوآنتومتئوری و نقشآگاهی بر ماده، بهترینتبیین «Best Explanation» را از هستی میدهد که فیزیکالیسم از آن عاجز است. در خاتمه بگوییم که در مقالهای که توسط 2 نفر از دانشمندان "فیزیک نظری" با نامهای پروفسور هنریاستپ «Henry Stapp» از دانشگاهبرکلیکالیفرنیا و دکتر مناسکافاتوس «Menas Kafatos» از دانشگاهإمآیتی، همچنین دانشمند علومکامپیوتر و فیلسوفِتحلیلی برجسته دکتر برناردو کَستروپ «Bernardo Kastrup» در ژورنال (Scientific American) به چاپ رسید، آنان با ارائه شواهدمتعدد، از نقش یا اثرذهن بر واقعیتفیزیکی و همچنین وجود یک《transpersonal mentation》یا (universal consciousness) در هستی دفاع کردند.
Coming to Grips with the Implications of Quantum Mechanics. May 29, 2018.
The Nature of the Heisenberg-von Neumann Cut: Enhanced Orthodox Interpretation of Quantum Mechanics. 27 April 2019.
Nature
Challenging local realism with human choices
Nature - The BIG Bell Test, which used an online video game with 100,000 participants worldwide to provide random bits to 13 quantum physics experiments, contradicts the...
Science and Religion
🔺در باب مفهوم فلسفیعلمی《UNIVERSAL CONSCIOUSNESS》و مدلهای فیزیک کوآنتومی:🔺 مفهوم #آگاهی_کیهانی میتواند از نتایج فلسفیعلمی ایدهآلیستی تفسیر کپنهاگن «Copenhagen Interpretation» و غیره در کوآنتومتئوری باشد که در کتب و مقالات موجود حدود 6 نام برای آن هست: …
UniversalConsciousnesspart1.pdf
1.6 MB
این هم پیدیاِف لیست تحقیقات میانرشتهای علمی و فلسفیعلمی مذکور دربارهی وجودِ #آگاهیپدیداریجهانی «Universal phenomenal consciousness»
[از منظر کانتکست فلسفهیذهن، علوماعصابشناختی، فیزیککوانتومی، فراروانشناسی و امثالهم] که پروفسور «Dirk K.F Meijer» عزیز زحمت جمعآوری و توضیحشان را کشیدند.
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
Part 1.
Review and literature compilation, see important note on page 26.
By Professor Dirk K.F. Meijer.
@ReligionandScience2021
[از منظر کانتکست فلسفهیذهن، علوماعصابشناختی، فیزیککوانتومی، فراروانشناسی و امثالهم] که پروفسور «Dirk K.F Meijer» عزیز زحمت جمعآوری و توضیحشان را کشیدند.
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
Part 1.
Review and literature compilation, see important note on page 26.
By Professor Dirk K.F. Meijer.
@ReligionandScience2021
👍3
Science and Religion
UniversalConsciousnesspart1.pdf
مقالهی جامعی که برای شما فرستادم تحت عنوان:
آگاهیجهانی؛ شواهدجامع بر اساس فیزیکِکنونی و فلسفهیذهن.
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
Part 1.
توسط پروفسور دیرککِیاِفمایجر [Dirk K.F Meijer] از دانشگاه خرونینگن هلند تدوین شده که شامل تشریح و تجزیهتحلیلِ 23 تا مقاله جمعآوریشده از تحقیقات بینارشتهای آگاهی است. اکثر آنها هم در مورد نقشِ آگاهیِمتافیزیکی در تحقیقاتِ مدرنِ میانرشتهای از دیدگاه فیزیککوانتوم، علوماعصابشناختی، فلسفهیفیزیک و فلسفهیذهن میباشد. موضوع و تیتر چندی از این مقالات را به فارسی مینویسیم:
1_ آیا آگاهی میدانِیکپارچه است؟ دیدگاه نظریهپردازانِمیدان.
نویسنده: پروفسور جان هاگلین «John Hagelin» [فیزیکداننظری و دانشمندبرجسته مکانیککوانتومی از دانشگاه هاروارد آمریکا]
2_هستیذهنی «Mindful Universe».
نویسنده: پروفسور هنریاستپ «Henry Stapp» [ریاضیفیزیکدانبزرگ از دانشگاهبرکلیکالیفرنیا]
نکتهیجالب:👇👇
دقیقا دانشمند دیگری بهنام پروفسور ریچاردکانهنری «Richard Conn Henry» [فیزیکدان، اخترفیزیکدان و ستارهشناسمتخصص از دانشگاهجانهاپکینز آمریکا] نیز با همین عنوان《جهانذهنی》، در ژورنال #نیچر مقاله نوشته است و اساس آن هم تفسیر کپنهاگن در فیزیککوانتوم میباشد. (PDF)
3_ فیزیککوانتومی در مُطالعاتِآگاهی؛ ذهنِکوانتومی توسعهیافته است.
نویسنده: پروفسور دیرککِیاِفمایجر «Dirk K.F Meijer» [پزشک و دکترای فارماکولوژیمولکولی، استادتمام «Full Professor» فارماکوکینتیک و فارماکوتراپی در دانشکدهیریاضیاتوعلومطبیعی، محققسابقِ مؤسسهی آلبرتانیشتین]
4_ کوانتومتئوری و آگاهی: مروری بر نمونههای منتخب.
نویسنده: دکتر «Harald Atmanspacher» [فیزیکدانآلمانی]
5_ بهسوی یک نظریهی اطلاعاتِکوانتومیِآگاهی.
نویسنده: دکتر «Scot Forshaw» [دانشمند محقق در کوآنتومکامپیوتینگ]
6_ میدانجهانیآگاهیکوانتومی: پیوند هستیشناختی فیزیککلاسیک و کوانتومی.
نویسنده: دکتر «Sirajul Husain» [نوروسایکولوژیست از دانشگاه کیس-وسترن-رزرو]
7_ اسرار اِتِر: نظریهنیرویمتحد، مادهیتاریک و آگاهی.
نویسنده: دکتر «David Thomson» [فیزیکدان پژوهشگر در مؤسسهی کوآنتوم-اتر-دآینامیکس]
8_ مدلهایکوانتومیِآگاهی.
نویسنده: دکتر «Antonella Vannini» [روانشناسشناختی و محققفیزیککوانتوم]
9_ فیزیککوانتومیآگاهی: بهسوی روانشناسیِجدید.
نویسنده: دکتر «Fred Alan Wolf» [دکترای فیزیککوانتوم]
@ReligionandScience2021
آگاهیجهانی؛ شواهدجامع بر اساس فیزیکِکنونی و فلسفهیذهن.
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind.
Part 1.
توسط پروفسور دیرککِیاِفمایجر [Dirk K.F Meijer] از دانشگاه خرونینگن هلند تدوین شده که شامل تشریح و تجزیهتحلیلِ 23 تا مقاله جمعآوریشده از تحقیقات بینارشتهای آگاهی است. اکثر آنها هم در مورد نقشِ آگاهیِمتافیزیکی در تحقیقاتِ مدرنِ میانرشتهای از دیدگاه فیزیککوانتوم، علوماعصابشناختی، فلسفهیفیزیک و فلسفهیذهن میباشد. موضوع و تیتر چندی از این مقالات را به فارسی مینویسیم:
1_ آیا آگاهی میدانِیکپارچه است؟ دیدگاه نظریهپردازانِمیدان.
نویسنده: پروفسور جان هاگلین «John Hagelin» [فیزیکداننظری و دانشمندبرجسته مکانیککوانتومی از دانشگاه هاروارد آمریکا]
2_هستیذهنی «Mindful Universe».
نویسنده: پروفسور هنریاستپ «Henry Stapp» [ریاضیفیزیکدانبزرگ از دانشگاهبرکلیکالیفرنیا]
نکتهیجالب:👇👇
دقیقا دانشمند دیگری بهنام پروفسور ریچاردکانهنری «Richard Conn Henry» [فیزیکدان، اخترفیزیکدان و ستارهشناسمتخصص از دانشگاهجانهاپکینز آمریکا] نیز با همین عنوان《جهانذهنی》، در ژورنال #نیچر مقاله نوشته است و اساس آن هم تفسیر کپنهاگن در فیزیککوانتوم میباشد. (PDF)
3_ فیزیککوانتومی در مُطالعاتِآگاهی؛ ذهنِکوانتومی توسعهیافته است.
نویسنده: پروفسور دیرککِیاِفمایجر «Dirk K.F Meijer» [پزشک و دکترای فارماکولوژیمولکولی، استادتمام «Full Professor» فارماکوکینتیک و فارماکوتراپی در دانشکدهیریاضیاتوعلومطبیعی، محققسابقِ مؤسسهی آلبرتانیشتین]
4_ کوانتومتئوری و آگاهی: مروری بر نمونههای منتخب.
نویسنده: دکتر «Harald Atmanspacher» [فیزیکدانآلمانی]
5_ بهسوی یک نظریهی اطلاعاتِکوانتومیِآگاهی.
نویسنده: دکتر «Scot Forshaw» [دانشمند محقق در کوآنتومکامپیوتینگ]
6_ میدانجهانیآگاهیکوانتومی: پیوند هستیشناختی فیزیککلاسیک و کوانتومی.
نویسنده: دکتر «Sirajul Husain» [نوروسایکولوژیست از دانشگاه کیس-وسترن-رزرو]
7_ اسرار اِتِر: نظریهنیرویمتحد، مادهیتاریک و آگاهی.
نویسنده: دکتر «David Thomson» [فیزیکدان پژوهشگر در مؤسسهی کوآنتوم-اتر-دآینامیکس]
8_ مدلهایکوانتومیِآگاهی.
نویسنده: دکتر «Antonella Vannini» [روانشناسشناختی و محققفیزیککوانتوم]
9_ فیزیککوانتومیآگاهی: بهسوی روانشناسیِجدید.
نویسنده: دکتر «Fred Alan Wolf» [دکترای فیزیککوانتوم]
@ReligionandScience2021
ResearchGate
John Hagelin
John HAGELIN, Professor, Chairman | Cited by 8,145 | of Maharishi International University, Fairfield | Read 79 publications | Contact John HAGELIN
👍4❤2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو پروفسور راجر پنروز (برندهینوبلفیزیک و استادتمام ریاضیات و ریاضیفیزیک دانشگاه آکسفورد) دربارهی رویکرد فلسفیعلمی فرا-فیزیکی خود که نوعی #سهگانهانگاری است صحبت میکند. (چیزی ورای دوالیسم دکارت)
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
👍3
Forwarded from علم و معنویت
⚫️ اعتبار علمی تحقیقات تناسخ
✍️ احمد بهزادی
در این مقاله صرفا به اعتبار علمی تحقیقات تناسخ و نظر برخی از شخصیتهای علمی برجسته در رابطه با این تحقیقات میپردازیم. در مقالات بعدی به معرفی برخی از کیسهای تناسخ, بررسی انتقادات و توجیهات مادی و غیرمادی این کیسها, معرفی محققان برجستهی این حوزه و موضوعات مرتبط دیگر خواهیم پرداخت.
👈 این مقاله را میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view یا از طریق «این لینک» در سایت ویرگول یا «از وبلاگ» مطالعه کنید.
◻️ زیرعنوانها:
▪️تاریخچهی تحقیقات تناسخ
▪️ اعتبار آکادمیک تحقیقات تناسخ
▪️ پروفسور دوریس کولمن ویلسدروف
▪️ دکتر الیزابت کوبلر راس
▪️ اذعان دانشمندان ماتریالیست
▪️ دکتر کارل سیگن
▪️ دکتر سم هریس
▪️ دکتر جسی برینگ
▪️ نمونهای دیگر از برخورد جامعهی علمی با کارهای استیونسون
▪️ واکنش شخصیتهای برجستهی دیگر
▪️ دکتر استیو تیلور
▪️ دکتر ایبن الکساندر
▪️ دکتر ریموند مودی
▪️ دکتر پیتر فنویک
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍️ احمد بهزادی
در این مقاله صرفا به اعتبار علمی تحقیقات تناسخ و نظر برخی از شخصیتهای علمی برجسته در رابطه با این تحقیقات میپردازیم. در مقالات بعدی به معرفی برخی از کیسهای تناسخ, بررسی انتقادات و توجیهات مادی و غیرمادی این کیسها, معرفی محققان برجستهی این حوزه و موضوعات مرتبط دیگر خواهیم پرداخت.
👈 این مقاله را میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view یا از طریق «این لینک» در سایت ویرگول یا «از وبلاگ» مطالعه کنید.
◻️ زیرعنوانها:
▪️تاریخچهی تحقیقات تناسخ
▪️ اعتبار آکادمیک تحقیقات تناسخ
▪️ پروفسور دوریس کولمن ویلسدروف
▪️ دکتر الیزابت کوبلر راس
▪️ اذعان دانشمندان ماتریالیست
▪️ دکتر کارل سیگن
▪️ دکتر سم هریس
▪️ دکتر جسی برینگ
▪️ نمونهای دیگر از برخورد جامعهی علمی با کارهای استیونسون
▪️ واکنش شخصیتهای برجستهی دیگر
▪️ دکتر استیو تیلور
▪️ دکتر ایبن الکساندر
▪️ دکتر ریموند مودی
▪️ دکتر پیتر فنویک
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
ویرگول
اعتبار علمی تحقیقات تناسخ
نوشته: احمد بهزادی - کودکانی در سراسر جهان وجود دارند که میگویند زندگی گذشتهی خود را به یاد میآورند. این کودکان به صورت خودبهخود...
❤5👍1
Forwarded from علم و معنویت
توجیه ادراکات فراحسی و موارد مشابه در مورد کیسهای تناسخ
برخی از دوستان پیام فرستادند که، «ما کیس های تناسخ را به عنوان یک پدیدهی فرامادی میپذیریم، اما ممکن است کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، به طریق غیرمادی مثل ادراکات فراحسی، اطلاعاتی در مورد شخصی که فوت شده به دست آورده باشند و الزاما آن فرد فوت شده زندگی قبلی خودشان نباشد.»
اول از هر چیز من دوستان را به مطالعهی دقیق کتاب «علم و تناسخ» دعوت میکنم. چون فکر میکنم اگر به خوبی با ویژگیهای کیسهای تناسخ آشنا باشند، متوجه ضعف بسیاری از این توجیهات هم خواهند شد. ضمنا من در ابتدای فصل هشتم این کتاب، به طور مفصل توجیه «ادراکات فراحسی» را بررسی کردم. (دانلود کتاب علم و تناسخ)
اما در ارتباط با این توجیه، باید به موارد زیر توجه کرد:
۱- کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، فقط از خاطرات یک شخص فوت شده مطلع نیستند، بلکه دارای احساسات، عواطف، عقاید و شخصیتی مشابه با آن فرد فوت شده هم هستند. این تشابه شخصیت تا حدی هست که در برخی از موارد، نزدیکان فرد فوت شده کاملا احساس میکنند که در کنار عزیز از دست رفتهشان هستند. یا مثلا در مواردی که شخصیت قبلی، مذهبی متفاوت با خانوادهی کودک دارد، کودک عادات مذهبی شخصیت فوت شده را تکرار میکند.
۲- برخی از این کودکان دارای علایم مادرزادیای هستند که با زخمها یا علایم بدن فرد فوت شده مطابقت دارند. واضح است که توجیهاتی مانند ادراکات فراحسی توانایی توضیح این علایم مادرزادی را ندارند.
۳- این نوع توجیهات فقط میتوانند دربارهی خاطرات مطرح شوند، اما اساسا برای این پرسش که «چرا کودک میگوید همان فرد فوت شده است» هیچ حرفی ندارند.
۴- اکثر این کودکان هیچ توانایی فرامادیای ندارند و تنها نکتهی عجیب زندگیشان به یاد آوردن زندگی قبلیشان است.
۵- دوستان باید به این سوال جواب دهند که چطور میشود که تعدادی از کودکان بین دو تا چهار سال در سراسر جهان، خاطرات «یک فرد خاص» «فوت شده» را بیان میکنند و میگویند که همان فرد هستند؟ اگر آنطور که این دوستان میگویند این کودکان سایکیک هستند، پس چرا خاطرات افراد مختلف را به یاد نمیآورند، یا چرا مثلا خاطرات یک فرد زنده را به یاد نمیآورند و نمیگویند که آن فرد زنده هستند؟
۶- برخی از این کودکان دارای مهارتهایی هستند که هرگز در زندگی فعلیشان نیاموختند. مانند صحبت به زبانهای دیگر، یا مهارت نواختن سازهای موسیقی. ادراکات فراحسی توانایی توضیح این مسئله را ندارند.
۷- ویژگیهای این کیسها، با به یاد آوردن خاطرات مطابقت دارد و نه ادراکات فراحسی مانند تلهپاتی.
برای مطالعهی توضیحات مفصلتر به فصل هشتم کتاب علم و تناسخ مراجعه کنید. دانلود کتاب از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
احمد بهزادی
برخی از دوستان پیام فرستادند که، «ما کیس های تناسخ را به عنوان یک پدیدهی فرامادی میپذیریم، اما ممکن است کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، به طریق غیرمادی مثل ادراکات فراحسی، اطلاعاتی در مورد شخصی که فوت شده به دست آورده باشند و الزاما آن فرد فوت شده زندگی قبلی خودشان نباشد.»
اول از هر چیز من دوستان را به مطالعهی دقیق کتاب «علم و تناسخ» دعوت میکنم. چون فکر میکنم اگر به خوبی با ویژگیهای کیسهای تناسخ آشنا باشند، متوجه ضعف بسیاری از این توجیهات هم خواهند شد. ضمنا من در ابتدای فصل هشتم این کتاب، به طور مفصل توجیه «ادراکات فراحسی» را بررسی کردم. (دانلود کتاب علم و تناسخ)
اما در ارتباط با این توجیه، باید به موارد زیر توجه کرد:
۱- کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، فقط از خاطرات یک شخص فوت شده مطلع نیستند، بلکه دارای احساسات، عواطف، عقاید و شخصیتی مشابه با آن فرد فوت شده هم هستند. این تشابه شخصیت تا حدی هست که در برخی از موارد، نزدیکان فرد فوت شده کاملا احساس میکنند که در کنار عزیز از دست رفتهشان هستند. یا مثلا در مواردی که شخصیت قبلی، مذهبی متفاوت با خانوادهی کودک دارد، کودک عادات مذهبی شخصیت فوت شده را تکرار میکند.
۲- برخی از این کودکان دارای علایم مادرزادیای هستند که با زخمها یا علایم بدن فرد فوت شده مطابقت دارند. واضح است که توجیهاتی مانند ادراکات فراحسی توانایی توضیح این علایم مادرزادی را ندارند.
۳- این نوع توجیهات فقط میتوانند دربارهی خاطرات مطرح شوند، اما اساسا برای این پرسش که «چرا کودک میگوید همان فرد فوت شده است» هیچ حرفی ندارند.
۴- اکثر این کودکان هیچ توانایی فرامادیای ندارند و تنها نکتهی عجیب زندگیشان به یاد آوردن زندگی قبلیشان است.
۵- دوستان باید به این سوال جواب دهند که چطور میشود که تعدادی از کودکان بین دو تا چهار سال در سراسر جهان، خاطرات «یک فرد خاص» «فوت شده» را بیان میکنند و میگویند که همان فرد هستند؟ اگر آنطور که این دوستان میگویند این کودکان سایکیک هستند، پس چرا خاطرات افراد مختلف را به یاد نمیآورند، یا چرا مثلا خاطرات یک فرد زنده را به یاد نمیآورند و نمیگویند که آن فرد زنده هستند؟
۶- برخی از این کودکان دارای مهارتهایی هستند که هرگز در زندگی فعلیشان نیاموختند. مانند صحبت به زبانهای دیگر، یا مهارت نواختن سازهای موسیقی. ادراکات فراحسی توانایی توضیح این مسئله را ندارند.
۷- ویژگیهای این کیسها، با به یاد آوردن خاطرات مطابقت دارد و نه ادراکات فراحسی مانند تلهپاتی.
برای مطالعهی توضیحات مفصلتر به فصل هشتم کتاب علم و تناسخ مراجعه کنید. دانلود کتاب از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
احمد بهزادی
Telegram
علم و معنویت
📔 کتاب «علم و تناسخ»
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
❤2
Forwarded from علم و معنویت
🔷 بررسی توجیه «حافظهی ژنتیکی» در مورد کیسهای تناسخ
📔 بخشی از کتاب «علم و تناسخ»؛ از احمد بهزادی
دکتر تاکر دربارهی این توجیه مینویسد:
«حافظهی ژنتیکی مفهومی است که میگوید اطلاعاتی که افراد کسب کردهاند، میتواند از طریق ژنها به فرزندانشان منتقل شود. این که اطلاعات چگونه میتوانند ساختار ژنتیکی در سلولهای فرد را تغییر دهند، ناشناخته است و اکثریت جامعهی پزشکی، به امکان چنین پدیدهای باور ندارند. حتی اگر تصور کنیم که چنین انتقالی امکان پذیر است، مشکل واضحی که حافظهی ژنتیکی به عنوان توجیهی برای کیسهای تناسخ با آن روبهروست، این است که در بسیاری از این کیسها، کودک با شخصیت قبلی هیچ نسبتی ندارد. ممکن است برخی تصور کنند که همهی ما به طریقی با هم ارتباط(ژنتیکی) داریم، اما در اینجا کودک باید نه تنها خویشاوند شخصیت قبلی باشد، بلکه باید نسل مستقیم شخصیت قبلی باشد تا به این صورت خاطراتی که در ژنهای آن شخص وجود دارد به او منتقل شود. این وضعیت در بسیاری از کیسهای ما وجود ندارد، بنابراین حافظهی ژنتیکی نمیتواند توضیحی برای این کیسها باشد. در مورد کیس اَبی نیز اگرچه او از نسل مستقیم مادربزرگ مادرش است، اما از آنجا که خاطرهی مادربزرگ مادرش از حمام كردن مادر اَبی بعد از تولد فرزندانش (مادر مادر اَبی) ایجاد شده، این خاطرات نمیتوانند در ژنهایی كه اَبی دریافت کرده است موجود باشند.»
🔸 همانطور که دکتر تاکر اشاره کرده، مشکل اساسی این توجیه، این است که در اکثر کیسهای تناسخ، نه تنها ارتباط ژنتیکی مستقیمی بین سوژه و شخصیت قبلی وجود ندارد بلکه حتی هیچ ارتباط خانوادگیای هم وجود ندارد. برای مثال، همانطور که دکتر جیمز متلاک در فصل پنجم کتاب خود با عنوان «نشانههای تناسخ » ذکر کرده است، از 702 کیس حل شدهی تناسخ در 10 فرهنگ مختلف، اکثر سوژهها (58 درصد) هیچگونه نسبت خانوادگیای با شخصیت قبلی ندارند. فراتر از این، در بسیاری از کیسهای حلشدهی تناسخ، خانوادهی سوژه با خانوادهی شخصیت قبلی کاملا بیگانه هستند و حتی کوچکترین آشناییای با هم ندارند و کیلومترها از هم دور هستند؛ تا جایی که طبق منبع فوق الذکر، در کشوری مانند سریلانکا در اکثر کیسهای حل شدهی تناسخ(52 درصد) هیچگونه آشناییای بین خانوادهی سوژه و خانوادهی شخصیت قبلی وجود ندارد.
🔸 سوالی که دربارهی این توجیه پیش میآید، این است که اگر حافظه از طریق ژنها منتقل میشوند و باعث میشوند شخص خود را با جد خود یکی بپندارد، چرا در مورد اجداد زنده اتفاق نمیافتد؟ چرا کودکی ادعا نکرده که خاطرات پدربزرگ یا مادربزرگ «زنده»ی خود را به یاد میآورد و او دارای هویت یکسانی با آنهاست؟ طبق این توجیه نباید فرقی بین مرده یا زنده باشد.
🔸 مشکل دیگر این توجیه، سوژههایی هستند که علاوه بر خاطرات زندگی گذشته، خاطرات میان دو زندگی، مانند تشییع جنازه، ورود به عالم ارواح و انتخاب خانوادهی جدید را به یاد میآورند و صحت بسیاری از این خاطرات نیز (مانند آنچه در مورد کیس رایان هامونز خواهیم دید) تایید شدهاند. واضح است که چنین خاطراتی نمیتوانند ارتباطی با ژن یا هر عامل مادی دیگری داشته باشند.
🔻دانلود کتاب «علم و تناسخ» از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
➖➖➖➖
🆔@near_death
📔 بخشی از کتاب «علم و تناسخ»؛ از احمد بهزادی
دکتر تاکر دربارهی این توجیه مینویسد:
«حافظهی ژنتیکی مفهومی است که میگوید اطلاعاتی که افراد کسب کردهاند، میتواند از طریق ژنها به فرزندانشان منتقل شود. این که اطلاعات چگونه میتوانند ساختار ژنتیکی در سلولهای فرد را تغییر دهند، ناشناخته است و اکثریت جامعهی پزشکی، به امکان چنین پدیدهای باور ندارند. حتی اگر تصور کنیم که چنین انتقالی امکان پذیر است، مشکل واضحی که حافظهی ژنتیکی به عنوان توجیهی برای کیسهای تناسخ با آن روبهروست، این است که در بسیاری از این کیسها، کودک با شخصیت قبلی هیچ نسبتی ندارد. ممکن است برخی تصور کنند که همهی ما به طریقی با هم ارتباط(ژنتیکی) داریم، اما در اینجا کودک باید نه تنها خویشاوند شخصیت قبلی باشد، بلکه باید نسل مستقیم شخصیت قبلی باشد تا به این صورت خاطراتی که در ژنهای آن شخص وجود دارد به او منتقل شود. این وضعیت در بسیاری از کیسهای ما وجود ندارد، بنابراین حافظهی ژنتیکی نمیتواند توضیحی برای این کیسها باشد. در مورد کیس اَبی نیز اگرچه او از نسل مستقیم مادربزرگ مادرش است، اما از آنجا که خاطرهی مادربزرگ مادرش از حمام كردن مادر اَبی بعد از تولد فرزندانش (مادر مادر اَبی) ایجاد شده، این خاطرات نمیتوانند در ژنهایی كه اَبی دریافت کرده است موجود باشند.»
🔸 همانطور که دکتر تاکر اشاره کرده، مشکل اساسی این توجیه، این است که در اکثر کیسهای تناسخ، نه تنها ارتباط ژنتیکی مستقیمی بین سوژه و شخصیت قبلی وجود ندارد بلکه حتی هیچ ارتباط خانوادگیای هم وجود ندارد. برای مثال، همانطور که دکتر جیمز متلاک در فصل پنجم کتاب خود با عنوان «نشانههای تناسخ » ذکر کرده است، از 702 کیس حل شدهی تناسخ در 10 فرهنگ مختلف، اکثر سوژهها (58 درصد) هیچگونه نسبت خانوادگیای با شخصیت قبلی ندارند. فراتر از این، در بسیاری از کیسهای حلشدهی تناسخ، خانوادهی سوژه با خانوادهی شخصیت قبلی کاملا بیگانه هستند و حتی کوچکترین آشناییای با هم ندارند و کیلومترها از هم دور هستند؛ تا جایی که طبق منبع فوق الذکر، در کشوری مانند سریلانکا در اکثر کیسهای حل شدهی تناسخ(52 درصد) هیچگونه آشناییای بین خانوادهی سوژه و خانوادهی شخصیت قبلی وجود ندارد.
🔸 سوالی که دربارهی این توجیه پیش میآید، این است که اگر حافظه از طریق ژنها منتقل میشوند و باعث میشوند شخص خود را با جد خود یکی بپندارد، چرا در مورد اجداد زنده اتفاق نمیافتد؟ چرا کودکی ادعا نکرده که خاطرات پدربزرگ یا مادربزرگ «زنده»ی خود را به یاد میآورد و او دارای هویت یکسانی با آنهاست؟ طبق این توجیه نباید فرقی بین مرده یا زنده باشد.
🔸 مشکل دیگر این توجیه، سوژههایی هستند که علاوه بر خاطرات زندگی گذشته، خاطرات میان دو زندگی، مانند تشییع جنازه، ورود به عالم ارواح و انتخاب خانوادهی جدید را به یاد میآورند و صحت بسیاری از این خاطرات نیز (مانند آنچه در مورد کیس رایان هامونز خواهیم دید) تایید شدهاند. واضح است که چنین خاطراتی نمیتوانند ارتباطی با ژن یا هر عامل مادی دیگری داشته باشند.
🔻دانلود کتاب «علم و تناسخ» از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
➖➖➖➖
🆔@near_death
Telegram
علم و معنویت
📔 کتاب «علم و تناسخ»
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
❤5