What I Am – Telegram
What I Am
93 subscribers
80 photos
23 videos
1 link
Atlanta, istj
An aching soul
Ziame: @MayneFamily
My Challenges
@RUTS_CHALLENGES
Unknown
http://t.me/HidenChat_Bot?start=917042016
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی افسوس تو ز من
خیلی دوری می‌دونم
مثل قله های سخت
و بی عبوری می‌دونم
بعد از آن دیوانگی‌ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته‌ ام
گوئیا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته‌ ام
-گمشده
مردن چیزی نیست؛ زندگی نکردن هولناک است.
you broke me first
Tate McRae
💋2
انسان هرگز نمی افتد، مگر به سمتی که به آن تکیه داده است.
Big Girls Cry
Sia
دوستت داشتم، انقدر زیاد که نمی‌تونستم لحظه ای چشمهام رو ازت بگیرم یا اینکه بشینم و از دور تماشات کنم. می‌دونستم درخشش و زیبایی تو از جنس آتشه، می‌دونستم آخرش خاکستر می‌شم اما هربار بی پرواتر از قبل بهت نزدیک می‌شدم‌ و ذره ذره می‌سوختم.

-آنچه که من هستم
💔3
Lalaei
Ali ZandeVakili
دلم می‌خواست پس از اون خواب شیرین دیگه چشمم به دنیا وا نمی‌شد... .
توی قلبم عشق زیادی دفن شده... .
💔7
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد‌ و می‌تراشد. این درد ها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این درد های باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشامد های نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند، شکاک و تمسخر‌آمیز تلقی بکنند، زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده.

-بوف کور
این روز ها یک جور احساس رخوت و بیحالی عجیب به من دست داده. گویی همه چیز معنای خود را باخته و زندگی در نظرم بی ارزش تر از همیشه جلوه می‌کند. نمی‌توانم نام این احساس را ناامیدی بگذارم، من فقط خسته ام و احساس می‌کنم زندگی هرگز ارزش اینهمه تقلا زدن را نداشت‌.

-آنچه که من هستم
🍓3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Loving me is like watering a dead flower.
I was burning while you came blaming for the smell of ashes.

-FyodorDostoevsky
این مردمان پوچ و تهی دست، تنها سخن از شهوت می‌گویند، نه ازمهر، از شکست هایی دم می‌زنند که در آنها هیچکس چیز ارزنده ای نمی‌بازد؛ از پیروزی هایی که در آن امید نیست، و از همه بدتر، رحم و مروت نیست. غمهایشان از درد های بشر سرچشمه نمی‌گیرد، و داغی نیز به جا نمی‌گذارد. سخنانشان از رنج و خیرخواهی نیست بلکه تنها مملو از عقده هاست.
-خشم و هیاهو
مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو

-حافظ
آن شب و شب‌های بعدی بسیار نخوابیدم و فهمیدم اندوهی که آدم را نمی‌کُشد، به شکل‌های دیگری درمی‌آید که گاهی از مرگ بدتر است.

-آنچه که من هستم
ما هرشب زندگی هایمان را توی ترازو وزن می‌کردیم و هر شب می‌دیدیم وزنشان کم می‌شود.

-آنچه که من هستم
ما را نکُشید، ما هنوز جوانیم؛ ما هنوز نمی‌دانیم که عشق، مزهٔ توتِ شیرین می‌دهد یا خرمالوی نارس.

-آنچه که من هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی اگر روزی این جوانی را به من برگردانند، نمی‌دانم چطور باید به آن نگاه کنم. ورقش خواهم زد؛ اما هرگز آن را نخواهم خواند. من هرگز برای گذشته دلتنگ نخواهم شد، روزگار برای ما بد بود و مدام بدتر شد... .

-آنچه که من هستم
در این مدّت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.

-جنایت و‌ مکافات