انجمن علمی توسعه روستایی ایران – Telegram
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
1.23K subscribers
6.14K photos
818 videos
252 files
1.57K links
بر اساس ماده 1اساسنامه، انجمن توسعه روستایی ایران با هدف گسترش و پیشبرد و ارتقای علمی جایگاه روستا، روستائیان و ارتقای کیفی نیروهای متخصص در زمینه های مرتبط فعالیت میکند
https://www.instagram.com/irda1399/
http://ruraldevelopment-a.ir/
@RuralDevelopment
Download Telegram
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
شرایط عضویت:
1- عضويت پيوسته : موسسان انجمن و كليه افرادي كه حداقل داراي درجه كارشناسي ارشد در رشته هاي علوم كشاورزي –علوم اقتصادي – جامعه شناسي – مردم شناسي – جمعيت شناسي – جغرافياي انساني – برنامه ريزي روستايي و رشته هاي وابسته باشند مي توانند به عضويت پيوسته درآيند
2- عضويت وابسته : اشخاصي كه داراي درجه كارشناسي هستند و مدت 5 سال به نحو ي در يكي از رشته هاي مذكور شاغل باشند
3- عضويت دانشجويي : كليه دانشجوياني كه در رشته هاي مذكور به تحصيل اشتغال دارند
4- عضويت افتخاري : شخصيت هاي ايراني و خارجي كه مقام علمي آنان در زمينه هاي توسعه روستايي و پژوهش هاي روستايي حائز اهميت خاص باشد يا در پيشبرد اهداف انجمن كمكهاي موثر و ارزنده اي نموده باشند
5- اعضاي موسساتي( حقوقي) : سازمانهايي كه در زمينه هاي علمي و پژوهشي مربو ط فعاليت دارند مي توانند به عضويت انجمن در آيند.
به اطلاع دوست داران توسعه می رساند. داوطلبان ارجمند فرم عضویت را به همراه فیش واریزی یک قطعه عکس، تصویر کارت ملی. را از طریق ایمیل انجمن ارسال نمایند. مبلغ واریزی برای اعضا هیئت علمی 300000ریال و برای دانشجویان و فارغ التحصیلان 150000ریال. پرداخت از طریق شماره حساب:1-25085000-4-117

آدرس دفتر انجمن علمی توسعه روستایی ایران: تهران، خیابان کریم خان زند، خیابان آبان جنوبی، خیابان رودسر شرقی، پلاک 15986373135
آدرس کانال تلگرامی @RuralDevelopment
ایمیل: irda1394@gmail.Com
تلفن: 42916435
نمابر: 42916436
دبیرخانه انجمن علمی توسعه روستایی ایران
🌿 میلیاردها دلار برای جستجوی حیات در سیاره‌های دیگر هزینه می‌کنیم، در صورتیکه هزاران میلیارد دلار برای از بین بردن حیات به زمین خسارت می‌زنیم.
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
برخی تفاوتهای کارمند و کارآفرین
تا به حال فکر کرده‌اید که چه چیزی یک کارمندرا به یک کارآفرین تبدیل می‌کند؟
این تفاوت ها به طرز فکر، عادات و سبک زندگی افراد بستگی دارد، که منجر به ایجاد تمایز بین کارمندان موفق و کارآفرینان شایسته می‌شود. برخی افراد کارآفرینان را رهبر و پیشوا، و کارمندان را پیرو آنان می‌دانند. در عین حال، بعضی کارمندان، کارآفرین هستند و کارآفرینانی نیز وجود دارند که می‌دانند کجا باید از راهنمایی‌های دیگران پیروی کنند. البته تفاوت میان این دو گروه افراد همیشه مشخص نیست.
پس تفاوت‌های کلیدی کارمندان و کارآفرینانچیست؟
۱- کارمندان دنباله رو یک مسیر هستند درحالیکه کارآفرینان خود مسیر را می‌سازند.
هنگام بروز مشکل در محل کار، کارمندان تمایل دارند کمک بگیرند اما کارآفرینان بدنبال ایجاد راه حل هستند تا سازمان به مسیرش ادامه دهد.
۲- کارمندان عمل می‌کنند درحالیکه کارآفرینان گوش می‌دهند.
بیشتر کارها در سازمان را کارمندان انجام می‌دهند اما برای اینکه بتوانند بخوبی از پس آن برآیند، کارآفرینان باید نیازها را دریابند و محیطی خلاق و مثبت برای کارکنان فراهم آورند.
۳- کارمندان کمتر ریسک می‌کنند اما کارآفرینان بدنبال ریسک‌اند.
انجام کارها در شرایط ریسک کم ممکن است برای سازمان خوب باشد، اما همواره به یک کارآفرین نیاز است تا ریسک را به جان بخرد و سازمان را پایه‌ریزی کند.
۴- کارمندان در کارها متخصص هستند، در حالیکه کارآفرینان کلی نگرند.
نیاز است تا کارآفرینان در زمینه‌های متعدد اطلاعات اندک داشته باشند تا بتوانند به کارمندان قدرت و اختیار بدهند. یک تحقیق سوییسی–آلمانی دریافته است که متخصصان عموما تمایل به کارمند بودن دارند و این نقش را بر می گزینند.
۵- کارمندان برای نقشی که ایفا می‌کنند حقوق می‌گیرند و کارآفرینان بخاطر نتایج بدست آمده.
گاهی در سازمان کارآفرینان آخرین افرادی هستند که حقوق می‌گیرند چرا که دریافتی‌شان مستقیما به عملکرد آنها و سود بدست آمده وابسته است.
۶- کارمندان عاشق تعطیلاتند زیرا مجبور به انجام کاری نیستند اما کارآفرینان در روزهای تعطیل هم بدون مزاحمت تمام روز را کار می‌کنند.
بسیاری از کارآفرینان روزهای تعطیل را دوست دارند، نه بخاطر اینکه بیکار باشند، بلکه می‌خواهند بدون مزاحمت و حواس‌پرتی روز پرباری داشته باشند.
۷- کارمندان استخدام رسمی را ترجیح می دهند درحالیکه کارآفرینان بدون داشتن امنیت شغلی هم راحتند.
کارآفرینان می‌دانند که شروع کسب‌وکار با ریسک همراه است و برای ایجاد یک تجارت باید رسمی بودن را قربانی کرد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
روش حل مشکلات در ایران
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
موسسه "پرایتس واترهاوس کوپرز" (pwc) :
بر اساس پیش بینی این موسسه تحولات بزرگی در اقتصاد جهانی و اقتصاد کشورهای دیگر روی خواهد داد.
این مطالعه پیشرفت گسترده ای را برای اقتصاد کشورهای آسیایی به ویژه چین و هند پیش بینی می کند و می گوید پیشرفت آنها در قبال پسرفت ایالات متحده امریکا و اروپا حاصل خواهد شد.
• چین و هند به ترتیب 18 درصد و 7 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال 2016 را در اختیار داشتند که پیش بینی می شود این ارقام تا سال 2050 به ترتیب به 20 درصد و 15 درصد برسد. در مقابل انتظار می رود که ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا که در سال 2016 به ترتیب 16 درصد و 15 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار داشتند سهمشان از اقتصاد جهانی کاهش یابد و به رقم 12 درصد و 9 درصد تا سال 2050 برسد.

• جایگاه ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان که تا سال 2016 رتبه نخست را در اختیار داشت در سال 2030 به رتبه دوم تنزل پیدا خواهد کرد و چین جای آن را خواهد گرفت. امریکا تا سال 2050 حتی بعد از چین و هند خواهد بود.


• اروپا:
روسیه بر تمامی کشورهای اروپایی برتری خواهد یافت و جایگاه ششم جهانی را از آن خود خواهد کرد.
جایگاه آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، لهستان و هلند که در سال 2016 به ترتیب در رتبه های پنجم، نهم، دوازدهم، شانزدهم، بیست و سوم و بیست و ششم بود به رتبه های نهم، دهم، دوازدهم، بیست و یکم، بیست و ششم، سی ام و سی و دوم تا سال 2050 تنزل خواهد یافت.
• آسیا :
اندونزی تا سال 2030 رتبه پنجم و تا سال 2050 رتبه چهارم را از آن خود خواهد کرد.
کشورهای ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان، ایران، فیلیپین، ویتنام، بنگلادش، مالزی و تایلند نیز به ترتیب به یازدهم، سیزدهم، شانزدهم، هفدهم، نوزدهم، بیستم، بیست و سوم، بیست و چهارم، بیست و پنجم تا سال 2050 ارتقا خواهند یافت.
در مقابل ژاپن و کره جنوبی که در سال 2016 جایگاه چهارم و سیزدهم را در اختیار داشتند در سال 2050 رتبه های هشتم و هجدهم را در اختیار خواهند داشت.
• امریکای لاتین:
کشورهای برزیل و مکزیک و آرژانتین و کولومبیا در سال 2050 به مراکز پنجم، هفتم، بیست و نهم و سی و یکم جهان خواهند رسید.
• آفریقا :
کشورهای نیجریه، مصر و آفریقای جنوبی تا سال 2050 به مراکز چهاردهم و پانزدهم و بیست و هفتم خواهند رسید.
• جایگاه استرالیا که در سال 2016 در مرتبه نوزدهم بود به رتبه بیست و سوم در سال 2030 و بیست و هشتم در سال 2050 تنزل خواهد یافت.
جهان طی سه دهه آینده شاهد انقلابی بزرگ در اقتصاد خواهد بود. به این ترتیب ثقل اقتصاد جهانی که در قرن های اخیر در امریکای شمالی و اروپا بود به خاورمیانه و آسیا و کشورهای امریکای لاتین منتقل خواهد شد.
این انقلاب فقط محدود به اقتصاد نخواهد بود بلکه شامل امور سیاسی و نظامی و اجتماعی و زیست محیطی و علمی و فرهنگی و تمدنی و تکنولوژیک و انسانی و موارد دیگر نیز خواهد شد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
🔆 اعتراف صندوق بین المللی پول: اقتصاد ایران در سال آینده سقوط خواهد کرد

گزارشی دو پهلو با چاشنی تلخ!
در حالیکه صندوق بین المللی پول همواره پیش بینی های مثبتی را درباره اقتصاد ایران و دلگرمی برای رشد آن اعلام می کرد، آخرین پیش بینی های صندوق بین المللی پول رنگ واقع گرا به خود گرفته است و بالاخره می توان نا امیدی را در این گزارش آشکارا دید. چیزی که سالهاست پنهان می شد و حمایتهای جهانی از پیشرفت اقتصاد در ایران به شعار و آمار بی مصداق بدل شده بود.

صندوق بین المللی پول در حالیکه از کاهش نرخ تورم در ایران سخن گفته است ، در ادامه پیش بینی کرده است که نرخ ارز در سال جاری و آینده دوباره روند سعودی بخود بگیرد که دست کم دوازده درصد تورم را ایجاد خواهد نمود. طبیعی است با رکود فعلی در اقتصاد ایران ، این نرخ تورم بسیار کشنده و مرگ آور خواهد بود.

در ادامه این گزارش با توجه به معوقات بانکها و قطعی شدن عدم بازگشت این معوقات به بانکها ، صندوق بین المللی پول خواستار شفافیت و اعلام ورشکستگی بیشتر بانکهای ایرانی شده است.

هیات مدیره صندوق بین المللی پول در گزارش خود از وضع اقتصاد ایران یک بار دیگر بر “ضرورت فوری اصلاح بخش مالی” تاکید کرده است. صندوق اصرار دارد ایران تعارف را کنار گذاشته و وضع سلامت بانک‌ها را مشخص کند. بعضی از بانک‌های ایران به خاطر حجم بزرگ معوقات بانکی که امیدی هم به دریافتشان نیست، عملا ورشکسته‌اند. صندوق بین المللی پول از ایران می‌خواهد بانک‌هایی را که امکان نجات دارند افزایش سرمایه دهد و تکلیف بقیه را هم معلوم کند.

صندوق بین المللی پول با کسر رشد اقتصادی بخش نفت از دیگر بخشها بطور غیر مستقیم از رشد منفی در دیگر بخشها خبر داده است. این صندوق با پیش بینی رشد تنها ۴٫۵ درصدی برای اقتصاد ایران و با توجه به میزان رشد ۷ درصدی در بخش نفت ، با زبان بی زبانی رشد اقتصادی بخشهای غیر نفتی را منفی اعلام کرده ولی ترجیح داده است که آنرا در گزارش نیاورد. کوچک شدن اقتصاد غیر نفتی ایران ششمین سال خود را خواهد گذرانید که به معنایی افزایش بیکاری و فقر در اثر تعطیلی کارخانه ها و کارگاههای بیشتر است.

چرا بانکها ورشکسته اند؟
حقیقت تلخ ورشکستگی بانکها به فساد و بی بند و باری حکومت بر می گردد بصورتی که میلیاردها دلار وامهای بدون گرو در اختیار عوامل شبكه هاى قدرت و حکومت قرار گرفته است و بلای جان اقتصاد و باعث ایجاد نقدینگی بی حاصل شده است. در واقع ریالهایی که بانکها به به اين عوامل داده اند در طول سالهای گذشته به دلار تبدیل شد و از کشور خارج گردیده است.

یکی از مشکلات بیهودگی تزریق ریال به اقتصاد ایران این بوده است که بانکها در سیستمی مافیایی بجای تزریق سرمایه به اقشار جامعه ، تنها در خدمت سفارش شدگان عوامل قدرت بوده اند و بیشتر سرمایه ها بدست هرم بالایی قدرت افتاده است. این بدین معناست که عملاً با فساد موجود در سیستم بانکی ، امکان ایجاد گشایش در اقتصاد از طریق این بانکها وجود ندارد.

همچنین با توجه به پاسخگو نبودن مافیای قدرت در برابر معوقات چند ساله، بانکها بدهی بالایی دارند که از بازپرداخت آن به بانک مرکزی سر باز زده اند. این حالت را می توان ورشکستگی بانک نامید.

از سوی دیگر خود دولت و همچنین دستگاههای بیمه هم ورشکسته هستند و این کلاف سر در گم از تعداد زیادی بنگاه دولتی و مافیایی ورشکسته تشکیل شده است که عوامل ثروتمند شده حاضر به پاسخگویی هم نیستند.

یکی دیگر از مشکلات دولت کاهش حقوق بگیران است. از میانه دهه هفتاد با وجود افزایش جمعیت جوان ، دولتها از استخدام نیرو سر باز زدند چون عملا نمی دانستند که از این همه نیروی جوان چه استفاده ای ببرند و استخدام دولتی بشدت کاهش یافت. طبیعی است که با کاهش استخدامها تعداد مالیات دهندگان و پرداخت کنندگان به صندوق بازنشستگی هم کاهش یافته است و به همین دلیل امروز تعداد بازنشستگان بسیار زیاد است در حالیکه تعداد کارمندان رسمی کاهش داشته و خروجی صندوق بازنشستگی بسیار بیش از ورودی آن است.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
همه ملت ها سقف آزادی دارند
سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد , با همت بلند مردمان سقف بلند میشود , در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود .
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله میشوند.
آن وقت سقف ها هی پایین تر و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند .
مردم نیز آزادی شان میشود یواشکی

و زندگی شان میشود جهنم!
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
مجري طرح دانه‌هاي روغني وزارت جهاد کشاورزی در نشست شوراي سياستگذاري دانه‌هاي روغني:

🔸انتقال دانش فني توليد دانه روغنی كلزا از كشور فرانسه به داخل، تامين و توزيع ۱۰۵۰ دستگاه كار شده دقيق توليد داخلي كلزا با قابليت كشت ۴-۲ كيلوگرم بذر در هكتار، تامين و تدارك ۸ هزار تن بذر، اجراي برنامه‌هاي آموزشي و ترويجي براي ترويج و توسعه كشت ارقام جديد و بكارگيري اصول صحيح مبارزه با آفات، بيماري ها و علف ‌هاي هرز و تغذيه مناسب از جمله اقدامات صورت گرفته در راستاي طرح افزايش توليد و خوداتكايي دانه‌هاي روغني در كشور بوده است.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
گاهی اوقات ما آنقدر برای حل یک مساله عجله داریم که فرصت نمی کنیم حتی مساله را درست تعریف کنیم و به گزینه ها فکر کنیم.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
پنج سبک مدیریتی ضد توسعه در ایران

بنا به اعلام رسمی در حال حاضر بیش از 440 هزار نفر به عنوان مدیر در دستگاههای اجرایی کشور اشتغال به کار دارند. این در حالی است که تعداد کارمندان کشور ژاپن با جمعیت 127 میلیونی جمعاً 300 هزار نفر است و ما در ایران با 75 میلیون جمعیت 1.5 برابر کل کارمندان ژاپن، فقط مدیر داریم!

با پوزش از مدیران متخصص، دلسوز و عاشق میهن، با وجدان، متعهد و لایق، خوانندگان گرامی را با سبک های مدیریتی زیان بار و خسارت آور آشنا می کنم.


١ - مدیران معامله گر و بی هویت.

مدیرانی هستند که از سبک پوشش تا طرز سخن گفتن خود را با گفتمان دولت ها تنظیم می کنند و دوری و نزدیکی به گروه ها و افراد ذی نفوذ سیاسی را با شامه قوی خود می سنجند که چه زمانی راهنمای چپ و چه زمانی راهنمای راست را بفشارند.

این تیپ مدیران از همه بیشتر تحول کشور را قفل می کنند. اخلاق، جوانمردی و پایبندی به قیود انسانی هرگز در قاموس این مدیران جایگاهی ندارد. این ها را باید دلالان سیاسی و اقتصادی نامید. برای ایشان هرگز مهم نیست چه کسی در رأس کار باشد. مهم تارهای در هم تنیده ای هست که روی آن می غلطند و از منابع و مزایای دولتی و بیت المال ارتزاق می کنند. وقتی پای اصلاح طلبی در میان باشد، ژست اصلاح طلبی می گیرند و وقتی اصول‌گرایی روی بورس باشد، گوی سبقت را از اصول‌گرایان می ربایند.

پیش چشم این جماعت معامله گر، دغدغه های اخلاقی، ملی و میهنی، پیشرفت کشور، جوانمردی و وطن پرستی خنده‌دار ترین واژگان است.
تنها دو چیز در نظر این مدیران مقدس است: ما باشیم و منافع ما برقرار باشد!


٢ - مدیران پاره وقت و از راه دور.

این دسته از مدیران اگر چه به اسم مدیر تام و تمام یک سازمان یا اداره هستند اما واقعیت چیز دیگری است. دو روز تدریس در دانشگاه، یک روز مشاور یک شرکت، دو روز سفر کاری! اینان سازمان خود را از راه دور اداره می کنند. این مدیران سعی می کنند سازمان را با ساعات حضور خود تنظیم کنند. گاهی از خود می پرسم در حکم کارگزینی این مدیران مگر فوق العاده مدیریت و سایر مزایا بابت «یک ماه کار تمام وقت» پرداخت نمی شود پس چگونه می پذیرند که نیمی از هفته را در محل خدمت نباشند و از این مزایا برخودار شوند؟


٣ - مديران قبیله ای و عشیره ای

این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری که فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.


٤ - مديران آکادمیک و غیر اجرایی.

این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.
نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.


٥ - مدیران ترسو و مطیع.

مدیرانی که می بینند و می‌دانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
✴️ هفت حوزه تخصصی برای نمایندگان شوراهای شهر از دید برنامه اسکان سازمان ملل متحد(HABITAT)


📌 هفت حوزه فعالیت تخصصی در بهبود وضعیت شهری و زیستگاه های انسانی که از طرف برنامه اسکان سازمان ملل (HABITAT) مورد توجه قرار گرفته است. کاندیداهای محترم حتما این موارد را مطالعه نمایند و تا اصل "تخصصی" بودن در مدیریت شهری را به طور شفاف درنظر داشته باشند:

✳️ هفت حوزه اصلی عبارتند از:

1⃣- قانونگذاری شهری، زمین و حکمروایی

بخش قانونگذاری شهری، زمین و حکمروایی ملل متحد بر راهکارهای بین المللی برای تمرکز زدایی، تقویت حکومتهای محلی و بهبود دسترسی به خدمات اساسی برای همه شهروندان را همراه با دربرگیرندگی اجتماعی و مشارکت مردمی متمرکز است و از سه زیر مجموعه:
الف- قانونگذاری شهری
ب- زمین و شبکه جهانی ابزار زمین
ج- حکمروایی محلی و تمرکز زدایی
تشکیل شده است.

2⃣- برنامه ریزی و طراحی شهری

بخش برنامه ریزی و طراحی شهری هبیتات ملل متحد، با بهره گیری از روش ها ، دستورالعمل ها و ابزارهای مناسب آزمایش شده در تمام سطوح و در جهت رشد و توسعه شهری، پایداری بهینه، افزایش کارآیی و تساوی حقوق به دولت ها و شهرها کمک می نماید و شامل واحدهای
الف- برنامه ریزی منطقه ای و کلانشهری
ب- برنامه ریزی، توسعه و طراحی شهرها
ج- تغییرات اقلیم
می شود.

3⃣- اقتصاد شهری

بخش اقتصاد شهری هبیتات ملل متحد، به ترویج سیاستها و راهبردهای شهری که منجر به تقویت توانمندی شهرها می شود، می پردازد تا از این طریق پتانسیل شهرها به عنوان محرک توسعه اقتصادی و عاملی در ایجاد ثروت و اشتغال را محقق سازند و شامل زیرمجموعه های:
الف- توسعه اقتصادی محلی
ب- تامین منابع مالی شهرداریها
ج- امور جوانان و ایجاد اشتغال
می باشد.

4⃣- خدمات زیربنایی شهری

بخش خدمات زیربنایی شهری هبیتات ملل متحد، بر تقویت سیاست ها و ساختارهای نهادی در جهت گسترش دسترسی عادلانه به خدمات اولیه شهری به خصوص برای اقشار کم درآمد تاکید دارد و از چهار دفتر:
الف- مواد زائد جامد (پسماندها)
ب- انرژی شهری
ج- جابجایی شهری
د- آبرسانی و بهداشت
تشکیل شده است.

5⃣- کاهش خطرپذیری و بازسازی

بخش کاهش خطرپذیری و بازسازی هبیتات ملل متحد، با استفاده از برنامه هایی چون پایدارسازی شهرها، بازسازی و ترمیم سکونتگاه ها (بعداز سوانح)، در راستای کاهش آسیب پذیری شهری و روستایی و واکنش به بحرانها فعالیت می کند. این بخش از واحدهای:
الف- بازیابی اسکان
ب- احیاء سرپناه
ج- کاهش خطرپذیری شهری
تشکیل شده است.

6⃣- مسکن و به سازی سکونتگاه های غیررسمی

بخش مسکن و بهسازی سکونتگاه های غیررسمی هبیتات ملل متحد با هدف افزایش دسترسی به مسکن مناسب، بهبود کیفیت زندگی در محلات زاغه نشین و سکونتگاه های غیررسمی و جلوگیری از ایحاد و رشد نمونه های جدید آن می باشد که از دو دفتر تشکیل شده:
الف: مسکن
ب: به سازی سکونتگاه های غیررسمی
تشکیل شده است.

7⃣- پژوهش های شهری و توانمندسازی
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
چه چیزی مشارکت نیست؟

مشارکت مردم در توسعه مفهوم پیچیده ای است که تعاریف ساده را بر نمی تابد. در اصل مشارکت دربردارنده تعهد وسیعی است بر طراحی مجدد فعالیت های نامتوازن توسعه به نحوی که شرایطی فراهم شود تا مردم بتوانند نقش فعالی در فرایند توسعه داشته باشند. در حالیکه در عمل، مشارکت مردم به شیوه های مختلفی تعبیر شده است. یکی از این مفاهیم مشارکت در مفهوم همکاری است که متأسفانه در بسیاری از مسائل دیده شده است که به عنوان مشارکت تعبیر می شود. اوکلی در این باره می گوید:
در کشورهای کمتر توسعه یافته، مردم شهرها و روستاها به طور داوطلبانه، یا در اثر برخی تحریکات و تشویقات توافق می کنند که با یک پروژه توسعه ای از بیرون طراحی شده، همکاری کنند. آنها از طریق ارائه نیروی کار یا سایر منابع همکاری می کنند و در عوض منافعی را دریافت می کنند. در اینجا یک مؤسسه خارجی اسپانسر مشارکت مردم شده است که این مؤسسه خارجی ممکن است دولت باشد یا یک سازمان متولی توسعه و در بسیاری از موارد این مشارکت به عنوان بخشی از ورودی یک برنامه، طراحی شده است. اگر چه مردم روستایی ممکن است در مفهوم همکاری، با برنامه، مشارکت کنند اما به ندرت در طراحی برنامه، کنترل و مدیریت آن دخالتی دارند.
چمبرز معتقد است که مشارکت افراد در برنامه های توسعه باید منجر به تغییر در روابط قدرت و رفتارها شود. طبق تعاریف و نظرات فوق متوجه می شویم که مشارکت اصولی را در بردارد که قابل چشم پوشی نیست. مشارکت فرایندی است که افراد جوامع محلی اعم از شهری و روستایی با گام نهادن داوطلبانه در آن به تدریج تبدیل به انسان هایی می شوند که نسبت به سرنوشت خویش و محیط پیرامون خود حساس هستند و با همدیگر برای بهبود آن تلاش می کنند. در چنین فرایندی افراد به مرور زمان پله هایی را با هم می پیمایند که منجر به توانمندی ایشان می شوند. افرادی که در این فرایند قرار می گیرند دیگر افرادی نیستند که در ابتدا بودند. آنها از افراد جدا از هم تبدیل به گروه هایی می شوند که با هم مرتبطند و بین آنها جریان تعامل مستمر برقرار می شود. این تعاملات باعث می شود اعتماد، صمیمیت و همکاری بین آنها بیشتر شود و سرمایه های اولیه لازم برای رشد و توسعه خود و اجتماع محلی شان از این طریق فراهم می شود و توسعه محلی برای آنها تبدیل به یک مسئله مشترک می گردد. برای حل این مسئله مشترک، همه افراد بنا به فراخور ظرفیت های خود مشارکت داوطلبانه می کند. این مشارکت داوطلبانه همان به اشتراک گذاری منابع و امکانات است که چمبرز نیز در تعریف مشارکت به آن اشاره می کند.
از سوی دیگر مشارکت مانند یک چرخه است. افراد در فرایند یادگیری توأم با عمل از تجربیات فردی و گروهی شان درس می گیرند و مرتب خود را به عنوان عاملان توسعه اصلاح می کنند و برنامه هایشان را با توان بیشتری به پیش می برند. حس تعلقی که از بودن در یک فرایند مشترک به افراد دست می دهد با تعاملات و پویایی های درون گروهی آنها بیشتر و بیشتر می شود و به تدریج جای خود را به حس عضویت در یک تشکل منسجم می دهد. بی شک گفت و شنود مستمر و ارزیابی منظم توان آن را به این گروه می دهد که بتوانند آزادانه نسبت به مسئله ای که با آن سر و کار دارند اظهار نظر کنند و آن را از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار دهند. بین راهکارها، اولویت های قابل انجام را انتخاب کنند و در فضایی ناشی از فهم و درک متقابل نسبت به یکدیگر و نسبت به موقعیتی که در آن قرار دارند آنها را عملی سازند. این بخش از مشارکت متضمن حق انتخاب و تصمیم گیری است. در واقع مشارکت باید منجر به شرایطی شود که افراد بتوانند در تصمیم گیری ها دخالت داشته باشند و این فرایند منجر به توانمندی آنها در تصمیم سازی شود. بنابراین وقتی با موقعیتی مواجه هستیم که متولیان توسعه معتقد به مشارکت مردم هستند اما می بینیم که افراد مشارکت کننده در تصمیم گیری ها دخالتی ندارند و فرایند مشارکت منجر به توانمندی آنها برای تصمیم گیری نشده است، بهتر است نسبت به درک صحیح این مفهوم به دیده تردید بنگریم.
اگر به تعریف اوکلی از مشارکت نه به مفهوم همکاری بلکه به مفهوم حق دخالت مردم در تصمیمات و مشارکت در طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه ها برگردیم در خواهیم یافت که مشارکت آن گونه که در بسیاری از طرح های توسعه ای در زمینه آموزش، بهداشت، کشاورزی، عمران و دیگر جنبه های زندگی مطرح است به مفهوم به کار گرفتن نیروی انسانی مردم محلی در مراحل اجرایی برنامه ها و پرداخت دستمزد به آنها در قبال وقت و انرژی صرف شده نیست. مشارکت مفهومی عمیق است که در طول زمان و با حضور تسهیلگران و متخصصان این امر امکانپذیر است.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید