آخرین آمارهای در حال بررسی از جانباختگان، مصدومان و بازداشتی های حوادث دی ماه ایران
https://www.instagram.com/p/DUyyd2OjyhA/?igsh=bW90c3h4NDQ3bm1k
https://www.instagram.com/p/DUyyd2OjyhA/?igsh=bW90c3h4NDQ3bm1k
Instagram
@hra.news
روز پنجاهم اعتراضات؛ تشدید پیگردهای امنیتی و استمرار ابهام در خصوص وضعیت بازداشتشدگان
خبرگزاری هرانا – بر پایه تازهترین دادههای تجمیعی هرانا تا پایان روز پنجاهم از آغاز اعتراضات، مجموع جانباختگان تأییدشده به ۷۰۱۵ نفر رسیده است. از این تعداد، ۶۵۰۸ نفر…
خبرگزاری هرانا – بر پایه تازهترین دادههای تجمیعی هرانا تا پایان روز پنجاهم از آغاز اعتراضات، مجموع جانباختگان تأییدشده به ۷۰۱۵ نفر رسیده است. از این تعداد، ۶۵۰۸ نفر…
Forwarded from عکس نگار
خیریه سیاه: فاطر صادق؛ یتیمخانهها و کارخانه تولید سرکوب
باور کنید هیچ جنایتی به صورت ناگهانی رخ نمیدهد. به این اسامی دقت کنید:
احمد وحید دستجردی
یحیی حسینی
مرتضی رضایی
جمال آبرومند
مسعود مهردادی
محسن سجادینیا (محمود سیف)
عیسی شریفی
اینها سرداران مافیای امنیتی، صاحبان هلدینگها، کاسبان تحریم و از همه مهمتر، رؤسا و مالکین «خیریه فاطر صادق» هستند.
باید بدانید که هیچ باتومی بیمقدمه بالا نمیرود و هیچ گلولهای بدون برنامهریزی شلیک نمیشود. همهچیز از سالها قبل طراحی شده است؛ از دوران کودکی، از بطن گرسنگی، تنهایی و یتیمی. در این ساختار، فقر تنها یک معضل اجتماعی نیست، بلکه مادهای خام، سرمایهای سیاسی و ابزاری برای حکمرانی است.
کودکِ فقیر در این سیستم، نه یک انسان، بلکه یک «پروژه بلندمدت امنیتی» تعریف میشود. ابتدا او را شناسایی و جذب میکنند و سپس تحت عناوینی فریبنده چون «رحمت»، «دین» و «کمک»، به یتیمخانهها، خیریهها و بنیادها انتقال میدهند. اما پشت این درهای بسته، فرآیند قتل شخصیت، احساس و آزادی آغاز میشود.
به کودک میآموزند: «تو بدون ما هیچ نیستی؛ تو مدیون و بدهکار مایی. اگر اطاعت کنی زنده میمانی و اگر بیندیشی، حذف خواهی شد.» این نخستین درس آنهاست: «درس بردگی». در این جغرافیا، یتیمخانهها نه کانون انسانیت، بلکه پادگانها و آموزشگاههای وفاداری و کارخانههای تولید نیروی سرکوب هستند.
بنیاد «فاطر صادق» نماد عریان این پروژه است. نامش «خیر» اما کارکردش «قدرت» است؛ نامش «خدا» اما ماهیتش «کنترل» است. این بنیاد یک خیریه ساده نیست؛ بلکه نقطه تلاقی امنیت، سرمایه و ایدئولوژی است. مکانی که فرماندهان، سرمایهداران و مدیران امنیتی نه از سر شفقت، بلکه بر اساس محاسبات دقیق، بر سر سرنوشت کودکان شریک میشوند.
در این بنیاد، کودک بازسازی و بازبرنامهریزی میشود. عواطفش زدوده، رحمش تضعیف و وجدانش خاموش میگردد تا «فرمان مقدس و غیرقابل پرسش» جایگزین آن شود. در اینجا به جای انسان بودن، ابزار بودن، سلاح بودن و «گوشت دمِ توپ» بودن را میآموزند. به او القا میکنند که زن یک تهدید، معترض یک دشمن و مردم مزاحم هستند؛ و تنها چیزی که اصالت دارد، «سیستم»، «مقامات بالا» و «دستور» است.
سالها میگذرد، آن کودک رشد میکند، لباس رزم میپوشد، اسلحه به دست میگیرد و ناگهان با نگاهی تهی و قلبی مرده، در برابر هموطن خود میایستد. آنگاه شما میپرسید: «چگونه ممکن است این فرد به زن، کودک و پیرمرد رحم نکند؟» پاسخ روشن است: چون او از کودکی به عنوان یک انسان پرورش نیافته، بلکه خروجیِ یک کارخانه بوده است.
«فاطر صادق» و نهادهای مشابه، کارخانههای تولید خشونت، اطاعت و موجودات بیروح هستند. آنها از یتیمی ارتش، از فقر باتوم و از تنهایی گلوله میسازند. این فعالیتها «خیرخواهانه» نیست، بلکه «جنایت سازمانیافته» است؛ جنایتی که با دعا آغاز و به شکنجه ختم میشود، با صدقه شروع و به قبرستان منتهی میگردد.
این سیستم نسلی بیسؤال و بیرحم پدید میآورد و سپس ریاکارانه میپرسد: «چرا جامعه بیمار و خشونتطلب شده است؟» علت مشخص است: شما انسانیت را پیش از مرگِ فیزیکی ترور کردید و کودکی را زندهبهگور نمودید.
فاطر صادق نماد فاجعهای است که نشان میدهد چگونه میتوان با نام خدا، یک نسل را نابود کرد و با نام دین، برده ساخت. سکوت در برابر این روند، نوعی همدستی و بیتفاوتی، شراکت در جنایت است. این موضوع تنها بحث چند کودک نیست، بلکه بحث آینده یک سرزمین است؛ اینکه آیا خواهان جامعهای انسانی هستیم یا ارتشی از بردهها؟ انتخاب با ماست: یا افشاگری، یا نابودی.
#پایگاه_خبری_جانبازان_جنگ_تحمیلی
@janbazanesabz
باور کنید هیچ جنایتی به صورت ناگهانی رخ نمیدهد. به این اسامی دقت کنید:
احمد وحید دستجردی
یحیی حسینی
مرتضی رضایی
جمال آبرومند
مسعود مهردادی
محسن سجادینیا (محمود سیف)
عیسی شریفی
اینها سرداران مافیای امنیتی، صاحبان هلدینگها، کاسبان تحریم و از همه مهمتر، رؤسا و مالکین «خیریه فاطر صادق» هستند.
باید بدانید که هیچ باتومی بیمقدمه بالا نمیرود و هیچ گلولهای بدون برنامهریزی شلیک نمیشود. همهچیز از سالها قبل طراحی شده است؛ از دوران کودکی، از بطن گرسنگی، تنهایی و یتیمی. در این ساختار، فقر تنها یک معضل اجتماعی نیست، بلکه مادهای خام، سرمایهای سیاسی و ابزاری برای حکمرانی است.
کودکِ فقیر در این سیستم، نه یک انسان، بلکه یک «پروژه بلندمدت امنیتی» تعریف میشود. ابتدا او را شناسایی و جذب میکنند و سپس تحت عناوینی فریبنده چون «رحمت»، «دین» و «کمک»، به یتیمخانهها، خیریهها و بنیادها انتقال میدهند. اما پشت این درهای بسته، فرآیند قتل شخصیت، احساس و آزادی آغاز میشود.
به کودک میآموزند: «تو بدون ما هیچ نیستی؛ تو مدیون و بدهکار مایی. اگر اطاعت کنی زنده میمانی و اگر بیندیشی، حذف خواهی شد.» این نخستین درس آنهاست: «درس بردگی». در این جغرافیا، یتیمخانهها نه کانون انسانیت، بلکه پادگانها و آموزشگاههای وفاداری و کارخانههای تولید نیروی سرکوب هستند.
بنیاد «فاطر صادق» نماد عریان این پروژه است. نامش «خیر» اما کارکردش «قدرت» است؛ نامش «خدا» اما ماهیتش «کنترل» است. این بنیاد یک خیریه ساده نیست؛ بلکه نقطه تلاقی امنیت، سرمایه و ایدئولوژی است. مکانی که فرماندهان، سرمایهداران و مدیران امنیتی نه از سر شفقت، بلکه بر اساس محاسبات دقیق، بر سر سرنوشت کودکان شریک میشوند.
در این بنیاد، کودک بازسازی و بازبرنامهریزی میشود. عواطفش زدوده، رحمش تضعیف و وجدانش خاموش میگردد تا «فرمان مقدس و غیرقابل پرسش» جایگزین آن شود. در اینجا به جای انسان بودن، ابزار بودن، سلاح بودن و «گوشت دمِ توپ» بودن را میآموزند. به او القا میکنند که زن یک تهدید، معترض یک دشمن و مردم مزاحم هستند؛ و تنها چیزی که اصالت دارد، «سیستم»، «مقامات بالا» و «دستور» است.
سالها میگذرد، آن کودک رشد میکند، لباس رزم میپوشد، اسلحه به دست میگیرد و ناگهان با نگاهی تهی و قلبی مرده، در برابر هموطن خود میایستد. آنگاه شما میپرسید: «چگونه ممکن است این فرد به زن، کودک و پیرمرد رحم نکند؟» پاسخ روشن است: چون او از کودکی به عنوان یک انسان پرورش نیافته، بلکه خروجیِ یک کارخانه بوده است.
«فاطر صادق» و نهادهای مشابه، کارخانههای تولید خشونت، اطاعت و موجودات بیروح هستند. آنها از یتیمی ارتش، از فقر باتوم و از تنهایی گلوله میسازند. این فعالیتها «خیرخواهانه» نیست، بلکه «جنایت سازمانیافته» است؛ جنایتی که با دعا آغاز و به شکنجه ختم میشود، با صدقه شروع و به قبرستان منتهی میگردد.
این سیستم نسلی بیسؤال و بیرحم پدید میآورد و سپس ریاکارانه میپرسد: «چرا جامعه بیمار و خشونتطلب شده است؟» علت مشخص است: شما انسانیت را پیش از مرگِ فیزیکی ترور کردید و کودکی را زندهبهگور نمودید.
فاطر صادق نماد فاجعهای است که نشان میدهد چگونه میتوان با نام خدا، یک نسل را نابود کرد و با نام دین، برده ساخت. سکوت در برابر این روند، نوعی همدستی و بیتفاوتی، شراکت در جنایت است. این موضوع تنها بحث چند کودک نیست، بلکه بحث آینده یک سرزمین است؛ اینکه آیا خواهان جامعهای انسانی هستیم یا ارتشی از بردهها؟ انتخاب با ماست: یا افشاگری، یا نابودی.
#پایگاه_خبری_جانبازان_جنگ_تحمیلی
@janbazanesabz
ارتباطات و رسانه Society, Communication & Media
خیریه سیاه: فاطر صادق؛ یتیمخانهها و کارخانه تولید سرکوب باور کنید هیچ جنایتی به صورت ناگهانی رخ نمیدهد. به این اسامی دقت کنید: احمد وحید دستجردی یحیی حسینی مرتضی رضایی جمال آبرومند مسعود مهردادی محسن سجادینیا (محمود سیف) عیسی شریفی اینها سرداران…
رد پاهای آدمکشان و تروریست های جمهوری اسلامی ...☝️☝️☝️
Forwarded from ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
مساله ما با حکومت ایران قهر و آشتی نیست، نه ما بچه نابالغیم و نه حکومت پدر و قیم ما که از روش بچه داریش ناراضی باشیم و قهر کرده باشیم: این حکومت چند دهه است مملکت را دچار بحران های متعدد اقتصادی، سیاسی اجتماعی زیست محیطی فرهنگی و … کرده که هر از گاهی به انفجار اعتراض می انجامد و در جواب اعتراضات، حق به جانب کشتار می کند، این حکومت، موجودیتی مافیایی و قاتل است. تا زمانی که روال سیستم، کشتار و سرکوب مردم باشد (از هشتاد و هشت به بعد در همه دولت ها چه اصلاح طلب چه اصولگرا کشتار حادث شده پس فرقی ندارد) همکاری با آن باید قطع شود. فقط مشکل این است که حکومت روی اکثر بخش های اقتصادی سایه انداخته تعداد زیادی از ملت را نانخور خودش کرده و همگان امکان قطع کارکردن را ندارند، لااقل باید با مناسبت ها و جشن های کوچک و بزرگش قطع رابطه کرد و خصوصا این کمترین انتظار از آدمهای فرهنگی و هنرمندان و روشنفکران جامعه است.
این که در مراسم شرکت کنیم و در آن غری بزنیم، مثلا نقدی کنیم، به نعل و به میخ بزنیم، رندگویی کنیم شامورتی بازی است. تایید و تثبیت چارچوب ساختار کشتار است. دانش اموز که بودیم یک تست معروف در مبحث مجموعه ها یادمان داده بودند:
کدام یک از اینها یک مجموعه تهی است :
الف- {} ب- {۰}
بعضی ها به غلط ، جواب ب را انتخاب می کردند، چون داخل آن عدد «صفر» را می دیدند و آن را به عنوان هیچ بودن مجموعه در نظر می گرفتند در حالی که خود آن صفر، آکولاد را از تهی بودن نجات داده است.
پس مسأله ساده است ؛ مجموعه جمهوری اسلامی را باید تهی کرد (به آن سمت رفت). جز این گزینه، غلط است.
این که در مراسم شرکت کنیم و در آن غری بزنیم، مثلا نقدی کنیم، به نعل و به میخ بزنیم، رندگویی کنیم شامورتی بازی است. تایید و تثبیت چارچوب ساختار کشتار است. دانش اموز که بودیم یک تست معروف در مبحث مجموعه ها یادمان داده بودند:
کدام یک از اینها یک مجموعه تهی است :
الف- {} ب- {۰}
بعضی ها به غلط ، جواب ب را انتخاب می کردند، چون داخل آن عدد «صفر» را می دیدند و آن را به عنوان هیچ بودن مجموعه در نظر می گرفتند در حالی که خود آن صفر، آکولاد را از تهی بودن نجات داده است.
پس مسأله ساده است ؛ مجموعه جمهوری اسلامی را باید تهی کرد (به آن سمت رفت). جز این گزینه، غلط است.
👍1
Forwarded from تحلیل زمانه
🔹 رضا پهلوی نگفته هرکس طرفدار من نیست یا مجاهد است یا تجزیهطلب
🔹در رسانهها و شبکههای اجتماعی ادعا شده که شاهزاده رضا پهلوی گفته «هرکس با من نیست، یا تجزیهطلب است یا اصلاحطلب حکومتی یا مجاهد».
🔹این ادعا نادرست است و چنین برداشتی از سخنان او دقیق و صحیح نیست.
🔹در کنفرانس خبری آقای پهلوی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، او در پاسخ به خبرنگار بیبیسی گفت ۱۰۰ درصد مردم طرفدار او نیستند و تصریح کرد برخی گروهها مانند «تجزیهطلبان، اصلاحطلبان حکومتی و مجاهدین خلق» را نمایندگی نمیکند، چون به «چهار اصل» مورد اشارهاش پایبند نیستند.
🔹او جملهای به این صورت که «همه پشت من هستند غیر از آنهایی که تجزیهطلبند و اصلاحطلبند و مجاهدند» بیان نکرد. همچنین حرفی نزد که برخلاف گفته برخی افراد در رسانهها بتوان از آن برداشت کرد که: «هر کس طرفدار من نیست یا مجاهد است یا تجزیهطلب».
🔹بررسی متن کامل پاسخ نشان میدهد رضا پهلوی یک معیار تعریف میکند (پایبندی به چهار اصل) و سپس چند نمونه از گروههایی را که خود را نمایندهشان نمیداند ذکر میکند؛ این از نظر منطقی به معنی آن نیست که «هرکس با او نیست حتما یکی از همان گروههاست». تفاوت اصلی میان «مرزبندی بر اساس یک معیار اعلامشده» و «نسبت دادن همه مخالفان به چند گروه مشخص» است؛ برداشت دوم در متن سخنان او وجود ندارد.
🔹بنابراین این ادعا که «رضا پهلوی گفته هرکس با من نیست، یا تجزیهطلب است یا اصلاحطلب حکومتی یا مجاهد»، از فکتنامه نشان «نادرست» میگیرد.
👈 در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
🔹در رسانهها و شبکههای اجتماعی ادعا شده که شاهزاده رضا پهلوی گفته «هرکس با من نیست، یا تجزیهطلب است یا اصلاحطلب حکومتی یا مجاهد».
🔹این ادعا نادرست است و چنین برداشتی از سخنان او دقیق و صحیح نیست.
🔹در کنفرانس خبری آقای پهلوی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، او در پاسخ به خبرنگار بیبیسی گفت ۱۰۰ درصد مردم طرفدار او نیستند و تصریح کرد برخی گروهها مانند «تجزیهطلبان، اصلاحطلبان حکومتی و مجاهدین خلق» را نمایندگی نمیکند، چون به «چهار اصل» مورد اشارهاش پایبند نیستند.
🔹او جملهای به این صورت که «همه پشت من هستند غیر از آنهایی که تجزیهطلبند و اصلاحطلبند و مجاهدند» بیان نکرد. همچنین حرفی نزد که برخلاف گفته برخی افراد در رسانهها بتوان از آن برداشت کرد که: «هر کس طرفدار من نیست یا مجاهد است یا تجزیهطلب».
🔹بررسی متن کامل پاسخ نشان میدهد رضا پهلوی یک معیار تعریف میکند (پایبندی به چهار اصل) و سپس چند نمونه از گروههایی را که خود را نمایندهشان نمیداند ذکر میکند؛ این از نظر منطقی به معنی آن نیست که «هرکس با او نیست حتما یکی از همان گروههاست». تفاوت اصلی میان «مرزبندی بر اساس یک معیار اعلامشده» و «نسبت دادن همه مخالفان به چند گروه مشخص» است؛ برداشت دوم در متن سخنان او وجود ندارد.
🔹بنابراین این ادعا که «رضا پهلوی گفته هرکس با من نیست، یا تجزیهطلب است یا اصلاحطلب حکومتی یا مجاهد»، از فکتنامه نشان «نادرست» میگیرد.
👈 در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
❤1
ورود به زندگی شخصی افراد، نقد سیاسی نیست. بلکه کاری غیراخلاقی ست
https://www.instagram.com/reel/DU1mG_cEboJ/?igsh=d3BhMDZ2MHY0YnM2
https://www.instagram.com/reel/DU1mG_cEboJ/?igsh=d3BhMDZ2MHY0YnM2
Instagram
@amirhosseinmodabbernia
زندگی خصوصی رقیب سیاسی به ما ربطی ندارد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی #قتل_عام_۱۴۰۴ #آزادی #از_دموکراسی_بگو
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی #قتل_عام_۱۴۰۴ #آزادی #از_دموکراسی_بگو
Forwarded from ✂️ روبات امنیت فوروارد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آقای قاضیزاده اینجا حجت رو تموم میکنه بر این پستفطرتهای فرومایهای که اینطور وقیحانه خونشوری میکنند. حتما این فایل صوتی گوش کنید
#نکته_یادآوری_مهم
این فایل را هر شرافتمندی باید دارد که گوش کند ..
اگر میخواستم همچون روال سابق سخن بگویم من هم نود درصد, همین مطالب را می گفتم...
درود به شرفت آقای قاضی زاده
🖌شب شکن
#نکته_یادآوری_مهم
این فایل را هر شرافتمندی باید دارد که گوش کند ..
اگر میخواستم همچون روال سابق سخن بگویم من هم نود درصد, همین مطالب را می گفتم...
درود به شرفت آقای قاضی زاده
🖌شب شکن
محمدجواد تاجیک مدیرعامل بهشت زهرا:
به 70 درصد پیکرها تیر خلاص زدند
https://www.asriran.com/fa/news/1142491/
به 70 درصد پیکرها تیر خلاص زدند
https://www.asriran.com/fa/news/1142491/
عصر ایران
مدیرعامل بهشت زهرا: تروریستها و کسانی که مسلح بودند به 70 درصد پیکرها تیر خلاص زدند/ درخواست «پول تیر» از خانواده کشته شدگان دروغ…
مدیرعامل بهشت زهرا شایعات مربوط به دفنهای دستهجمعی را رد کرد و گفت تمامی دفنها طبق ضوابط قانونی انجام شده و هر متوفی دارای پرونده و محل دفن مشخص است.
هیچکس جنگ را دوست ندارد، اما با آدمکش ها و اسلحه به دستان بی منطق و مزدور، فقط باید با "قدرت" و "زور" مواجه شد ...
در این مسیر، دو تجربه زیر از این روزهای ایران عزیز هم در مورد "جنگ" قابل توجه است:
✅ از جنگ نترسید، در هیچ جنگی توی بیمارستان ها به زخمیها تیر خلاص نمیزنند ...
✅ جنگ خیلی ترسناکه؛
میگن سربازهای آمریکایی میان تو خیابون، حیدر حیدر میکنن و مردم رو با دوشکا به رگبار میبندن ...
در این مسیر، دو تجربه زیر از این روزهای ایران عزیز هم در مورد "جنگ" قابل توجه است:
✅ از جنگ نترسید، در هیچ جنگی توی بیمارستان ها به زخمیها تیر خلاص نمیزنند ...
✅ جنگ خیلی ترسناکه؛
میگن سربازهای آمریکایی میان تو خیابون، حیدر حیدر میکنن و مردم رو با دوشکا به رگبار میبندن ...
👎2👌2
خطاب به متدینان و باورمندان واقعی به تشیع
👍2👎2
Forwarded from Daily News || دیلی نیوز
👤اردشیر امیرارجمند مشاور میرحسین موسوی در ایکس نوشت:
🔹مدیر عامل بهشت زهرا تایید کرده است که به پیکر ۷۰٪ از مجروحان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی #تیر_خلاص زده شده. پس دستور صریح بود است که معترضانِ مجروح نباید زنده بمانند. آقای پزشکیان پاسخ دهد که آمرین ومامورین چه کسانی هستند. لازم نیست نه «گردن» بدهید و نه «دست»، فقط شفاف پاسخِ مستند دهید.
🔹بدون مدرک و سند، انتساب این جنایت فجیع به «تروریست ها و اشرار … » وجدان هیچ انسان منصف و عقل سلیمی را قانع نمی کند و «نظام» به مانند گذشته همچنان متهم اصلی است.
🔴 فراموش نشود کتمان واقعیت مشارکت در جنایت است.
🔺قبول کنید که این چنین نظامی نه اصلاح پذیر است و نه ذرهای مشروعیت دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎1😢1
Forwarded from عکس نگار
💚🤍❤️از سوگ تا آزادی💚🤍❤️
در دیماه ۱۴۰۴، خانوادههای جانباختگان خیزش ملت ایران، معنای تازهای به «عزا» بخشیدند؛ عزایی که خم نشد، نشکست و به تاریکی تن نداد. آنان سوگ را از انفعال بیرون کشیدند و به قامت یک ایستادگی ملی برافراشتند؛ عزاداریای که مقصدش آزادی بود، نه فرو رفتن در ماتم.
در این بزرگداشتها، اشک با آگاهی درآمیخت. شعر خوانده شد، اما نه برای تسلیم؛ برای تداوم راه. موسیقی و سرودهای حماسی طنین انداخت تا نام جانباختگان در حافظه جمعی حک شود. دستها به تشویق برخاست، پاها به رقص درآمد؛ نه از سر غفلت، که به نشانه زندگی، کرامت و امتناع از مرگپرستی. این آیینها اعلام کرد که خون، اگر به آزادی گره بخورد، خاموش نمیشود.
سخنرانی پدران، مادران، خواهران و برادران، ستون اخلاقی این مراسمها بود؛ بیتعارف اما از سر خشم مسوولانه. آنان با صدایی آرام و استوار تأکید کردند که فرزندانشان مسیر را آگاهانه برگزیدند؛ مسیر رهایی، کرامت انسانی و آزادی میهن.
روایتهایشان سوگ را به مسئولیت بدل کرد و اندوه را به تعهد.
در این عزاداریها، خشم کور جای خود را به خشم آگاهانه داد؛ خشمی که در قالب تصمیمی جدی برای تغییر شرایط ایران متبلور شد. این تصمیم، نه هیجانی گذرا، که عهدی روشن بود: عبور از چرخه خشونت، انتخاب مسیر درست و دقیق برای رهایی، و ساختن آیندهای که در آن جان انسان ابزار سیاست نباشد.
مؤلفههای برجسته این آیینها روشن بود:
پاسداشت شأن انسانی جانباختگان، نه بهرهبرداری احساسی از نام آنان.
تأکید بر آزادی بهعنوان افق مشترک ملی.
جایگزینی سوگِ منفعل با ارادهای فعال برای تغییر.
ترجیح عدالت بر انتقام، و مسئولیتپذیری بر هیجان.
دعوت به همبستگی و تصمیم جمعی برای ساختن ایرانی آزاد و شرافتمند.
دیماه ۱۴۰۴ فقط یادآور فقدان نبود؛ لحظهای بود که خانوادهها نشان دادند میتوان همزمان اندوهگین و استوار بود، میتوان گریست و در عین حال انتخابی بزرگتر کرد. آنان سوگ را به سوخت حرکت بدل کردند و با عزاداری عزتمندانهشان اعلام کردند: این راه به آزادی ختم خواهد شد، زیرا بر کرامت انسان بنا شده است.
امیر سپنجی
@SCMEDIA
From Grief to Freedom💚🤍❤️
In January 2026, the families of those killed in Iran’s national uprising gave new meaning to mourning — a mourning that did not bow, did not break, and did not surrender to darkness. They lifted grief out of paralysis and raised it to the stature of national dignity. Their ceremonies were not about remaining in sorrow; they were about moving toward freedom.
In these commemorations, tears were joined with awareness. Poetry was recited — not in resignation, but in continuation of the path. Music and epic songs echoed so that the names of the fallen would be engraved in collective memory. Hands rose in applause. Feet moved in dance — not out of denial, but as an affirmation of life, dignity, and a refusal to glorify death. These gatherings declared a simple truth: when blood is tied to freedom, it does not fade.
The speeches of fathers, mothers, sisters, and brothers formed the moral spine of these ceremonies — free of hatred, yet free of compromise. With calm and unwavering voices, they affirmed that their loved ones chose their path consciously: the path of liberation, human dignity, and the freedom of their homeland. Their words transformed grief into responsibility and sorrow into commitment.
In these dignified acts of mourning, blind rage gave way to conscious resolve — a serious, collective decision to change Iran’s conditions. This was not fleeting emotion; it was a covenant. A decision to break the cycle of violence, to choose a precise and principled path toward liberation, and to build a future where human life is never again sacrificed to power.
These ceremonies made their message unmistakable: justice, not revenge. Freedom, not submission. Unity, not fragmentation.
January 2026 will not be remembered only for loss. It will be remembered as the moment when grief became determination — and mourning became a declaration that the road ahead leads to freedom.
Amir Sepanji
#از_سوگ_تا_آزادی #دی۱۴۰۴ #ایران_آزاد #عدالت_نه_انتقام
#FromGriefToFreedom
#R2P4IRAN #IranRevolution2026 #StandWithIran #JusticeForIran
@SCMEDIA
در دیماه ۱۴۰۴، خانوادههای جانباختگان خیزش ملت ایران، معنای تازهای به «عزا» بخشیدند؛ عزایی که خم نشد، نشکست و به تاریکی تن نداد. آنان سوگ را از انفعال بیرون کشیدند و به قامت یک ایستادگی ملی برافراشتند؛ عزاداریای که مقصدش آزادی بود، نه فرو رفتن در ماتم.
در این بزرگداشتها، اشک با آگاهی درآمیخت. شعر خوانده شد، اما نه برای تسلیم؛ برای تداوم راه. موسیقی و سرودهای حماسی طنین انداخت تا نام جانباختگان در حافظه جمعی حک شود. دستها به تشویق برخاست، پاها به رقص درآمد؛ نه از سر غفلت، که به نشانه زندگی، کرامت و امتناع از مرگپرستی. این آیینها اعلام کرد که خون، اگر به آزادی گره بخورد، خاموش نمیشود.
سخنرانی پدران، مادران، خواهران و برادران، ستون اخلاقی این مراسمها بود؛ بیتعارف اما از سر خشم مسوولانه. آنان با صدایی آرام و استوار تأکید کردند که فرزندانشان مسیر را آگاهانه برگزیدند؛ مسیر رهایی، کرامت انسانی و آزادی میهن.
روایتهایشان سوگ را به مسئولیت بدل کرد و اندوه را به تعهد.
در این عزاداریها، خشم کور جای خود را به خشم آگاهانه داد؛ خشمی که در قالب تصمیمی جدی برای تغییر شرایط ایران متبلور شد. این تصمیم، نه هیجانی گذرا، که عهدی روشن بود: عبور از چرخه خشونت، انتخاب مسیر درست و دقیق برای رهایی، و ساختن آیندهای که در آن جان انسان ابزار سیاست نباشد.
مؤلفههای برجسته این آیینها روشن بود:
پاسداشت شأن انسانی جانباختگان، نه بهرهبرداری احساسی از نام آنان.
تأکید بر آزادی بهعنوان افق مشترک ملی.
جایگزینی سوگِ منفعل با ارادهای فعال برای تغییر.
ترجیح عدالت بر انتقام، و مسئولیتپذیری بر هیجان.
دعوت به همبستگی و تصمیم جمعی برای ساختن ایرانی آزاد و شرافتمند.
دیماه ۱۴۰۴ فقط یادآور فقدان نبود؛ لحظهای بود که خانوادهها نشان دادند میتوان همزمان اندوهگین و استوار بود، میتوان گریست و در عین حال انتخابی بزرگتر کرد. آنان سوگ را به سوخت حرکت بدل کردند و با عزاداری عزتمندانهشان اعلام کردند: این راه به آزادی ختم خواهد شد، زیرا بر کرامت انسان بنا شده است.
امیر سپنجی
@SCMEDIA
From Grief to Freedom💚🤍❤️
In January 2026, the families of those killed in Iran’s national uprising gave new meaning to mourning — a mourning that did not bow, did not break, and did not surrender to darkness. They lifted grief out of paralysis and raised it to the stature of national dignity. Their ceremonies were not about remaining in sorrow; they were about moving toward freedom.
In these commemorations, tears were joined with awareness. Poetry was recited — not in resignation, but in continuation of the path. Music and epic songs echoed so that the names of the fallen would be engraved in collective memory. Hands rose in applause. Feet moved in dance — not out of denial, but as an affirmation of life, dignity, and a refusal to glorify death. These gatherings declared a simple truth: when blood is tied to freedom, it does not fade.
The speeches of fathers, mothers, sisters, and brothers formed the moral spine of these ceremonies — free of hatred, yet free of compromise. With calm and unwavering voices, they affirmed that their loved ones chose their path consciously: the path of liberation, human dignity, and the freedom of their homeland. Their words transformed grief into responsibility and sorrow into commitment.
In these dignified acts of mourning, blind rage gave way to conscious resolve — a serious, collective decision to change Iran’s conditions. This was not fleeting emotion; it was a covenant. A decision to break the cycle of violence, to choose a precise and principled path toward liberation, and to build a future where human life is never again sacrificed to power.
These ceremonies made their message unmistakable: justice, not revenge. Freedom, not submission. Unity, not fragmentation.
January 2026 will not be remembered only for loss. It will be remembered as the moment when grief became determination — and mourning became a declaration that the road ahead leads to freedom.
Amir Sepanji
#از_سوگ_تا_آزادی #دی۱۴۰۴ #ایران_آزاد #عدالت_نه_انتقام
#FromGriefToFreedom
#R2P4IRAN #IranRevolution2026 #StandWithIran #JusticeForIran
@SCMEDIA
❤2👍1
ارتباطات و رسانه Society, Communication & Media pinned « 💚🤍❤️از سوگ تا آزادی💚🤍❤️ در دیماه ۱۴۰۴، خانوادههای جانباختگان خیزش ملت ایران، معنای تازهای به «عزا» بخشیدند؛ عزایی که خم نشد، نشکست و به تاریکی تن نداد. آنان سوگ را از انفعال بیرون کشیدند و به قامت یک ایستادگی ملی برافراشتند؛ عزاداریای که مقصدش آزادی…»
✅ مساله امروز ایران: گذار، نه جدال بر سر آینده
همه میدانیم ساختار ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به بنبست رسیده است.
سؤال اما این است: در این وضعیت ملتهب چه باید کرد؟
بخش مهمی از مخالفان، بهجای ارائه راهکار عملی، تنها کسی را که قدمی جلو گذاشته نقد میکنند.
نقد، حق همه است؛ اما نقد بدون بدیل عملی، در لحظه بحران، کمکی به عبور از وضعیت نمیکند و انرژی جمعی را فرسوده میسازد.
🔹 یک تفکیک ضروری:
نقش یک فرد در «مدیریت گذار» با تعیین شکل نظام آینده متفاوت است.
دفاع از نقش سیاسی "رضا پهلوی"،
به معنای تحمیل پادشاهی نیست.
بحث این است که چه کسی امروز:
- برند ملی شناختهشده دارد
- قابلیت اتصال داخل و خارج را دارد
- میتواند نیروهای متکثر مخالف را حول حداقل مشترک «عبور از جمهوری اسلامی» جمع کند.
در سیاستِ بحران، «برند» شوخی نیست؛ سرمایه نمادین و امکان بسیج است.
در گذار اسپانیا نقش "خوان کارلوس اول"، از سر نوستالژی نبود؛ از سر کارکرد بود.
تجربه کشورهایی که با خلأ رهبری وارد فروپاشی شدند نیز نشان داده هزینه نداشتن چهرهای با قابلیت اجماع، گاه از ریسک داشتن او بیشتر است.
🔹 پرسش روشن از منتقدان:
- اگر نه او، چه کسی؟
- اگر نه اکنون، چه زمانی و با چه سازوکاری؟
مخالفت سیاسی محترم است؛
اما بیعملیِ مزین به فرهیختگی، راهبرد نیست.
در لحظه تاریخیِ گذار، تکثر طبیعی است، اما پراکندگیِ بیهدف، سرمایه اجتماعی را تحلیل میبرد.
🔹 ضرورت اتحاد و حفظ انرژی ملی:
گذار موفق نیازمند همدلی، تمرکز و حداقلهای مشترک است.
اختلاف بر سر مدل آینده را میتوان به صندوق رأی سپرد؛
اما عبور از ساختار سرکوب، نیازمند همگرایی امروز است.
فرسایش درونی اپوزیسیون، بزرگترین هدیه به تداوم وضع موجود است.
حفظ انرژی جمعی و تبدیل آن به نیروی همافزا، شرط عقلانیت سیاسی است.
🔹 گذار، بدون شمول ملی ممکن نیست:
ایران آینده متعلق به همه شهروندان است.
حفظ تمامیت ارضی ایران و برابری حقوقی همه ایرانیان، فارغ از قومیت، مذهب و زبان، اصل غیرقابلچانهزنی است.
اختلافات تاریخی و زخمهای گذشته باید در چارچوب عدالت انتقالی و سازوکارهای قانونیِ آینده بررسی شود، نه در میانه بحران سیاسی.
کرد، بلوچ، ترک، عرب، فارس و همه اقوام ایران، شریک برابر در ساختن فردای کشورند.
گذار موفق بدون مشارکت و اعتماد همه این اجزا ممکن نیست.
🔹 اصل بنیادین:
مساله امروز پادشاهی یا جمهوری نیست.
مساله این است:
- ساختار سرکوب کنار برود
- دولت موقت غیرایدئولوژیک شکل بگیرد
- رفراندوم آزاد با نظارت بینالمللی برگزار شود.
اگر رفراندوم تضمین شود، پذیرش نقش یک چهره در دوران گذار به معنای تعیین نتیجه از پیش نیست.
✅ در سیاست، گاه عقلانیت یعنی استفاده از ظرفیت موجود برای ایجاد همگرایی، نه انتظار برای گزینهای بینقص.
#گذار #ایران
امیر سپنجی
@SCMEDIA
همه میدانیم ساختار ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به بنبست رسیده است.
سؤال اما این است: در این وضعیت ملتهب چه باید کرد؟
بخش مهمی از مخالفان، بهجای ارائه راهکار عملی، تنها کسی را که قدمی جلو گذاشته نقد میکنند.
نقد، حق همه است؛ اما نقد بدون بدیل عملی، در لحظه بحران، کمکی به عبور از وضعیت نمیکند و انرژی جمعی را فرسوده میسازد.
🔹 یک تفکیک ضروری:
نقش یک فرد در «مدیریت گذار» با تعیین شکل نظام آینده متفاوت است.
دفاع از نقش سیاسی "رضا پهلوی"،
به معنای تحمیل پادشاهی نیست.
بحث این است که چه کسی امروز:
- برند ملی شناختهشده دارد
- قابلیت اتصال داخل و خارج را دارد
- میتواند نیروهای متکثر مخالف را حول حداقل مشترک «عبور از جمهوری اسلامی» جمع کند.
در سیاستِ بحران، «برند» شوخی نیست؛ سرمایه نمادین و امکان بسیج است.
در گذار اسپانیا نقش "خوان کارلوس اول"، از سر نوستالژی نبود؛ از سر کارکرد بود.
تجربه کشورهایی که با خلأ رهبری وارد فروپاشی شدند نیز نشان داده هزینه نداشتن چهرهای با قابلیت اجماع، گاه از ریسک داشتن او بیشتر است.
🔹 پرسش روشن از منتقدان:
- اگر نه او، چه کسی؟
- اگر نه اکنون، چه زمانی و با چه سازوکاری؟
مخالفت سیاسی محترم است؛
اما بیعملیِ مزین به فرهیختگی، راهبرد نیست.
در لحظه تاریخیِ گذار، تکثر طبیعی است، اما پراکندگیِ بیهدف، سرمایه اجتماعی را تحلیل میبرد.
🔹 ضرورت اتحاد و حفظ انرژی ملی:
گذار موفق نیازمند همدلی، تمرکز و حداقلهای مشترک است.
اختلاف بر سر مدل آینده را میتوان به صندوق رأی سپرد؛
اما عبور از ساختار سرکوب، نیازمند همگرایی امروز است.
فرسایش درونی اپوزیسیون، بزرگترین هدیه به تداوم وضع موجود است.
حفظ انرژی جمعی و تبدیل آن به نیروی همافزا، شرط عقلانیت سیاسی است.
🔹 گذار، بدون شمول ملی ممکن نیست:
ایران آینده متعلق به همه شهروندان است.
حفظ تمامیت ارضی ایران و برابری حقوقی همه ایرانیان، فارغ از قومیت، مذهب و زبان، اصل غیرقابلچانهزنی است.
اختلافات تاریخی و زخمهای گذشته باید در چارچوب عدالت انتقالی و سازوکارهای قانونیِ آینده بررسی شود، نه در میانه بحران سیاسی.
کرد، بلوچ، ترک، عرب، فارس و همه اقوام ایران، شریک برابر در ساختن فردای کشورند.
گذار موفق بدون مشارکت و اعتماد همه این اجزا ممکن نیست.
🔹 اصل بنیادین:
مساله امروز پادشاهی یا جمهوری نیست.
مساله این است:
- ساختار سرکوب کنار برود
- دولت موقت غیرایدئولوژیک شکل بگیرد
- رفراندوم آزاد با نظارت بینالمللی برگزار شود.
اگر رفراندوم تضمین شود، پذیرش نقش یک چهره در دوران گذار به معنای تعیین نتیجه از پیش نیست.
✅ در سیاست، گاه عقلانیت یعنی استفاده از ظرفیت موجود برای ایجاد همگرایی، نه انتظار برای گزینهای بینقص.
#گذار #ایران
امیر سپنجی
@SCMEDIA
❤2👎1