شامات ا سعید غفاری ا – Telegram
شامات ا سعید غفاری ا
1.61K subscribers
4.55K photos
1.49K videos
51 files
1.55K links
ساکن حاشیه ضاحیه > ناظر طریق مطار

دانش اموخته ی رسانه و آینده پژوهی


| سعیدغفاری |
@SHAMAT94


|||جهت ارسال نظرات و ارتباط.........................

https://news.1rj.ru/str/s_ghaff
Download Telegram
@SHAMAT94📍

⚛️ عبور از خط قرمز؛ دو درام سوری تاریخ و زندان را روایت می‌کنند

ماه رمضان ۱۴۰۵ شاهد یک روند جدید در تولیدات نمایشی سوریه است. دو سریال «السوریون الأعداء» و «الخروج إلى البئر» در صدر آثاری قرار دارند که به شکلی مستقیم و بی‌پرده به صفحات تاریخ معاصر این کشور – البته با نگاه دولت جولانی -می‌پردازند، حرکتی که می توان انرا نشان از تحولی در فضای هنری سوریه قلمداد نمود.
🔸السوریون الأعداء: بازخوانی انتقادی سه نسل
این سریال که اقتباسی از رمان پرفروش فواز حداد است و کارگردانی آن را اللیث حجو بر عهده دارد، تحولات جامعه سوری را در سه مقطع تاریخی حساس زیر ذره‌بین می‌برد. ( رمان فواز حداد با نام دشمنان سوریه أعداء السوريين از کشتار و درگیری در شهر حماة ۱۹۸۲ آغاز می‌شود؛ کشتار گسترده‌ای که در این شهر انجام شد و به‌صورت زخمی تاریخی در حافظه جمعی باقی مانده است. روایت سپس به‌صورت تدریجی تا دهه‌های بعد پیش می‌آید و به فضای «سوریه اسد» و سرانجام به روزهای آغاز انقلاب ۲۰۱۱ و شعار «الشعب یرید إسقاط النظام» می‌رسد.
این اثر با بازی بازیگران سرشناسی چون بسام کوسا و سلوم حداد، نه به دنبال روایتی رسمی، بلکه در پی کالبدشکافی لایه‌های پنهان تاریخ و تأثیر آن بر هویت امروز شهروندان سوری است.
🔸الخروج إلى البئر: شهادتی بر روی آنتن
اما جسورانه‌ترین پروژه این فصل بدون شک سریال «الخروج إلى البئر» است. این درام که ادعا می شود بر اساس شواهد و اسناد واقعی ساخته شده، مستقیماً به فضای زندان صیدنیا و تراژدی به اصطلاح نافرمانی ۲۰۰۷» می‌پردازد. نویسندگی سامر رضوان و بازیگری چهره‌هایی مانند جمال سلیمان ـ که پس از سال‌ها دوری به صحنه بازگشته ـ عمق و وزن این کار را نشان می‌دهد. گفته می شود این سریال روایتی انسانی و بی‌واسطه از رنج بازداشت شدگان ارائه می‌کند.

🔹ظهور یک پارادایم جدید
روندی که این دو اثر نماد آن هستند، نشان‌دهنده چند تحول کلیدی است:
۱. شکستن تابوها: موضوعاتی مانند زندان‌ها، دوره‌های خاص تاریخی و نهادهای امنیتی که پیشتر خط‌قرمز محسوب می‌شدند، اکنون محور اصلی داستان شده‌اند.
۲. تاریخ از نگاه مردم: این آثار به جای روایت رسمی، بر تجربه زیسته افراد عادی، حافظه جمعی و نقد اجتماعی متمرکزند.
۳. واکنش به مطالبات جامعه: این تولیدات پاسخی هنری به نیاز گسترده برای بازخوانی گذشته، بحث درباره حقیقت و پرداختن به زخم‌های جمعی است که سال‌ها مسکوت مانده بود.
🔺پ.ن :
ظهور همزمان آثاری چون «السوریون الأعداء» و «الخروج إلى البئر» در جدول پخش رمضان، تنها یک اتفاق هنری نیست؛ بلکه نشانگر آغاز فصل تازه‌ای در بیان هنری سوریه است. فصلی که در آن دوربین به جای پرهیز، مستقیم به سوژه‌هایی خیره شده که سال‌ها در سایه بودند. موفقیت یا حاشیه‌سازی حول این آثار، و التزام به واقعیت و پر هیز از جهت گیریهایی که دولت خود خوانده جولانی فعلا آنرا هدایت می کند، آینده این مسیر را تعیین خواهد کرد.
Forwarded from مطالعات عراق
🔺 واکنش ساوایا به مخالفت ترامپ با نخست‌وزیری مالکی

مارک ساوایا، فرستاده ویژه ترامپ به عراق، در واکنش به مخالفت وی با نخست‌وزیری نوری مالکی تاکید کرده که واشنگتن از مسیر سیاسی‌ای که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند، حمایت می‌کند.

او همچنین در شبکه اجتماعی ایکس نوشته: در سایه فرماندهی رییس جمهور ترامپ، باید عظمت را دوباره به عراق برگردانیم.

#مطالعات_عراق
@iraqstudy
Forwarded from مكتوب
۴. «کمیته ملی اداره غزه» (NCAG):
در پایین‌ترین سطح ساختار، کمیته‌ای متشکل از تکنوکرات‌های فلسطینی به ریاست علی شعث است و وظیفه امور اداری و خدماتی روزمره را زیر نظر هیئت اجرایی غزه بر عهده دارد. این کمیته ۱۲ نفره (که تنها دو نفر از نام‌هایی که توسط گروه‌های فلسطینی مطرح شده بودند، در این فهرست قرار گرفته‌) به عنوان یک چارچوب سیاسی متشکل از چهره‌های غیرجناحی با تخصص اداری و فنی معرفی شده که به جای حماس که نزدیک به دو دهه حاکم بر غزه بود، امور روزمره غزه را به عنوان بخشی از مرحله دوم طرح آتش‌بس تحت نظر و نظارت هیئت صلح ترامپ مدیریت کند.

۵. نیروی ثبات بین‌المللی:
در کنار سطوح فوق، ترامپ ژنرال جاسپر جفرز، فرمانده سابق عملیات ویژه ایالات متحده را به عنوان فرمانده نیروی حفظ ثبات بین‌المللی در غزه منصوب کرد که وظیفه نظارت بر عملیات امنیتی، حمایت از خلع‌سلاح جامع و دائمی و تضمین دسترسی ایمن برای کمک‌ها و مصالح ساختمانی را بر عهده دارد.
با توجه به این سلسله مراتب و افراد انتخاب شده، این سوال جدی وجود دارد که چگونه هیئتی که قرار است غزه را بازسازی و ایجاد ثبات کند، بدون حضور فلسطینیان و شامل افرادی است که آشکارا از نسل‌کشی اسرائیل در غزه حمایت کرده‌اند؟
در حالی‌که واشنگتن این چارچوب را به عنوان نقشه راهی برای «بازسازی و رفاه» غزه معرفی کرده، نادیده گرفتن عاملیت فلسطینی‌ها و حذف آن‌ها از نهاد ارشد تصمیم‌گیری برای آینده سیاسی و اقتصادی غزه و ساختار حکومت آینده و محدود کردن آن‌ها به امور اداری-خدماتی نشان می‌دهد که آن‌ها برای تعیین سرنوشت خود هیچ نقشی ندارند. در این پروژه «کمیته ملی» از «نماینده عالی» دستور می‌گیرد و همه راه‌ها به کاخ سفید و شخص ترامپ ختم می‌شود و این نهایت تحقیر و توهین به یک ملت و به منزله دفن پروژه ملی فلسطین و قرار دادن غزه زیر نظر غول‌های تجاری برای پیاده کردن ریویرای ترامپ است.
ترامپ با این چیدمان، به غزه نه به عنوان یک سرزمین با دو میلیون و اندی سکنه و یک موجودیت سیاسی-ملی، بلکه به عنوان یک «پروژه مدیریت املاک و مستغلات و سرمایه‌گذاری» برخورد کرده و تصمیم‌گیری استراتژیک را در دست سرمایه‌گذاران و سیاستمداران خارجی قرار داده و غزه را به اولین منطقه در جهان تبدیل کرده که به صورت یک کنسرسیوم تجاری-امنیتی اداره می‌شود که ثباتش نه برای اهالی، بلکه برای امنیت سرمایه‌گذاری و شکوفایی پروژه‌های املاک در سواحل مدیترانه تعریف شده است.
این پروژه نوعی استعمار جدید جهت تغییر شکل غزه تحت نظارت و مطابق ذائقه خارجی است که سرنوشت آن در خارج از مرزها و بدون رضایت صاحبان سرزمین یا مشارکت مردمی که بیش از دو سال بمباران، آوارگی، گرسنگی و کشتار را تحمل کرده‌اند، تعیین می‌‌شود؛ امری که یادآور تجربیات تحمیلی خارجی قبل همچون قیمومیت بریتانیا است. چارچوب طرح ترامپ مبتنی براین ایده است که یک نهاد سیاسی فلسطینی می‌تواند توسط نیروهای خارجی ایجاد و کاملاً در اشغال ادغام شود تا امور فلسطین را مدیریت کند. درحالیکه تنها راه حلی که می‌تواند ثبات غزه و منطقه را تضمین کند، استقلال کامل فلسطین است که منحصراً بر اساس اراده اهالی با مسیری روشن به سوی تأسیس یک کشور کاملاً مستقل فلسطینی باشد.
ساختار چندلایه‌ای پیشنهاد ترامپ ایرادات متعددی دارد؛ از جمله: حذف سیستماتیک فلسطینیان از شکل‌دهی به آینده‌ خود و بی‌توجهی به حقوق سیاسی آنان، ترجیح اولویت‌های نظامی اسرائیل بر بهبود وضع اهالی غزه، مهندسی جمعیت غزه تحت لوای بازسازی با تغییر مرکز جمعیت غزه به سمت جنوب، نگاه به غزه نه به عنوان یک جامعه آسیب دیده جنگ‌زده که دهه‌ها محاصره، آوارگی، جنگ‌های مکرر و ناامنی مزمن را تحمل کرده‌، بلکه به عنوان یک سرزمین خالی برای ساخت هتل‌ها و اماکن لوکس، مناطق تجاری، مراکز داده و تفرجگاه‌های ساحلی، واز همه مهمتر، اجتناب از پرداختن به علل ریشه‌ای مسئله فلسطین و رنج غزه یعنی اشغال، محاصره و کنترل نظامی است. در یک کلام، این طرح که برای تثبیت اشغال و آوارگی و نوع جدید قیمومیت بدون هیچ اشاره‌ای به عاملیت و توانایی فلسطینیان و بدون توجه به این نکته که صلح و ثبات را نمی‌توان بر اساس حذف صاحبان یک سرزمین بنا کرد، محکوم به شکست است.
روزنامه اطلاعات، ۷ بهمن ۱۴۰۴.
https://www.ettelaat.com/news/134433/
https://news.1rj.ru/str/maktuob
🛑 آنچه برای آنکارا و ریاض خطرناک است «ایران ضعیف» نیست؛ «منطقه بی‌توازن» است.
🛑 کشورهای خلیج فارس حمله احتمالی آمریکا به ایران را چگونه ارزیابی می‌کنند؟

🖌 تحلیل المانیتور در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی فضای سنگین و نگران‌کننده در پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس در پی تهدیدات فزاینده دولت ترامپ علیه ایران می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که برخلاف دوران اول ریاست‌جمهوری ترامپ، اکنون یک تغییر پارادایم در نگاه متحدان عرب واشنگتن رخ داده است و آن‌ها دیگر تمایلی به تشویق ایالات متحده برای برخورد نظامی با تهران ندارند. کشورهای منطقه که در سال‌های اخیر مسیر تنش‌زدایی و دیپلماسی اقتصادی را در پیش گرفته‌اند، هرگونه حمله احتمالی را تهدیدی موجودیتی برای امنیت خود و ثبات بازارهای جهانی انرژی قلمداد می‌کنند که می‌تواند دهه‌ها سرمایه‌گذاری آن‌ها را به نابودی بکشاند.

🔺 پادشاهی عربستان سعودی به رهبری محمد بن سلمان، اکنون ثبات منطقه‌ای را پیش‌شرط غیرقابل مذاکره برای تحقق پروژه‌های عظیم چشم‌انداز ۲۰۳۰ می‌بیند. ریاض به وضوح به واشنگتن پیام داده است که به دنبال تکرار سناریوی درگیری‌های پرهزینه نیست و از تبدیل شدن به میدان نبرد در جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا اجتناب می‌کند. مقامات سعودی نگران هستند که هرگونه اقدام نظامی شتاب‌زده، زیرساخت‌های نفتی و گردشگری آن‌ها را به اهدافی برای تلافی‌جویی‌های سریع تبدیل کند. به همین دلیل، پادشاهی به جای حمایت از گزینه نظامی، بر لزوم یافتن راه‌حل‌های دیپلماتیک که امنیت پایدار را تضمین کند، تأکید دارد.

🔺 امارات متحده عربی نیز که مدل اقتصادی خود را بر پایه امنیت و جذب سرمایه‌گذاری خارجی بنا کرده است، از تشدید لفاظی‌های جنگ‌طلبانه در واشنگتن به شدت نگران است. ابوظبی در ماه‌های اخیر تلاش کرده تا روابط خود با تهران را به گونه‌ای مدیریت کند که از قرار گرفتن در فهرست اهداف تلافی‌جویانه در امان بماند. از نگاه امارات، هرگونه اخلال در امنیت دریانوردی در خلیج فارس یا حمله به مراکز تجاری دبی و ابوظبی، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اعتبار این کشور به عنوان یک هاب تجاری امن خواهد بود. این کشور اکنون بیش از هر زمان دیگری بر اهمیت تنش‌زدایی و حفظ کانال‌های ارتباطی با همسایه شمالی خود تأکید می‌کند.

🔺 کشورهای قطر و عمان نیز به عنوان میانجی‌گران سنتی منطقه، نسبت به عواقب فاجعه‌بار خطای محاسباتی در واشنگتن یا تهران هشدار می‌دهند. این کشورها معتقدند که در صورت وقوع جنگ، هیچ طرفی در امان نخواهد بود و کل منطقه وارد یک چرخه ویرانگر از خشونت و هرج‌ومرج خواهد شد. دوحه و مسقط در تلاش هستند تا با انتقال پیام‌های دیپلماتیک، از لبه پرتگاه جنگ فاصله گرفته و واشنگتن را به سمت استفاده از ابزارهای غیرنظامی برای مدیریت اختلافات سوق دهند. آن‌ها بر این باورند که امنیت خلیج فارس تقسیم‌ناپذیر است و بی‌ثباتی در یک بخش، به سرعت به تمام منطقه سرایت خواهد کرد.

🔺 گزارش المانیتور تأکید می‌کند که کشورهای خلیج فارس محدودیت‌های سختی را برای استفاده از پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک خود اعمال کرده‌اند. این کشورها به صراحت اعلام کرده‌اند که اجازه نخواهند داد از قلمرو یا حریم هوایی آن‌ها برای انجام حملات تهاجمی علیه ایران استفاده شود تا از هرگونه مشروعیت بخشیدن به حملات تلافی‌جویانه علیه خود جلوگیری کنند. این موضع‌گیری نشان‌دهنده تولد یک بلوک قدرت منطقه‌ای است که علی‌رغم اختلافات داخلی، در مورد حفظ امنیت سرزمینی خود در برابر ماجراجویی‌های قدرت‌های بزرگ، به یک همگرایی بی‌سابقه دست یافته است.



https://www.al-monitor.com/newsletter/2026-01-14/how-gulf-states-view-possible-us-strike-iran
یک مامور موساد در مستندی جدید در شبکه ۱۲ اسرائیل از نحوه حمله میدانی خود به سامانه‌های دفاعی ایران می‌گوید؛

این حملات در زمان آغاز حمله رژیم صهیونیستی به کشورمان بوده و این مامور مدعی است در برخی از تیم‌های زمینی مامور خانم هم وجود داشته
⚡️انتشار یک کتاب متمایز در بازشناسی هویت علویان معاصر ترکیه

📚 مختصات کتاب: «بازخوانی هویت علوی: ارزش‌ها، احساسات و نگرش‌های رقیب در آینده»، طلحه کوسه (نویسنده)، زهرا زین‌الدینی و خلیل شیرغلامی (مترجمین)، مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، ۱۴۰۴ خورشیدی

📚 «بازخوانی هویت علوی» تنها یک کتاب دانشگاهی نیست؛ آینۀ تمام‌نمای جامعه‌ای است که در تقاطع سنت و مدرنیته، مذهب و سیاست، و حاشیه و مرکز تصمیم گیری سیاستمداران ایستاده است.


📚 این اثر به خواننده ایرانی کمک می‌کد تا هم پیوندهای تاریخی-فرهنگی با علویان ترکیه را درک کند و هم الگویی برای فهم پویایی‌های هویتی در جوامع چندمذهبی بیابد. خواندن این کتاب، سفری است به دل یکی از جذاب‌ترین و تأثیرگذارترین فرآیندهای هویت‌سازی در خاورمیانه معاصر.

📚 کوسه نویسنده ای در مرزهای هویت است. وی دارای مدرک دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه جورج میسون آمریکا و رئیس فعلی آکادمی اطلاعات ملی ترکیه است. اما آنچه او را برای نوشتن این کتاب بی‌نظیر می‌سازد، نه فقط سوابق آکادمیک، بلکه موقعیت ویژه او به‌عنوان یک پژوهشگر سنی‌مذهب است که به قلب جامعه علوی راه یافته است. خود او در کتاب اعتراف می‌کند: جایگاه سوژگی من یک پژوهشگر دانشگاهی با هویت سنی است... این جایگاه مرا مجبور کرد زمان زیادی را صرف ایجاد اعتماد در بین علویان کنم."

📚 کتاب به تحلیل دقیق سیاست «گشایش» حزب عدالت و توسعه نسبت به علویان و دلایل شکست نسبی آن می‌پردازد. علویان اگرچه گاه امتیازاتی دریافت کردند، اما بی‌اعتمادی تاریخی و ترس از «همسان‌سازی» مانع از آشتی پایدار شده است.

📚 شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، تحلیل کوسه از کارکرد سیاسی احساسات جمعی است. او توضیح می‌دهد چگونه خاطره کشتار کربلا—که در مراسم جمع‌خانه‌ها زنده نگه داشته می‌شود—با تجربیات معاصر تحقیر (مثل تهمت‌های عمومی یا تبعیض در مدارس) درهم می‌آمیزد و سوختی برای کنش جمعی می‌شود. کتاب نشان می‌دهد که ترس از «همسان‌سازی» توسط دولت یا اکثریت سنی، نه یک پارانویا، بلکه واکنشی طبیعی به تجربه تاریخی زیسته است. در این تحلیل، احساسات دیگر ضمیمه سیاست نیستند؛ خود سیاست هستند.

📚 کوسه از افتخارات کتابش، طبقه‌بندی پنج گفتمان رقیب درون جامعه علوی است: ایدئولوژیک، دینی، بکتاشی، قومی و پساعلوی. این دسته‌بندی نشان می‌دهد که «علوی بودن» یک تعریف ثابت ندارد؛ سنت‌گرایان، سکولارها، فعالان چپ، معتقدان به تصوف بکتاشی و نوگرایان، هر کدام تفسیر خود را از هویت و آینده جمعی ارائه می‌دهند. این بخش به خواننده یادآوری می‌کند که هر جامعه‌ای—حتی آن‌هایی که تحت ستم بوده‌اند—تک‌صدا نیستند و تنوع درونی، هم چالش است و هم ثروت.

مطالعه کامل ⬅️↙️

https://sadrandish.blogfa.com/post/110



🌐 مسْلِمْنا
1⃣ *سفیر آمریکا در تل آویو: ترامپ واقعاً خواهان حل دیپلماتیک اختلاف با ایران است-*

2⃣*یووال اشتاینیتز، وزیر پیشین امور راهبردی رژیم صهیونیستی:*

🔹اسرائیل در صورت موفقیت‌آمیز بودن مذاکرات، الزامی به پایبندی به توافق احتمالی آمریکا و ایران ندارد

3⃣ واکنش دن شاپیرو، سفیر اسبق آمریکا در اسرائیل: این اظهارات بسیار آشناست. این نشان می‌دهد که آن‌ها نگرانی جدی درباره مسیری که مذاکرات ممکن است در پیش بگیرد دارند*
🔼🛑 علی هاشم خبرنگار ارشد الجزیره درمورد مذاکرات مسقط:

تأملات یک روز بعد

بین «ظرفیت دیپلماتیک» و «خوش‌بینی» تفاوت وجود دارد. آنچه از مسقط بیرون آمد، به اولی نزدیک‌تر است تا دومی. یک کانال باز شده، اما این با شکل‌گیری شتاب، یا داشتن یک خط پایان روشن، یکی نیست. این صحنه را قبلاً دیده‌ایم. در سال ۲۰۲۵، مسقط به چارچوبی نزدیک شده بود، اما بعد مداخله نظامی اسرائیل آغاز شد، سپس آمریکا وارد شد و همه‌چیز فروپاشید. فراموش نکنیم که آن ماجرا با ضرب‌الاجل ۶۰روزه ترامپ گره خورده بود.

این موضوع در ذهن من باقی مانده است. به همین دلیل، بیش از بیانیه‌ها، حرکات موازی، نگاه کلان‌تر و «ساعت» را زیر نظر دارم. در این مسیر، دیپلماسی با آرامش پیش نمی‌رود؛ بلکه در حال دویدن علیه زمان است.

درباره ترامپ هم، من به روایت «نمایش تک‌نفره» باور ندارم. او صرفاً یک فردِ تصمیم‌گیر نیست؛ او یک «سیستم» است. افراد زیادی هستند که خوشحال‌اند زیر چتر او به شیوه‌هایی عمل کنند که هرگز زیر نظر یک رئیس‌جمهور متعارف نمی‌توانستند. همین است که او را نامتعارف می‌کند — و این نامتعارف بودن می‌تواند به هر دو سو عمل کند.

خلاصه اینکه، درها خیلی سریع باز می‌شوند و به همان سرعت هم می‌توانند محکم بسته شوند. بنابراین بله، مسقط یک فصل تازه است، اما هنوز همان کتاب قدیمی است.
🛑🔺تکمیل انتقال شبکه العربیه از دبی به ریاض در بحبوحه تشدید رقابت‌های منطقه‌ای
شبکه خبری-تحلیلی "العربیه" وابسته به گروه رسانه‌ای MBC عربستان، با آغاز پخش رسمی از استودیوهای پیشرفته خود در ریاض، روند انتقال کامل دفتر مرکزی از شهر رسانه‌ای دبی به پایتخت سعودی را نهایی کرد. این انتقال در چارچوب پروژه‌ای راهبردی و از سال ۲۰۲۱ کلید خورد.

مدیران عربستان‌سعودی هدف از این اقدام را "بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی ریاض برای تقویت جایگاه جهانی شبکه" عنوان کرده‌اند. با این حال، ناظران منطقه‌ای این جابه‌جایی را بخشی از رقابت گسترده‌تر ریاض با دبی و تلاش برای تبدیل پایتخت به قطب رسانه‌ای و تجاری می‌دانند.

این رویداد همزمان با تشدید اختلافات اخیر دو کشور و گزارش‌هایی مبنی بر انصراف برخی شرکت‌های اماراتی از حضور در نمایشگاه دفاعی ریاض روی داده است. این نشانه‌ها حاکی از عمیق‌تر شدن تنش‌ها و سرایت احتمالی آن به حوزه‌های اقتصادی است که می‌تواند فضای رقابتی منطقه را بیش از پیش ملتهب کند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 ریاض : افتتاح مجموعه استودیوهای جدید العربیه
🖌 🛑 1️⃣ اهمیت مذاکرات ایران و آمریکا نه از محتوای مستقیم مذاکرات آنها و نه از احتمال موفقیت یا شکست آنها در دستیابی به یک توافق خاص ناشی می‌شود، بلکه از بافت ساختاری پیچیده‌ای ناشی می‌شود که آنها را به عنوان یک گزینه تقریباً اجباری برای هر دو طرف بازتولید کرده است. این مذاکرات نه نشان‌دهنده بهبود واقعی در روابط دوجانبه هستند و نه نشان‌دهنده تغییر کیفی در برداشت‌های استراتژیک متقابل، بلکه بیشتر بیانگر لحظه‌ای از تعادل منفی هستند که توسط محدودیت‌های قدرت و محدودیت‌های بازدارندگی به طور همزمان اعمال می‌شود. @SHAMAT94
🛑 2️⃣ مذاکرات آمریکا و ایران نقطه‌ی مقابل منازعه نیست، بلکه یکی از مظاهر آن و بخشی از فرآیند پویای آن است که تنش‌ها را زیر آستانه‌ی تشدید کنترل‌نشده نگه می‌دارد.
🛑3️⃣ مذاکرات میان ایران و آمریکا : نشان‌دهنده‌ی معضل آمریکا در برخورد با گسترش نفوذ ایران فراتر از منطق بازدارندگی سنتی است که به ابزارهای نامتقارن و شبکه‌های نفوذ فراملی متکی است، که نه تحریم‌های اقتصادی و نه تهدیدهای نظامی نتوانسته‌اند آنها را به طور قطعی تضعیف کنند. از سوی دیگر، نشان‌دهنده‌ی یک معضل موازی برای ایران هستند: دشواری تبدیل این نفوذ منطقه‌ای به دستاوردهای استراتژیک پایدار، با توجه به هزینه‌های اقتصادی فزاینده، فشارهای اجتماعی داخلی و انزوای سیاسی فزاینده، که توانایی تهران را برای ادامه‌ی سیاست تشدید آشکار تنش بدون به خطر انداختن جدی ثبات داخلی‌اش محدود می‌کند.
🛑در جهان پساحقیقت، دیگر واقعیت‌ها تعیین‌کننده نیستند، بلکه روایت‌های احساسی که با باورهای مخاطب همسو باشند، پیروز میدان می‌شوند. نمونه آشکار این پدیده، رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران است: او با نادیده گرفتن گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اطلاعات رسمی کشور خود، مدعی "نابودی کامل" برنامه هسته‌ای ایران شد ، در حالی که ارزیابی‌های اولیه پنتاگون حکایت از آسیب محدود داشت . هدف این جنگ روایت‌ها نه شفافیت، بلکه ایجاد فضای اغتشاش و فشار حداکثری بود. ترامپ با پیام‌های متناقض در شبکه‌های اجتماعی - از یک سو خواهان مذاکره و از سوی دیگر خواستار "تسلیم بی‌قیدوشرط" و "تخلیه تهران" - تلاش کرد افکار عمومی و حتی دستگاه محاسباتی ایران را دچار فلج شناختی کند . در این معادله، شایعات و دخالت‌های رسانه‌ای هدفی جز تحریک ناآرامی و پیش‌بردن پروژه‌ای از پیش طراحی‌شده ندارد؛ پروژه‌ای که در آن "حمایت از مردم ایران" تنها ابزاری مصرفی برای دستیابی به اهداف سیاسی است .
🛑🔺در جهان امروز، دیگر حقایق عینی تعیین‌کننده نیستند؛ آنچه بر افکار عمومی مسلط شده، «پساحقیقت» است؛ وضعیتی که در آن احساسات و باورهای شخصی بر واقعیت‌های مستند پیروز می‌شوند. در عرصه ارتباطات بین‌الملل، این پدیده به جنگ روایت‌ها دامن زده است: یک شایعه احساسی که با پیش‌داوری‌های مخاطب همسو باشد، سریع‌تر از یک گزارش مستند در شبکه‌های اجتماعی جهانی می‌شود و حتی سیاست خارجی کشورها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این فضای بی‌اعتمادی به نهادهای سنتی و چیرگی الگوریتم‌های تحریک‌کننده احساس، حقیقت نه آن چیزی است که رخ داده، بلکه آن چیزی است که مردم می‌خواهند رخ داده باشد.
🔺۲۱ ایرانی در جمع زندانیان داعشی تحویل‌شده از سوریه به عراق
🌙 اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ...