Stuff
ساعتهاست نشستم به جای خوندنش به این فکر میکنم که اگه بیوشیمیو حذف کنم و بشینم درسای دیگه رو بخونم ممکنه ترم بعد راحتتر پاسش کنم. ( انگار که ترم بعد قراره ده درصد به آیکیو و حافظهی من اضافه بشه. 🙄) و همین ساعتها رو اگه میخوندم شاید پاس میشدم یا با نمرهی…
حقیقتا بیوشیمی نسخهی علمی نهنگ آبیه.
ممکنه بگید میخواستی از اول ترم بخونی که حالا به فلاکت نیفتی، که باید بگم نمیخواستم بخونم.
ممکنه بگید پس خفه شو و غر نزن که حق دارید.
ممکنه بگید میخواستی از اول ترم بخونی که حالا به فلاکت نیفتی، که باید بگم نمیخواستم بخونم.
ممکنه بگید پس خفه شو و غر نزن که حق دارید.
همینطور که میگذره بیشتر و بیشتر برای ترم بالاییها احترام قائل میشم و بیشتر و بیشتر به قدرتهای مافوق طبیعیشون پی میبرم.⚡️
#UnderratedSuperHeros
#UnderratedSuperHeros
دلم از حرف زدنش قنج میره، گولّه میشه میاد توی گلوم، گلومو قلقلک میده و میره توی گوشام با هوا ترکیب میشه میسوزه و تموم میشه.
اگه در حال آناتومی خوندن از من بپرسن بیایم پزشکی؟ میگم بیاین! حتا اگه نپرسن هم میگم بیاین! حتا اگه قصد ادامه تحصیلم نداشته باشن پیشنهاد میدم بیان آناتومی بخونن و برن به کاراشون برسن.
چرا تو انقدر سخت زیبایی لعنتی؟!
چرا تو انقدر سخت زیبایی لعنتی؟!
دنبال یکی هستم که حرف زدن باهاش مثل دادگاه رفتن نباشه، که هرچی میگم قرار نباشه علیهم استفاده بشه یا جملهی دومم برای گرفتن مچم موقع دروغ گفتنِ جملهی اولم استفاده نشه.
حقیقتا خسته شدم از “عه؟ تو که گفتی”ها.
حقیقتا خسته شدم از “عه؟ تو که گفتی”ها.
چرا ۱۵ ساعت میخوابم؟
وقتی میخوام از خواب بیدار شم قسمت خاطرات مغزم به سخن میاد و میگه: اون همه که بیدار شدی چی شد؟ بعد بقیهی قسمتا داد میزنن: راست میگه! راست میگه!
وقتی میخوام از خواب بیدار شم قسمت خاطرات مغزم به سخن میاد و میگه: اون همه که بیدار شدی چی شد؟ بعد بقیهی قسمتا داد میزنن: راست میگه! راست میگه!
امروز وسط روان وقتی استاد وایساده بود بالای سرمون تا حرف نزنیم و با چنان اخمی نگاهمون میکرد که گوشیو کنار گذاشتم مریم گفت پریا بیا فرار کنیم!
گفتم کجا بریم؟ گفت مهم نیست! بیا فقط بریم.
و قرار شد بریم فرودگاه به مقصد کیش و واقعا داشتیم میرفتیم چون انقدر خسته بودیم که یادمون رفته بود به این باید فکر کنیم که اگه بریم دیگه خونه راهمون نمیدن و باید جواب پس بدیم و هتل بهمون نمیدن و هزار تا چیز دیگه که باید بهش فکر کنیم چون در این جغرافیا به دنیا اومدیم.
لذا الان استراحت رو به خودم زهر کردم و نشستم غصهی کیش نرفتنمونو میخورم و اصلا خوشمزه نیست.
گفتم کجا بریم؟ گفت مهم نیست! بیا فقط بریم.
و قرار شد بریم فرودگاه به مقصد کیش و واقعا داشتیم میرفتیم چون انقدر خسته بودیم که یادمون رفته بود به این باید فکر کنیم که اگه بریم دیگه خونه راهمون نمیدن و باید جواب پس بدیم و هتل بهمون نمیدن و هزار تا چیز دیگه که باید بهش فکر کنیم چون در این جغرافیا به دنیا اومدیم.
لذا الان استراحت رو به خودم زهر کردم و نشستم غصهی کیش نرفتنمونو میخورم و اصلا خوشمزه نیست.