عزیزانم، مفاصل زانو به پایینم در حال قُل خوردن اند اما من راضیم.
بیاین شادی یلدا رو شروع کنیم.
بیاین شادی یلدا رو شروع کنیم.
دلم میخواد برم بیرون، میرم توی کانتکتام و هیچکسو نمیبینم که دلم بخواد باهاش برم بیرون، یا دلش بخواد باهام بیاد بیرون.
فرمون زندگیم انقدر دست خودم نبوده که الان اگه راضی بشن و فرمونو بدن دستم میرم توی دیوار.
یلدا مهمترین اتفاق ساله، شبی که از روزش آدم حالش خوبه. هیچ یلدایی بد نیست. یلداها تنها روزهایی هستن که همیشه خوبن، از صبحش خوبن تا فرداش که زمستون میاد. فردا که زمستون میاد.
وقتی فکر میکنم احترام گذاشتن به کسی لطف منه نه وظیفهم، دارم اشتباه فکر میکنم، خیلی اشتباه.
عزیزان
حقیقتا به تعویق انداختن کارها تخصص منه، ولی سعی کنید امتحانا رو به امید اینکه بیشتر میخونید یا اصلا دفعهی بعد میخونید به تعویق نندازید که به جز گ* مقصدی برای رفتن نخواهید داشت.
حقیقتا به تعویق انداختن کارها تخصص منه، ولی سعی کنید امتحانا رو به امید اینکه بیشتر میخونید یا اصلا دفعهی بعد میخونید به تعویق نندازید که به جز گ* مقصدی برای رفتن نخواهید داشت.
در زندگی لحظاتی هست که آدم از تمام جهان عصبانیه، من الان چند هفتهست توی اون لحظات به سر میبرم و بذارید بهتون بگم، it’s not pretty.
الان نزدیکترین چیز به رضایت از خودمم، اگه براتون سواله که وقتی از خودم راضی ام چه شکلی میشم.
عزیزانم
وضعیتی ایجاد شده که من حال توضیح ندارم ولی حق با منه، شما بپذیرید اینو و
Those bitches can suck it.
وضعیتی ایجاد شده که من حال توضیح ندارم ولی حق با منه، شما بپذیرید اینو و
Those bitches can suck it.