Stuff
Photo
مدل نوشتن و پست کردن رو از فائزه قرض گرفتم.
صبح با یک پیام مهربون و پر از آرامش توی بات بیدار شدم و لبخند شدم. صبحانهٔ دلخواهم رو خوردم و ماگمو مجهز به قهوه کردم برای راه و برای سه ماه آینده لوازم تحریر نو و زیبا با قیمت مناسب گرفتم. مامان بهمون یک خودکار کیوت هدیه داد و توی راه پلیلیست یلدا علایی رو گوش دادیم و از دوستهام براش حرف زدم و همچنان فکر میکردم که چقدر خوشبختم که این انسانهای درجه یک رو کنارم دارم که میتونم از هرکدومشون با کلی افتخار حرف بزنم و کیفِ. زیباییهاشون رو بکنم. دوز سوم واکسنم رو زدیم و یک نگرانی از نگرانیهام واسه کلاسهای حضوری کم شد. حالا با لوازم تحریرهای نو و تم تنتنی که کل زندگیم رو کمکم داره میگیره و دوز سه زده، واسه کلاسها بیشتر از استرس، ذوق دارم و دلم میخواد برمشون. البته فکر میکنم با چیرگی خستگی در روزهای آتی، درمورد همین موضوع خیلی غر بزنم، ولی الان بهش حس خوبی دارم. اسنک ذرت هانی ماسترد چاکلز مزهٔ جادوییای داره و به اکلیلهای امروز اضافه کرد. هوا ابریه و به میزان مناسبی سرده و آروم و از موافقتش خوشحالم. برای دی ماه به خودم حق خوندن یالوم رو دادم و از محبتی که به خودم کردم خوشحالم. دلم بغلهای زیاد و طولانی میخواست که میسر نشد و با کارهایی که کردم، حس میکنم خودم خودم رو بغل کردم و حالم از دیشب خیلی بهتره؛ میشه گفت تمام تلخیهای دیشب رفته و حسهای خوبش موندن.
حسهای جدیدی درون خودم پیدا میکنم که در موقعیتهای مشابه قبلی وجود نداشتند، یا اگر داشتند، به این غلظت نبودند و از این که قلبم میتونه کیفیتهای جدیدی رو تجربه بکنه خوشحالم. نمیدونم آخر این داستان چی میشه، اما برای فهمیدنش هم عجله ندارم. عزیزی بهم گفت که نمیشه قطعی گفت چی میشه، باید بنشینیم تماشا کنیم و بهمون ثابت بشه که همه چیز محتوم به نابودی نیست و بعضی وقتا آجرها به جای خالی شدن روی سرمون، توی قلبمون خونههای جدید میسازن. عجله ندارم. موقعیت حال حاضر برعکس قبلیها اضطرابم رو زیاد نمیکنه و این که اینقدر امنیت داره، حالم رو بهتر هم میکنه. بابت تمام اینها سپاسگزارم.
میخوام ادامهٔ روز رو به برنامهریزی، لذت از امتحان نداشتن و معاشرتهای نورانی بپردازم و سپاسگزار باشم برای گذر از سختیهای پاییز.
صبح با یک پیام مهربون و پر از آرامش توی بات بیدار شدم و لبخند شدم. صبحانهٔ دلخواهم رو خوردم و ماگمو مجهز به قهوه کردم برای راه و برای سه ماه آینده لوازم تحریر نو و زیبا با قیمت مناسب گرفتم. مامان بهمون یک خودکار کیوت هدیه داد و توی راه پلیلیست یلدا علایی رو گوش دادیم و از دوستهام براش حرف زدم و همچنان فکر میکردم که چقدر خوشبختم که این انسانهای درجه یک رو کنارم دارم که میتونم از هرکدومشون با کلی افتخار حرف بزنم و کیفِ. زیباییهاشون رو بکنم. دوز سوم واکسنم رو زدیم و یک نگرانی از نگرانیهام واسه کلاسهای حضوری کم شد. حالا با لوازم تحریرهای نو و تم تنتنی که کل زندگیم رو کمکم داره میگیره و دوز سه زده، واسه کلاسها بیشتر از استرس، ذوق دارم و دلم میخواد برمشون. البته فکر میکنم با چیرگی خستگی در روزهای آتی، درمورد همین موضوع خیلی غر بزنم، ولی الان بهش حس خوبی دارم. اسنک ذرت هانی ماسترد چاکلز مزهٔ جادوییای داره و به اکلیلهای امروز اضافه کرد. هوا ابریه و به میزان مناسبی سرده و آروم و از موافقتش خوشحالم. برای دی ماه به خودم حق خوندن یالوم رو دادم و از محبتی که به خودم کردم خوشحالم. دلم بغلهای زیاد و طولانی میخواست که میسر نشد و با کارهایی که کردم، حس میکنم خودم خودم رو بغل کردم و حالم از دیشب خیلی بهتره؛ میشه گفت تمام تلخیهای دیشب رفته و حسهای خوبش موندن.
حسهای جدیدی درون خودم پیدا میکنم که در موقعیتهای مشابه قبلی وجود نداشتند، یا اگر داشتند، به این غلظت نبودند و از این که قلبم میتونه کیفیتهای جدیدی رو تجربه بکنه خوشحالم. نمیدونم آخر این داستان چی میشه، اما برای فهمیدنش هم عجله ندارم. عزیزی بهم گفت که نمیشه قطعی گفت چی میشه، باید بنشینیم تماشا کنیم و بهمون ثابت بشه که همه چیز محتوم به نابودی نیست و بعضی وقتا آجرها به جای خالی شدن روی سرمون، توی قلبمون خونههای جدید میسازن. عجله ندارم. موقعیت حال حاضر برعکس قبلیها اضطرابم رو زیاد نمیکنه و این که اینقدر امنیت داره، حالم رو بهتر هم میکنه. بابت تمام اینها سپاسگزارم.
میخوام ادامهٔ روز رو به برنامهریزی، لذت از امتحان نداشتن و معاشرتهای نورانی بپردازم و سپاسگزار باشم برای گذر از سختیهای پاییز.
Forwarded from | After Flashpoint |
پریا این عکس رو برام فرستاد و زیرش نوشته بود
"این تویی شیوا"
و خب آره، این زیادی منه. جزئیات رو فقط... :))
"این تویی شیوا"
و خب آره، این زیادی منه. جزئیات رو فقط... :))
Forwarded from | After Flashpoint |
تو باعث شده بودی معمولی نباشه، و همین قشنگ بود.
یکی از خوبیای اینجا اینه که مثلا من الان یک ساعته تونستم درسو شروع نکنم چون جروه دانلود نشده. واسه پیشرفت نکردن عالیه.
نه نه برام پروکسی نفرستید :(((( بذارید دست تقدیر کارشو بکنه، اگر قرار باشه درس بخونم خودش دانلود میشه.
مودی بودن اشکالی نداره (داره، ولی حالا میگیم نداره) این که با توجه به مودتون بیانیه میدید و قانون میذارید و انتظار دارید آدم تعظیم کنه و ترک نخوره اشکال داره. (خیلی داره)
تراپی برای من این شکلیه که توی یه اتاق تاریکم که چشمام هیچیو نمیبینه و فقط صدای خودم و تراپیستم رو میشنوم که داره راهنماییم میکنه به سمت یه پردهای که کنارش بزنم و نور بیاد داخل؛ نور آفتاب. نور گرم. نور.