Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
من وویس دو ایکس تلگرام هم سختمه گوش بدم بعد طرف میاد وویس اینستا میده. من خود اینستامم به زور باز می‌کنم. اخه چته.
حس می‌کنم این وویس و ویدیومسج‌های زوری از آدمای غیر نزدیک نوعی ابیوزه. واقعا باهاش اذیتم و نمت.
بعد وقتی جواب آره/نه عه و طرف شروع میکنه یه داستان تعریف کنه و اواسط وویس جوابتو قایم کرده و بعدم میگه ممکنه در ادامه نظرم عوض بشه 🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️
واقعا آدمای غیر نزدیکم 🚩🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️
همه‌مون یه مشت رد فلگ متحرکیم.
قرارم با خودم برای نگه داشتن آشنایانم در اینجا اینه که هروقت حرفی رو به خاطر حضور کسی نزدم یا سانسور کردم، با احترام ازش بخوام ترک کنه.
هوا هوای گوش دادن به چسناله های خانوم تیلر سوییفت و کار کردن و لذت از حاله.
حالا یکی میاد میگه شما تیلر سوییفت هم باشید یکی پیدا میشه بهتون توهین کنه. نو آفنس بابا من عاشق چسناله‌هاشم.
وقتی فکر می‌کنی موو آن کردی و یهو به خودت میای می‌بینی یه آهنگ 10 دقیقه‌ای براش خوندی.
وقتی میگی برم از کار کردن لذت ببرم و هی میم به ذهنت می‌رسه That no one would laugh at
خب پس نتیجه می‌گیریم همه جا داره برف میاد به جز همه جا.
وقتی مزهٔ بهبود و ترمیم رو می‌چشی، دیگه چیزی جز اون رو نمی‌خوای.
بعد از دو هفته راند جراحی پلاستیک بودن می‌تونم بگم که دماغتون بخدا هیچ ایرادی نداره، ضدآفتاب مرتب بزنید و حواستون باشه نسوزید.
Forwarded from رام‌باه؛
سلام و نور.

ما تصمیم گرفتیم توی پادکست جدید، از شما، صداتون و تجربه‌تون استفاده کنیم. و چه‌همه خوشحال می‌شیم اگر که مثل همیشه ما رو همراهی کنید. موضوع پادکست جدید «تجربه‌ من در مواجهه با یکی از آدم‌‌های زندگیم و درسی که ازش گرفتم»ــه. شما در قالب صدا، یکی از تجربیاتتون از حضور یک آدم توی زندگیتون، که باعث شده رشد کنید و پخته‌تر شید رو، برای ما می‌فرستید و ما اون‌ها رو کنار هم می‌چینیم و یه گنجینه‌ از تجربه‌های ارزشمند درست می‌کنیم.
این بار هم همراهیمون می‌کنید؟

https://news.1rj.ru/str/BChatBot?start=sc-227883-efAuAQ9
@Raambaah
Broken-hearted bitch mode: on
Forwarded from Divine Writes
ولی خب، نمیشه تظاهر کرد همه چی خوبه وقتی نیست.
دارم به عیدی فکر می‌کنم که هر روزش سر ساعت چهار با پوریا می‌نشستیم روی تختش و آدامس خرسی می‌جویدیم و فقط همین کارو می‌کردیم، حتا حرف هم نمی‌زدیم. فقط تمرین باد کردن آدامس خرسی.
هی نزدیک میشی تا بخوری تو شیشه، ولی بعدش پرت میشی عقب و می‌تونی چیزها رو بهتر ببینی.
“با صدای عادیت آواز بخون.”
“با چشمات بخند.”