وقتی میگفتیم خوشبحالتون، یه لبخندی میزدن شبیه لبخندی که ما به کنکوریهایی که بهمون میگن خوشبحالتون میزنیم و میگفتن حالا برسید میبینید.
Forwarded from Leader 🅴
نمیتونم تشخیص بدم در طول روز بیشتر میگم دلم فلان غذا و فلان خوردنی رو میخواد یا میگم پول میخوام یا میگم مرگ میخوام.
Stuff
دلم دریا میخواد و نشستن در ساحل شنی تا صبح و تماشای دریا در شب و همه چیز خلاف اینند که این دلخواهم محقق بشه و غمگینم.
امروز هربار سرم خلوت میشد از خودم میپرسیدم تو دریایی؟ نه. نزدیک دریایی؟ نه. پس حق داری غمگین باشی. و اینگونه خودم رو دلداری میدادم.
Forwarded from Alice in Wonderland 🗽
اگرچه دراکثر مواقع بعد از قبول مسئولیت به خودم میگم:«عجب غلطی کردی دختر!»
خدایا چقدر خورش وجود داره در جهان. :((( بسه دیگه هی خورش کوفت خورش درد خورش کوفت با درد خلالی شده.
خوشبحال ایتالیاییها، به جای خورش کوفت و درد، پاستای کوفت و پیتزای درد میخورن. :((((
فکر کنین، یعنی به جای این که خورششون جا بیفته، هیچیشون هیچ جا نمیفته چون پیتزا رو خوردن تموم شده.
نه نمیتونم. خورش بممسحق داریم که مامانم صبح تا حالا داره واسش زحمت میکشه و نمیمیقح.
شاید بگید هی پلک میزنی چون چشمات خشکن و باید هیدرهشون کنی، ولی نه، من چشمامو میبندم و باز میکنم که این وضع درست شده باشه ولی مطمیحری.