من قبلنا خیلی از فراموش شدن میترسیدم. دلم میخواست تو یاد همهٔ آدمهای زندگیم بمونم، خیلی هم براش تلاش کردم.
الان ولی زیاد دیگه برام مهم نیست. همین که چهار پنج نفر حلقه اول زندگیم هرزگاهی یادم کنن برام کافیه.
الان ولی زیاد دیگه برام مهم نیست. همین که چهار پنج نفر حلقه اول زندگیم هرزگاهی یادم کنن برام کافیه.
اسنپه یه طوری پاچهمو میگیره انگار من دارم واسه یه مسیر ده دقیقهای ازش سی تومن میگیرم.
Forwarded from اینجا اسمی ندارد. (mahla(Taylor's version))
الان خوشحال باشم که پریا میره بخوابه یا ناراحت که برنامه سریع پیام دادن کنسله؟
ما هر روز میگیم این آلودگیه یا مه؟ بعد میگیم نه مه عه. بعد میبینیم شب شده و یکی از ریههامونو به مه باختیم.
وای این کاناله اینقدر همه چیو وایولیت کرده که نمیدونم واسه ریپورت کدومو بزنم :))) کاش همه موارد داشت :))))
Forwarded from اینجا اسمی ندارد. (mahla(Taylor's version))
یهمدت مهِ شهر ما بوی گازوئیل میداد.
اینقدر که یه سری فنها راجعبه ایدلشون اینسیکیورن و فکر میکنن اگه یکی بهشون انتقاد کنه کل هستیش زیر سوال میره، خود طرف اینسیکیور نیست.
چیل بابا
چیل بابا
خیلی سعی میکنم آدم بستهای نباشم، ولی بعضی انتخابها، بعضی رفتارها، برام آستانه اند، صفر و یک اند، برام تعیین کننده و چراغ تا انتهای راه یکسری اتفاقهان.
و دیگه یاد گرفتم که الکی خودمو با “نه منظورش این نیست.” و “نه نیتش خیره.” و “نه تو دلش چیزی نیست.” گول نزنم. رد فلگها رو جدی بگیرم و به محض دیدنشون 🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️
توی هر رابطهای باید فرق گذاشت بین private بودن و secret بودن. اولی لازمه، دومی زنگ خطر.
بعد یه چیزی که دیدم، معمولا روابطی که یه چیزای الکیای رو سیکرت میذارن، معمولا از اون طرف هم overshare دارند برای بعضی چیزهای خصوصیتر و کلا 🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️
مهسا رو توی غذاخوری دیدم و اینطوری بود که “فاک یو اینقدر کص نگو تو کانالت” ولی چون قرار گذاشته بودیم در محیطهای دانشگاهی از کانالهامون حرف نزنیم فقط با نگاهش اینطوری بود که “فاک یو اینقدر کص نگو تو کانالت”.