Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
خدایا
لطفا من مثل هر کس بشم به جز مهشاد. خدایا لطفا من مهشاد نباشم.
یکی از چیزهایی که این تابستون یاد گرفتم این بود که وقتی خسته ام باید بخوابم، به جای این که half-assطور کارم رو ادامه بدم و از خستگی گریه بکنم و سر همه‌ی جهان غر بزنم، باید بخوابم. مسئله‌ی مهم بیدار شدنِ بعدشه که بستگی به میزان اهمیت کار و استرس، شاید خیلیم سخت نباشه. مسئله‌ی بعدی این بود که خوابِ یک ساعته قبل از این برام تعریف نشده بود؛ همه‌ی خوابهام ۳ ساعت بیشتر بودند (به جز دوران کنکور) و امسال فهمیدم که توانایی بیدار شدن بعد از یک یا دو ساعت رو هم دارم. خیلی قوی نیستم ولی دارم!
هفته‌ی پیش دو ساعت پیش استاد گفت: خسته نباشید! من این اصلاحات رو پیشنهاد میدم که کارتون کامل بشه، اگر کارتون معمولی بود چیزی نمی‌گفتم!
هفته‌ی پیش این موقع داشتم به مینا می‌گفتم: خیلی خوشحالم که بعد از چندین سال یه کاریو اونطور که بهترین حالته داریم انجام میدیم.
هفته‌ی پیش یک ربع دیگه از مینا می‌پرسم: این اسلایدو اصلاح کنیم؟ یا بذاریم همینطوری هم خوبه؟ و مینا میگه: خسته ایم آخه! و هر دومون گوگل رو باز می‌کنیم برای اصلاح کردن اسلاید مذکور.
که هرچقدر هم سعی کرده باشم باهاش بجنگم و بهش بی‌توجهی کنم که بره، کمال بهترین سرانجام هر کاریه.
آخرین روز تابستونه و من desperately نشستم خوبی‌ها و بدی‌های دزدان دریایی رو می‌خونم، سریالِ trashy می‌بینم و دعا می‌کنم که ترم چهار انقدری که همه (لیدرلی همه) میگن سخت نباشه.
خوابم میاد اما اگر بخوابم، وقتی بیدار میشم پاییز شروع شده؛ پاییز از وقتی شروع میشه که باید بریم مدرسه. از وقتی اومدم دانشگاه پاییز سالی دو بار شروع شده: اول هر ترم!
اما هنوز یک هفته از تابستون مونده! ۱۰ فصل سریال دانلود کردم و باید یک هفته از تابستون مونده باشه.
اگه بخوابم، کاش بیدار شم و ببینم هنوز اول شهریوره!
تابستون امسالو اگه بخوام کوتاه توصیف بکنم میگم: کامانقطه، بدون کاهش وزن و کمی out of comfort zone

Ps: Let me tell you guys, as far as I’ve gone, out-of-the-comfort-zone isn’t so scary! Full of heartbreaks, but not so scary! And as it turns, you actually can live with a scarred heart.
در این جهان ده نفر وجود دارند که وقتی بهشان گفتم Friends را ببینند به حرفم گوش ندادند. در این جهان ده نفر وجود دارند که نباید چیزهای خوب را بهشان معرفی بکنم، بگذارم دیرتر خودشان بهش برسند یا اصلا نرسند، به من چه!
[Overwhelmed]
استوری درسا برای آوای پیشواز خطش باعث شد خدا رو شکر بکنم که هیچ کدوم از اطرافیانم are not that kind of people.
حالم نرم می‌شود، این قسمت: وقتی آدم‌های جهانم ویدیو مسج می‌دهند.
باید راجع به آب حرف بزنیم. و راجع به آبیِ اقیانوسی. (راستی، گفته بودم کفش‌های جدیدم رنگ آبیِ اقیانوسی اند؟) باید از آبیِ آسمون کمتر حرف بزنیم اگر صبح باشه. آبی خلیج فارس رو یادمون نره! باید از آبی حرف بزنیم؛ از همه‌ی آبی‌ها. از عشق خدا به آبی.
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
برويم براي رفتن.
نه براي رسيدن.

@abitpsycho
پاییز ۹۸!
لطفا با ما مهربان باش. غم‌ها، افسردگی‌ها، شکست‌ها، رفتن‌ها، افتادن‌ها، نشدن‌هاتو به آب بسپار، کمی راه بیا، کمی از کنار برو و خنجرت رو غلاف بکن.
پاییز ۹۸!
حوصله‌ی روی قشنگ و توی سیاهتو ندارم.
پاییز ۹۸!
کمتر بهمون زخم بزن، کمتر اذیت بکن، حتا شده به قیمت کمتر قشنگ بودنت.
Turnin'
Young Rising Sons
Sometimes it takes some patience
Sometimes it works first try
یکی از خوبی‌های نیمه دوم سال، تولد‌های فراوانشه.
پ.ن: احتمالا یک روز از استرس انتظار می‌میرم.
پ.ن دوم: استاد آناتومی‌مون is a joke and thinks we are a joke too!
پ.ن سوم: اگر عشق آناتومی نباشه، پس چی باشه؟
پ.ن چهارم: شما نمی‌تونید باور بکنید که من چقدر سعی می‌کنم درباره‌ی این ترم مثبت باشم و چقدر همه‌ش سیلی می‌خورم ازش.
شروع پاییز اونقدرا هم سخت نیست وقتی دانشگاه/مدرسه از هفته‌ی پیش شروع شده باشه.
Forwarded from وهمِ سبز
بفرما.
صدای سرما خورده‌ی بعضیا چقدر بانمکه!
برای این مجموعه‌ی خفن هیجان انگیز، برای این همه پاییزی بودنش، و برای این که بلاخره دیدمش این تابستون. حالا پاییزو بیشتر دوست می‌دارم.

(توی اتوبان کشوری چشمامو می‌بندم و وانمود می‌کنم که رفتم ایستگاه قطار، station 9 3/4 و الان در راه جایی هستم که دوستش دارم، که جای درستی ام. و شاید باورتون نشه که چقدر دانشگاهو بیشتر دوست دارم!)
Because they suck the life out of you.
Forwarded from کولی
به مو رسیدن و پاره نشدن.