تو دعواها و قهرها همیشه دوستای مشترکمون میرن سمت طرف مقابل ؛ و من میشم اونی که باید “درککنه” که طرف مقابل “درکنمیکنه” که اونا نمیتونن با هردومون رفاقت کنن ؛ که وقتی طرف مقابل نیست ؛ میتونن جواب سلام منو بدن .
مشکل از منه ؟
بله مشکل از منه که همیشه انتخاب دومم ؛ ولی راه حلی دارین واسش ؟
مشکل از منه ؟
بله مشکل از منه که همیشه انتخاب دومم ؛ ولی راه حلی دارین واسش ؟
چیزهای خیلی زیادی توی ذهنمه که فکر میکنم اگه راهی برای درست بیانکردنشون پیدا کنم هم خودم از خودم راضیتر میشم هم ممکنه شما هم باهام موافق باشین و حالتون یهذره بهتر بشه ؛
ولی راهشو پیدا نمیکنم ؛ گم کردمش شاید یا اصلا از اول هم نداشتمش و فکر میکردم داشتم ؛ نیست بهرحال .
ولی راهشو پیدا نمیکنم ؛ گم کردمش شاید یا اصلا از اول هم نداشتمش و فکر میکردم داشتم ؛ نیست بهرحال .
از دم در قلمچی [ ِ بی صاحاب -به لهجهی اصفهانی- ] رد شدم و ناخوداگاه حرفای بچههای دم درو شنیدم که مشاورا و پشتیباناشون نابودشون کرده بودن و روحیهشونو خراب !
و دیدم که امسال یه نمره از پارسال خوشبختترم که دیگه هیچوقت به اون جهنم بازنخواهمگشت .
و البته خدا رو شکر کردم که قبول نکردم برم اونجا پشتیبان شم تا در ازای پولْ روح بچههای مردمو شرحهشرحه کنم .
و دیدم که امسال یه نمره از پارسال خوشبختترم که دیگه هیچوقت به اون جهنم بازنخواهمگشت .
و البته خدا رو شکر کردم که قبول نکردم برم اونجا پشتیبان شم تا در ازای پولْ روح بچههای مردمو شرحهشرحه کنم .
یهدفعه یهجایی گفتم از تماس تلفنی بدم میاد ؛ راستش این بود که از همه ی تماس های تلفنی بدم میاد بجز با یهسری آدم ؛ و از اونوقت به بعدْ اون یهسری نه بهم زنگ زدن نه دیگه جواب تلفنمو دادن ؛ درحالی که بقیه اصلا به روی خودشون نیوردند .
چرا آخه اینقدر میسآندرستندینگ در حد زیاد باید وجود داشتهباشه در جهان ؟
چرا آخه اینقدر میسآندرستندینگ در حد زیاد باید وجود داشتهباشه در جهان ؟
از آغاز جهان از فیزیک بیزار بوده و فیزیک از قبل از آغاز جهان از او بیزار بوده .
مرگ بر فیزیک .
مرگ بر فیزیک .
Stuff
از آغاز جهان از فیزیک بیزار بوده و فیزیک از قبل از آغاز جهان از او بیزار بوده . مرگ بر فیزیک .
My future job better be awesome and totally worth these days. 😶
آدمای موردعلاقهم اونایین که وقتی دستمو میبرم جلو که باهاشون دست بدم ، بغلم میکنن .
کاش هیچوقت منقرض نشین شماها .
کاش هیچوقت منقرض نشین شماها .
Forwarded from قاپوچی
گفتهبودن ششماه که بگذره رتبه و درصدای کنکورت برات بی اهمیت میشن ؛ پسفردا میشه نه ماه و هنوز اشکمو درمیاره این شکست .
گفتهبودن دوسال که بگذره به این نتیجه میرسی که دانشگاه اومدنت اشتباه بوده ولی چون هیچ آلترنتیوی وجودنداره مجبوری ادامه بدی ، تا تهش بری ؛ الان سه ماه میگذره و من از یکماه پیش رسیدم به این نتیجه ؛ و فقط و فقط بخاطر کلاسایی که رفتم و وقت و انرژیای که مامانم برام گذاشت دارم ادامه [ :)) ] میدم.
چرا پس حتا زمانبندیهاتونم غلطه؟ چرا انقدر غلطین همش آخه ؟
گفتهبودن دوسال که بگذره به این نتیجه میرسی که دانشگاه اومدنت اشتباه بوده ولی چون هیچ آلترنتیوی وجودنداره مجبوری ادامه بدی ، تا تهش بری ؛ الان سه ماه میگذره و من از یکماه پیش رسیدم به این نتیجه ؛ و فقط و فقط بخاطر کلاسایی که رفتم و وقت و انرژیای که مامانم برام گذاشت دارم ادامه [ :)) ] میدم.
چرا پس حتا زمانبندیهاتونم غلطه؟ چرا انقدر غلطین همش آخه ؟
بعدا میام راجعبه امروز مینویسم که حالم از زندگی و دانشگاه [بله ! چون این دوتا کاملا از هم جدا عن ] بهم میخورد و یکی از شماها که نمیدونم کدومتون حتا اومدین بهم امیدهای واقعی و نه واهی دادین .
مینویسم یه روزی راجعبهش حتما .
مینویسم یه روزی راجعبهش حتما .
یهبارم لستسینمو براش ریسنتلی کردم که لستسینش برام ریسنتلی بشه که هی نبینم آنلاینه و درحال حرفزدن با من نیست .
وقتی کلاسی کنسل میشه و استادی که همش اذیت میکرده نمیفهمه و پا میشه از شهرمجاور میاد دانشگاه و میفهمه کلاس کنسل شده ؛ اون موقع حقیقتا خنده ی شیطانیم از ته دله و لذتم هم !
#هاااایژگرم
#هاااایژگرم