Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
ساعاتی که مجبور نیستم بیدار باشم و بیدارم، احساس می‌کنم دارم به روحم خیانت می‌کنم.
لطفا بلند نشدن و بیرون نرفتن از اتاق رو وقتی اسمتو صدا می‌کنن و کارشونو نمیگن نرمالایز کنیم.
Stuff
لطفا بلند نشدن و بیرون نرفتن از اتاق رو وقتی اسمتو صدا می‌کنن و کارشونو نمیگن نرمالایز کنیم.
معادل مجازی این، وقتی که سلام و احوال‌پرسی میکنن و کارشونو نمیگن.
Forwarded from زوربای سیاه (Saber)
کتاب خوب باهام کاری می‌کنه که نتونم صبر کنم تا برگردم توی تختم و زیر نور چراغ مطالعه‌ای که از میز جدا کردم و بستم به میله‌ی تخت بخونمش. باعث میشه میل شدیدی نسبت به سکوت انتهای شب‌هام داشته باشم. این احساس رو بهم میده که هر اتفاقی، خوب و بد، طی روز واسم اتفاق بیفته باز در انتهای شب منم و یه داستان جذاب توی دستم. شب‌ها می‌خونم و روزها داستان رو توی مغزم نشخوار می‌کنم. زنده باد کتاب‌های خوب که آ‌دم رو زنده نگه می‌دارن.
زیر فشار چیزهایی که عملا وجود ندارند دارم له میشم. اگه یکی ازم بپرسه خب مشکل چیه؟ نمی‌تونم دست بذارم روی چیزی. نمی‌تونم بگم ساعات کاریمون بیشتره یا امتحان‌هامون سنگین‌تر شده یا استادها اذیت‌تر می‌کنند. همه چیز ایده‌آله. ساعت‌ها مشخص و منطقی اند اما من هر ثانیه‌شون آماده ام که بزنم زیر گریه و تا پایان تحصیلم یا پایان منابع مایع بدنم، هرکدوم که زودتر پیش بیاد، گریه رو بس نکنم. امتحان‌ها هستند و بودند و خواهند بود و چیزی سخت‌تر از قبلی‌ها که گذروندم نیستند. استادها دیوانگی‌های معمولشون رو دارند و چیزی نیست که کسی در لول ما نتونه هندلش بکنه. همه چیز نرماله و با این حال من، بیشتر از همیشه احساس ناتوانی می‌کنم؛ احساس نادانی و ناشایستگی و نفهمی و در کل، ناکافی بودن.
هیچ چیزی بیشتر از دو ثانیه یادم نمیمونه و احساس می‌کنم دارم تموم میشم و راستش رو بخواهید تقریبا تموم شده ام. از اطرافم تقریبا هیچ برداشتی ندارم. وقتی کسی باهام حرف می‌زنه فقط دلم میخواد مکالمه تموم بشه. عملا هیچ مکالمهٔ واقعی‌ای ندارم؛ سعی می‌کنم چند کلمه از کل حرف‌هاشو بردارم که بفهمم در واکنش بهش باید بخندم یا تاسف بخورم یا بگم خاک تو سرشون یا سکوت کنم. از مورد “حالت چطوره؟” قرار گرفتن می‌ترسم و هربار که یکی این رو می‌پرسه تمام تلاشم رو می‌کنم که نگم حالم چطوره و فقط خوبم. چون واقعا خوبم. واقعا روی کاغذ باید خوب باشم چون هیچ چیز بدی وجود نداره ولی من خوب نیستم و نمی‌دونم چرا خوب نبودنم تموم نمیشه.
اونجایی که جیم کری توی مصاحبهٔ اخیرش گفت: I’ve had enough
Forwarded from آن
فروردین قصد تموم شدن نداره.
احساس می‌کنم دارم مرز دیوانهٔ بامزه بودن رو رد می‌کنم و وارد حوزه استحفاظی دیوانهٔ کریپی میشم.
Forwarded from تیکه
خوش آمدی به جمع ما سوار تازه از سفر رسیده💫🔥😁
I want my old brain back :((
این که کسی با نه شنیدن ازمون ناراحت بشه، مشکل خودشه که این قضیه رو با خودش حل نکرده که هر سوالی ممکنه جواب ناخوشایند داشته باشه و دستور امپراتوری نیست که حتما بله قربان داشته باشه. مشکل شما نیست.
اصلا منصفانه نیست.
Forwarded from مَلْهُوف
[ می‌دانی آنچه تمام می‌شود تویی و نه اندوه. ]
Forwarded from ژوزفین
کاش می‌دونستم الان باید چیکار کنم. ادامه بدم؟ رها کنم؟ صبر کنم؟ نمی‌دونم.
کاش‌ میومدی می‌گفتی بیا با هم بریم کلاس زبان.
می‌دونید در این لحظات چی آرومم می‌کنه؟ هیچی. هیچی آرومم نمی‌کنه. FCKN HICHI