Forwarded from ForElisa
باید به یه چیزی چنگ زد، باید یه دلیلی، یه سوالی یه چیزی داشت که آدم دلش بخواد بخاطرش زنده بمونه. بیشتر ادما بخاطر خانوادهشون زندهاند، یه سریها به خاطر آرزوهاشون، اعتقاداتشون، به خاطر پارتنرشون یا اصلا بخاطر خودشون، بخاطر نفس زندگی دلشون میخواد زنده بمونند و زندگی کنند. نمیدونم چجوری ولی نباید رشتههای متصل به این دلیلها، هر چقدر هم نازک و شکننده پاره بشه. اگه این رشتهها نباشند و به هر دلیلی پاره بشند، تهش فقط سیاهی مطلقه. آدم باید یه چیزی داشته باشه که بخاطرش زندگی کنه. میدونی چی میگم؟
توی یکی از اپیزودهای مدرن فمیلی، کلر و فیل دعوای خیلی بدی میکنند؛ ولی مشکلی که هست اینه که فیل نمیدونه کلر از چی ناراحته و همین کلر رو عصبانیتر میکنه. اواخر اپیزود مشخص میشه که فیل سالادی رو که کلر سالها پیشنهاد میکردتش، به پیشنهاد یکی از دوستاش، خورده و به کلر گفته که این سالادو باید امتحان کنی.
کلر هم عصبانی میشه که مرد حسابی، من چند ساله دارم بهت میگم این سالادو امتحان کن و گوش نمیدی، حالا که یکی دیگه بهت گفته رفتی خوردی و تازه به من میای میگی باید امتحانش کنی؟
کلر هم عصبانی میشه که مرد حسابی، من چند ساله دارم بهت میگم این سالادو امتحان کن و گوش نمیدی، حالا که یکی دیگه بهت گفته رفتی خوردی و تازه به من میای میگی باید امتحانش کنی؟
به پریسا گفتم که اون بهترین نبود و نیست، ولی همونی بود که همیشه چشمام دنبالش میگشتن، حالا هم دیگه نمیخوام چشمام دنبال چیزی بگردن.
نشر پ رو کلا با تمام وجودم دوست میدارم. یک کتاب خیلی لاغر و کوچولو هم برای صلاحیت بالینی داره که چک لیست تمام امتحانات آسکی داخلشه که اون هم اوصیکم.
Stuff
بچههای فیزیوپات یا هرکسی که فارما براش کابوسه، این کتاب نشر پ، منبع مقدماتی خوبی برای یادگرفتن فارماست. توی تابستون که وقتتون آزادتره بخونیدش که ثواب دنیا و آخرت ببرید و وقتی گفتن کاپتوپریل، تشنج نکنید. بوس.
اگر بعدش خواستید فارما رو درست حسابی بخونید هم برید سراغ کتاب تکجلدی فارماکولوژیش.