Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
عجیب برام میدونید چیه؟ که رئیسم هنوز حاضر نشده بگه اشتباه کرده و معذرت میخواد از رفتارش با این که میدونه اشتباه کرده و معلوم شده اتفاقی که افتاده تقصیر من نبوده. به جاش رفته غذای موردعلاقهی من رو سفارش داده میگه امروز ناهار مهمون منید. رفته قهوهی موردعلاقهی من رو سفارش داده گذاشته روی میزم. ولی اون جملهی معذرت میخوام یا اشتباه کردم رو به زبون نمیاره. اینقدر حرف زدن سخته واقعا؟
Forwarded from . آن دیگری .
ما فقط، شاید هممون، نیاز داریم که باهم بشینیم گریه کنیم.
من با این که بهم ایرادامو بگن بدم نمیاد، اما با این که سه ساعت از وقتمو بذارم برم جلسه و ۹۰٪ وقت جلسه صرف دیس کردن من بشه و دلایل نفرتشون از منو بگن هم خیلی احساس رضایت نمیکنم.
لیدرلی سه ساعت!
لیدرلی سه ساعت!
همه میگن چرا انقدر بد اخلاقی، چرا یکی احتمال نمیده که
She’s too tired to qorboon sadaqe you all the damn time!
She’s too tired to qorboon sadaqe you all the damn time!
اگه با من بیشتر از سه جمله حرف زده باشید، حتما یکی از اون سه جمله “چرا انقدر معذرت خواهی میکنی؟” عه. جوابشو هیچ وقت نگفتم چون سخته گفتنِ
I’m sorry that I’m me.
I’m sorry that I’m me.
الان یکی از مهمترین انگیزههام برای زندگی، رسیدن ۳ اسفند و لفت دادن از تمام گروهای بانی شو عه؛ از فاکین همهشون.
ما یک وقتهایی خیلی چیزها را نمیبینیم.
ما خیلی وقتها یک چیزهایی را نمیبینیم.
ما نمیبینیم.
ما خیلی وقتها یک چیزهایی را نمیبینیم.
ما نمیبینیم.
احساس میکنم آخرین آدمِ جهانم، منتظر نشستم که بقیه برگردن. میدونم نیستم، ولی چنین حسی دارم.
اما یه نفر باید خیلی احمق باشه که بعد از بیست و چند سال هنوز نفهمیده باشه که نباید صیمیمتِ اول هر آشنایی رو جدی بگیره!
Stuff
الان یکی از مهمترین انگیزههام برای زندگی، رسیدن ۳ اسفند و لفت دادن از تمام گروهای بانی شو عه؛ از فاکین همهشون.
فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک فاک
#conversations
#conversations
مدرن فمیلی قسمت آخرش پخش شد. من فصل آخرش رو ندیدم و نمیبینم اما قسمت آخرش پخش شد و غمگینم.
سه ماه پیش توی راه خونه به دانشگاه، با بابا برای انجام یه کاری مشورت کردم، کاری که مینا و سارا و کامیاب گفتند میتونی از پسش بربیای و براش آماده ای؛ بابا گفت: نه نمیتونی، از پسش برنمیای، برات زوده هنوز. تو رو چه به این کارا!
حالا، من به میزان خوبی از عهدهٔ این کار براومدم (نمیگم هیچ گندی نزدم، فقط میگم که کاملا گند نزدم!) دو بار هم بر اومدم، و فکر میکنم که باید به پدر یه
You were sooo wrong
تقدیم کنم.
حالا، من به میزان خوبی از عهدهٔ این کار براومدم (نمیگم هیچ گندی نزدم، فقط میگم که کاملا گند نزدم!) دو بار هم بر اومدم، و فکر میکنم که باید به پدر یه
You were sooo wrong
تقدیم کنم.