Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
یک خط قرمز‌هایی برای من هستند که تبصره‌شون فقط مرگه، در هیچ صورت دیگه‌ای عذری پذیرفته نیست.
کاش ما هم از اینا
یک چیزی درست کردم که انقدر ذوقشو دارم که هر لحظه منتظرم یکی چنان بزنه توی ذوقم که گریه‌م بگیره.
#isrc
اگه مثل فیلما موقع عصبانیت یه آهنگ غمگین با مضمونِ “دلتون براش بسوزه.” پخش میشد شاید کمتر دعوا می‌کردیم.
عزیزم
امروز غمگین نبودم، اما خیلی خشمگین بودم.
درس هم نخوندم.
خاک بر سر من عزیزم.
Forwarded from سعدی‌مون
که در کمندِ تو راحت بوَد گرفتاری.
دارم راهکار جدیدی رو امتحان می‌کنم که یا خیلی جواب میده یا گند میزنه به همه چیز.
For a second there, I thought everything could get better. But then today happened.
یه جای گریز آناتومی، کلی تورز و اریزونا با هم به مشکل برخوردن، اریزونا پیشنهاد کاپل تراپی داد، تراپیست هم یه جا پیشنهاد داد که چند روزی جدا از هم زندگی کنن. کلی با این خیلی مخالف بود. آخرش به یک هفته راضی شد، اریزونا گفت من می‌خواستم بگم چند ماه!
یادم نیست آخرش چند وقت از هم جدا زندگی کردند، بعد از اون اما اریزونا به این نتیجه رسید که دلش میخواد بازم با کلی ادامه بده، اما کلی فهمید که چقدر بدون اریزونا خوشحال‌تره.
حالا یا اینه، یا به قول فائزه باید تاس بندازیم.
شدیدا نیاز دارم که تولدم باشه؛ از همه نظر!
کلاس چهارم هم زمان هم توی تئاتر مدرسه بودم، هم شنا می‌رفتم؛ اینطوری که تا ظهر مدرسه بودم، بعدش دو سه ساعت تمرین تئاتر داشتیم و بعدش باید بدو بدو می‌رفتم شنا. سر این قضیه هم خیلی اذیت میشدم. مثلا یه وقتایی تمرین بیشتر طول می‌کشید و از اون طرف مربی دعوام می‌کرد، یه روزایی زیادی خسته بودم و فقط روی آب می‌خوابیدم و مثلا تمرین شناوری می‌کردم :))) یه روزایی هم حوصله تئاترو نداشتم و همه‌ش منتظر بودم که تموم بشه و برم شنا.
و اینطوری شده بود که از هیچ کدوم لذت نمی‌بردم، یه هفته از تئاتر متنفر بودم، یه هفته از شنا. و همیشه داشتم غر می‌زدم و ترحم جمع می‌کردم. مامانم یه بار گفت یکیشو نرو دیگه! و من برای اولین بار مجبور به انتخاب بین دو تا علاقه شدم. باید یکیشونو قبل از این که از هر دو متنفر بشم انتخاب می‌کردم.
حالا هم توی چنین وضعیتی گیر کردم و اون نفرت غلیظی که هر هفته از سمت یکیشون به طرفم حمله می‌کنه، آزاردهنده شده.
نباید وقتی باهاتون خوبیم بی لیاقت بازی درارین.
Forwarded from پرنده یِ کوچکی که منم (Arina🍃)
.
Forwarded from • رایمون (کامل غلامی)
ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
ما صبر کردیم
ولی فردا نمیشه
دور ریختن همه چیز، برای این که خودت رو دور نریزی
امروز هم “بذار از فردا” بود.
احساس می‌کنم چهل سالمه.