مثل دیشب که همه میدونستن یه چیزایی اشتباهه و کسایی که حقشون خورده میشد حنجرهشون پاره شد از بس داد زدن و حقخواهی کردن و “دلشون نخواست” که بشنون.
مثل دیشب که ظلم شد به بچهها،
این جهان پر از آدماییه که حقشون خورده میشه ولی چون ارزش مالی ندارن بهشون توجهی نمیشه.
مثل دیشب که ظلم شد به بچهها،
این جهان پر از آدماییه که حقشون خورده میشه ولی چون ارزش مالی ندارن بهشون توجهی نمیشه.
امروز رفتم بانک حساب باز کنم و وقتی میخواست استعلام بگیره گفت: خانوم توی ثبت احوال زده شما فوت کردین.
واقعا! واقعاِ واقعا!
واقعا! واقعاِ واقعا!
Stuff
امروز رفتم بانک حساب باز کنم و وقتی میخواست استعلام بگیره گفت: خانوم توی ثبت احوال زده شما فوت کردین. واقعا! واقعاِ واقعا!
خلاصه که امروز لیدرلی خبر مرگمو شنیدم و عجیبتر از اون، صدای خندهی عصبی متصدی بانک بود که میگفت کارت شناساییتو بده دوباره چک کنم.
من اگه از یکی متنفر هم باشم وقتی تعداد اعضای کانالش رُند شدن لفت نمیدم.
شایدم من زیادی نایسم.
شایدم من زیادی نایسم.
این دو روز رو لطفا دعا کنیم برای کنکوریها؛ برای آرامششون، برای زندگیشون که تا مدت زمان زیادی باید تحت تاثیر این دو روز قرار بگیره.
دعا کنیم براشون، برای خانوادههاشون و برای سلامتیشون.
من یکسال کنکور دادم؛ سه تا کنکور دادم و با هر درصدی، با هر کدوم از کارنامههایی که گرفتم یکبار مردم، شکستم، خرد شدم.
این کشور از “نتیجه نده” ترین کشورهای جهانه و جاییه که برای زحمات آدمها در راهی که طی میکنن هیچ ارزشی قائل نیست ولی برای ما هم راهی جز کنکور دادن و قبول شدن در دانشگاه نیست؛ دعا کنیم برای دلاشون، برای قلبشون، دعا کنیم براشون که آروم باشن چون واقعا زحمت کشیدن و از مظلومترین قشران.
دعا کنیم که نشکنن، که با قلب شکسته وارد این جامعه نشن و حالشون خوب باشه این دو روز.
ملتمسانه میگم، دعا کنیم براشون؛ یا هرطور که اعتقاد داریم و میتونیم براشون انرژیهای خوب بفرستیم تا حالشون بیاد سرجاش.
دعا کنیم براشون، برای خانوادههاشون و برای سلامتیشون.
من یکسال کنکور دادم؛ سه تا کنکور دادم و با هر درصدی، با هر کدوم از کارنامههایی که گرفتم یکبار مردم، شکستم، خرد شدم.
این کشور از “نتیجه نده” ترین کشورهای جهانه و جاییه که برای زحمات آدمها در راهی که طی میکنن هیچ ارزشی قائل نیست ولی برای ما هم راهی جز کنکور دادن و قبول شدن در دانشگاه نیست؛ دعا کنیم برای دلاشون، برای قلبشون، دعا کنیم براشون که آروم باشن چون واقعا زحمت کشیدن و از مظلومترین قشران.
دعا کنیم که نشکنن، که با قلب شکسته وارد این جامعه نشن و حالشون خوب باشه این دو روز.
ملتمسانه میگم، دعا کنیم براشون؛ یا هرطور که اعتقاد داریم و میتونیم براشون انرژیهای خوب بفرستیم تا حالشون بیاد سرجاش.
Forwarded from رادیو چهرازی و ... 🎧📚🎬
الان فقط نیاز دارم بغلم کنی،
حرکتی به قدمت خود بشریت
که معنایش خیلی فراتر از
تماس دو بدن است.
در آغوش گرفتن یعنی؛
از حضور تو احساس تهدید نمی کنم...
📚الف
#پائولو_کوئیلو
@Radio_chehraziii
حرکتی به قدمت خود بشریت
که معنایش خیلی فراتر از
تماس دو بدن است.
در آغوش گرفتن یعنی؛
از حضور تو احساس تهدید نمی کنم...
📚الف
#پائولو_کوئیلو
@Radio_chehraziii
رادیو چهرازی و ... 🎧📚🎬
الان فقط نیاز دارم بغلم کنی، حرکتی به قدمت خود بشریت که معنایش خیلی فراتر از تماس دو بدن است. در آغوش گرفتن یعنی؛ از حضور تو احساس تهدید نمی کنم... 📚الف #پائولو_کوئیلو @Radio_chehraziii
بعد از اِن سال زندگی، ویران شود این شهر که یک بغّال ندارد.
کاش امسال دیگه بعد از اِن سال کنکور رخت برببنده از جهان ما.
به اندازهی همهی سالایی که یکی کنکور داشته و من این موقع شب پنجشنبهی قبل از کنکورش در حال سکته بودم خسته شدم:/
به اندازهی همهی سالایی که یکی کنکور داشته و من این موقع شب پنجشنبهی قبل از کنکورش در حال سکته بودم خسته شدم:/
وقتی نمیاید باهام حرف بزنید مجبور میشم هی چرتوپرت بگم و بیشتر نمیاید باهام حرف بزنید.
من از اینام که تمام سناریوهای بد رو میارم تو مغزم و به خودم استرس وحشتناک میدم فقط برای اینکه یه وقت غافلگیر نشم. ولی اتفاقات اخیر انقدر سریع میرن سراغ اتفاق بعدی که من فرصت تحلیل خودشونم نمیکنم، چه برسه به سناریوهای بعدی.
به امتحان نزدیکتر میشیم و منابع دائم اضافه میشن؛ اینطوری بود که روز اول که سه روز وقت داشتیم فقط قرار بود ۷۰صفحه بخونیم، الان رسیده به ۵۸۰ صفحه و دائم هم داره اضافه میشه و ما هیچ ما شمردن صفحات خوانده نشده.
از مترجمین استدعا میشود طوری کتابهای منبع را ترجمه نکنند که خواننده در توصیف آن دائم بگوید :”آزار دارن، مریضن، دیوانه اند”
مشکلات خانوادگی و روانی خود را قاطی ترجمههایتان نکنید.
ای لعنت به شما و ترجمههایتان.
مشکلات خانوادگی و روانی خود را قاطی ترجمههایتان نکنید.
ای لعنت به شما و ترجمههایتان.
یکی از اطرافیان هم صبح فردای کنکور بلند شد، نشست دو ساعت و نیم تست شیمی زد، بررسی کرد و درصد گرفت، در حال یادداشت درصدش بود که یادش اومد روز قبلش کنکور داده و تموم شده.