پریا رها کن. بپذیر که پیر شدی. بپذیر که از نصف میگذری به زودی. بپذیر که نمیشه. بیا بپذیر و رها کن.
جناب سرپرست گفتن: تو دیگه بسِّته. اشباع شدی در این پوزیشن. ول کن دیگه بیا برو یه جا دیگه.
درست گفتن. من دیگه بَسَّمه.
#imsa
#conversations
درست گفتن. من دیگه بَسَّمه.
#imsa
#conversations
Forwarded from یادداشتهای یک روانپزشک (Hafez)
تمام دانشکدهی پزشکی را زیر پا گذاشتهام: آنجا همگی تشخیصشان عالی است، کل بیماری آدم را مثل فوت آب بلدند اما درمان را نمیدانند. در اینجا دانشجوی ریزهی پرشور و شوقی بود که میگفت: "ممکن است بمیری، اما اطلاع کامل خواهی یافت که از چه مرضی میمیری."
(برادران کارامازوف، داستایوسکی، حسینی، ص۹۰۲)
پ.ن: این یکی از جدیترین انتقادها به رشتهی پزشکیه. پزشکها براشون درمانپذیر نبودن بسیاری از بیماریها خیلی عادیه، ولی آدم وقتی دانشجوی پزشکی باشه و ببینه اینقدر خوب علتشناسی و تشخیص و سیر و پیشآگهی بیماریها را میدونه، بعد اگه کسی ازش بپرسه خب این بیماری درمانش چیه، میخواد سرش رو بکوبه به دیوار! مخصوصا وقتی دانشجوی بخش روماتولوژی و نورولوژی باشی!
@hafezbajoghli
(برادران کارامازوف، داستایوسکی، حسینی، ص۹۰۲)
پ.ن: این یکی از جدیترین انتقادها به رشتهی پزشکیه. پزشکها براشون درمانپذیر نبودن بسیاری از بیماریها خیلی عادیه، ولی آدم وقتی دانشجوی پزشکی باشه و ببینه اینقدر خوب علتشناسی و تشخیص و سیر و پیشآگهی بیماریها را میدونه، بعد اگه کسی ازش بپرسه خب این بیماری درمانش چیه، میخواد سرش رو بکوبه به دیوار! مخصوصا وقتی دانشجوی بخش روماتولوژی و نورولوژی باشی!
@hafezbajoghli
Forwarded from . آن دیگری .
بعد از این سالی که گذشت، بنظرم امسال همه ی سال نوها، عید هممونه. پس سال نوی هممون مبارک.
پریا (اون یکی پریا طبیعتا) گفته بود صبر جزیل.
همین.
خدایا اگر مرگ نمیدی صبر جزیل بده.
همین.
خدایا اگر مرگ نمیدی صبر جزیل بده.
پریا (اون یکی پریا) پرسیده بود که به خودتون چه حسی دارید؟
فکر کردم: کافی نیستم.
جواب ندادم.
پیام داد: در نرو، جواب بده!
گفتم: کافی نیستم. کافی نخواهم بود.
گفت: زیبا بود.
گفتم: و دردناک
لایک
لایک
#conversations
فکر کردم: کافی نیستم.
جواب ندادم.
پیام داد: در نرو، جواب بده!
گفتم: کافی نیستم. کافی نخواهم بود.
گفت: زیبا بود.
گفتم: و دردناک
لایک
لایک
#conversations
یکی از دوستام موقع امتحان خیار میخوره. شما اگر یک بار با من تلفنی صحبت کرده باشید متوجه آستانهٔ تحمل بسیار پایین گوشهای من شدید و این که بعد از دو ترم ما هنوز با هم دوستیم نشون میده که من این آدمو خیلی دوست دارم.