Forwarded from برنامه ناشناس
وقتی که بالم شکست با کسی که پروازُ یادم نیاره.
وقتی که بالم شکست با کسی که پروازُ یادم نیاره.
Forwarded from برنامه ناشناس
نمیدونم کِی. ولی هر وقت که بود میخوام حس کنم که از همهی مهارتهام استفاده کردم، احساس کردم، رقصیدم و زندگی کردم. اونوقت دیگه اهمیتی هم نداره که کی.
نمیدونم کِی. ولی هر وقت که بود میخوام حس کنم که از همهی مهارتهام استفاده کردم، احساس کردم، رقصیدم و زندگی کردم. اونوقت دیگه اهمیتی هم نداره که کی.
Forwarded from برنامه ناشناس
وقتیکه میدانم دیگر نمیخواهم در قلب من باشی.
وقتیکه میدانم دیگر نمیخواهم در قلب من باشی.
دستم با فندک سوخت. فندک داغه و میسوزونه ولی من انتظار داشتم چون برای سیگار استفاده نمیکنم بهم آوانس بده و نسوزونه. متاسفانه باز هم انتظاراتم بهم آسیب رسوند. حالا یک دستی در خدمتتونیم.
نمیدونستم دست چپم اینقدر استفاده داره. حالا دیدم بدون دست مغلوبم انگار دست غالبم هم فایده نداره. و باز هم انتظاراتم زمینم زده.