صبح شده، ولی هنوز سه چهار ساعت از دیشب در من مانده و خب، فعلا تصمیم ندارم بفرستمش بره.
Stuff
میدونم که قول داده بودم، ولی نمیخوام برگردم.
هشدار داده بودی که رفتن اعتیادآوره. طبق معمول گوش ندادم.
یک عنکبوت رو مست کردیم.
رفت پیش معشوقهش.
ما چی؟ چیزکیک خوردیم و دنیا رو شکر کردیم که عنکبوت نشدیم.
رفت پیش معشوقهش.
ما چی؟ چیزکیک خوردیم و دنیا رو شکر کردیم که عنکبوت نشدیم.
پریا پریا پریا
امشب لیاقت این رو داری(ـم) که سه بار بدون عصبانیت صدات(ـم) کنم(ـی) و بهت(ـم) خسته نباشید بگم(ـی).
امشب لیاقت این رو داری(ـم) که سه بار بدون عصبانیت صدات(ـم) کنم(ـی) و بهت(ـم) خسته نباشید بگم(ـی).
رئیس بزرگ میخواد پپرونی شیرینی بده و به قول پویا، من بیشتر از این که برای موفقیتمون خوشحال باشم، برای شیرینی خوشحالم :))
آه از ما بندگان شکم
آه از ما بندگان شکم
مشکل برنامهریزیهای طولانی مدت و تعهدهای لانگترم اینه که وقتی وقت انجام برنامهای که ۷ ماه پیش قولشو دادی میرسه، تو دیگه اون آدم ۷ ماه پیش نیستی، شرایط هم عوض شده، و عزیزم، میدونم که حرفم حرفهای نیست، ولی آدم چطوری میتونه خودشو برگردونه به خود ۷ ماه پیشش که به قولهاش عمل کنه؟
Breaks my heart every time.
Breaks my heart every time.