سرخط – Telegram
سرخط
8.2K subscribers
21.9K photos
16.7K videos
350 files
1.26K links
سرخط اخبار کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، اقوام و محیط زیست را پوشش می‌دهد.
سرخط، صدای جنبش حق تعیین سرنوشت است، آوای انسان دی ماه، فریاد مردم آبان.

ارتباط با ادمین :
@Sarkhatist

اینستاگرامِ سرخط: Sarkhatism
آدرس ایمیل: sarkhatism@gmail.com
Download Telegram
🔴 اعتراضات کسبه و گروه‌هایی از مردم به محوریت گرانی و قیمت ارز را چگونه باید فهمید؟

تحلیل اعتراضات را از کجا باید شروع کرد؟

آیا مسئله فقط تثبیت نرخ ارز است؟

آیا این قیامی خرده‌بورژوایی است و باید از آن احتراز کرد؟

با شعارهای متناقض چه باید کرد؟

آیا باید با اعتراضات همراهی کرد یا مانند چپ‌های محور مقاومتی به انکار و تقبیح آن پرداخت؟

وظیفه‌ی نیروهای چپ چیست؟


🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗
https://tinyurl.com/yrraka66


#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایه‌داری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
سرخط
Photo
🔴 «همه با هم»: ترمز انقلاب

چهار نمونه از انقلاب‌های «همه باهمی» را مرور می‌کنیم:

۱. انقلاب ۱۳۵۷ ایران: وقتی قرار بود «انقلاب» تمام شود
در ماه‌های پایانی حکومت شاه، جامعه فقط در حال اعتراض نبود؛ در حال سازمان‌یابی بود. اعتصاب‌های سراسری، کارخانه‌ها را خوابانده بود. در محله‌ها، دانشگاه‌ها و محیط‌های کار، شوراها و کمیته‌ها شکل می‌گرفتند. برای اولین بار بعد از دهه‌ها، این تصور واقعی شده بود که مردم فقط «فریاد» نزنند، بلکه خودشان امور را اداره کنند. بازار سنتی و نیروهای مذهبی در این مرحله نقش مهمی داشتند. اعتصاب کردند، هزینه دادند و در سرنگونی سلطنت سهم داشتند. اما با سقوط شاه، سؤال اصلی عوض شد. دیگر مسئله «شاه برود یا بماند» نبود؛ مسئله این بود که قدرت به کجا منتقل شود. اینجا بود که شکاف طبقاتی خودش را نشان داد. شوراهای کارگری و قدرت‌های برآمده از پایین، به معنای دست‌کاری واقعی در مالکیت، مدیریت و سود بودند. این دقیقاً همان‌جایی بود که بورژوازی با زبان نظم، قانون و اداره‌ی کشور وارد شد. دولت موقت مأمور این کار شد که اعلام کند «انقلاب تمام شده» و جامعه باید به خانه‌ها برگردد تا «کشور اداره شود». این فقط یک دستور ساده نبود؛ یک تصمیم طبقاتی بود. قدرت‌های مردمی یا نادیده گرفته شدند، یا یکی‌یکی خلع‌قدرت شدند. اعتصاب‌ها باید «کنترل» می‌شدند. شوراها نباید «بی‌نظمی» ایجاد می‌کردند. بازار و بورژوازی مذهبی، که تا دیروز علیه شاه بودند، حالا برای حفظ ثبات و مالکیت، به ائتلافی تن دادند که دولت مرکزیِ مقتدر می‌ساخت. نتیجه این شد که انقلاب اجتماعی عمیق متوقف شد، و نظمی جدید شکل گرفت که بسیاری از مناسبات قدیم را حفظ کرد. اینجا «خیانت اخلاقی» در کار نبود؛ دفاع از موقعیت طبقاتی مسئله بود. درسش ساده است: ضد دیکتاتوری بودن، لزوماً مترقی بودن نیست.


۲. شیلی ۱۹۷۰–۱۹۷۳: دموکراسی تا جایی که سود آسیب نبیند
شیلی کشوری بود با سنت‌های دموکراتیک. آلنده با رأی مردم سر کار آمد. برنامه‌اش هم خیلی تند به نظر نمی‌رسید: ملی‌سازی صنایع کلیدی، بهبود شرایط زندگی کارگران، و کمی مهار قدرت سرمایه‌داران بزرگ. اما همین «کمی» کافی بود که بعضی‌ها بیایند و کل برنامه‌ی بهبود کشور را بر هم بزنند. تا وقتی اصلاحات در حد حرف و نماد بود، تحمل شد. اما وقتی به سود و مالکیت رسید، واکنش شروع شد. سرمایه‌داران کارخانه‌ها را تعطیل کردند، توزیع کالا را مختل کردند و کمبود مصنوعی ساختند. اقتصاد عمداً فلج شد تا این پیام داده شود: بدون رضایت ما، زندگی عادی ممکن نیست. خرده‌بورژوازی شهری هم با ترس از بی‌ثباتی و هرج‌ومرج بسیج شد. نظم، حتی اگر به قیمت از بین رفتن دموکراسی باشد، ترجیح داده شد. نتیجه روشن بود: همان طبقه‌ای که از رأی مردم حرف می‌زد، عملاً راه را برای سرنگونی دولت منتخب زحمتشکان باز کرد. اینجا هم مسئله شخصی نبود. وقتی پای منافع طبقاتی وسط باشد، دموکراسی هم می‌تواند کنار گذاشته شود.


۳. انقلاب‌های ۱۸۴۸ اروپا: آزادی سیاسی، اما نه بیشتر از این
در میانه‌ی قرن نوزدهم، اروپا تحت سلطه‌ی سلطنت‌ها و اشرافیت بود. بورژوازی علیه این نظم قیام کرد و آزادی‌های سیاسی خواست: پارلمان، قانون اساسی، حقوق مدنی. این انقلابی واقعی بود، اما فقط تا یک نقطه‌ی مشخص. مشکل از جایی شروع شد که کارگران وارد صحنه شدند و گفتند آزادی بدون نان یعنی چه؟ حق رأی بدون حق زندگی چه ارزشی دارد؟ وقتی پای دستمزد، مالکیت و توزیع ثروت وسط آمد، همان بورژوازی که تا دیروز انقلابی بود، عقب نشست. با ارتش و بقایای نظم قدیم سازش کرد و جنبش کارگری را سرکوب کرد. نتیجه این شد که سلطنت‌ها تضعیف شدند، اما نظم سرمایه‌داری تثبیت شد. مارکس دقیقاً این لحظه را ثبت می‌کند: بورژوازی انقلابی است، اما فقط تا وقتی انقلاب به درِ کارخانه نرسیده.


۴. روسیه ۱۹۱۷ (فوریه): وقتی وسط راه ایستادن ممکن نبود
در روسیه، جنگ، گرسنگی و سرکوب باعث شد تزار سرنگون شود. بعد از سقوط او، دو قدرت هم‌زمان شکل گرفت: دولت موقت بورژوایی و شوراهای کارگری و سربازی. این یک وضعیت استثنایی بود؛ قدرت از پایین واقعاً وجود داشت؛ قدرت در دست مردم بود. دولت موقت وعده‌ی «آزادی» داد، اما جنگ را ادامه داد. وعده‌ی «اصلاحات» داد، اما زمین را به دهقانان نداد. شوراها را تحمل کرد، اما سعی کرد مهارشان کند. همه‌چیز به نام ثبات و نظم به تعویق افتاد. اما این تعلیق ممکن نبود. یا انقلاب باید متوقف می‌شد و نظم سرمایه‌داری حفظ می‌شد، یا باید جلوتر می‌رفت و قدرت واقعاً به دست توده‌ها می‌افتاد. تاریخ مسیر اول را انتخاب کرد.


✔️ الگو را می‌بینی؟

#سرمایه‌داری #سوسیالیسم #طبقات_اجتماعی #بورژوازی #پرولتاریا #بازار #طبقه #مبارزه_طبقاتی #دموکراسی #اعتراضات #اعتصابات #اعتراض #اعتصاب


@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 خطر پیش رو چیست؟
دستاوردهای اعتراضات و خطرات پیش رو


ما در آینه‌ی افزایش نرخ ارز چه می‌بینیم؟ کاهش قدرت خرید‌مان را.

بازاری چه می‌بیند؟ برای بازاری، مسئله «تثبیت» نرخ ارز است. حال می‌خواهد ۱۷۰ هزار تومان هم بشود، مهم نیست.

برای مردم کارگر و فرودست مهم است که نرخ ارز پایین بیاید و دستمزدها نیز بالا برود.

آیا می‌خواهیم بگذاریم بار دیگر سواری گرفتن بورژوازی از کارگران انقلابی تکرار شود؟

در اعتراضات اخیر، با هوشمندی کارگران و مردم فرودست، مسئله از «تثبیت نرخ ارز» به «گرانی و کاهش نرخ ارز» تبدیل شد.

اما خطر پیشِ رو چیست؟

خطر پیشِ رو این است که بچه‌های کارگران و فرودستان به‌خاطر توانایی‌شان در مبارزه‌ی خیابانی، در صف اول قیام قرار می‌گیرند، یحتمل کُشته و دستگیر می‌شوند و دست آخر سخنگوی خودخوانده‌ی مبارزات‌شان می‌شود امثال شاهزاده که مطالبات واقعی این مبارزان را تحریف می‌کند و عملاً همان وعده‌های اقتصادی امثال «همتی» رئیس بانک مرکزی را می‌دهد.

خطر پیشِ رو این است که با سرکوب احتمالی حرکت، مجدد افسرده شویم و به کُنج‌های خودمان بخزیم و از ادامه‌ی ارتباط‌گیری و سازماندهی دست بشوبیم.

خطر پیشِ رو این است که با فروکِش کردن صوری و موقت تورم یا انواعی از تزریق پول به جامعه، نگذارند ما خواسته‌هایمان را با اعتصاب و راهپیمایی و توسل مشروع به خشونت رادیکال‌تر کنیم‌.

خواسته‌هایی مثلِ
- افزایش دستمزد
- لغو پیمانکاری و برخورداری از امنیت شغلی
- کاهش اجاره‌ی خانه‌ها
- مصادره‌ی اموال بابک زنجانی‌ها و علی انصاری‌ها

مسئله مطلقاً این نیست که به‌خاطر خطر‌های برشمرده، از خیابان عقب‌نشینی کنیم و به خانه‌هایمان برگردیم؛ اما باید هشیار و آگاه باشیم تا پیاده‌نظام کسانی که خواسته‌های ما را تحریف می‌کنند و تحقق این خواسته‌ها برای منافع‌شان خطرناک است، نشویم.

#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایه‌داری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری

@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 تفاوت را پیدا کنید: روح‌الله خمینی و رضا پهلوی


✔️ روح‌الله خمینی:

1️⃣ «در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجرهٔ تدریس خود در قم برخواهم گشت.»

- ۵ آبان ۱۳۵۷ / ۲۷ اکتبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری رویترز در نوفل‌لوشاتو)


2️⃣ «دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.»
- ۲۰ آبان ۱۳۵۷ / ۱۱ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با شبکهٔ ان‌بی‌سی در نوفل‌لوشاتو)


3️⃣ «من نمی‌خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی‌خواهم حکومت یا قدرت را به دست بگیرم.»
- ۲۵ آبان ۱۳۵۷ / ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با تلویزیون اتریش در نوفل‌لوشاتو)


4️⃣ «نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی‌دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در ادارهٔ امور مملکت داشته باشم.»

- ۲۶ آبان ۱۳۵۷ / ۱۷ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس در نوفل‌لوشاتو)


5️⃣ «پس از رفتن شاه، من نه رئیس‌جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.»
- ۱۹ دی ۱۳۵۷ / ۹ ژانویه ۱۹۷۹ (مصاحبه با روزنامهٔ لوموند در نوفل‌لوشاتو)




✔️ رضا پهلوی:

1️⃣ شاهزاده [رضا] پهلوی در مصاحبه با وب‌سایت العربیه تأکید کرد «حکومت دغدغه امروز من نیست... در فردای آزادی باید دید که مردم چه نوع حکومتی را انتخاب می‌کنند، من به انتخاب آن‌ها احترام می‌گذارم و تسلیم اراده‌ هم‌میهنانم هستم»
العربیه (به‌نقل از تایمز اسرائیل) – ۴ مه ۲۰۱۷


2️⃣ «من به هیچ وجه دنبال هیچ پست و مقامی نیستم، برای اینکه می‌خواهم آزادی داشته باشم و در قفسی چپانده نشوم»
ایران اینترنشنال – ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ (۱۷ مارس ۲۰۲۱)


3️⃣ رضا پهلوی در جریان یک نشست خبری در پاریس بار دیگر عدم تمایل خود به کسب قدرت را تصریح کرد. او در حضور رسانه‌های بین‌المللی گفت:«I do not seek political power, but rather to help our great nation navigate through this critical hour toward stability, freedom, and (ترجمه: «من در پی قدرت سیاسی نیستم، بلکه می‌خواهم به ملت بزرگمان کمک کنم تا این برهه حساس را به سوی ثبات، آزادی و عدالت طی کند.»)
کنفرانس مطبوعاتی در پاریس – ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ (فاکس نیوز)



🖋 در دوران انقلاب ۵۷، روح‌الله خمینی بارها و در مصاحبه‌های متعدد با رسانه‌های معتبر غربی تأکید کرد که هیچ تمایلی به قدرت ندارد، حکومت اسلامی‌اش دموکراتیک خواهد بود و خودش پس از پیروزی به قم برمی‌گردد و فقط نقش ناظر و هادی خواهد داشت؛ وعده‌هایی که دقیقاً برای جلب اعتماد طبقه‌ی متوسط، کارگران و روشنفکران خسته از دیکتاتوری شاه داده شد. اما همین که قدرت را به دست گرفت، همه‌ی آن قول‌ها را زیر پا گذاشت و حکومتی استبدادی و تمامیت‌خواه بنا کرد که تا امروز طبقه‌ی کارگر را زیر فشار فقر و سرکوب له کرده‌است. حالا دقیقاً همین الگو را در حرف‌های رضا پهلوی می‌بینیم: او هم می‌گوید دنبال هیچ پست و مقامی نیست، فقط می‌خواهد به مردم کمک کند تا به آزادی و ثبات برسند و به انتخاب ملت احترام می‌گذارد. این شباهت تصادفی نیست؛ هر دو می‌دانند که در لحظه‌ی بحران، طبقه‌ی کارگر و جوانان به کسی که ادعا می‌کند «قدرت نمی‌خواهم» بیشتر اعتماد می‌کنند، چون خاطره‌ی دیکتاتوری شاه و استبداد ولایی هنوز تازه است. اما تجربه‌ی تاریخی به ما می‌گوید این نوع وعده‌ها اغلب پوششی برای نشستن بر صدر قدرت است. برای شما که از طبقه‌ی کارگرید و به خاطر خاطره‌ی معاشِ بهترِ دوران پهلوی یا نفرت از جمهوری اسلامی به این شعارها امید بسته‌اید، سؤال اصلی این است: آیا بازگشت یک خانواده‌ی سلطنتی که سال‌ها در تبعید زندگی لوکس داشته، واقعاً می‌تواند درد فقر، بیکاری و نابرابری امروزتان را حل کند؟ یا دوباره سرمایه‌داری و شبکه‌های پولدارش قدرت را قبضه خواهند کرد و شما باز هم در حاشیه می‌مانید؟ آلترناتیو واقعی نه در اعتماد به این وعده‌های تکراری، بلکه در سازمان‌یابی مستقل خودتان و ساختن آلترناتیوی است که از همین حالا، از دل اعتراضات و زندگی روزمره‌تان برآید.




#خمینی #پهلوی #رضا_پهلوی #اعتراضات #دی۱۴۰۴ #کمونیسم #سوسیالیسم #سلطنت #طبقه_کارگر #طبقه #سیاست #اعتراضات_دی


@SarKhatism
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تا همیشه «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
دانشگاه تهران، ارسالی از #یاران_سرخط

ویدیو مربوط به تجمع دانشگاه تهران در تاریخ نهم دی‌ماه است و رفیقی که آن را برایمان ارسال کرده نوشته در این مدت هیچ رسانه‌ای حاضر به انتشار آن نشده است.

هرچند نباید منکر وجود معنی‌دار شعارهای سلطنت‌طلبانه و ارتجاعی در این دور اعتراضات شد، اما همین مورد به ما نشان می‌دهد که پروپاگاندای رسانه‌ای این جریان فاشیستی چگونه عمل می‌کند و می‌خواهد با جعل و صداگذاری و انکار جامعه را مقهور خود کند. اما آنان می‌دانند که با وجود بدن نحیف‌شده‌ی دانشگاه زیر بار سال‌ها سرکوب و سیاست‌های پولی‌سازی، همچنان دانشجویانی هستند که در برابر آنان این چنین قد علم کنند. پس بی‌دلیل نبود که بوق‌چی‌های فاشیست‌ها از شب قبل این تجمع کمر به تکفیر دانشگاه بستند و سپس حاکمان جمهوری اسلامی با تعطیلی آن، خواسته‌ی آنان را اجابت کردند. چرا که هم رژیم سابق و هم رژیم فعلی دیده‌اند که دانشگاه به سادگی قابل فتح شدن نیست و همواره سنگری برای دفاع از آزادی و برابری باقی خواهد ماند.


#دانشگاه_تهران #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر

@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 شعار «رضاشاه روحت شاد» برای لرها مثل این است که یهودی‌ها شعار دهند «هیتلر روحت شاد»

حدود صدسال پیش، سپهبد امیر احمدی، فرمانده نیروی قزاق ارتش رضاخان دستورِ به خاک و‌ خون کشاندن آزادی‌خواهان لرستان را دریافت کرد و به سوی لرستان اعزام شد.


اسناد نسل‌کشی‌ای که رضاخان به راه انداخت، توسط ویلیام داگلاس، از قضات فدرال امریکا، مدافع حقوق بشر و مخالف برده‌داری در کتاب خاطراتش «سرزمینی‌ شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست‌داشتنی» ثبت شده‌است که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانیم. (اگر روحیه‌ی حساسی دارید، «پرده‌ی اول» را نخوانید.)


پرده‌ی اول:
پیرمرد: «سرهنگ (امیر امیراحمدی، معرف به قصاب لرستان) چندین نفر از جوانان ما را که اسیر کرده بود جمع کرد و بلافاصله دستور داد با زغال آتش روشن کنند. من فوراً متوجه شدم در حال تدارک چه جنایت فجیعی است. او دستور داد یک طاوه آهنی بزرگ آماده کنند و طاوه را روی آتش بگذارند تا خوب تفته و قرمز رنگ بشود، آنگاه دستور داد یکی از جوانان لُر را بیاورند. دو نفر سرباز دستهای جوان را محکم گرفتند و سومی هم با یک شمشیر تیز در عقب او ایستاد سپس با اشاره سرهنگ، سرباز جلاد با شمشیر سر جوان را قطع کرد. هنگامی که سر از بدن جدا شد و به کناری افتاد، سرهنگ فریاد کشید: «بدو…بدو» و همزمان یکی از افراد طاوه (ساج نیز گفته میشود تکه فلزی که زیر آن آتش روشن کرده و ‌روی آن نان می‌پزند) سرخ شده را روی گردن بریده چسباند. جسد بی‏سر از جا بلند شد و یکی دو قدم دوید و بعد افتاد. سرهنگ مثل اینکه از این عمل شنیع خود رضایت حاصل نکرده باشد فریاد کشید: «آن جوان بلند قد را بیاورید. فکر می‏کنیم که او بهتر از این‏ها بدود.» خلاصه آن بیچاره را هم آوردند و این بار با دقت بیشتری سر او را بریدند و طاوه آهنی را روی گردن بریده محکوم قرار دادند به طوری‏ که این بار جسد بی‏شتر توانست یکی دو قدم بیشتر بدود، خلاصه این جنایت ادامه پیدا کرد تا اینکه یک بار سرهنگ خودش شخصاً در این عمل شنیع شرکت کرد و این بار خود مسئولیت گذاشتن طاوه آهنی تفته را روی گردن محکوم قبول نمود ولی چون او به موقع نتوانست طاوه را روی گردن بریده قرار دهد، لذا وقتی جلاد سر محکوم را از تن جدا کرد خون از گردن محکوم در حدود یک متر فواره زد و سر و روی او و همه اطرافیان را خونی کرد.» 

«سرهنگ بعدش چه کرد؟»

«او همه گوسفندها، بزها، گاوها و اسبهای ما را فراری داد. روز بعد یک دوجین کامیون آمدند. دار و ندار، وسایل و دام‌هایمان بار کامیون‌های ارتش کرده و می‌بردند. خود را به چشمه‌ای در دره کشاندم و زخمم را شستم. دو شب آنقدر ضعیف بودم که نمی‌توانستم حرکت کنم. سپس برگشتم تا مرده‌ها را دفن کنم. هر مرد و زن و کودکی کشته شده بودند. روح زنده‌ای نبود. کرکس‌ها قبل از من به آنجا رسیده بودند.»

«سرهنگ چی شد؟»

«سرهنگ؟ اوه، او ژنرال و بعدها وزیر جنگ شد».

«آیا او هنوز زنده است؟»

«او در تهران زندگی می‌کند. غنایمی که از روستاهای ما به دست آورده بود، ده‌ها کامیون را پر کرد. ده‌ها هزار گوسفند و بز دزدیدند. سرهنگ چگونه آن را بین سربازانش تقسیم کرد، نمی‌دانم. من نمی‌دانم در غارت شریک است، اما سرهنگ امروز یک مرد بسیار ثروتمند است که با غارت چند صد خانه در تهران خرید».

در صدايش تمسخر بود، در حالي كه تف كرد: «قصاب، امير احمدي».

پرده‌ی دوم:
مدتی بعد از این ماجرا بود که من [نویسنده‌ی کتاب] امیراحمدی را در یکی از گاردن پارتی‌ها در تهران ملاقات کردم. او مردی بود چهارشانه و راست قامت که ظاهراً شصت ساله به نظر می‌رسید. او ضمناً دارای یک سبیل سیاه چخماقی و چشمانی نافذ بود. او یک سری دندان‌های طلایی داشت که هنگام خندیدن به خوبی نمایان می‌شد. به زبان روسی و ترکی آشنایی داشت و در ارتش قزاقستان در روسیه آموزش دیده بود. در آن ایام هنوز هم آثار تکبر نخوت و جسارت از سیمایش و به خصوص از طرز صحبت و آهنگ صدایش حتی هنگام بحث‌های خصوصی و خودمانی‌اش هویدا بود.
در این حیص و بیص خانمی از او سؤال کرد «تیمسار مناسبات شما با مردم لرستان در حال حاضر چگونه است؟» او در جواب گفت: «آنها با احترام از من یاد می‌کنند. امروز اسم من در اغلب خانواده‌ها مطرح است». خانم دوباره سؤال کرد: «ولی چگونه؟» او خندید با این خنده همه دندانهای طلایی‌اش نمودار گردید و پس از مدتی خندیدن گفت: «به این نحو که اگر کودکی در لرستان گریه بکند، مادرش برای ساکت کردن او می‌گوید ساکت والا میگم امیراحمدی تو را با خودش ببرد».

پهلوی هرگز مسئولیت این نسل‌کشی را گردن نگرفت و حتی در بریده‌ای روزنامه از سال ۱۳۵۰ چاپ نیویورک آمده که محمدرضا پهلوی میلیون‌ها دلار پول به ناشر کتاب‌های داگلاس برای سانسور و حذف پیشنهاد داده است. 


@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 حمله‌ی آمریکا به ونزوئلا، اعتراضات بر حق ما و خطر دخالت امپریالیستی

باید تا الآن روشن شده باشد که پیام «سرخط» «دست از اعتراض برداریم» نیست. اعتراض حقِ بدیهی است و بدون آن هیچ تغییری رخ نمی‌دهد. پیام این است که اعتراض را طوری سازمان دهیم که قابل مصادره نباشد. این یعنی حفظ ستون فقرات معیشتی و عدالت‌خواه جنبش و تعیین خط قرمزهای روشن.

🔔 خط قرمز نخست، نه به هرگونه دخالت خارجی است؛ چه به اسم نجات، چه به اسم دموکراسی، چه به اسم حقوق بشر.

🔔 خط قرمز دوم، نه به تداوم سیاست‌های ضدکارگری است؛ نه به خصوصی‌سازی، پیمانکاری دلالِ نیروی کار، سرکوب دستمزد و ریاضت.

🔔 خط قرمز سوم، آری به برنامه‌ی حداقلی اجتماعی: دستمزد متناسب با سبد معیشت، بیمه و خدمات عمومی قابل اتکا، مالیات تصاعدی بر ثروت و رانت، کنترل قیمت کالاهای حیاتی و حق تشکل مستقل.

🔔 خط قرمز چهارم، نه به تداوم سیاست‌های زن‌ستیز و اقلیت‌ستیز: حق اقلیت‌های جنسی و کوییرها، اقلیت‌های قومی و ملی و اقلیت‌های مذهبی به‌هیچ‌وجه نباید سرکوب شود. آزادی بیان، آزادی مطبوعات و عدم سانسور حق مسلم همه‌ی مردم است.

چنین چارچوبی دو مزیت حیاتی دارد:

🖊 اول، مانع از آن می‌شود که جنبش به سوخت پروژه‌هایی تبدیل شود که پس از «پیروزی»، نان و زندگی مردم را به بازار آزاد بسپارند.

🖊 دوم، اجازه می‌دهد که حتی در فضای سیاسی متکثر، معیار قضاوت روشن بماند: هر آلترناتیوی، داخلی یا خارجی، باید پاسخ دهد با دستمزد، مسکن، درمان و امنیت شغلی چه می‌کند. اگر پاسخش مبهم است یا وعده‌ها را به آینده‌ای نامعلوم حواله می‌دهد، همان‌جا باید متوقف شود.

🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗
https://tinyurl.com/4sp75s7r


#اعتراضات #اعتصاب #ونزوئلا #حمله_نظامی #رضا_پهلوی
🔴 «پهلوی ترمز قیام»
گزارش ارسالی از یاران #همراه_سرخط

جوانان یک دل و یک صدا فریاد می‌زنند مرگ بر خامنه‌ای. نیروهای امنیتی و نظامی آنها را از سمت فلکه اول صادقیه در امتداد خیابان ستارخان به سمت شرق پراکنده می‌کنند اما همچنان جمعیتی حدود دویست نفر به شعار دادن علیه دیکتاتوری ادامه می‌دهند.

نیروهای امنیتی با فاصله کمی از جمعیت به تهدید و پراکنده کردن و حمله وحشیانه به برخی جوانان ادامه می‌دهند. یک نفر در این میان یک باره فریاد می‌زند جاوید شاه. مرگ بر دیکتاتور با جاوید شاه در هم می‌شود. تعدادی از جمعیت از همراهی امتناع می‌کنند.

یک نفر که کاملا مشخص است و در دید نیروهای امنیتی است به شعار دادن به سود پهلوی ادامه می‌دهد. جمعیت کم‌کم به حدود ۵۰ نفر می‌رسد. از سر خیابان خسرو که شعار دادن به سود پهلوی شروع می‌شود پلیس از تعقیب و گریز دست بر می‌دارد و کم‌کم به سمت محل استقرار قبلی یعنی فلکه اول و دوم در حال برگشتن هستند.

جمعیت به بازارچه ستارخان نرسیده تمام می‌شود. لیدرهای امنیتی باند پهلوی به عنوان ترمز قیام، اعتراضات ستارخان را عقیم می‌کنند.

#رضا_پهلوی #اعتراضات #اعتصاب #سلطنت #پهلوی

@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴خبرنامه امیرکبیر؛ از اصلاح‌طلبی تا سلطنت‌طلبی
ارسالی از یاران #همراه_سرخط


کانال «خبرنامه امیر کبیر» یکی از کانال‌هایی است که در سال‌های اخیر به پوشش اخبار مربوط به دانشجویان و دانشگاهیان می‌پردازد. پیشینه‌ی تاسیس این کانال به فعالیت‌های دانشجویی دفتر تحکیم وحدتِ اصلاح‌طلبان در دهه هشتاد در دانشگاه «پلی‌تکنیک» برمی‌گردد.

فعالیت مربوط به پوشش اخبار دانشجویی این کانال از سال ۱۴۰۱ و با شروع جنبش زن‌زندگی‌‌آزادی، به مرور از یک کانال دانشجویی فاصله گرفته و تبدیل به دستگاه پروپاگاندای «سلطنت‌طلبان» شد.

کانالی که خود را صدای دانشجویان می‌نامد ولی با تقطیع اعتراضات، به نفع پهلوی تمام تلاش خود را در جهت سرکوب و سانسور دیگر صداها در دانشگاه‌های ایران بکار می‌برد.

بالا بردن پرچم شیر و خورشید توسط یکی از گردانندگان این کانال در آلمان آشکارترین حرکت برای اعلام رسمی این کانال در خدمت به احیای سلطنت بوده است. اگر چه این حرکت باعث دریافت جایزه حقوق بشری برایشان شد ولی بدیهی است کانالی که از اصلاح‌طلبی شروع  و به سلطنت‌طلبی ختم شد، نمی‌تواند خود را مدعی ارگان خبری جنبش دانشجویی ایران بنامد.

همچنین با «گزینش و چینش اخبار» منتشر شده در اعتراضات سه روز اخیر می‌توان مشاهده کرد که این کانال دیگر به صداقت در انتشار اخبار نه تنها پایبند نبوده بلکه ناقض حقوق بشر و دمکراسی است.

#پهلوی #سلطنت #خبرنامه_امیرکبیر #زن‌_زندگی_آزادی #اصلاح‌طلب

@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 چاوز علیه مادورو: دو رئیس‌جمهور چپ‌گرا چگونه یک کشور را اداره کردند؟


☑️ وقتی تحلیل مشخص از شرایط مشخص نداری
اگر بخواهیم نسبت میان چاوز و مادورو را از منظر یک چپ انقلابی بفهمیم، باید از همان ابتدا یک سوءتفاهم رایج را کنار بگذاریم: مسئله این نیست که مادورو «به اندازه‌ی چاوز چپ نبود» یا «زیر فشار تحریم‌ها ناچار شد عقب‌نشینی کند». مسئله‌ی اصلی این است که مادورو در شرایطی کاملاً متفاوت، همان منطق سیاسی–اقتصادی را ادامه داد که محصول یک دوره‌ی دیگر بود؛ دوره‌ای که نه توازن قوا شبیه آن باقی مانده بود و نه امکان‌های مادی‌اش.


🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗 https://tinyurl.com/3svmcmcy


#چاوز #مادورو #ونزوئلا #انقلاب #اعتراضات

@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 چه می‌شود که یک کمونیست در آلمان ۱۹۲۰ می‌تواند عضو لباس‌ قهوه‌ای‌های نازی در ۱۹۲۶ شود؟

اگر امروز برای چپ انقلابی توضیح‌دادنِ این پرسش حیاتی است که «چطور یک کمونیستِ آلمانِ ۱۹۲۰ می‌تواند در ۱۹۲۶ عضو لباس‌قهوه‌ای‌های نازی شود»، از سر کنجکاوی تاریخی یا وسواس آکادمیک نیست؛ از سر اضطرار سیاسیِ اکنون است. این پرسش، آیینه‌ای است که اگر در آن نگاه نکنیم، تصویرِ تحریف‌شده‌اش ما را از پشت غافلگیر می‌کند؛ آن‌هم درست در لحظه‌ای که خیال می‌کنیم «این‌بار فرق می‌کند».

🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗
https://shorturl.at/o8762


#اعتراضات #کمونیسم #فاشیسم #نازیسم #سوسیالیسم