برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم:
بیمارستان - زندان - قبرستان
در بیمارستان میفهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست! در زندان میبینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست. در قبرستان درمییابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد.
زمینی که امروز روی آن قدم میزنیم فردا سقفمان خواهد بود، پس چه بهتر كه برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم...
📡 @Secrets_Box
برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم:
بیمارستان - زندان - قبرستان
در بیمارستان میفهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست! در زندان میبینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست. در قبرستان درمییابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد.
زمینی که امروز روی آن قدم میزنیم فردا سقفمان خواهد بود، پس چه بهتر كه برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم...
📡 @Secrets_Box
استالین در یکی از جلسات معمول خود، خواست که برای او مرغی بیاورند. او آن را گرفت و در حالی که با یک دست آنرا میفشرد، با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد. مرغ از درد فریاد میزد و سعی میکرد از هر راه ممکن، اما بدون موفقیت، فرار کند، اما دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود. استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بین ببرد و پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی میافتد." او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد، رفت تا مقداری گندم بیاورد. همکارانش در کمال تعجب او را مشاهده میکردند، در حالی که مرغِ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکرد. استالین با دانههای گندم، مرغ را به هر گوشه از اتاق به سمت خود میکشید. در همه این مراحل مرغ پی در پی، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود. در این مرحله استالین به دستیاران متعجب خود روی آورد و گفت: "احمقها به همین راحتی اداره میشوند. مشاهده کردید که مرغ با وجود تحمل دردهایی که من برای او ایجاد کردم، مرا تعقیب کرد...!"
📡 @Secrets_Box
استالین در یکی از جلسات معمول خود، خواست که برای او مرغی بیاورند. او آن را گرفت و در حالی که با یک دست آنرا میفشرد، با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد. مرغ از درد فریاد میزد و سعی میکرد از هر راه ممکن، اما بدون موفقیت، فرار کند، اما دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود. استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بین ببرد و پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی میافتد." او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد، رفت تا مقداری گندم بیاورد. همکارانش در کمال تعجب او را مشاهده میکردند، در حالی که مرغِ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکرد. استالین با دانههای گندم، مرغ را به هر گوشه از اتاق به سمت خود میکشید. در همه این مراحل مرغ پی در پی، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود. در این مرحله استالین به دستیاران متعجب خود روی آورد و گفت: "احمقها به همین راحتی اداره میشوند. مشاهده کردید که مرغ با وجود تحمل دردهایی که من برای او ایجاد کردم، مرا تعقیب کرد...!"
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔞 حاوی صحنه دلخراش، به این دختر توسط یک مدیر در آبادان تجاوز شده و باردار شده، وقتی رفته منزل آن شخص و اعتراض کرده و صدایش را بلند کرده خانواده آن فرد با کمک کارمندان حراست پالایشگاه آبادان این بلا را بر سر دختر آوردهاند.
+ معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آبادان گفته که این مامور حراست و تمام افراد داخل کلیپ بازداشت شده اند.
📡 @Secrets_Box
🔞 حاوی صحنه دلخراش، به این دختر توسط یک مدیر در آبادان تجاوز شده و باردار شده، وقتی رفته منزل آن شخص و اعتراض کرده و صدایش را بلند کرده خانواده آن فرد با کمک کارمندان حراست پالایشگاه آبادان این بلا را بر سر دختر آوردهاند.
+ معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آبادان گفته که این مامور حراست و تمام افراد داخل کلیپ بازداشت شده اند.
📡 @Secrets_Box
مامور پسففطرت با دست، با پا و با باتوم به بدن خونین و نیمهجان دخترک تعرض میکند و سینهاش را دستمالی میکند.چرا همونجا زمین دهان باز نکرد و همه را نبلعید؟حتی یزید به حضرت زینب هم امان و اجازهی دادخواهی داد و به هیچکس اجازه نداد به زنان تعرض کند
📡 @Secrets_Box
مامور پسففطرت با دست، با پا و با باتوم به بدن خونین و نیمهجان دخترک تعرض میکند و سینهاش را دستمالی میکند.چرا همونجا زمین دهان باز نکرد و همه را نبلعید؟حتی یزید به حضرت زینب هم امان و اجازهی دادخواهی داد و به هیچکس اجازه نداد به زنان تعرض کند
📡 @Secrets_Box
جعبه اسرار
🔞 حاوی صحنه دلخراش، به این دختر توسط یک مدیر در آبادان تجاوز شده و باردار شده، وقتی رفته منزل آن شخص و اعتراض کرده و صدایش را بلند کرده خانواده آن فرد با کمک کارمندان حراست پالایشگاه آبادان این بلا را بر سر دختر آوردهاند. + معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اظهارات دختر آبادانی که مورد ضربوشتم قرار گرفت
- کاتر برای دفاع از خودم به همراه دارم.
- خانواده طرف مقابل ابتدا به من حمله ور شدند.
- به رسانههای خارجی ارتباطی ندارد و تمام شایعات آنها واقعیت ندارد؛ مردم توجه نکنند.
- کارم را قانونی پیگیری میکنم.
📡 @Secrets_Box
اظهارات دختر آبادانی که مورد ضربوشتم قرار گرفت
- کاتر برای دفاع از خودم به همراه دارم.
- خانواده طرف مقابل ابتدا به من حمله ور شدند.
- به رسانههای خارجی ارتباطی ندارد و تمام شایعات آنها واقعیت ندارد؛ مردم توجه نکنند.
- کارم را قانونی پیگیری میکنم.
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمد دادکان:
بابا مردم ناراحتند، زندگیها نمیچرخه، پا گذاشتید روی گلوی مردم! با فوتبال هم سر مردم را گرم میکنید... ایران جزو ثروتمندترین کشورهای دنیاست، اما به نوع زندگی شهروندانش نگاه کنید: اکثرا نان شب ندارند!
📡 @Secrets_Box
محمد دادکان:
بابا مردم ناراحتند، زندگیها نمیچرخه، پا گذاشتید روی گلوی مردم! با فوتبال هم سر مردم را گرم میکنید... ایران جزو ثروتمندترین کشورهای دنیاست، اما به نوع زندگی شهروندانش نگاه کنید: اکثرا نان شب ندارند!
📡 @Secrets_Box
آدم احساس میکنه که زنده یاد فرخی یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
📡 @Secrets_Box
آدم احساس میکنه که زنده یاد فرخی یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این گاوها نگاه کنید که چگونه از خط کشی وسط خیابان میپرند فقط به این علت که اولی پرید! حیوانات و بالاخص گاوها بیدلیل از دیگران تقلید میکنند و هیچگاه سوال نمیپرسند و این فرق بارز انسان و حیوان است!
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
- مولوی -
📡 @Secrets_Box
به این گاوها نگاه کنید که چگونه از خط کشی وسط خیابان میپرند فقط به این علت که اولی پرید! حیوانات و بالاخص گاوها بیدلیل از دیگران تقلید میکنند و هیچگاه سوال نمیپرسند و این فرق بارز انسان و حیوان است!
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
- مولوی -
📡 @Secrets_Box
یکی از ويژگیهای ما آدمها مرز گذاشتن است.
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
- دکتر مجتبی لشکربلوکی -
📡 @Secrets_Box
یکی از ويژگیهای ما آدمها مرز گذاشتن است.
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
- دکتر مجتبی لشکربلوکی -
📡 @Secrets_Box
تمام خطوط در تصویر با هم موازی هستند! حتما تعجب میکنید و حق هم دارید. فقط کافیست از کنار به تصویر نگاه کنید!
این چشمان شماست که دچار اشتباه شده است، پس به چشماتونم اعتماد نکنید!
📡 @Secrets_Box
تمام خطوط در تصویر با هم موازی هستند! حتما تعجب میکنید و حق هم دارید. فقط کافیست از کنار به تصویر نگاه کنید!
این چشمان شماست که دچار اشتباه شده است، پس به چشماتونم اعتماد نکنید!
📡 @Secrets_Box
اگه دایناسور ها سازگاری با محیط اطرافو از ما ایرانیا یاد گرفته بودن، انقدر ساده منقرض نمیشدن...
📡 @Secrets_Box
اگه دایناسور ها سازگاری با محیط اطرافو از ما ایرانیا یاد گرفته بودن، انقدر ساده منقرض نمیشدن...
📡 @Secrets_Box
رئیس جمهورها با دلار چه کردند؟!
قیمت دلار تو شروع دورهی آقای هاشمی رفسنجانی، ۱۲۰ تومن و تو پایان دورهش ۴۷۰ تومن بود! یعنی حدود ۴ برابر گرون شد!
دلار تو شروع دورهی آقای خاتمی، ۴۷۰ تومن و تو پایان دورهش ۹۰۵ تومن بود! یعنی حدود ۲ برابر گرون شد!
احمدی نژاد دلار رو با قیمت ۹۰۵ تومن تحویل گرفت و بعد از ۸ سال ریاست جمهوری، با قیمت ۳۱۰۰ تومن تحویل داد! یعنی حدودا ۳٫۵ برابر گرون تر!
و اما می رسیم به عالیجناب حسن روحانی که دلار رو با قیمت ۳۱۰۰ تومن تحویل گرفت و با برنامهریزی دقیق و تلاش زیاد، تونسته دلار رو به حدود ۳۰ هزار تومن برسونه! یعنی ۱۰ برابر! خسته نباشید میگم به آقای روحانی برای این رکورد شکنی!
📡 @Secrets_Box
رئیس جمهورها با دلار چه کردند؟!
قیمت دلار تو شروع دورهی آقای هاشمی رفسنجانی، ۱۲۰ تومن و تو پایان دورهش ۴۷۰ تومن بود! یعنی حدود ۴ برابر گرون شد!
دلار تو شروع دورهی آقای خاتمی، ۴۷۰ تومن و تو پایان دورهش ۹۰۵ تومن بود! یعنی حدود ۲ برابر گرون شد!
احمدی نژاد دلار رو با قیمت ۹۰۵ تومن تحویل گرفت و بعد از ۸ سال ریاست جمهوری، با قیمت ۳۱۰۰ تومن تحویل داد! یعنی حدودا ۳٫۵ برابر گرون تر!
و اما می رسیم به عالیجناب حسن روحانی که دلار رو با قیمت ۳۱۰۰ تومن تحویل گرفت و با برنامهریزی دقیق و تلاش زیاد، تونسته دلار رو به حدود ۳۰ هزار تومن برسونه! یعنی ۱۰ برابر! خسته نباشید میگم به آقای روحانی برای این رکورد شکنی!
📡 @Secrets_Box
چند درد مشترک ایرانیان از زبان صادق هدایت:
- اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
- منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
- با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
- به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
📡 @Secrets_Box
چند درد مشترک ایرانیان از زبان صادق هدایت:
- اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
- منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
- با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
- به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آب دستتونه بذارید زمین این ویدیو رو ببینید
صاحبان سرمایه و قدرت از من و شما چه میخواهند؟ صحبتهای بسیار جالب جرج کارلین در این باره رو بشنوید!
📡 @Secrets_Box
آب دستتونه بذارید زمین این ویدیو رو ببینید
صاحبان سرمایه و قدرت از من و شما چه میخواهند؟ صحبتهای بسیار جالب جرج کارلین در این باره رو بشنوید!
📡 @Secrets_Box
هلند دوسوم خوزستان است، ۱۶ برابر ایراﻥ صادرات کشاورزی داﺭد! میدانید چرا؟
چون گاوهای هلندی در جایگاه واقعی خودشان و در دامداریها هستند!
📡 @Secrets_Box
هلند دوسوم خوزستان است، ۱۶ برابر ایراﻥ صادرات کشاورزی داﺭد! میدانید چرا؟
چون گاوهای هلندی در جایگاه واقعی خودشان و در دامداریها هستند!
📡 @Secrets_Box