جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.7K subscribers
22K photos
10.5K videos
9 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram

این‌ها در رده باغیرت‌ترین مخلوقات خدا هستند. سعی کنیم موقع خرید از این‌ها از کلمه تخفیف استفاده نکنیم.


📡 @Secrets_Box

دیگه این خارجیا دارن شورشو درمیارن


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

متأسفانه باید بگم
این آخرین خوشحالی ایران بود
همینقدر دور...



📡 @Secrets_Box

زندگی‌ خیلی کوتاهتر از اونیه که بخوای به متوسط بودن قانع باشی، در هر کاری که‌ انجام میدی، برای عالی شدن کوشش کن.


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

لطفا تا اطلاع ثانوی هرگز از قفل‌های کتابی استفاده نکنید! این قفل‌ها برخلاف آنچه که درباره امنیت و مقاومت شان گفته می‌شود، بی‌نهایت ناایمن و غیر قابل اعتماد هستند! لطفا این هشدار را در گروه‌ها و برای مخاطب‌ها ارسال کنید تا آگاه شوند و مراقب باشند!


📡 @Secrets_Box
👍1

این ۳۰ میلیون ریالِ ، زیبا نیست ؟


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
این گردن و ستون فقرات هیچ وقت به وضع‌ ‌سابق برنمیگرده البته اگه زنده بمونه!!


📡 @Secrets_Box

رجبعلی هوایی معروف به رجبعلی صراف از تجار بنام شیراز بود، مغازه‌اش در نبش ورودی بازار وکیل بود کارش حواله دادن پول و صرافی بود و البته با دو درصد سود به افراد نیازمند هم وام می‌داد، عوام او را نزول‌خوار می‌گفتند، بالاخره هوایی عزم زیارت کعبه می‌کنه و برای حساب اموال به علما مراجعه می‌کنه ....
می‌گویند: پول شما از راه صحیح به‌دست نیآمده و حرام است و قابل محاسبه و کسر خمس و زکات نیست! و در حقیقت جوابش کردند و گفتند حق نداری مکه بروی! و سپس وی به‌جای سفر حج با هزینه شخصی درمانگاهی در فلکه مصدق شیراز بنا نمود که تمام موارد پزشکی و درمانی و دارویی در آن رایگان بود در سال ۱۳۵۸ مومنین انقلابی گفتند این درمانگاه نجس است و حرام چون از پول ربا ساخته شده و درمانگاه فوق با آن‌همه تجهیزات و وسایل تخریب و به توالت عمومی تبدیل گردید و هم اینک توالت نیز به پارکینگی متروکه تبدیل شده! ای کاش می‌شد رجب علی خان سر از خاک بردارد و ۲۷ تا ۳۸ درصد سود را که نامش نزول هم نمی‌باشد را ببیند!


📡 @Secrets_Box

پدر رفتگری به دخترش گفت به کسی نگو پدرت رفتگر است چون تو را مسخره می‌کنند! دختر عکسی از خودش و پدرش در فضای مجازی منتشر کرد و نوشت پدر من رفتگر است و او تمام غرور من است! من پدرم را خیلی دوست دارم! او نباشد بهداشت نیست، او نباشد امکان زندگی شهری نیست، دست‌های او بهشتی هست، من بر خود می‌بالم که او یک اختلاسگر چفیه پوش نیست! مهر بر پیشانی ندارد که مال مردم را بخورد و حق و ناحق بکند! روزی او پر برکت و حلال است! در کار خود ریا و تظاهر نمی‌کند! او بی‌آزارترین مردم هست و کسی در کنارش احساس ناامنی نمی‌کند! نه امضایش خانه‌ای را خراب می‌کند و نه روابطش بیت المال را خالی می‌کند! هر چند حقوقش ناچیز است، ولی چون در رزقش عشق هست او را با حقوق نجومی عوض نمی‌کنیم! آری او یک مهندس پاکیزگی و سلامت هست⁩! انسانیت سن و سال و جنسیت نمی‌شناسد! به عشق تمامی پاکبانان و زحمتکشان فوروارد کنید!

📡 @Secrets_Box
Forwarded from Quiz

شما دوست دارید چه کسی برنده انتخابات پیش‌روی آمریکا بشه؟
Anonymous Poll
53%
دونالد ترامپ
47%
جو بایدن

وقتی بشکن میزنید انگشتان شما با سرعتی حدود ۳۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند.


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

چقدر به ترمز ماشینتون اطمینان دارین؟
قابل توجه خودروسازان وطنی !


📡 @Secrets_Box

یه عکس پاییزی خفن که انگار دوتا عکسه


📡 @Secrets_Box

بوس اثر نمی‌کند، گاز مگر اثر کند 😍


📡 @Secrets_Box

اگه همین الان ویزا و پاسپورت و ارز و بلیت برای مهاجرت بذارن جلوی من و بگن همین حالا برو...
Anonymous Poll
79%
میرم
21%
نمیرم


رئیس جمهوری می‌گفت؛ یک شب همسرم به من تلفن کرد و پرسید معلوم هست تو کجایی؟
من هم بهش گفتم در یک جلسه با وزیران هستم،
زنم گفت خوشا به غیرتت. تو جلسه‌ای و اصلا فکر نمی‌کنی که من تنها هستم و ممکنه دزدی کسی تو خونه مزاحمم بشه؟
گفتم بگیر راحت بخواب دزدها همه اینجا پیش من نشسته‌اند.

📡 @Secrets_Box

خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می‌شود تا زمانی که تاریکی شب سر می‌رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی‌بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا من می‌خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد .

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می‌دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا سی سال زندگی عمری طولانی است کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می‌خواهم ده سال عمر کنم و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می‌توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...!

و از آن زمان تاکنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!!!!!
و پس از آن، ازدواج می‌کند و سی سال مثل خر کار می‌کند مثل خر زندگی میکند و مثل خر بار می‌برد!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، نگهبانی می‌دهد و هر چه به او بدهند می‌خورد!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می‌کند ؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می‌رود و سعی می‌کند مثل میمون نوه‌هایش را سرگرم کند...!!!

📡 @Secrets_Box
👍1

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش نوشت: جناب فرمانده اسلحه‌ام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمی‌خواهم بجنگم، این تصمیم بخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست... راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیب‌هایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام... “پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش می‌گیرم و اجازه نمی‌دهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بی‌بهره می‌کند...

📡 @Secrets_Box
👍1

۲۰:۳۰ ما رو این شکلی می‌بینه ؟!


📡 @Secrets_Box

هی دست می رود به کمرها یکی یکی
وقتی که می رسند خبرها یکی یکی
خم گشته است قد پدرها دوتا دوتا
وقتی که می رسند پسرها یکی یکی


📡 @Secrets_Box