جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.6K subscribers
22K photos
10.5K videos
10 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

شعرخوانی کتایون ریاحی به مناسبت روز کوروش‌ بزرگ

روز جهانی انسانیت گرامی باد...


📡 @Secrets_Box
Forwarded from Quiz

کدام پادشاه، یهودیان را از بند بابل آزاد کرد؟
Anonymous Quiz
7%
نادرشاه
63%
کوروش
15%
اسکندر
12%
داریوش
4%
نمی‌دانم ✘

تصور اغلب مردم اینه که کارتون و کاریکاتور برای خنداندن مردمه، اما این کارتون بسیار تلخه، تلخ و تاریک مثل جنگ!


📡 @Secrets_Box

حیوان‌آزار های حیوان صفت!

آفرودبازان در کویر مرنجاب استان اصفهان، با خودروی دو دیفرانسیل شان یک کل را تا پای مرگ تعقیب کردند که نهایتا به از نفس افتادن و مرگ حیوان نگون‌بخت می‌انجامد!

یک محیط بان در توضیح ویدئو نوشت:
حیوانات وحشی علیرغم قدرت و سرعت‌شان در صورت تعقیب مداوم از نفس افتاده و دچار خونریزی داخلی می‌شوند.
زیستگاه کَل و بزها ارتفاعات صخره‌ای است و احتمالاً با نزدیک شدن به فصل جفتگیری کل و بزها، این کَل از ارتفاعات صخره‌ای پایین آمده بوده که در مسیر این آفرود سواران بی‌وجدان قرار گرفته است.


📡 @Secrets_Box


آقاى جهانگيرى گفت براى كاهش قيمت‌ها دعا كنيد!
چشم!
خدايا به حق همه پاكان و نيكان هر كسى كه مسئوليتى قبول كرده كه در توانش نيست و اعتماد مردمو خدشه دار كرده، هر كسى كه خون مردمو براى سود شخصيش تو شيشه كرده، هر كسى كه مانع رسيدن مردم به رفاه و آسايش و آرامشه الساعه نابود بفرما
آمين!


📡 @Secrets_Box

فریب نخورید!

در زمان حضرت سلیمان پرنده‌ای برای نوشیدن آب به سمت حوضی که کنار چشمه‌ای بود پرواز کرد اما چند کودک را به سر برکه دید پس آنقدر صبر کرد تا کودکان از آنجا متفرق شدند! همین‌که قصد فرود به سوی برکه را کرد این بار مردی را با ریش بلند و آراسته دید که برای نوشیدن آب به آن برکه مراجعه نمود. پرنده با خود گفت که این مرد خوبی است از وی آزاری به من نمی‌رسد! وقتی نزدیک شد آن مرد سنگی به‌سویش پرتاب کرد و چشم پرنده کور شد! پرنده از مرد نزد حضرت سلیمان شکایت برد! پیامبر آن مرد را احضار کرد او را محاکمه و فرمان کور کردن چشم او را داد. اما پرنده به حکم صادر شده اعتراض کرد و‌ گفت: چشم این مرد هیچ آزاری به‌من نرساند بلکه ریش او بود که مرا فریب داد و گمان بردم که از سوی او آزاری به من نمی‌رسد! پس به عدالت نزدیکتر است اگر ریش او را بتراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند!

📡 @Secrets_Box

مردم شهری که همه در آن می‌لنگند، به کسی که راست راه می‌رود می‌خندند! انسان عادت دارد چیزی را که نمی‌فهمد مسخره کند!


- چارلی چاپلین -

📡 @Secrets_Box

اگر توانستید به مگس‌ها بفهمانید که گل از زباله بهتر است، می‌توانید به خائنین ممکلت بفهمانید، کشور از ثروت بهتر است...

- ارنستو چه‌گوارا -

📡 @Secrets_Box

هر کاری که تو این ۱۴۲ روز انجام میدی
آخرین کاریه که تو این قرن انجام میدی


‌‌
📡 @Secrets_Box


اون مال قبلنا بود که حق به حق دار میرسید ،
الان دیگه حق به پولدار میرسه ... !




📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

سخنان شهید بهشتی که صدا و سیما هرگز پخش نکرده است!

“۱۵ ماه از پیروزی انقلاب میگذرد، ولی هنوز سیرها و خیلی‌ سیرها با گرسنه‌ها و خیلی گرسنه‌ها باهم دیده میشنود... تا وقتی چنین است جامعه ما اسلامی نیست”


📡 @Secrets_Box

به عدد شدن آدم‌ها عادت نکنیم!

۴۱۵ نفر؟ تو رو خدا به عدد شدن آدم‌ها عادت نکنیم! ۴۱۵ انسانی که دیروز در ایران بر اثر کرونا از دنیا رفتند، تمام زندگی عزیزان‌شان بودند. ‌‌با این وضع آمار به بالای ۹۰۰ نفر تو آذر می‌رسه و وحشت از اینکه تا کجا قراره به عددهای رسمی عادت کنیم و به مرگِ هم سِر بشیم...

لطفا کرونا رو جدی بگیرید و رعایت کنید.


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

دوربین جنگلبانی این صحنه رو ضبط کرده 🔞



📡 @Secrets_Box

۲۹ اکتبر روز جهانی اینترنت است. روز ۲۹ اکتبر ۱۹۶۹ اولین پیام اینترنتی ارسال شد و ۵۰ سال بعد بیش از ۴ میلیارد نفر در جهان به اینترنت دسترسی دارند و تعداد دستگاه‌های متصل به شبکه‌هایIP بیش از دو برابر جمعیت جهان است!
اینترنت بزرگترین سیستمی است که تاکنون به دست انسان طراحی، مهندسی و اجرا شده است.


📡 @Secrets_Box

سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد...
پس از برگشت سربازان به پادگان‌ها و اقامتگاه‌ها، همه زنان نیز از خانه‌هایشان بیرون آمدند و لباس‌های پاره پاره خود را با گریه‌ای دلسوزانه جمع می‌کردند به جزء آن زن! از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می‌کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
زن‌های روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آن‌ها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید ...
بنابراین با حمله ای دست جمعی، او را کشتند
”شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند”

این است واقعیت فاسدین جامعه، هر انسان شریفی را می کُشند، تخریب میکنند، دروغ می‌بندند، عزل می‌کنند، از دسترس مردم دور می‌کنند تا فسادشان آشکار نشود.


📡 @Secrets_Box
👍1

ماسکا رو بکشید رو چشاتون
این روزای ایران دیدن نداره


📡 @Secrets_Box

در سال ۱۹۳۷ در انگلستان یک مسابقه فوتبال بین تیم‌های چلسی و چارلتون به‌علت آلودگی بی‌حد هوا در دقیقه ۶۰ متوقف شد. اما "سام بارترام" دروازه بان چارلتون ۱۵ دقیقه پس از توقف بازی همچنان درون دروازه بود! به‌علت سر و صدای زیاد پشت دروازه‌اش سوت داور را نشنیده بود. او با دست‌هایی گشاده با حواس جمع در دروازه می‌ماند و با دقت به جلو نگاه می‌کند تا به گمان خودش در برابر شوت‌های حریف غافلگیر نشود. وقتی پانزده دقیقه بعد پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را به او داد سام بارترام با اندوهی عمیق گفت: چه غم انگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالی که من داشتم از دروازه آنها حراست می‌کردم. در طول این مدت فکر می‌کردم تیم ما در حال حمله است و به تیم رقیب مجال نزدیک شدن به دروازهٔ ما را نداده است...

در میدان زندگی چه بسیار بازیکنانی هستند که از دروازه آن‌ها با غیرت و همت حراست کردیم اما با مه آلود شدن شرایط در همان لحظه اول میدان را خالی کرده و ما را تنها گذاشته‌اند.
”حواسمان به دروازه‌بانانی که در زندگی ما نقش دارند باشد.”

📡 @Secrets_Box

من حسادت می‌کنم؛
به خودم،
به خودم در یک سال قبل، که همه جا می‌رفت، همه چیز می‌خورد، همه چیز می‌نوشید و همه‌ کار می‌کرد و از هیچ‌چیزی نمی‌ترسید! از کافه‌های جنوب تا شمال شهر گرفته تا رستوران‌ها و حتی ساندویچی‌های کنار خیابان، از باشگاه‌های بدنسازی گرفته تا پارک‌های شلوغ، از کتابفروشی‌ها تا عمده‌فروشی‌های پر از آدم... منِ یک سال قبل چقدر خوشبخت بوده و فارغ! چقدر بی‌خیال! چقدر آسوده! چقدر راحت و بدون هیچ تمهیدی از خانه خارج می‌شده، هندزفری به گوش و لبخند به لب از کنار آدم‌ها عبور می‌کرده، از بوییدن گل‌های کنار خیابان نمی‌ترسیده، با آدم‌ها از نزدیک و بدون ماسک حرف می‌زده، می‌خندیده و با دست‌های نشُسته خوراکی می‌خورده و از دست زدن به سلفون‌ خوراکی‌های بیرون مغازه‌ها هراسی نداشته.
من حسودی‌ام می‌شود به تمام کارهایی که در یک سال قبل، بدون هیچ اضطراب و هراسی می‌کردم، به تمام چیزهایی که می‌خوردم، جاهایی که می‌رفتم، آدم‌هایی که ملاقات می‌کردم و عزیزانی که در آغوش می‌کشیدم.
به تمام آرامشی که داشتم...
که حالا به بدیهی‌ترین نیازهای روزمره‌ی یک انسان، غبطه می‌خورم، به سفر، به تفریح، به بی‌دغدغه کنار آدم‌ها نشستن و چای نوشیدن، به آغوش...
که باید قدردان هرروز و هرثانیه‌ی این زندگی بود، که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند فردا می‌تواند چقدر خوب یا بدتر از امروز باشد،
که هیچ‌کس از کارهای دنیا سر در نمی‌آورد.

آری... من حسادت می‌کنم به خودم،
به خودم در یک سال قبل...

- نرگس صرافیان طوفان -


📡 @Secrets_Box